فراتر از تاکتیک!
شورای سردبیریجامعه نو: به برخی از خوانندگان پرسشگر قول داده بودیم سر فرصت ، یکبار دیگر اصول استراتژی #خارپشت را شرح دهیم و مناسبت آن را با موقعیت کشور بیان کنیم. آن فرصت فرارسیده است.
کشورهای فاقد استراتژی مشخص و اندیشیده درعرصهسیاست بینالملل و امنیت ملی ، امکان دفاع از منافع جامعه و حکومت را ندارند. استراتژی سیاست خارجی برمبنای منافع کلان و درازمدت کشورها طراحی میشود . این استراتژی را نمیتوان با دست باز و بر مبنای آرزوها طراحی کرد و عوامل محدودکنندهای بر طراحی آن حاکمند که عمدتا تواناییهای واقعی کشورها در اعمال قدرت در عرصه بینالملل و محدودیتهای ناشی از حضور قدرتها در جهان بیرون هستند. استراتژی کارا ، فقط زمانی که این محدودیتها را در نظر بگیرد و در چارچوب اضلاع محدود کننده طراحی شود حاصل خواهد آمد. یک استراتژی سیاست خارجی مستحکم و مقوم امنیت ملی باثبات و فاقد نقاط ضعیف و شکستنی، درنتیجه تعامل و تعادل امکانات و محدودیتها پدید میاید.
کشور ما علیرغم دعاوی مدیران آن، در عرصه سیاست بینالملل و امنیت ملی یک کشور بازنده به حساب میآید: ناکامی در جلوگیری از حمله عراق به ایران، ناتوانی در تعریف مبنایی برای تنظیم روابط با اروپا و ایالات متحده ، شکست در کاهش تنش با کشورهای منطقه، قربانی شدن منافع اقتصادی در مسیر اعمال سیاست خارجی، عمده ترین وجوه این باخت هستند که هیچیک حاصل از اشتباه تاکتیکی نیستند؛ حاصل استراتژی امنیتی اشتباه هستند . ایران در چهل سال گذشته استراتژی اشتباهی داشته است. لزوم مقاومت مداوم و پر هزینه آندر مقابل امواج خارجی، حاصل همین اشتباه است.
البته برخی عوامل خارج از اختیار در شکل گیری این استراتژی نقش داشتهاند: مسائل ناشی از انقلاب ۵۷ ، اجبارهای حاصل از شروع و ادامه جنگ . اما ناکامی استراتژی امنیتملی و سیاست خارجی ایران فقط حاصل این عوامل نیست. همین وجوه اختیاری و انتخابی استراتژی امنیتی هستند که در طرح استراتژی #خارپشت مد نظرند.
وجه امنیتی استراتژی سیاست خارجی چیست؟ حفظ قلمروی کشور و امنیت سیاسی و منافع اقتصادی ملی آن در عرضه رقابتها و کشمکشهای بی پایان جهانی. این امر مستلزم تشخیص دوستان و دشمنان ، رقبا و متحدان ، و چگونگی بازی با آنهاست.
استراتژی امنیتملیکنونی کشور، برمبنای "استراتژی پیرامونی"(perepheral strategy )است که از روی استراتژی امنیتی اسرائیلیها کپی شده است: متحد شدن با کشورهایی که کشورهای محاصره کننده ما را محاط کردهاند. اسرائیل در دوران تشکیل در دهه پنجم قرن پیش خود را در محاصره کشورهای عربی یافت که به علت احساس فریب خوردگی بینالمللی ، به دنبال مقابله با وجودکشور یهودی بودند. بنگوریون نخستوزیر ، استراتژی پیرامونی را برای مقابله با این وضعیت در پیش گرفت: اسرائیل باید با کشورهای غیرعرب محاط بر سرزمینهای عربی متحد میشد و بنابراین به سراغ ایران، ترکیه، کردها، و اتیوپی رفت. داستان آن طولانی است، اما مختصر اینکه استراتژی موفقی بود : با وجود اشغالگری اسرائیل ، دل رهبران موثر عرب (ناصر، حافظاسد، رهبران بعث عراق ، و سعودیها) هیچگاه با ایران صاف نبود ودل حکومت ایران هم با آنها.
