Season 2,Part 2

Season 2,Part 2


𝘐𝘏𝘢𝘷𝘦𝘛𝘰𝘍𝘪𝘯𝘥𝘠𝘖𝘜

به لطف فلیکس تونسته بود حداقل از 6تا سوال 4 رو جواب بده و واقعا ممنونش بود اینجوری نبود محتاج نمره باشه دانشگاه صرفا واسش سرگرمی و خواست چانیول بود وگرنه اصلا دلش نمیخواست استرس امتحان و درس و این چیزارو بکشه.

وقتی دید فلیکس بلند شد تا برگشو بده اونم سریع از جاش بلند شد و برگشو داد، خودشم نمیتونست چرا اما احساس میکرد فلیکس نیاز به اون داره احساسات بکهیون هیچ وقت اشتباه نمیکردن مخصوصا اون حس ششم که میزد توی خال پس تصمیم گرفت از کنار این احساسش نگذره.

با خارج شدن از کلاس بازوی فلیکس گرفت و چسبوند به خودش :کجا میری شیطون؟

فلیکس که ذهنش درگیر امتحان بود هنوز با اومدن یهویی بکهیون از جا پرید :ترسیدم

بکهیون :تو فکر کی بودی شیطون بلا؟

فلیکس خندید و زد روی دست بکهیون: هیچ کس تو فکر امتحان بودم که گند زدم

همونجور که به سمت خروجی میرفتن حرف میزدن : اوه اگر تو گند زدی من چیکار کردم؟

فلیکس سرشو تکون داد : لعنتی خیلی سخت بود

بکهیون با دیدن چانیول کنار در ورودي اخم کرد:خوبه گفتم بهش نمونه اینجا

فلیکس نگاهی به چانیول انداخت و ناخودآگاه گفت : چقدر دوست داره که منتظرت مونده

بکهیون نگاهشو از چانیول گرفت و به فلیکس که با غم خاصی این جملات رو بیان کرده بود نگاه کرد : اون فقط نگران وجهه خودشه نه که منو بخواد

فلیکس متعجب برگشت سمت بکهیون: منظورت چیه؟

بکهیون بازوی فلیکس رو رهاکرد و صاف ایستاد : خب بین خودمون بمونه ولی این رابطه به دستور بابامه

فلیکس چرخید سمت بکهیون:ولی چشمات میگن خیلی میخوایش

بکهیون لبخند تلخی زد و گفت :من اره اون نه حتما این دور و بر استاکر هست که مونده

فلیکس : شاید من استاکر باشم که اینا رو بهم میگی

بکهیون لبخندی زد و برای از بین بردن جو عجیب بینشون گفت:تو تنها چیزی که هستی یه شکست عشقی خورده گشنه هستی نه؟

فلیکس خواست مخالفت کنه که صدای شکمش بیرون اومد:لو رفتم ها؟

هر دو خندیدن که همون لحظه جیسونگ و سونگمین هم اومدن:چیکار کردین؟

جیسونگ و سونگمین همزمان گفتن :ریدیم

فلیکس خندید و دستشو اورد بالا : Same dude Same

بکهیون سوالی به هر 3تاشون نگاه کرد تا حدودی میدونست این 3تا اکیپن ولی نمیشناختشون یه لحظه احساس اضافی بودن کرد : هی بذارین معرفی کنم بهت

فلیکس بین جیسونگ و سونگمین ایستاد و گفت :این جیسونگ برادر دوقلوم

بکهیون وشکه گفت :دوقلو؟ اصلا شبیه نیستین

سونگمین : از لحاظ ظاهری ناهمسانن ولی متاسفانه از لحاظ مغزی همسان و خنگن

جیسونگ و فلیکس پوکر به سمت سونگمین برگشتن : کمال همنشین

فلیکس : اینم سونگمینه هم خونمون نیست ولی داداشمونه

فلیکس بعد به بکهیون که لبخند دلنشينی زده بود اشاره کرد:اینم بیون بکهیون همکلاسیمونه

جیسونگ و سونگمین با لبخند به بکهیون دست دادن : من گشنمه نظرتون چیه بریم یه غذای مشت بزنیم؟

فلیکس سوالی به سونگمین و جیسونگ نگاه کرد :منم گشنمه شمام میاین؟ اگر باز اون دوتارو نمیارین

جیسونگ :نه من فعلا با مینهو قهرم باهاش حرف نمیزنم

سونگمین :جونگینم یه پیام اوکیه

بکهیون که داشت اسمای جدید میشنید گیج شده بود : دوست پسراشونن

بکهیون اهانی گفت و لبخندشو حفظ کرد، اون داشت برای اولین بار کنار ادما احساس راحتی میکرد.

