Syria: The Defining Issue of Our Generation
امیر طاهریچگونه نمی توانیم درک کنیم که در جهان ائتلاف ضد جنگ مانیچای ، نقش شر فقط برای دموکراسی های غربی محفوظ است؟ طی یک دهه گذشته یا همین حدود ، روسیه علیه گرجستان در اوستیا و آبخازیا جنگ کرده است ، به اوکراین حمله کرده ، به ضمیمه شبه جزیره کریمه ، چچن را به یک قلوه سنگی از آوار تبدیل کرده و هزاران نفر را از روستاهای خود در اینگوشتیا و داغستان بدون "ضد جنگ" بیرون رانده است. ائتلاف "با استفاده از پلاکارد واحد. آنچه ما داریم "جنگ ولرم" است که در آن دارایی های روسیه عمدتاً از حوزه های ضد غربی درون دموکرات های غربی تشکیل شده و به علاوه قدرت حق وتو که روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد دارد.
مرد جوان پلاکاردی گفت: "ما اینجا هستیم تا در برابر بمباران سوریه توسط دونالد ترامپ و ترزا می اعتراض کنیم." این خانم میانسال که همه با لباس سیاه پوشیده شده بود با رفتار یک دیو افزود: "کشتن مسلمانان باید متوقف شود." طرفداران ما در میان تعداد انگشت شماری از فعالان "ائتلاف ضد جنگ" بودند که بخشی از آخر هفته خود را برای جلب نفرت خود از ترامپ و آمریکا و احتمالاً از سرمایه داری و امپریالیسم به طور کلی ، جلوی سفارت آمریکا در لندن می گذراندند. سؤال کردیم که آیا آنها نیز جلوی سفارت روسیه در بیس واتر ، بخشی از پوستر لندن ، تظاهرات خواهند کرد؟ جواب ، نگاهی مبهم به اطراف بود. چگونه نمی توانیم درک کنیم که در دنیای مانیچای آنها ، نقش شر فقط برای دموکراسی های غربی محفوظ است؟ طی یک دهه گذشته ، روسیه در جنگ با جورجیا در اوستیا و آبخازیا جنگ کرده است ، به اوکراین حمله کرده ، به ضمیمه شبه جزیره کریمه ، چچن را به یک قلوه سنگ زباله تبدیل کرده و هزاران هزار نفر از روستاهای خود را در اینگوشیا و داغستان بدون ضد جنگ بیرون رانده است. ائتلاف با استفاده از یک پلاکارد واحد. وقتی به سوریه می آییم ، ائتلاف ضد جنگ ، که یکی از جانوران بزرگ آن ، جرمی کوربین ، رهبر حزب کارگر انگلیس است ، از یاد می برد که روسیه از سال 2015 بمباران سوریه را بمباران کرده و غیرنظامیان بی شماری را کشته است.

در اثر حمله روسیه از هوا و زمین ، پرجمعیت ترین شهر سوریه ، حلب ، دچار ویرانی شده است که هرگز از زمان حمله مغولها در قرون وسطا دیده نشده است. و با این وجود هیچ مبارز ائتلاف ضد جنگ ، حداقل از همه کوربین ، خواستار توقف توقف مرگ و ویرانی های روس ها نشد.
این واقعیت که موشک های مینیمالیستی آمریکا و انگلیس و فرانسوی علیه سایت های ادعای سلاح های شیمیایی بشار اسد به معنای "بمباران سوریه" نبود ، به همین دلیل اهمیتی نداشت. معترضین ما نیز به این واقعیت توجه نکردند که در عملیات تحت رهبری آمریکا کسی کشته نشده است و اینکه "کشتن مسلمانان" یک ادعای اغراق آمیز است ، با توجه به اینکه 1.5 میلیارد مسلمان در جهان وجود دارند. در بعضی موارد ، نفرت شدید نشان داده شده در برابر دموکراسی های غربی ممکن است با خودآزار شدن ، یک بیماری شایع در بسیاری از جوامع دیگر ، از جمله روسیه باشد. تنها تفاوت این است که در جوامع غربی ، ابراز این فحاشی ، بی خطر است و در واقع به نوعی شیک است ، در حالی که در روسیه به شدت سرکوب می شود. در واشنگتن ، لندن یا پاریس می توانستید بدون مجازات مجازات ابراز مخالفت کنید. با این وجود ، در مسکو می توانید حتی در میدان سرخ شلیک کنید یا اگر از روسیه فرار می کنید ، خطر قتل با مواد شیمیایی در گلوستر را به خطر می اندازید.