جمهوری اسلامی نیز به صورتی غریزی همین استراتژی پیرامونی به کار گرفت. شاید بتوان منابع زیرین این غریزه را در شالوده دینی و مذهبی حکومت جستجو کردکه البته چندان به بحث ما مرتبط نیست . قدر مسلم آنکه جمهوری اسلامی در سیر تکوین خود آمیزهای از رقابتهای آشتی ناپذیر مانند تنافر مذهبی و باورهای دگم ایدئولوژیک، به همراه ناآگاهی عمیق نسبت به رسم زمانه در امور بین حکومتهارا با غلظتی عمیق به کار گرفت و خود را با آن آغشت. نتیجه این غلظت، تیرگی دید و دیدن دنیا به صورتی معوج بود. آنقدر معوج، که حتی استراتژی امنیت پیرامونی را نیز نافهمیده و کودک وار به کار گرفت. اگر چنین نبود، کدام سیاستمدار عاقلی را میتوان پیدا کرد که در رقابت با آمریکا، به محاصره آن توسط کوبا و ونزوئلا و بولیوی فکر و منابع خود را به این کشورها روانه کند؟ آیا ایران با دادن امتیاز به خرده کشورهای آمریکای لاتین میتواند همچون اتحادشوروی در دهههای ۶۰ و ۷۰ قرن پیش با ایالات متحده هماوردی و آنرا در حیاط خلوتش محاصره کند؟
نامتعارف و غیر منتظره نیست اگر کسانی به این پرسش پاسخ مثبت بدهند. ما از این استعداد ها کم نداریم ؛ روزی یکی از اعاظم اهل جنگ با نشان دادن پایگاه های ایالات متحده در اطراف ایران در روی نقشه در کمال سادگی میگفت "ما انها را در محاصره داریم. جم بخورند، میزنیم". در ایران رسم نیست از چنین شخصیتهایی بپرسند آمریکا با داشتن پایگاه در پاکستان و افغانستان و گرجستان و ارمنستان و قزاقستان و ترکیه و عراق و عربستان و کویت و قطر و بحرین و امارات و عمان و دیگوگارسیادر اقیانوس هند ما را محاصره کرده و یا ما اورا؟...بعضی اصلا فکر نمیکنند که چه میگویند و درکشان از استراتژی پیرامونی هم در همین حد نازل بود.
رفتن به سراغ استراتژی پیرامونی نیز با همین سطح از تفکر رخ داد: توسعه رفاقت با خاندان اسد برای جنگاندن آن با اسرائیل نبود ، برای آن بود که با عراق (خصم طبیعی اول ایران) کشمکش داشت و رفاقت ایران با او در چارچوب استراتژی پیرامونی بود. گرفتن طرف ارمنستان درجنگ آن با آذربایجان در جنگ قرهباغ از محبت به ارمنیان در مقابل شیعیان آذربایجان نبود، به خاطر سلطه استراتژی پیرامونی بر ذهن حکومت بود، و...از این نمونه ها فراوان است.
اما مسیر غلطی بود ، بویژه پس از آنکه ایران کشف کرد اقلیتهای شیعه در برخی کشورهای عرب ظرفیت تحرک سیاسی هم دارند . در آن مرحله ، آمیختگی یک استراتژی نامتناسب امنیت ملی با یک فرقهگرایی نازا و مسالهدار، سیاست خارجی و امنیت ملی را بر یک ایدئولوژی سرهمبندی شده (وبدون مبنای نظری، حتی مبنایی ناپخته)استوار کرد که امروز ما را در هزارتوی خود گم کرده است: از ایالات متحده آسیب میبینیم و خصم اول آنیم، ولی در جنگهای افغانستان و عراق متحدش بودهایم. بااکثر کشورهای عربی کشمکش داریم، درحالی که از جنبه مزیتهای تجاری ، میتوانستند عمده ترین شرکای ما باشند، اتحادمان با روسیه ماهیت فرودست - فرادست دارد، تاکنون در پایان هیچ کشمکش و جنگ منطقه ای امتیاز ماندگاری به دست نیاوردهایم ، و...
این استراتژی حتی درکوتاه مدت برای ایران کارنکرد، درحالی که اسرائیل ۷۰ سال است درپناه آن زندگی کرده است . اسرائیل براساس استراتژی پیرامونی ایران را متحد طبیعی خود میدانست و از حمایت آن بهره میبرد ، چون این استراتژی باهمه ویژگیهای آن متناسب بود؛ آنقدر متناسب که حتی در زمان دشمنی ایران با اسرائیل (پس از انقلاب) و در دوران جنگ ویرانگر ایران و عراق از منافع آن بهرمند و به آن باورمند بود(ایران هشت سال با یک کشور عرب میجنگید). به همین دلیل اسرائیل هیچگاه در متحد طبیعی شمردن ایران درنگ نکرده است. البته کسی در ایران جرات ندارد حکومت را به تغییر مسیر امنیت ملی و رفتن از طریق حکومت پیشین بخواند، ولی توضیح معقول و مبتنی بر واقعیتی نیز برای اعلام درستی مسیر کنونی، یعنی درگیری فرقهای با اعراب وجود ندارد .
