Soghot artesh

Soghot artesh

سینا

چرا ارتش ایران مثل برف آب شد؟

سئوال جالبی بود که باید در حافظه تاریخ ثبت شود این همه پایگاه و سایت نظامی اینهمه سپاه و لشگر آماده اینهمه تیپ دوره دیده از همه مهمتر رنجر ها کلاه سبزهای ایران که از دیوار راست بالا میرفتند در روز ۲۲ بهمن کجا بودند؟

 راستی گروه کیهان در کمیته مشترک و گارد شهربانی که دوره های مخصوص ضد اختشاش دیده بودند و سال ها درس مقابله دوره های جنگ هائ پارتیزانی و خیابانی را دیده بودند در روز های منتحی به انقلاب ایران کجا بودند؟

در پادگان ؟

در خیابان؟ در خانه؟ پس کجا بودند ؟؟؟؟؟؟

در مخفیگاه وچرا؟

باید برای پاسخ به این سئوال به عراق برویم وقتی در سال ۲۰۰۳ ارتش آمریکا بغداد را از زمین و هوا بمباران میکرد نیروی هوایی عراق ۶۰۰ فروند بمب افکن سوخو و میگ و میراژ داشت, ارتش عراق ۲۴ لشگر زرهی داشت, عراق یک نیروی مخصوصی داشت بنام گارد ریاست جمهوری همان که امروز در کشور ترکیه با توجه به مخالفت ارتش ترکیه گا رد ریاست جمهوری ترکیه پشت رجب طیب اردوغان ایستاده است پس راستی نیروی هوایی عراق نیروی زرهی عراق نیروی زمینی عراق و از همه مهمتر گارد ریاست جمهوری عراق کجا بود در ۲۱ روزیکه آمریکا خاک عراق را بمباران میکرد 

پاسخ ؟؟؟؟؟؟؟

 فقط یک دستور از سرفرمانده دستوری که هرگز صادر نشد عراق اشغال شد و صدام بالای دار رفت او فقط بعد دستگیری دو چیز گفت سفیر آمریکا بمن گفت وارد خاک کویت بشو حالا آمریکا از من میپرسند چرا وارد خاک کویت شدی این طنابی که بر گردن من انداخته اید آمریکائی است عراقی نیست!

 بعد اعدام صدام ژنرال ابوالعماد بشیری برای فرماندار آمریکا در عراق نوشت صدام را فریب دادید ارتش و گارد ریاست جمهوری عراق فریب نخواهند خورد ۱۸۰ هزار نیروی وفادار به صدام خاورمیانه را به آتش خواهد کشید ( اکثر فرمانده های داعش ژنرال های ارتش عراق هستند)

 ارتش عراق بعد از ارتش ایران دومین نیروی نظامی خاورمیانه بود شکست خورد زیرا از سر فرماندهی دستوری نرسیده بود در ارتش کسی خود سرانه عمل نمیکند!

باید قبل از عراق برگردیم به کمی عقب تر و تاریخ را ورق بزنیم..

وقتی نادر شاه در جنگ با محمد گورکانی در دشت کرنال جنگید نادر با بیست هزار نیرو و تعدادی شتر ارتش دویست هزار نفری مجهز به فیل هند را شکست داد بر پشت شتر ها خار گذاشت و آتش زد شتر ها با آتش وارد نیروی ارتش هند شدند و هند شکست خورد نادر برای محمد گورکانی نامه ای نوشت: اگر تسلیم شوی تو حاکم هند خواهی بود و ما میرویم وگرنه از چشم تو و خانواده تو بر سر درب کاخ تو منار خواهم.. ساخت محمد گورکانی تسلیم شد! و نادر رفت اما با ده ها شتر هرچه هند طلا و جواهر داشت با خود آورد حتی تخت طاوس را که محمد گورکانی برروی آن می نشست نادر به اصفهان آورد و برروی آن تاج گذاری کرد....! 

