Savak

Savak

سینا

حقایقی در مورد سارمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک ) که تا بحال نشنیده اید .

ساواک چرا تشکیل و چرا منحل شد .......

11 اسفند سال 1353 تاریخ بسیار مهمی در ایران

بود .

https://twitter.com/sinamot7/status/1022929073331417088?s=19


 حزب رستاخیز برای یک پارچگی احزاب سیاسی و تشکل یک حزب متحد و فراگیر به دبیر کلی امیر عباس هویدا نخست وزیر وقت ایران روی کار آمد . 


 جمشید آموزگار رهبر روشنفکران مترقی و هوشنگ انصاری رهبر روشنفکران سازنده حزب رستاخیز شدند و گروه سوم گرو اندیشمندان بودند به رهبری هوشنگ نهاوندی که بعدا به حزب رستاخیز پیوستند .

 علت تشکیل حزب رستاخیز در ایران سازماندهی یک حزب متحد بود که از لجاظ سیاسی و احتماعی و فرهنگی بتوان از نظر امنیتی دوائر دولتی و ادارات وابسته به دولت را کنترل کرد زیرا تا آنزمان احزاب مختلفی در ایران مشغول فعالیت بودند که وابسته به کشور های شرق و غرب بودند وکنترلی بر روی این احزاب نبود .

 سازمان اطلاعات وامنیت کشور (ساواک ) فقط در گیر تروریست های مسلح در ایران نبود مشکل اصلی ساواک دخالت برخی افراد در اداره کشور بود ایران حدود 5 هزار کیلومتر مرز مشترک با کشور های اتحاد جماهیر شوروی و عراق و افغانستان و پاکستان داشت که هریک از این کشور ها میتوانستند مشکلاتی را در امنیت داخلی ایران بوجود آورند بغیر از کشور های هم مرز کشور های لیبی و فلسطین بسیاری از جوانان ایران را تعلیم میدادند برای اعمال عملیات تروریستی در ایران که این افراد در ادارات و سازمان های وابسته به دولت استخدام میشدند وکنترلی بر استخدام آنان 

 نبود تشکیل حزب رستاخیز در ایران آنقدر حائز اهمیت بود که درست پس از 10 روز 

 ایت الله خمینی که یکی از مخالفین حکومت ایران بود و در نجف اقامت داشت در 21 اسفند سال 53 این حزب را مخالف شرع دانست و حزب رستاخیز را حرام اعلام کرد.


 در این رابطه تعدادی از روحانیون از جمله ایت الله انواری و ربانی شیرازی و سید علی خامنه ای دستگیر و به زندان افتادند دلیل مخالفت خمینی چیز دیگری بود.


در سال 1350 از طرف دولت لایه ای بتصویب رسید که تمام ادارات دولتی و تابعه برای استخدام کارمندان خود باید از ساواک تائیده بگیرند وهیچ عزل ونصبی در ادارات بدون مجوز از ساواک نباید صورت بگیرد .

 این قانون در تمام کشور های مترقی متداول بود وهست مثلا در آمریکا تمام افراد بالای 18 سال باید توسط سازمان FBI انگشت نگاری شوند و برای استخدام در هر اداره ای باید سازمان FBI آن فرد را تائید کند حتی گرفتن گواهینامه رانندگی و پاسپورت نیز باید با صدور اجازه از طرف سازمان اطلاعات داخلی کشور آمریکا باشد این در ایران مرسوم نبود مخالفت خمینی با این اقدام بی دلیل نبود .

 بعد از تشکیل حزب رستاخیز دست ساواک برای شناسائی تمام افرادی که در ایران استخدام و یا در دانشگاه ها یا کارخانجات مشغول فعالیت بودن باز تر شد تا فرد یا افرادی که وابسته به کشور های بیگانه بودند و برای جاسوسی یا خرابکاری وارد بدنه دولت و پست های حساس دولتی نشوند .

 باید در نظر داشته باشیم که کارمندان دولت شامل وزرا و کابینه و مدیر کل ها و سفرای کشور نیست استانداران وفرمانداران و بخشداران و دهداران و شهرداران را نیز شامل میشود و از طرفی فقط در تهران 700 هزار واحد صنفی وجود داشت که کنترلی بر روی اعضا و کار آنها نبود که بعد از تشکیل حزب رستاخیز ساواک موفق شد طبق قانون نظم و نظامی به تمام ارگان های دولتی و بخش خصوصی بدهد واین زیاد برای مخالفین دولت و حکومت بخصوص شخص آقای خمینی و روحانیت که حکومت حسینقلی خانی را دوست داشتند پسندیده نبود .

