Sunflower
Feather
26

johnnysuh
today at
12:41
-ببخشید که جوابتو ندادم. یه چیزی پیش اومد.
+نه اشکالی نداره. پیش میاد دیگه.
-|خب درباره ی بحث شب قبل...
|خب درباره ی بحث...
|خب درباره ی...
الان داری چیکار میکنی؟ بازم پیانو میزنی؟
+آره. دارم یه چیزی میسازم همین الان.
-معمولا آهنگ میسازی؟
+اوممم... تقریبا... نمیدونم فقط هر وقت حسش باشه انجامش میدم. بیشترشونو هم همینجوری ول میکنم چون خیلی به وجدم نمیارن. برای همین خیلیاشونو فراموش کردم.
-با این حال خوبه که آهنگهایی که خودت نوشتی و ساختی رو نگه داری. برای اینکه پیشرفتت رو ببینی و این چیزا.
+آره میدونم. حس میکنم این خیلی دردسر داره. نمیدونم... فقط نمیخوام آهنگهایی که مهم نیستن و برای دلایل احمقانه ساخته شدن رو بنویسم. به بیشتر اون آهنگها خیلی فکر کردم.
-پس چرا اونا رو دور میندازی؟
+خب... آهنگهایی خوب هستن که خود به خود بوجود میاد نه با زور. و اونایی که دورشون انداختم... برای من اینجوری نبودن حدس میزنم. اونا خیلی بیمزه و آروم بودن و برام اونقدرا خاص نبودن که نگهشون دارم.
-آه... که اینطور... چندتا از آهنگهاتو نگه داشتی؟
+تقریبا سه تا.
-و چندتا ساختی؟
+هزارتایی میشه.
-اوه این یه تفاوت چشمگیره.
+آره ولی زیاد اهمیتی نمیدم. اونا مهم نبودن...حداقل برای من. اون سه تای دیگه فرق داشتن و معنی عمیق تری داشتن. اونا از قلب و احساساتم ساخته شده بودن.
-اوه. میفهمم. تا الان آهنگ هاتو با بقیه به اشتراک گذاشتی؟
+احتمالش هست. نمیدونم ولی واقعا بعیده. دوست ندارم این کارو بکنم. نمیتونم انتقاد پذیر باشم.
-میذاری من بشنومشون؟
+خب شاید. کی میدونه؟ مطمئن نیستم. بستگی به آهنگش داره.
-هاهاها... خیلی خب... به هر حال
|فکر میکنم باید برم...
|فکر میکنم...
درباره ی چیزی که دیشب گفتم. لطفا فراموشش کن. مهم نبود. فکر میکنم وقتی اونو میگفتم داشتم به یه آهنگ اشتباهی فکر میکردم.
+دیشب؟ آه... آها آره... فهمیدم. نگران نباش. اصلا نگرانش نباش. من باید برم ولی مکالمه ی دلچسبی بود جهیون. بای.
+خداحافظ.
خوانده شد
🌻
واتپد نویسنده: coffeedyoung@
واتپد و تلگرام مترجم: feather_land@