چانیول : یه مدتیه دارم نگات میکنم چرا نمیای؟

هر چهار نفرشون به سمت چانیول برگشتن : با دوستام میخوام برم غذا بخورم مگه بهت نگفتم نمون؟

چانیول : میخواستم ببینم امتحانت چیکار کردی؟

بکهیون لبخند برای حفظ ظاهر زد : گند زدم به زیبایی

جیسونگ با دهن باز به چانیول خیره شده بود اون حتی از نزدیکم جذاب‌تر بود.

فلیکس برگشت سمت جیسونگ با دیدن قیافش زد بهش :جمع کن خودتو میمون اب دهنت راه افتاده

چانیول سرشو اورد بالا و به اون 3تا نگاه کرد : شما باید دوستای بکهیون باشید

جیسونگ و سونگمین سرشونو به احترام خم کردن : بله

چانیول لبخندی زد که باعث شد چال گونش مشخص شد : من چانیولم

جیسونگ : پارک چانیول میشناسمتون ما 3تا عاشق فیلماتونیم

بکهیون متعجب به فلیکس نگاه کرد : جدی؟ چرا نگفتی؟

فلیکس : نکنه توقع داشتی بگم سلبریتی موردعلاقم دوست پسرتوعه؟

بکهیون : منطقیه حالا بریم من خیلی گشنمه

جیسونگ عصبی گوشیشو روی میز پرت کرد و فلیکس فقط به چت هانگاه میکرد. سونگمین سعی داشت جیسونگ رو که عصبی بود اروم کنه و بکهیون به فلیکس که کنارش بود خیره بود :هی لیکس

فلیکس نگاه بغض دارشو به بکهیون انداخت و اروم زمزمه کرد :توقع داشتم ازم دفاع کنه

بکهیون دست فلیکس رو گرفت :اروم باش...

جیسونگ میون حرف بکهیون پرید بلند گفت : من این اشغال رو ادم میکنم

فلیکس و بکهیون نگاهشون رو از هم گرفتن و به جیسونگ دادم :فکر کرده کیه با فلیکس اینجوری حرف میزنه؟؟ بچه پررو دوبار بهش خندیدم

چانیول معذب زد به بکهیون و اروم زمزمه کرد : چه خبر شد یهویی؟

بکهیون زمزمه کرد :تو گروه با دوست پسر جیسونگ دعواشون شد

چانیول اوه شت اروم گفت و صاف نشست که همون لحظه گارسون غذارو اورد :گور بابای هرچی مینهو و هیونجین و جونگینه من گشنمه

سونگمین محکم کوبید تو بازوی جیسونگ : اوی چیکار جونگین من داری

فلیکس پیتزا رو کشید جلوی بکهیون و غذای خودش رو کشید جلوی خودش : خیلی بابا توهم همشون لنگه هم دیگن همین چانیول شی هم پاش برسه یکی بگه بکهیون با منه رگش میزنه بالا بکهیون جاست ویت می

Baekhyun just with me

چانیول که توقع نداشت یهویی توی بحثشون کشیده بشه متعجب و پیتزای توی دهن مونده به فلیکس نگاه کرد و بکهیون در حالی که برش پیتزاشو برمیداشت گفت: راس میگه فلیکس هفته پیش داشتم با هیونگم میرفتم بیرون فاز گرفته بود از من اجازه نگرفتی کجا میری؟

چانیول گازی به پیتزاش زد و پوکر به بکهیون نگاه کرد :نگفتم اجازه نگرفتی گفتم چرا نگفتی بهم هی زنگ زدم اقا گوشیش خاموش بود

بکهیون با لذت گاز به پیتزاش زد :حالت پرواز گذاشته بودم

چانیول : بله و من بدبختو 4ساعت دل نگرون نگه داشتن روم نشد زنگ بابات بزنم

بکهیون :زنگ بابام زدی زنگ بکبوم هیونگ زد و دعوا بکهیون کدوم گوریه

چانیول کلاه کپشو عصبی برداشت و روی میز گذاشت: بابات دعوا کرده به من چه

بکهیون :تو فوت اتیش کردی

چانیول :تو گوشیتو سایلنت کردی

بکهیون :حالت پرواز بود

چانیول : شروعش کار تو بود نه من

بکهیون خواست جواب بده که با خنده ی جمع هردو متعجب بهشون نگاه‌ کردن :وای خیلی خوبین شما دوتا

چانیول و بکهیون نگاهی به همدیگه انداختن و با چشم غره از هم نگاه گرفتن....