قسمت دوم چرا ساواک منحل شد 

 همه چیز بخوبی پیش میرفت شاه قیمت نفت را افزایش میدا دولت چرخ های اقتصادی کشور را براه انداخته بود و ساواک امنیت داخلی و خارجی را در کنترل خود داشت تمام گروه های سیاسی تروریست یا دستگیر شده بودند و یا اعدام و بخاطر همین امنیت بود که سرمایه داران خارجی راغب به سرمایه گذاری در ایران شده بودند بدلیل افزایش قیمت نفت کمپانی های اروپائی و امریکائی یکی یکی در حال ورشکستگی بودند و این فرصت مناسبی بود برای کشور های عضو اوپک که این کارخانه های ورشکسته را خریداری کنند قیمت نفت روز بروز افزایش میافت تا جائیکه از سال 1970 به 8 برابر افزایش یافته بود .

 تا اینکه یک اتفاق در آنسوی ابهای اقیانوس آرام آرامش ایران را بهم زد .

 باربارا والترز که یک خبر نگار امریکائی بود(کارفرما سی ان ان فیک‌نیوز) در برنامه خود اعلام کرد شاه ایران و فهد پادشاه عربستان هرکدام مبلغ 40 ملیون دلار به ستاد انتخاباتی پرزیدنت فورد کمک کرده اند این خبر باعث شد که تلویزیون های امریکا و اروپا وروزنامه ها ومجلات فقط به این مسئله پرداختند و بازتاب خوبی برای ایران درپی نداشت .


 در اخرین مناظره تلویزیونی برای انتخاب پرزیدنت آمریکا کارتر گفت اگر من رئیس جمهور امریکا بشوم مردم

مرا انتخاب کرده اند نه پول کشور های نفتی وشاید دشمنی کارتر و حزب دمکرات امریکا با شاه از همین جا شروع شد .

 جیمی کارتر پینات فروش یهودی رئیس جمهور امریکا شد ...........


 امیر عباس هویدا از دبیر کلی حزب رستاخیز کنار گذاشته شد و محمد باهری دبیر کل حزب رستاخیز شد


مهر ماه 1355 واین بمعنای قدرت گرفتن از هویدا نحست وزیر ایران و کسی که با تمام وجودش از سازمان امنیت و اطلاعات کشور حمایت میکرد بعد از سخنرانی کارتر بمناسبت سوگند رئیس جمهوریش وعنوان اینکه دیگر امریکا از کشور هائی که حقوق بشر را رعایت نمیکنند حمایت نخواهد کرد باب جدیدی در اداره کشور ایران بوجود آمد ساواک بعنوان عدم رعایت حقوق بشر معرفی شد

قسمت سوم چرا ساواک منحل شد 

کشور عراق 60 فروند هواپیمای سوخو ومیگ 211 از اتحاد جماهیر شوروی خریداری کرده بود شاه بلافاصله تعداد 60 فروند بمب افکن F16 و 3 فروند هواپیمای رد یاب اواکس بمبلغ 15 میلیارد دلار از امریکا خریداری وپول آنرا نیز پرداخته بود بعد از اینکه کارتر رئیس جمهور امریکاشد به پنتاگون دستور داد که از تحویل این هواپیماها به ایران که حقوق بشر را رعایت نمیکند خود داری کنید و این مسئله باعث تیرگی در روابط ایران با امریکا شد سر آنتونی پاکینز سفیر وقت انگلستان در ایران خود را به شاه نزدیک کرد وقرار شد با تعغیری در سیاست داخلی ایران انگلستان امریکا را مجاب کند برای جلوگیری از نفوذ کمونیست در منطقه این هواپیما ها به ایران داده شود برکناری امیر عباس هویدا در شهریور 1356 بدلیل همین حقوق بشر کارتر بود وگرنه شاه همیشه پشتیبان هویدا بود هویدا برکنار شد و جمشید آموزگار از طرف امریکا و انگلستان به نخست وزیری ایران منصوب شد هویدا که طرفدار سیاست امنیت داخلی ایران بود و اوپرویز ثابتی را مدیر اداره اطلاعان و امنیت کشور کرده بود بخاطر حقوق بشر کارتر از نخست وزیری برکنار شد واین برکناری بمعنای گرفتن قدرت از پرویز ثابتی بود شاه برای حسن روابط بین 2 کشور به امریکا دعوت شد .