آمریکا برای شکست شاه و ارتش شاه درست از روش نادر استفاده کرد به شاه گفت:

اگر میخواهی بمانی با مردم کاری نداشته باش برروی دوش این مردم بر خواهی گشت

آمریکا برای شکست ارتش ایران شاه را فریب داد ابتدا گفت نخست وزیرت را عوض کن او دیکتاتور است بعد گفت برای رعایت حقوق بشر زندانیان سیاسی را آزاد کن بعد گفت ارتش خود را وارد شهرها کن با مردم بازی کنند در مقابل مردم نایست این مردم و این ارتش شاه را تنها نمی گذارند و برای مدتی استراحت به آمریکا بیا مثل ۲۸ مرداد ۳۲ بر روی دوش این مردم برخواهی گشت وهم ما پشت تو هستیم وهم مردم و هم ارتش ایران نگران چیزی نباش اما اگر مردم کشته شوند شاه محبوبیت خود را از دست خواهد داد..

در این قسمت نباید بیماری سرطان شاه را در نظر نگرفت شاه!

اولین بار شاهنشاه در سال ۱۹۶۹ در وین کشور اتریش بوسیله تیم پزشکی پرفسور فیلهمینگ متوجه شد که تب های خفیف و زردگی رنگ چهره او بدلیل تب مالت در کودکی او نیست کبد شاه مشکل داشت شاه ۱۰ سال بود که دارو مصرف میکرد در اواخر سال ۱۹۷۴ توسط پرفسور صفویان و تیم پزشکی فرانسه مجددا تشخیص سرطان دادند و بیماری شاه افزون تر شد تا جاییکه روزی ۸ قرص والیوم بخاطر درد میخورد خیلی از اشتباهات شاه از خرداد ۱۳۵۷ شروع شد درست بعد از برکناری ارتشبد نصیری شاه دستگاه اطلاعاتی و امنیتی خود را از دست داد ارتشبد نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور یک فرد نبود نصیری یک سیستم بود امیر عباس هویدا یک فرد نبود هویدا یک سیستم ۱۳ ساله بود باوخامت حال جسمی و روحی شاه بجای اینکه از سیاستمداران و ژنرال های ارتش خود کمک بگیرد برای آرامش و امنیت کشور به حرف دشمنانش گوش کرد مشورت از کسینجر و نکسون راکفلر می گرفت سفیر آمریکا سالیوان و سفیر انگلستان سر آنتونی پارسونز مشاورین کاخ نیاوران بودند یک اتفاق ناگوار دیگر هم در ایران رخ داد بخاطر کسالت شاه شهبانو سکان برخی از عزل و نصب های کشوری و لشگری را بدست گرفته بود بامشاوران کمونیست دفترشان مثل سید حسین نصر و رضا قطبی و امیر پاشا بهادری ونراقی و مطهری و مفتح ملی مذهبی ها بقدرت رسیده بودند که در راس همه آنها بهشتی بود هرچند که نایب السطنتی شهبانو یک مقام تشریفاتی بود اما بقول مرحوم هویدا شهبانو شاه شد

در این هیاهو توده ای ها و مذهبیون و دانشجویان کنفدراسیونهای مخالف سلطنت پهلوی در ایران بقدرت رسیدند بی‌شک شهبانو تعمدی برای نابودی کشور و سقوط پهلوی نداشتند اما ایشان نه سیاستمدار خوبی بودند ونه فرمانده نظامی خوبی ایشان بیشتر بدرد جشن فرهنگ و هنر شیراز میخوردند نه اداره کشوری ملتهب در حال انقلاب

اردیبهشت سال ۱۳۵۷ دکتر محمد حسینی بهشتی معمار انقلاب شخصا به آمریکا رفت او به مقامات سیاسی آمریکا گفت شکست شاه بسیار آسان است! برای انقلاب اسلامی در ایران که خواسته شما است ما با دو مشکل بزرگ روبرو هستیم:

 ابتدا سازمان اطلاعات و امنیت کشورکه تمام گروه های سیاسی مخالف را شناسایی کرده که باید این سازمان را از کار بیندازید ودوم ارتش به شاه وفادار است مصدق شکست خورد زیرا ارتش با شاه بود

 اگر ما جلو رفتیم شاه را از ایران ببرید تا وقتیکه شاه در ایران باشد پیروزی حاصل نمیشود.. 