در موارد دیگر ، موضع طرفدار روسیه که توسط برخی عناصر در غرب اتخاذ شده است ، دلتنگی را برای "روزهای خوب قدیمی" برانگیخته می کند که ایدئولوژی شوروی ، به نمایندگی از مادر روسیه ، وضع موجود جهانی را به چالش بکشد و قول آینده ای طلایی فراتر از "زمین- بلعیدن امپریالیسم ". من معتقدم آنچه که اشتباه می کند ، "جنگ سرد جدید" نامیده شده است. از نظر قدرت ، روسیه قادر به چالش کشیدن وضع موجود جهانی نیست. با تولید ناخالص داخلی 1.5 تریلیون دلار ، تقریبا با 20 تریلیون دلار عقب تر از Sates United باقی مانده است. بودجه نظامی ایالات متحده چندین برابر بیشتر از روسیه است. و از نظر قدرت نرم ، از جمله زمینه های علمی ، فرهنگی و هنری ، "شیطان بزرگ" آمریکایی به مراتب جذاب تر است. مردم در مسکو و ولادیوستوک برای آنهایی که آسان برای خوردن و هضم سخت مک دونالد صف می شوند ، صف می کنند. اما هیچ کس در واشنگتن یا پاریس به خاطر کاسه ای خوب از آشپزخانه حاضر نمی شود.
برای اطمینان ، روسیه یک "ابرقدرت" هسته ای است. اما زرادخانه هسته ای آن ، همانطور که رئیس جمهور ولادیمیر پوتین در مواردی خاطرنشان کرد ، قدیمی است ، به عبارتی قدیمی نیست. "نسل جدید" کلاهکهای هسته ای غیر قابل کشف که پوتین در آستانه انتخاب مجدد خود قول داده بود ممکن است هنوز مسیری طولانی باشد. در هر صورت ، هیچ کس به طور جدی جنگ هسته ای یا حتی مسابقه تسلیحاتی جدید را پیش بینی نمی کند ، تنها به این دلیل که روسیه فاقد مقامی است که بتواند با جونز غربی همگام شود. آنچه ما داریم "جنگ ولرم" است که در آن دارایی های روسیه عمدتاً از حوزه های ضد غربی درون دموکرات های غربی تشکیل شده و به علاوه قدرت حق وتو که روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد دارد دارد. در مورد سوریه ، این دو به هم پیوسته اند. به همین دلیل است که کوربین ، مانند همتای فرانسوی خود ژان لوک ملنچون و دیگر رهبران ضد غرب در اروپا ، تأکید می کنند که هرگونه مداخله نظامی غربی در سوریه ابتدا باید توسط شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود. جالب است که آنها خواستار مداخله نظامی روسیه نیستند که باید مورد تأیید شورای امنیت باشد. دلیل این امر آن است که روسیه هرگز نمی تواند اکثریت شورای امنیت را به دست آورد. (آخرین قطعنامه آن در آنجا ، هفته گذشته ، به دنبال محکوم کردن حمله موشکی به رهبری آمریکا به سایتهای شیمیایی ادعایی اسد ، تنها آراء چین و بولیوی را به دست آورد!)
به عبارت دیگر ، حوزه انتخابیه طرفدار روسیه در غرب می خواهد كه دموكراسی های غربی بدون تأمین مزیت مشابه در مقابل روسیه ، مسكو را به سیاست خود واگذار كنند. طرح تبلیغاتی روسیه در این "جنگ ولرم" با هدف ایجاد سردرگمی در دموکراسی های غربی ، از بین بردن اعتماد به رهبران و نهادهای دموکراتیک از جمله رسانه ها و جلوگیری از ایجاد اجماع در مورد هر موضوع اصلی انجام می شود. بنابراین ، در حالی که دموکراسی های غربی قدرت بیشتری نسبت به روسیه برای تأثیرگذاری بر رویدادهای جهانی دارند ، آنها نمی توانند بیش از کسری از آن بدون رضایت مسکو استفاده کنند. با این حال ، روسیه می تواند از تمام قدرت کمی که در اختیار دارد استفاده کند. همانطور که اتفاق می افتد ، پوتین که به کمک حوزه های ضد غربی درون دموکرات های غربی کمک می کند ، به خوبی به نفع خودش نقش ضعیفی را ایفا می کند. در بیشتر شرایط دیگر ممکن است کسی گفته باشد: خوب ، چرا نه؟ چرا نباید یک قدرت ضعیف سعی کند از نقاط ضعف دشمن استفاده کند؟ مشکل این است که سوریه فقط یک بازی قدرت نیست. این یک فاجعه به تمام معنا است. بیش از نیم میلیون نفر جان باخته اند و سه میلیون نفر دیگر نیز زخمی شده اند. نیمی از جمعیت کشور از خانه هایشان بیرون رانده شده اند و میلیون ها نفر از کشورشان بیرون رانده شده اند. این درگیری فراتر از سطح قیام مردمی ، جنگ داخلی یا حتی جنگ های پراکسی منطقه ای است ، تا به یک فاجعه تبدیل شود که چیزی جز بازنده ها به وجود نمی آورد. سوریه به مسئله تعیین کننده نسل ما تبدیل شده است. استفاده از آن به عنوان ابزاری برای پیشبرد پوتین یا معمای دوم او ، آخوندهای تهران ، در یک بازی قدرت منطقی منطقه ، اوج حماقت است. با حمایت از توهم پیروزی پوتین در سوریه ، به عنوان نسخه بزرگتر چچن ، حوزه انتخابیه طرفدار روسیه در غرب فقط فاجعه را طولانی می کند.
https://www.gatestoneinstitute.org/12205/syria-defining-issue#.XW6YlmLitWM.twitter
@AmirTaheri4