 پرویز ثابتی گزارشی برای شاه نوشت و توسط تیمسار نصیری برای شاه فرستاد متن گزارش این بود انکه رفت ایرانی بود اینکه آمده آمریکائیست طوفانی در راه است بمراتب خطرناکتر از طوفان 28 مرداد 32 و 15 خرداد 42 دعوت از شما برای سفر ربه امریکا یک توطعه است سازمان جاسوسی امریکا با صرف ملیون ها دلار در صدد است که دانشجویان عضو کنفدراسیون را در مقابل کاخ سفید تجمع کنند بسیاری از اروپا و سراسر ایالات متحده امریکا به واشنگتن برای تظاهرات بر علیه شما خواهند آمد به این شفر نروید .

 شاه تصور میکرد که چون هویدا بر کنار شده است ثابتی این گزارش را نوشته مگر امریکا اجازه میدهد گروهی در مقابل کاخ سفید تظاهرات بر گذار کنند ؟

در ثانی برای گرفتن آن 60 فروند بمب افکن F166 شاه باید به این سفر میرفت تا مناسبات سیاسی ایران با امریکا ادامه داشته باشد شاه به این سفر رفت و بخاطر اتفاقاتی که در امریکا افتاد با ناراحتی به ایران برگشت

 شاه بعد از بازگشت ار آمریکا بسیار شکسته شده بود مثل اینکه باور کرده بود صداقتی در سیاست نیست همسایه شمالی کشورش سالها ایران را سیب گندیده ای میدانست که از بر زمین بیفتد شوروی به آبهای گرم اقیانوس هند و آرام راه خواهد داشت انگلستان که استعمار پیر بود آیا به امریکا هم نمیشود اعتماد کرد ؟

 شاه در فکر چاره ای بود تا کشورش را از این گرداب شرق و غرب نجات دهد که خبر مسرت آمیزی به او رسید کارتر شخصا برای عذر خواهی و پشتیبانی از شاه شامپاینش را در روز اول ژانویه سال 1979 در تهران خواهد خورد .

 این خبر مسرت آمیز همه را شاد کرد بخصوص دشمنان شاه را که بخاطر فضای باز سیاسی از زندان آزاد میشدند آیت الله سید محمدی بهشتی رهبری حزب موئتلفین را بدست گرفته بود روحانیت اجازه داشتند که در مقابل کمونیست ها و چریکها مذهب را در بین مردم ایران کسترش دهند آیت الله ها از زندان آزاد شدند و این موجب شد که کسانیکه ساواک سالها آنها را در زندان نگه داشته بود تا ایران از تعرض آنها در امان باشد دوباره سعی در اغتشاش و تظاهرات داشته باشند اما مشکلی نیست امریکا با ماست 10 دی ماه 56 کارتر به تهران آمد و شامپاینش را خورد و سولیوان را به سفارت امریکا در ایران منصوب کرد بعد از رفتن کارتر از ایران جمشید آموزگار در 14 دی 1356 دبیر کل حزب رستاخیز شد و این امکان را پیدا کرد که تمام کسانیکه هویدا در طول 13 سال در راس ادارات کشور گمارده بود از کار بیکار و مهره هائی که هیچ شناختی در اداره امور کشور نداشتند بکار دعوت کند این بمعنای گرفتن قدرت از سازمان اطلاعات و امنیت کشور از این پس ساواک عملا از اداره امنیت کشور کنار گذاشته شد و کارمندان ادارات مختلف ساواک یا به مرخصی اجباری رفتند یا در ادارات مشغول مطالعه روزنامه و مجلات شدند

قسمت جهارم ...چرا ساواک منحل شد .