بهشتی به ایران امد ۳۳ روز بعد سپهبد ناصر مقدم از آمریکا به ایران امد و طبق دستور نخست وزیر جمشید آموزگار ارتشبد نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور برکنار و ناصر مقدم رئیس ساواک شد

 او رسما به مامورین اطلاعات و امنیت کشور دستور داد نه کسی را دستگیر کنید نه به مردم بخصوص روحانیت تعرض کنید!

 ساواک خانه نشین شد اولین کسی که در ایران متوجه این تغییر و تحول شد پرویز ثابتی رئیس اداره سوم و مدیر کل ساواک بود او بمدت ۲۰ سال رئیس اداره تحلیل و بررسی ساواک بود ابتدا نزد هویدا رفت او وزیر دربار بود گفت گزارشی برای اعلحضرت نوشته ام طوفانی در راه است صد مرتبه خطرناک تر از ۲۸ مرداد ۳۲ و ۱۵ خرداد ۴۲ برو به شاه بگو به آمریکا اعتماد نکن دستگاه امنیتی کشور چشم ایران است اگر فلج شود جایی را نخواهی دید.., هویدا گفته بود;

۹ ماه پیش به شاه گفتم اگر به مذهبیون قدرت بدی سرنگون میشوی گفت نگران نباش قوی ترین ارتش دنیا را دارم ومن با احترام کنار رفتم این گزارش طوفان انقلاب توسط امیراصلان افشار بدست شاه رسید.

اواخر خرداد ۱۳۵۷ برای شاه نوشته بود اعلحضرت به دولت آمریکا و انگلستان اعتماد نکنید آنها بی دلیل بحضور شما شرفیاب نمی شوند شاه اهمیتی به این گزارش نداد سازمان امنیت به مرور تعطیل شد! آنها در اداره روزنامه میخواندند و جدول حل میکردند اجازه مقابله با مردم را نداشتند و زندانیان سیاسی همان تروریست‌های که به خیال خود برای آزادی کشور سرگرم اخلال بودند و زندانی سیاسی شده بودند کم کم آزاد شدند و قهرمانانه به آغوش مردم بازگشتند و مردم فهمیدند مثل اینکه کلاه ساواک دیگر پشم ندارد و درست فهمیده بودند نه کسی دستگیر میشد نه به کسی اعتراض میشد تا اینکه سینما رکس آبادان آتش گرفت و از محبوبیت شاه کاسته شد..!

 آموزگار ماموریت ا ش تمام شد و رفت شریف امامی آمد جمعه سیاه میدان ژاله با کمک چریک های فلسطینی در میدان ژاله برپا شد از محبوبیت شاه کاسته شد ارتش برای یک بازی کثیف وارد خیابان ها شد..

بجای اینکه حکومت نظامی در مدت ۲۴ ساعت یا حداکثر ۴۸ ساعت نظام کشور را بدست گیرد مردم در خیابان ها سوار تانک ها میشدند و عکس یادگاری می گرفتند ارتش ایران مسخره شد کاری از کسی ساخته نبود ساواک تعطیل و ارتش در کوچه ها سنگ بازی میکرد شریف امامی رفت ازهاری امد و بجای اینکه این ژنرال ۴ ستاره ارتش به کشور نظم و نظام دهد به مردم التماس میکرد سوار این کشتی شکسته انقلاب نشوید همه غرق

خواهیم شد


از این ژنرال ۴ ستاره هم کاری ساخته نبود ساواک تعطیل بود و ارتش حق تعرض به کسی را نداشت هنوز شاه در ایران بود که کشور بدست سالیوان سفیر آمریکا و ناصر مقدم و بهشتی اداره میشد برای شاه دو گلوله در تفنگش باقی مانده بود که هردو را بخود شلیک کرد:

 با اولین گلوله هویدا و نصیری را زندانی کرد که تمام نزدیکان شاه رفتند گلوله دوم انتخاب شاپور بختیار یار دیرین مصدق بود که محبوبیتی در بین مردم و ارتش نداشت او براستی بختیار بی اختیار بود شاه از دوستان آمریکایی خود پرسید خوب حالا چکنم گفتند به ارتش بگو مردم را اذیت نکنند خودت بیا آمریکا مهمان نکسون راکفلر و هنری کسینجر باش تا دوباره بر دوش مردم برگردی و رضا به سن قانونی برسد.

