The First Multipolar War

The First Multipolar War

Arnaud Bertrand, 24 March 2026, Substack


نخستین جنگ چندقطبی

آرنو برتران

فکر نمی‌کنم مردم درک کنند آنچه در رابطه با ایران شاهدش هستیم تا چه حد خارق‌العاده است.

دیروز با یکی از دوستان روزنامه‌نگار عزیزم بحث می‌کردم؛ او به من می‌گفت که ایران بله، در حال پیروزی است، اما فقط در سطح استراتژیک و نه تاکتیکی.

این همان حرفی است که یک بچه‌ مدرسه‌ای لاغر وقتی قلدرها او را در کمد دیواری مدرسه حبس می‌کنند، با خود می‌گوید تا آرام شود: «ده سال دیگر این‌ها التماس می‌کنند که برای من کار کنند. همه می‌دانند ورزشکارها فقط در دوران دبیرستان در اوج هستند. آن‌ها واقعاً التماس خواهند کرد.»

من فکر می‌کنم این تصور دقیقاً اشتباه است و همین مسئله است که جنگ ایران را متفاوت می‌کند. تا به این لحظه، ایران در واقع در سطح تاکتیکی نیز ایستادگی کرده است.

به دیگر جنگ‌های تجاوزکارانه ایالات متحده در چند دهه اخیر فکر کنید. ویتنام، افغانستان، لیبی، عراق، صربستان و غیره را در نظر بگیرید (لیست متأسفانه بسیار طولانی است). الگو تقریباً همیشه ثابت بود: یک تفاوت قدرت عظیم میان متجاوز و قربانی. این جنگ‌ها، در مجموع، امپریالیستی بودند: امپراتوری در تلاش برای درهم شکستن مردمی بسیار ضعیف‌تر که تنها راه واقع‌بینانه‌شان مقاومت چریکی بود. آن هم زمانی که واقعاً اراده‌ای برای مقاومت داشتند؛ برخی — مانند لیبی — حتی به خود زحمت ندادند و فقط تسلیم سرنوشت شدند (با وجود اینکه در آن زمان ثروتمندترین کشور آفریقا بودند).

به عنوان تماشاگر این جنگ‌ها، اگر حس اخلاقی داشتید، احساس غالب نوعی انزجارِ ناشی از درماندگی بود: شما شاهد بودید که یک غول با لگد وارد خانه کس دیگری شده است.

البته، ایالات متحده در بسیاری از این جنگ‌ها — اگر نگوییم اکثر آن‌ها — عملاً شکست خورد؛ نمونه بارز آن جایگزین کردن طالبان با خودِ طالبان یا اخراج شدن از ویتنام در حالی که دمشان را روی کولشان گذاشته بودند، اما این موضوع تفاوت قدرت را کمتر نمی‌کرد.

مسئله اینجاست که قدرت همیشه پیروزی را تضمین نمی‌کند: گاهی غول نمی‌تواند همه را بکشد و در نهایت از تلاش کردن خسته می‌شود. اما «پیروزی‌هایی» که از این راه به دست می‌آمد، همیشه در بهترین حالت پیروزی «پیریک» (pyrrhic پیروزی با هزینه گزاف و ویرانگر) بود: مردم دوام آوردند، بله، اما آنچه برایشان باقی ماند کشوری خاکستر شده بود که بازسازی‌اش دهه‌ها زمان می‌برد. در همین حال، در نمای کلی، غول با چیزی فراتر از یک غرور جریحه‌دار شده، صحنه را ترک می‌کرد.

ایران — به شکل قابل توجهی — ثابت کرده است که موجودی کاملاً متفاوت است: در حالی که دیگران صرفاً در برابر یک غول «زنده می‌ماندند»، به نظر می‌رسد ایران قادر است با یک غول «رقابت کند».

آنچه در ۴۸ ساعت گذشته رخ داد، بهترین مصداق برای این ادعاست. شما رئیس‌جمهور ایالات متحده را داشتید که یک ضرب‌الاجل رسمی صادر کرد: «تنگه هرمز را ظرف ۴۸ ساعت بازگشایی کنید وگرنه شبکه برق شما را محو (نابود) می‌کنیم.»

پاسخ ایران اساساً این بود: «اگر جرئت دارید انجام دهید، اگر این کار را بکنید ما ظرف یک هفته تمام متحدان خلیج‌فارسی شما را غیرقابل سکونت می‌کنیم.»

و همان‌طور که دیدیم، ترامپ عقب‌نشینی کرد: او با بهانه کردن «گفتگوهای بسیار خوب و سازنده» با ایران که وجود خارجی نداشتند، گفت ضرب‌الاجل او دیگر اعمال نمی‌شود (یا بهتر بگوییم، به ۵ روز تغییر یافت). او افزود که اکنون تصور می‌کند تنگه هرمز می‌تواند «به طور مشترک توسط من و آیت‌الله کنترل شود.» که مایه خنده دیپلماسی ایران شد.

https://x.com/IraninSA/status/2036136193339933177?s=20


دوستان، این یک پیروزی تاکتیکیِ کتاب‌درسی (کلاسیک) است. این به طرز شگفت‌آوری نشان‌دهنده آن است که ایران در این مورد خاص، نسبت به ایالات متحده آمریکا دارای «برتری در تشدید تنش» (Escalation Dominance) بود. یعنی توانایی تهدید معتبر به عواقبی چنان شدید که ایالات متحده — شاید برای اولین بار پس از جنگ سرد — ترجیح داد عقب‌نشینی کند.