55 روز بعد از انتخاب جمشید آموزگار نخست وزیر به دبیر کلی حزب رستاخیز در روز 19 دیماه 1356 روزنامه آیندگان که صاجب امتیازش داریوش همایون وزیر اطلاعات و مطبوعات کشور بود مطلبی را تیتر زد وفردای آنروز روزنامه اطلاعات آن مطلب را چاپ کرد ایران و شاه هیچ دشمنی ندارد جز یک نفر بنام خمینی که اصلیتش هندی است و در کشور عراق در شهر نجف زندگی میکند با چاپ این مقاله ایران به آتش کشیده شد سولیوان که تازه سفیر آمریکا در ایران شده بود به تبریز و اصفهان و قم رفت ابتدا در تبریز درگیری شد شب سوم شهدای تبریز را در اصفهان گرفتند و شب هفت شهدای اصفهان در قم برگزار شد از آن پس ایران آبستن حوادث ناگواری شد و مردم در شهر های مختلف ایران دست به تظاهرات و آشوب زدند دیگر کسی قادر نبود که در مقابل موج این تظاهرات و خشونت ها مقاومت کند رهبران مذهبی آزاد شده بودند و در مساجد مردم را تشویق به خشونت ومبارزه با حکومت شاه کنند صدای ایت الله خمینی هم از نجف بلند شد آقای شاه مردم شاه آمریکائی را نمیخواهند این صدا بگوش شما نمیرسد ؟ باید مردم مسلمان کشته شوند تا شما بخود آئید که ایران شاه نمیخواهد ؟

 شهربانی و سازمان امنیت دخالتی در حلوگیری از این تظاهرات و آشوب های خیابانی نداشتند دولت دستور داده بود معترض مردم نشوید و آنها بر طبق قانون کاری با مردم نداشتند کم کم نوروز سا ل 1357 فرا رسید .

 در تمام جوامع دونوع از مردم زندگی میکنند اقلیت و اگثریت بعد از سال نو در ایران تنها اقلیتی دست به تظاهرات میبزدند و در آشوب های خیابانی بر ضد جکومت شرکت میکردند اما آکثریت مردم خاموش بودند و فقط نظاره گر این حوادث .

 اما کم کم با تحریک مخالفین تعداد آشوب گران افزایش میافت اما هنوز خطری ایران را تحدید نمیکرد ساواک تقریبا نیمه تعطیل بود و ار کارمندان ادارات آن دولت خواسته بود که اقدامی نکند اما روءسای دوائر در پی آن بودند که اقدامی کنند چون آنها تمام رهبران این احزاب مخالف را بخوبی میشناختند پرویز ثابتی پیشقدم شد و گزارش مفصلی از تمام اقدامات سران این تظاهرات و آشوب هارا که عبارت بودند از رهبران جبهه ملی و نهضت آزادی و چریک های فدائی خلق و مجاهدین وهواداران حزب توده و تعدادی از رهبران مذهبی که جمعا 1500 نفر بودند توسط تیمسار نصیری به شاه گزارش کرد و از شاه دو درخواست داشت 

1- اخراح فوری سفیر آمریکا و انگلستان از ایران 

2- دستگیری این 1500 نفر برای خاموش کردن این آشوب ها 

 جمشید آموزگار بااخراج سفرامخالفت کردو آنرا از نظر دیپلماسی بنفع ایران ندانست

 شاه هم پس از برسی این لیست فقط اجازه دستگیری رهبران کمونیست را داد 

 پرویز ثابتی به نزد هویدا رفت از او درخواست کرد که خطر رهبران مذهبی را به شاه 

 بگوید هویدا قبول نکرد وگفت من هشت ماه پیش به اعلحضرت گفتم که چه خطری ایران را تحدید میکند ایشان فرمودند تونگران آینده ایران نباش این مردم با من هستند نتیحه اقدامات پرویز ثابتی به بر کناری تیمسار ارتشبد نصیری منجر شد و در خرداد سال 1357 سپهبد ناصر مقدم از طرف سازمان حاسوسی آمریکا رئیس سازمان اطلاعات و امنیت شد و 3 روز بعد از بازگشت به ایران به این سمت بر گزیده شد