از برخوردی با فلیکس داشت پشیمون بود ولی به هر حالی فلیکس هم نباید اینجوری باهاش حرف میزد ازش دلخور بود اوکی ولی رفتار درستی باهاش نداشت : اوی شیرشاه

مینهو کلافه به سمت هیونجین چرخید : چته؟ شیرشاه و مرض

هیونجین پوزخندی زد :اوووو نکن با من اینجوری پاشو بریم بیرون

مینهو :حوصله ندارم

هیونجین شونه ای بالا انداخت :به تخمم نیا

بعد لگد محکمی زیر بالشت پشت کمر مینهو کشید که باعث شد با کله بخوره زمین : اوو چتس حیوون

هیونجین :حداقل گمشو برو از جیسونگ عذرخواهی کن

مینهو :من عذرخواهی کنم؟ اونوقت چرا؟

هیونجین :الحق که گاوی

مینهو :گمشو بابا

هیونجین :حداقل خداتو شکر کن که جیسونگ از فلیکس دفاع کرد وگرنه من قرار بود جرت بدم

مینهو توی جاش ایستاد و داد زد : چه همه عاشق و کشته مرده فلیکس شدن دفاع میکنن ازش

هیونجین اخم کرد وصداشو برد بالا : اره دفاع میکنیم چون تو خیلی باهاش بد حرف زدی

مینهو :من زدم؟؟ مننن اون ندیدی برگشت گفت کسی تورو دعوت نکرده؟

هیونجین : اون فقط یه کلکل ساده بود لی مینهو بعدش چه زری بهش زدی؟؟

مینهو :حق گفتم

هیونجین عصبی گوشیشو در اورد و در حالی که توی صفحه چت میرفت گفت : حق گفتی ؟؟ الان این کصشرات کدومش حقه؟؟

مینهو : آره حق گفتم باید از کسی واسه بیرون رفتن با دوست پسرم اجازه بگیرم؟

هیونجین :احمق کاری به اون ندارم

هوینجین دستشو روی پیام های مورد نظرش نگه داشت تا بولدش کنه :اینارو بخون

مینهو عصبی به صفحه گوشی نگاه کرد و پیام رو خوند : تو اصلا هیچ جای رابطه ی ما نیستی واسه چی خودتو میندازی وسط ما

یکم از چسبندگیتون کم کنین....

مینهو تازه متوجه شد که چه حرفی به فلیکس زده

هیونجین : رفیقمی و عین جونم برام عزیزی که هیچی بهت نگفتم ولی لی مینهو این چیزی نبود که بخوای به خاطر یه کلکل بچگانه بهش بگی

مینهو : عصبی شدم خودت دیدی توی این مدت چجوری با من رفتار کرده همشم به خاطر این که قضیه هک رو فهمیده... نگران بودم به جیسونگ بگه

هیونجین گوشیشو قفل کرد و با شنیدن حرف مینهو مغزش خالی شد... مینهو از کجا میدونست؟؟ : تو از کجا میدونی؟

مینهو کلافه در حالی که روی کاناپه می‌نشست گفت : وقتی بیهوش بودی فهمیده بود و منو بازخواست کرد منم فکر کردم به جیسونگ میگه وقتی دیدم خبری نیست فکر کردم بیخیال شده پیشو نگرفتم

هیونجین قدم به قدم به مینهو نزدیک میشد و توی نیم قدمی مینهو درست روبه روش ایستاد : و تو الان به من میگی؟

مینهو سرشو بالا اورد تا جواب هیونجین رو بده اما با دیدن چشمای سیاهش که چجوری روش قفل شده لکنت گرفت این نگاه رو خوب می‌شناخت... جوری که هیچ وقت حتی دلش نمیخواست باهاش روبه رو بشه : خ.. خب ق... قرار بود

هیونجین :اگر به من گفته بودی میتونستم جلوشو بگیرم که نخواد بگه کات

مینهو اب دهنشو قورت داد :تو که دوسش نداری صرفا بازیه

هیونجین با همون نگاه بهش خیره شده بود



☇ S2,Part2


↝ نظر و ری اکت یادتون نره

↝ شرط پارت بعدی ۳۰ تا نظر و ۱۰۰ تا ری اکت


⌲ @HyunlixAdd  ⌲@deimostalkbot


Report Page