این دیگر آن بچه لاغری نیست که در کمد حبس شده و رؤیای انتقام می‌بیند. این بچه‌ای است که مچ قلدر را در میانه‌ی هل دادن چسبیده و تغییر چهره او را تماشا می‌کند.

و این تنها پیروزی تاکتیکی در این جنگ تا به اینجا نیست. قسمت مربوط به حمله اسرائیل به تأسیسات گازی پارس جنوبی ایران را در نظر بگیرید. ایران هشدار داده بود که اگر چنین اتفاقی بیفتد، متحدان ایالات متحده در منطقه — از جمله اسرائیل — با واکنشی متقارن روبرو خواهند شد.

و آن‌ها عمل کردند: به شکل مشهوری تأسیسات «رأس لَفان» قطر را — که حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی ال‌ان‌جی (LNG) را تولید می‌کرد — ویران کردند که طبق گفته خودِ قطری‌ها، منجر به ۲۰ میلیارد دلار کاهش درآمد سالانه برای ۵ سال آینده شد.

https://t.co/Myd3QZDbYf

نه تنها این، بلکه آن‌ها موفق شدند به پالایشگاه حیفا در اسرائیل نیز ضربه بزنند؛ یکی از استراتژیک‌ترین و حفاظت‌شده‌ترین سایت‌های این کشور.

https://t.co/XvFqewBZPZ

نتیجه این شد که ترامپ از حمله به پارس جنوبی فاصله گرفت و گفت که اسرائیل به طور یک‌جانبه «وحشیانه از کوره در رفته» و «دیگر هیچ حمله‌ای توسط اسرائیل در رابطه با این میدان بسیار مهم و ارزشمند پارس جنوبی انجام نخواهد شد.» اسرائیل هم پس از آن اعلام کرد که دیگر به سایت‌های انرژی ایران حمله نخواهد کرد.

https://t.co/tk0rA5NaWS

از دیدگاه من، این یک پیروزی تاکتیکی دیگر است. این حداقل نشان‌دهنده آن است که ایران می‌تواند به صورت متقارن علیه ایالات متحده و متحدانش بجنگد. نه از طریق مقاومت نامتقارن با بمب‌های کنارجاده‌ای یا تله‌های پنهان در جنگل، بلکه «چشم در برابر چشم» و علیه برخی از حفاظت‌شده‌ترین سایت‌ها در جبهه ایالات متحده.

این به لحاظ کیفی با هر دشمن دیگری که ایالات متحده در جنگ‌های اخیر مستقیماً با آن جنگیده، متفاوت است.

موارد بسیار بیشتری وجود دارد، مانند این واقعیت بسیار مهم که ایران کنترل استراتژیک‌ترین گلوگاه انرژی روی زمین را به دست گرفته و ایالات متحده می‌بیند که شکستن این کنترل غیرممکن است.

تا جایی که ترامپ ناچار شده است به طور علنی از چین — از میان تمام کشورها — درخواست کمک کند، که با توجه به غرور ترامپ، انجام این کار نباید آسان بوده باشد. و فقط با پاسخ منفی روبرو شد. از طرف چین. و از طرف هر کس دیگری که از او درخواست کرده بود.

این موضوع مقاله اخیر من است: اینکه چگونه این جنگ، در واقع، اولین «جنگ چندقطبی» واقعی است.

اول، به معنای محدود کلمه: زیرا ایران خود را به عنوان یک قطب واقعی قدرت نشان می‌دهد — نه یک ابرقدرت، بلکه بازیگری که نمی‌توان او را تسلیم کرد، و تمام معنای چندقطبی بودن همین است.

و دوم، به این دلیل که خودِ جنگ در حال شتاب بخشیدن به چندقطبی شدن در هر جای دیگر است: ایالات متحده هرگز تا این حد منزوی نبوده، هرگز تا این حد ضعیف به نظر نرسیده و تضمین‌های امنیتی‌اش هرگز تا این حد توخالی نبوده است.

من در مقاله‌ام تابلوی امتیازات کامل — نظامی، اقتصادی، سیاسی — را ارائه داده‌ام و توضیح داده‌ام که چرا این جنگ، صرف‌نظر از اینکه چگونه پایان یابد، پیش از این جهان را تغییر داده است.

https://arnaudbertrand.substack.com/p/the-first-multipolar-war?r=4r0pw&utm_campaign=post&utm_medium=web&triedRedirect=true

https://x.com/RnaudBertrand/status/2036352697822224406?s=20

https://t.me/BetweenDichotomies/9948

@BetweenDichotomies

Report Page