قسمت پنجم ... چرا ساواک منحل شد


 انتخاب ناصر مقدم به ریاست ساواک در ارتش و شهربانی وسازمان امنیت باز تاب خوبی نداشت و باعث دلسردی آنان شد بعد از انتصاب مقدم اداره سوم ساواک عملا تعطیل شد تیمسار علوی مقدم و تیمسار پاکروان از پرویز ثابتی خواستند که نگذارد اداره سوم از هم پاشیده شود چون تنها اداره ای است که تمام مخالفین و گروه های سیاسی را بخوبی شناسائی کرده و در هر زمانی میتوتند این گروه های تروریست را دستگیر ومعدوم کند پاسخ پرویز ثابتی این بود من یک کارمند دولتم در این 20 سال هرچه کردم براساس قانون و وظیفه ای بود که دولت بمن سپرده بود من نه دوست دارم کسی را دستیگیر کنم نه دوست دارم به کسی تعرض کنم وقتی اعلحضرت دستور میدهند دستگیر نکن من تابع قانونم و وقتی نخست وزیر کشورم آبروی سفیر انگلستان و آمریکا را ارجح تر از ابروی ملتم میداند ای وای بر من که ایرانیم به نخست وزیر کتبا نامه نوشتم که سپهبد ناصر مقدم جاسوس سازمان CIA است میبینم فردا صبح تیمسار نصیری را برمیدارند این مرتیکه جاسوس رومیگذارند سر مهمترین پست سارمانی کشور من اگر حرکتی کنم بجرم خیانت به کشور دادگاهی و محکوم خواهم شد بگذارید بقیه عمرم را با آبرو زندگی کنم من از ایران خواهم رفت اما شما اگر ماندید منتظر جلسات آقای بهشتی و سولیوان و ناصر خان مقدم باشید اینها همکار همند آنکه غریبه بود ما بودیم

تابستان گرم سال 13577فرا رسیده بود کم کم به دستجات تظاهر کنندگان اضافه میشد ایران آبستن حادثه ی بود که اکثریت خاموش را بصحنه بکشند تا اینکه روز موعود فرا رسید هیئتی از طرف کمپانی نفتی میتسوئی ژاپن برای عقد قرار داد نفت به ایران آمدند 25 مرداد 57 شاه حاضر به عقد قرار داد با کنسرسیوم نبود مدت قرار داد نفتی ما با کنسیوم به اتمام رسیده بود 28 مرداد 32 تا 28 مرداد 57 آن 25 سال زمان قرار داد ایران با کنسرسیوم به اتمام رسیده بود از این ببعدایران میتوانست راسا نفت خود را بدون دخالت کنسرسیوم بفروش برساند قرار داد نفت ذر حال بررسی و امضا بود که در ساعت 9.23 دقیقه شب خبر ناگواری به اداره سوم ساواک مخابره شد سینمائی در آبادان دچار حریق شده است احتمالا یک عمل خرابکاری و تروریستی است تمام اتومبیل های آتش نشانی شرکت نفت عازم محل آتش سوزی هستند عمق فاجعه عمیق است چه دستوری صادر میفرمائید ؟

ساعت 9.322 دقیقه تمام شهر آبادان را دود و شغله آتش فرا گرفته رئیس شهربانی و افسران کلانتری ها در محل حادثه حضور دارند چه دستوری صادر میفرمائید ؟

ساعت 9.488 دقیقه تعداد کثیری از مردم آبادان شعار های نامناسبی میدهند ببخشید میگویند مرگ بر شاه چه دستوری صادر می فرمایید؟

قسمت ششم ....ساواک منحل شد

 (توضیح ) اگر من بخواهم در این مقاله به ذکر تمام وقایع و حوادثی که اتفاق افتاده است بپردازم هر کدام خود کتابی میشود که برای نویسنده و خواننده این مقاله میسر نیست پس اجازه میخواهم که فقط اشاره ای داشته باشم چون حوادث و اتفاقاتی که منجر به انقلاب شد نیاز به باز خوانی صدها کتاب دارد ...متشکرم .

 فاجعه سینما رکس آبادان آنقدر تاسف بار بود که همان شب ساعت 2 صبح پرویز ثابتی تلفنی تمام روسای اداره سوم را فرا خواند چون این حادثه مستقیما به امنیت داخلی ایران مربوط بود ساعت 7.40 دقیقه بامداد روز 29 مرداد یک هواپیما با 8نفر به سرپرستی تیمسار جعفری رئیس اداره ضد خرابکاری از فرودگاه مهر آباد بسمت فرودگاه آبادان حرکت کرد وقرار شد تمام گزارش این حادپه دلخراش تا ساعت 4 بعداظهر روی میز ایشان باشد ساعت 10.20 متخصصین اداره ضد خرابکاری به محل حادثه رسیدند نیازی به بررسی کامل نداشت پس از چند دقیقه مشخص شد سینما رکس آبادان بوسیله اسید DCH5 که امریکا در جنگ ویتنام از آن استفاده کرده بود دچار حریق شده بود به 2 علت .

