Silent Screams

Silent Screams

Lucifer

سلامی دوباره به نیکی عزیزم!

نامه ات به دستم رسید، اگر بگویم با گشودن آن ضربان قلبم گوش فلک را کر و بدنم شروع به لرزش نکرده بود دروغی بیش نخواهد بود

تنها تصور دستانت که واژه ها را بر کاغذ می‌نشاند کافیست تا جانم از حرکت باز ایستد

و اما در پاسخ به تو ای خطای شیرین قلبم!

نمی‌دانی؟ در حقیقت نمی‌دانی یا از خاطر برده ای؟

من می‌دانم عزیزکم!

و از خاطر نخواهم برد آن روز کذایی را

زمستان بود، زمستان 1920، همین امسال، 18 دسامبر بود

برف می‌بارید و لباسی که بر تن داشتم تاب نشاندن گرما بر پیکر نحیفم را نداشت

گویی پوستم گرمای آغوشت را طلب می‌کرد

اما آن روز فقط یک روز برفی معمولی نبود!

به آن روز عشق می‌گفتند، فرنگیان آن را "ولنتاین" می‌خوانند

می‌دانستم کجا پیدایت کنم، همان گونه که می‌دانستم که تو هیچ از "ولنتاین" نمی‌دانی

سرد بود، اما شوق دیدارت سرما را پس می‌زد

دویدم و به قهوه خانه همیشگی رسیدم

دیدمت.. نیکی من تو را دیدم

اما این بار، تنها نبودی

روز اول که مرا به قهوه خانه دعوت کرد گفتی:

"این جا کنج دنج من است، ولی برای نیکی تنها کوچک است، نیازمند همدمی برای این محفل دارم"

دروغ می‌گفتی

تو هرگز تنها نبوده ای، هیچ گاه نبودی

این را از نگاه دخترک چشم بادامی رو به رویت خواندم

دستانش را در دست داشتی و چشمانت می‌درخشید

درخششی که من هیچ گاه در نگاهت ندیده بودم

موجی بر ساحل بادام های قهوه ای چشمانت می‌کوبید و انگشتانت در میان ناخن های ظریف او اقتدار و مردانگی‌ات را فریاد می‌زد

چطور می‌شد عاشقت نشود؟ وقتی با آن جنون شیرین نگاهش می‌کردی و دلش را همانند روح و جسم و جان من روزی، می‌‌ربودی

آن روز گریستم، نیکی

در دیاری غریب اشک ریختم و کوچه پس کوچه ها را بی دلیل پیمودم

نمی‌دانستم چرا؟ اما گویی خشم اعتماد نابجایم را بر گام های کوچکم فرو می‌نشاندم

دیگر روز نبود، جهان من شب شد

آن شب سرد بود، سرد تر از همیشه

شبی که بر زندگی ام سایه افکند و مانند اهریمنی مرا در آغوش کشید

نگاهت، لمس دست هایت، لبخند و برق چشم هایت در برابر آن دختر هرگز از خاطرم پاک نمی‌شود

نیکی عزیزم!

روح زندگی من پس از آن شب یخ زده است

سرد تر از برف زمستان و نگاه های بی‌هنگام، یخ اندوه قلبم را در حصار گرفته و رهایم نمی‌کند

جزئیات را در نامه بعدی خواهم نوشت

و شاید هم این آخرین نامه من به عزیز کرده اشتباهم باشد


از جه‌یون، به عزیز گمشده‌اش


Report Page