Sunflower
Feather
28

johnnysuh
today at
22:36
-هیونگ
+بله. چیشده جاااانی ~~
-جهیون از من بدش میاد؟
+(خفه شدم خفه شدم خفه شدم) چی؟ فکر میکنی ازت بدش میاد؟
-مطمئن نیستم ولی من تو خوندن آدما همیشه خوب بودم. هروقت که چت میکنیم این جو و اتمسفر رو ازش میگیرم که "من واقعا نمیخوام باهات حرف بزنم ولی این کار رو میکنم چون مجبورم کردن."
+|اوه شت...
|اوه...
واقعا؟ نه فکر نمیکنم ازت بدش بیاد یا همچین چیزایی. شاید داری اورثینک میکنی؟
-اوممم... شاید... نمیدونم. یکم اطرافش مضطربم این روزا. شبیه اینکه نکنه دارم رو مخش راه میرم؟ دارم تلاش میکنم دوست داشتنی باشم.
+تو همین الانشم دوست داشتنی هستی جانی. البته یکم... خب... درباره ی همه ی چیز بدبینی ولی خب همه به نوعی اینجورین.
-آه حدس میزنم درست میگی... ببخشید که اذیتت میکنم ☹️
+نه اشکالی نداره. حرف زدن باهات رو دوست دارم. خیلی بامزه س.
-پوففف...جوک میگی.
+نه واقعا.
-خب این اولین بار بود که اینو می شنیدم.
+تو باید تلاش کنی و اعتماد به نفس بیشتری داشته باشی. مردم از افرادی که اعتماد بنفس دارن خوششون میاد. مطمئنم که اینجوری راحت تر تعریف و تمجید میشنوی.
-من حوصله اعتماد بنفس داشتن رو ندارم.
+کاملا بی معنیه حرفت.
-دقیقا... فقط حس میکنم که اگه بخوام با اعتماد بنفس رفتار کنم مردم فکر میکنن که خیلی خودخواهم و این جور چیزا. نمیدونم.
+نههههه. اینطوری نیست. اصلا اینطوری نیست. اعتماد بنفس داشتن فرق داره. ببین جانی... اوکی... چطوری به یه تعریف مثل " امروز واقعا جذاب به نظر میرسی" جواب میدی؟
-"نه اینطوری نیستم ولی ممنون"
+میبینی؟ باشه باشه. یه آدم با اعتماد بنفس مثل جهیون اینجوری جواب میده"اوه ممنون"
-خب...
+اگه "من اینطوری نیستم" یا همچین چیزایی رو حذف کنی، کمتر بدبین به نظر میرسی.
-ولی من واقعا خوب به نظر نمیام. اصلا.
+خب من میتونم بهت بگم که این به طور یقین یه دروغه.
-چطوری؟ تو که منو اصلا ندیدی.
+راست میگی یه عکس برام بفرست.
-نه.
+اگه عکستو بهم نشون ندی چطوری بفهمم جذابی یا نه آخه؟
-فقط... من راجع به چهره م مطمئن نیستم.
+منم نیستم. شبیه خرگوشم.
-ولی خرگوش ها کیوتن.
+آره راست میگی. ولی این یه سمت موضوعه. ما برای دو ماه کوفتیه که داریم با هم حرف میزنیم. حداقل بذار صورتتو ببینم.
-خودت چی؟
+میخوای منو ببینی؟
-خب منظورم اینه که... مهم نیست. تو پیج جهیون دیدمت.
+امممم... درسته ولی اوکی اوکی. یه عکس برات میفرستم.
-جدی؟
+آره. یدونه ویژه فقط برای تو که نگهش داری. ازونجایی که ما دیگه الان با هم دوستای صمیمی هستیم؟ ولی تو هم باید یدونه برام بفرستی در عوض.
-نهههههه.
+لطفا~~~~ جهیون و من استانداردهای مشابهی داریم پس اگه حداقل من تو رو کیوت فرض کنم، اونم باید همینطور فکر کنه.
-این کمکی نمیکنه.
+درسته. ولی بازممممم🥺
-خیلی خب.
+اینههههه

-من از قبل میدونستم که تو خیلی خوش قیافه ای. از اولین پستهای جهیون با تو.
+لعنتی چند وقته داری زاغ سیاه مونو چوب میزنی؟ 👀
-مطمئن نیستم. یکم بعد از اینکه شروع کرد؟
+داداش... این تقریبا یه سال و نیم میشه.
-آره.
+زمان زیادیه.
-نه واقعا. خیلی سریع گذشت.
+... :( اوکی حالا تو. یه عکس کیوت از پسری که دارم باهاش حرف میزنم برام بفرست الان.
-کیوت نه.
+جذاب.
-جذاب هم نه.
+فقط برام بفرستش وگرنه لگدت میزنم.

+اوه مای گاد. وات د فاک.
-مشکلی هست هیونگ؟
+تو... واقعا... این تویی؟
-اوه آره.
+اوه مای گاد...صبر کن... یه ثانیه بهم وقت بده.
خوانده شد
🌻
واتپد نویسنده: coffeedyoung@
واتپد و تلگرام مترجم: feather_land@