11- در راهرو سینما کف پوش مکالئوم بود اما در زیر این کف پوش موزائیک فرش شده بود موزائیکها ذوب شده بود پس باید درجه اشتعال بیش از 800 کالری گرما تولید کرده باشد هیج مواد آتش زائی به 800 کالری گرما نمیرسد .

22- تعدادی از تماچی ها که سوخته و ذغال شده بودند از روی صندلی های داخل سالن حرکتی نکرده بودند حتا مادری که فرزند خود را در آغوش داشت از صندلی خود حرکتی نکرده بود پش ابتدا خفه شده بودند بعد سینما دچار حریق شده بود هر انسانی میتواند حتا در آتش بین 20 تا 30 متر بدود و جرکت داشته باشد طول راهرو سینما 14 متر بود .

هواپیما ساعت 1.45 به طرف تهران حرکت کرد و در ساعت 4 گزارش روی میز رئیس اداره اطلاعات و امنیت کشور بود .

هواپیمای دیگری در ساعت 100 صبح عازم آبادان شده بود که از تیم کمیته مشترک و گروه کیهان بود و قرار شده بود با همکاری شهربانی آبادان و ساواک آبادان مسببین این حادثه شناخته و دستگیر شوند عمق فاجعه بحدی بود که خود آقای پرویز ثابتی هم 2 روز بعد به آبادان رفت .

 در این رابطه چند نفر دستگیر شدند اما عامل اصلی که حسین تکبعلی زاده بود از آبادان فرار کرده بود که از مرز عراق از ایران خارج شود . که بعدا در اصفهان دستگیر شد اجازه فرمائید فقط به اسامی متهمین این پرونده اشاره کنم .

 آیت الله جمعی وحجت السلام موسوی تبریزی که از طرف ساواک ممنوع المنبر بود . عبدالرضا آشوری و برادران یدالله وفرج و فلاح بذرکار اما کبریت را حسین تکبعلی زاده کشیده بود ساواک در تعقیب و دستگیری متهمین بود که در 4 شهریور بازار صفای جمشید آباد آبادان دچار حریق شد هدف آبادان بود شاهرگ حیاتی اقتصاد ایران ...نفت همان نفتی که سرمایه ملی بود و شاه با کنسرسیوم قراردادی امضا نکرد .

جمشید آموزگار ماموریتش به اتمام رسید در 4 شهریور 577 به بهانه کسالت همسرش که آلمانی و یهودی بود از ایران به کشور معبود خود آمریکا رفت

 جعفر شریف امامی نخست وزیر شد تا دولت آشتی ملی را تشکیل دهد هنوز ساواک مشعول پرونده سینما رکس و آتش سوزی های آبادان بود که خبر رسید یاسر عرفات تعدادی مسلسل کلاشینکف در جعبه های میوه که از طرف اسرائیل به ایران حمل شده بود جا سازی و از مرز عراق وارد ایران کرده است با پیگیری ساواک مشخص شد که این اسلحه ها به انبار میوه در خیابان سرچشمه تهران رسیده است اما هنوز مشخص نبود علت ارسال این مسلسل ها چیست مامرین ساواک در لباس مبدل بعنوان میوه فروش باربر وانتی کامیوندار تمام انبار های میوه در سرچشمه را زیر نظر داشتند هدف هرچه بود باید در نزدیکی سرچشمه باشد میدان بهارستان و مقابل مجلس شورای ملی همه جا تحت کنترل بود .

پنج شنبه 16 شهریور 577 ایت الله بهشتی در یک راه پیمائی در میدان آزادی قطعنامه ای را قرائت کرد استقلال آزادی جمهوری اسلامی اما در پایان این راهپیمائی گفته شد فردا ساعت 10 صبح میدان ژاله .......

