Surfin’ Boy 🏄🏽
panbaeغیرقابل مقاومت
غروب سرخ، همراه با باد داغ، آرامآرام پایین میآید
واقعاً خیلی قشنگ نیست؟
درخشش نور روی موجها،
بیخبر از خودم، تمام دلم را پر کرده.
برو، برو، از سرم بیرون!
تو تو… هنوز جلوی چشممی،
هالهی حضورت مدام توی ذهنمه.
اوه… دلم دوباره داغ شده.
تو منو به هیجان میاری.
من همون پسر موجسوار رو میخوام.
حالا با جریان موجها همراه شو،
بذار همهچی بینمون لبریز بشه.
ما دوتا، توی اون تابستونی که کنار هم بودیم،
غرق عشق و حال خوب بودیم.
لا لا…
پس چرا منتظری؟ موجسوار!
ها ها… ها ها…
هی، غریبه!
بیا سمت من،
مستقیم بیا.
«چشم، روی من حساب کن!»
مثل رومئو داری منو غرق خودت میکنی.
فقط بگو چی میخوای،
خودم انجامش میدم.
اوه اوه اوه…
انگار یه دورهی تازه شروع شده.
اوه اوه اوه…
همهچیز انگار شده یه داستان عاشقانه.
برو، برو… ذهنم دیگه قفل کرده!
تو تو… تصویرت برام واضحتر از همیشه شده.
اوه… دوباره دلم میخواد بغلت کنم.
تو منو به هیجان میاری.
من همون پسر موجسوار رو میخوام.
با جریان موجها همراه شو،
بذار احساساتمون لبریز بشه.
ما دوتا، توی اون تابستون
که کنار هم بودیم، پر از عشق بودیم.
لا لا…
چرا منتظری؟ موجسوار!
نترس،
خودتو به این تابستون بسپار.
حتی اگه موجهای خروشان روی سرمون بریزن،
آخرش من پیدات میکنم.
همهمون با هم توی این ماجرا هستیم.
بیا قایق رو به حرکت بندازیم!
من همون پسر موجسوار رو میخوام.
با جریان موجها همراه شو،
حالا که دوباره همدیگه رو پیدا کردیم،
بیایم این تابستون رو با شادی و هیجان بسازیم.
لا لا…
چرا منتظری؟ موجسوار!
اوه…
اون دریای آبی،
پر از حالوهوای قشنگ اون تابستون بود.
آره،
همون هیجان و حس قشنگ روزهای تابستونی…
یادت نره، پسر موجسوار.
᧔ @RED_VELVET_FANS ᧓