برگردیم به توضیح استراتژی #خارپشت . مطرح بودن آن نه فقط به خاطر نامناسب بودن استراتژی امنیتی پیرامونی برای ایران ، بلکه به خاطر موقعیت کنونی کشور، پس از چند دهه باخت جهانی است.مشخصه های موقعیت کنونی به قرار زیر است:
-استراتژیهای امنیت ملی تقریبا همهکشورهای کامیاب، ایدئولوژی زدایی شده است. روسیه و چین عمدهترین نمونههاهستند.روسیه با فروپاشی حکومت ایدئولوژیک کمونیستی برای حفظ امنیت ملی اصلاح مسیر داد ، و چین هم با تجدیدنظرطلبی عملگرایانه آشکار در مرامی که میراثدار آن است. نمونه مخالف آن کره شمالی است که وخیم بودن موقعیت امنیتی آن در آشکاری بقایش زیر سایه تهدید جنگ ممکن شده است . متاسفانه ما همازهمین مسیر میرویم واین مسیر در نهایت به مغاکی خوفناک منتهی میشود.
- در جهان کنونی متحد و دوست ابدی و هممنفعت دائمی وجود ندارد و فقط جستجوی راه حداکثر کردن منافع است که پیشرانه سیاست بین الملل و دائمی است. از همین رو امنیت ملی کشورها در دوران کنونی از طریق بافتن طناب قدرتاقتصادی به ریسمان قدرت سیاسی - نظامی حفظ میشود. توسعه تجارت نرم با همسایگان همانقدر در حفظ امنیت موثر است که کسب توان نظامی سخت. به جرات میتوان ادعا کرد ایران در بی توجهی به این مساله در صدرکشورها ایستاده است.
- منطقه خاورمیانه استعداد استفاده موفق از استراتژی پیرامونی را جز برای اسرائیل نداشته است. علت آن آمیختگی موقعیت خرده کشورهای آن به خاطر تنوع بالای ادیان، مذاهب، فرقهها، اقوام ، و منبعثروت و نوعحکومت در این کشورهاست . به واقع، هیچکس نمیتواند با طناب این خرده کشورهای غیر دموکراتیک به چاه برود.
-ایران حداقل در دو سو از چارسوی مرزی خودبادولتهای عرب روبروست که ، به دلایلی خارج از این بحث، باید رابطه با آنها را به تجارت و پذیرش دوفاکتوی حکومتهای مستقر در انها محدودکرد.
هر چند که شرایط گذرای هفتههای اخیر طرفداران سیاست میلیاریستی و تخاصم طلب را در ایران سرمست و نصیحتناپذیر ساخته است، امابا توجه به کیفیات مذکور، هنوز هم مصلحت آن است که دردراز مدت ایران توان خود را در زمینه امنیت ملی به زمینه های زیر متوجه کند:
* ایدئولوژی زدایی ازسیاست خارجی و گریز از فرقه گرایی، بویژه در برابر کشورهای عربی و در مرحله بعد کشورهای غربی. این مسیر به تنش زدایی وتوسعه فضای اطمینان منتهی میشود
* از ورود به هرگونه درگیری عربی - عربی خوداری کند و حل مسائل اعراب را به خودشان واگذارد.
* استراتژی امنیتی پیرامونی را که ناکارامد است و به کشمکشهای بلاهتبار و بینتیجه نیابتی منتهی میشود کنار بگذارد.
* بر توان نظامی و قدرت دفاع در چارچوب مرزهای ملی بیفزاید و کسب آمادگی و هشیاری در برابر تحرکات این منطقه راکه نابخردی و بدویت در آن بیداد میکند رها نسازد.
* برای کسب اطمینان به صدق این استراتژی امنیتی - دفاعی در میان کشورهای مدعی کنترل جهان، تارفع بدگمانیهای آنهاتلاش کند. افزایش ظرفیتهای هسته ای کشور و توسعه کم هزینه توان موشکی بدون ایجاد درگیری فقط از این مسیر و با معرفی یک #ایران نامتخاصم ممکن است.
مجموعه این اقدامات و آنچه در نهایت آن مد نظر است را می توان استراتژی امنیتی #خارپشت نام گذاشت. در باره کیفیات آن باز هم میتوان نوشت و در باره نتایج آن نیز به بخشی از مطلبی که حدود یکسال پیش در جامعهنو عرضه شده است بسنده میکنیم: "...رفتار تنشزدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویاروییها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، درعین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبرهزده وآماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک #خارپشت ؛ آرام و بیصدا، اما آماده پرتاب تیغهای ترسناک.
این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی #خارپشت است."