 پس مکان مشخص شد این مسلسل ها برای میدان ژاله است نه میدان بهارستان برنامه چیست ؟ هدف آنها برای تجمع در میدان ژاله چیست ؟ خرابکاری در برق میدان ژاله ؟ مسلسل برای چی ؟ به تمام مامورین دستور داده شد مراقب تمام خیابانها اطاف میدان ژاله میدان بهرستان باشند مامورین از ساعت 10 شب مستقر شدند اما حادثه ای متاسفانه روی داد که تمام برنامه های ساواک برای دستگیری متخلفین برباد رفت بدون اینکه ساواک از این ماجرا باخبر باشد .

ساعت 9 شب پنج شنبه 166 شهریور سر انتونی پارکینز به کاخ نیاوران رفت و شاه را در جریان این مسلسل ها و تجمع مردم در میدان ژاله گذاشت و تاکید کرد که با اعلام حکومت نطامی از فردا صبح در تهران از کشته شدن مردم حلوکیری کنید اگر ارتش مستقر شود مردم از ترس حکومت نظامی اقدامی نخواهند کرد ساعت 10 شب ارتشبد اویسی فرماندار نظامی ایران در تهران و 12 استان شد انگلستان کار خودش را کرد از صبح جمعه 17 شهریور آشوب های خیابانی به جنگ خیابانی مبدل خواهد شد و هر اتفاقی بیفتد ارتش شاه مقصر خواهد بود ساعت 12 شب رادیوحکومت نظامی را اغلام کرد وقتی این خبر به ثابتی رسید دو دستی زد تو سر خودش وگفت برای مقابله با 10 قبضه مسلسل نیازی به ارتش نبود فردا تعداد تظاهرات کننده بیشتر خواهد شد ما چه کسی رو بگیریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

قسمت هفتم ....ساواک منحل شد

جمعه 17 شهریور 57 تهران میدان ژاله 33 گروهان از لشگر گردان 140 پیاده گارد که آموزش جنگهای خیابانی و ضد چریکی را دیده بودند از 6 صبح در اطراف میدان 

 ژاله مستقر شدند گروه کیهان کمیته مشترک با لباس شخصی در تردد بودند اما خبری از ازدهام و تظاهرات نبود تا اینکه حدود ساعت 1/5 بعداظهر گزارش رسید تعدادی در سه را شکوفه تجمع کرده اند پرویز ثابتی با تیمسار اویسی در تماس بود و از اوخواسته بود کسی تیر اندازی نکند تیمسار اویسی هم گفته بود نگران نباشید تمام سربازان فشنگ مشقی دارند فقط درجه داران و افسران مسلح به فشنگ حنگی هستند همه چیز تحت کنترل است تعداد جمعیت هر لحظه بیشتر میشد اما از گروه کیهان با لباس شخصی در میان مردم بودند جمعیتی حدود 700 تا 800 نفر از سه را

شکوفه به طرف میدان ژاله در حرکت بودند وشعار میدادند استقلال آزادی حمهوری اسلامی هنوز به میدان نرسیده بودند که رگبار مسلسل از پشت بامهای مقابل اداره برق میدان ژاله بطرف آنها شلیک شد تعدادی رگبار مسلسل هم بطرف سربازان شلیک کردند مردم پا بفرار گذاشتند تعدادی هم از میان مردم شلیک میکردند همه مانده بودند که چکار کنند فورا مامورین به داخل ساختمان ها رفتند 