 شاه بختیار را نخست وزیر کرد به رئیس ستاد ارتشبد قره باغی دستور داد به مردم تعرضی نکنید تا برگردم خون از دماغ کسی نیاید من زود برمیگردم هنوز شاه در ایران بود که ژنرال هایزر رئیس ستاد ارتش ایران شده بود شاه رفت دولت دست بختیار بی اختیار بود و ارتش شاهنشاهی ایران دست هایزر سالیوان بود و مقدم و بهشتی هم اداره کشور را در دست گرفته بودند.

تظاهرات مردم میلیونی شده بود..!

 خمینی به ایران امد ابتدا زد تو دهن دولت ایران بعد سوارهلیکوپتر ارتش شاه شد هرچه ژنرال های ارتش پرسیدند ما چکار کنیم؟

هایزر گفت:

صبر کنید!

از رئیس ستاد ارتش ایران ارتشبد قره باغی پرسیدند چکار کنیم؟

گفت: دستورجدیدی از فرمانده من شاه بدستم نرسیده است آخرین دستور این است با مردم کاری نداشته باشید!

 مردم ارتشی ها را میکشتند مامورین سازمان اطلاعات و امنیت کشور که اجازه تعرضی نداشتند نه اداره میرفتند نه به خانه های خود همه از ترس چریک های تروریستی که آزاد شده بودند مخفی بودند تا صبح روز ۲۲ بهمن ساعت ۸ صبح فرمانده های ارتش همه در ستاد ارتش جمع شده بودند بعد از دو ساعت شور و جلسه به این نتیجه رسیدند ما دستور داشتیم مردم کشته نشوند حالا خودمان کشته میشویم چاره کار چیست ؟

هایزر پیام داد: اعلام بی طرفی کنید تا خود شاه برگردد..!

 هیچ ارتشی به شاه خیانت نکرد نه بدره ای نه خسرو داد و نه رحیمی حتا در این مورد نه قره باغی و نه فردوست!

 این دستور خود شاه بود که حتی سه بار در فرودگاه مهرآباد به رئیس ستاد ارتش دستور داد خون از دماغ کسی نیاید تا برگردم!

جلسه سران ارتش تمام شد و اعلامیه بی طرفی ارتش قرائت شد از ساعت ۱۲ ظهر تا شش بعد از ظهر کشور بدون ارتش شاه تسلیم انقلابیون شد اما جالب است این را هم بدانید بعد از انقلاب چه بر سر ارتش شاه امد؟ یا دستگیر و تیر باران شدند یا خود را به ستاد ارتش معرفی کردند و گفتند سرباز ایرانی فرار نمیکند و تا آخرین لحظه زندگی دستور شاه را اجرا میکند..

ما را اعدام کنید! سرلشگر منوچهر خسرو داد, سپهبد نادرجهانبانی, سپهبد بیوک امین افشار وبسیاری از سران ارتش خود را به ستاد ارتش که در راس آن سرلشگر قرنی و سرتیب ریاحی به فرماندهی رسیده بودند معرفی کردند

 همافری از سرلشگر خسرو داد در زندان مدرسه رفاه پرسیده بود تیمسار شما ۶۰۰ هلیکوپتر کبری آماده پرواز داشتید چرا با تیمسار جهانبانی فرار نکردید به عراق بروید که اعدام نشوید؟

 خسرو داد گفته بود: سرباز ارتش ایران مثل برف آب میشود اما فرار نمیکند..!

البته باید اشاره کنم که رخداد‌ها و نگفته‌ها بیش از آن است که در این مقاله نوشته شده است!

جاوید شاه پاینده ایران

پایان

Report Page