وکسانیکه شلیک کرده بودند از پشت بام ها پا بفرار گذاشتند

 فورا تعدادی هلکوپتر از هوا نیروز به میدان ژاله اعزام شدند تمام این حادثه شاید فقط 10 دقیقه طول کشید تمام جمعیت پا به فرار گذاشتند و از کوچه های اطراف سه راه شکوفه متفرق شدند مردم درب خانه های خود را باز میکردند وبه فراریان پناه میدادند طبق آمار پزشکی قانونی تعداد کل کشته ها 87 نفر و مجروهین 250 نفر بود که با آمبولانس به بیمارستان ها اعزام شدند گروه کیهان در ساعت 4 بعداظهر یعنی مامورینی که با لباس شخصی در میان جمعیت بودند یک خبر مهمی را گزارش کردند کسانیکه به مردم شلیک کردند بسیار در تیراندازی مهارت داشتند آنها چریک فلسطینی بودند و تعلیم دیده بودند ......افراد عادی جنین مهارتی در تیراندازی با مسلسل را ندارند فورا بنا بدستور پرویز ثابتی پوکه فشنگها از روی پشت بامها جمع آوری وگلوله ها نیز که بمردم اصابت کرده بود در پزشکی قانونی و بیمارستان ها فورا جمع آوری شد تمام پوکه فشنگ ها و گلوله ها از مسلسل کلاشینگف شلیک شده بود اسلحه سازمانی ارتش ایران مسلسل ژ3 بود و در ارتش ایران از مسلسل کلاشینکف استفاده نمیشددر حادثه 17 شهریور تعداد 11 نفر سرباز و درچه دار گارد کشته و 8 نفر هم در اثر تیراندازی مجروح شدند عکس آنها با لباس گارد در کف سالن پزشکی قانونی بود و در روزنامه ها بچاپ رسید تیراندازی از پشت بام ها و داخل جمعیت به مردم و سربازان بودتیراندازی از پشت بام روبروی اداره برق و داخل جمعیت بود عکس سربازان کشته شده میدان ژاله در بعد اظهر شنبه 18 شهریور در روزنامه کیهانو اطلاعات بود اما تلویزیون قطبی این جنازه هارونشان نداد تلویزیون قطبی فقط عکس شهدای غیر ارتشی وتیراندازی های ارتش رانشون میداد وخون گوسفندان را که مردم بخود میمالیدند

اما تفاوتی نمیکرد 

دشمن به هدف خود رسید جمعه سیاه 177 شهریور میدان ژاله پای ارتش شاه نوشته شد بعد از 17 شهریور شعار ها تند تر ومردم در مقابل ارتش قرار گرفتند در حقیقت آشوب خیابانی به جنگ خیابانی مبدل شد .همه به خانه های خود رفتند قائله 17 شهریور خوابید اما آنکه در خیابان ها ماند ارتش شاه بود .

نخست وزیر آشتی ملی به مجلس احضار شد نمایندگان

 مجلس که تا آنروز بله قربان صحیح است را در صحن مجلس میگفتند رنگ عوض کردند ومعترض دولت شدند احمد بنی احمد نماینده تبریز بعنوان مخالف دولت پشت تریبون مجلس قرار گرفت و چنین گفت آقای شریف امامی من روزه سیاسی دارم بعد از 17 شهریور نهارو شام نخورده ام من رای کبود خود را به دولت شما میدهم روزیکه فرانکو در اسپانیا قدرت را به خوان کارلوس واگذار کرد چنین گفت خوان جان پسرم انهائی که من از اسپانیا تبعید کردم دشمن من بودند نه دشمن اسپانیا آنها را به اسپانیا بازگردان (منظور بازگشت آیت الله خمینی به ایران بود )

 شریف امامی در پاسخ استیضاح چنین گفت من هنوز امضای فرمان نخست وزیریم خشک نشده که مجلس من را استیضاح میکند آقایون دعوا سر آمدن و رفتن من نیست تعدادی از کنسرسیوم آمدند که نفت مردم را ببرند شاهنشاه بیرونشان کرد حالا فرانکو به خوان کارلوس چی گفته من نمیدانم همینقدر میدانم که اگر مردم با هم نباشند همه ما رفتنی هستیم آقایان بگذارید کارمان را بکنیم مملکت در وضع بحرانی قرار گرفته است من هنوز کابینه ام را معرفی نکرده ام که استیضاح شدم شما اگر نماینده مردم هستید با مردم باشید

 روزهای سختی در پیش رو بود ایت الله خمینی بعد از جکومت نظامی اعلامیه میداد آقای شاه با ارتش این مردم مسلمان را نکشید به ارتش بگوئید این مردم مسلمان هستند ارتش مسلمان که مسلمان را نمیکشد مگر ارتش شما مسلمان نباشد اگر اسلام را قبول دارند در اسلام برادر برادر خود را نمیکشد ........

 با اعلام حکومت نظامی واستقرار ارتش در خیابانها دیگر هر حادثه ای در ایران اتفاق میافتاد بدون شک پای شاه و ارتش شاه نوشته میشد واین درست همان چیزی بود که دشمنان شاه و ایران برایش روز شماری میکردند .

 پرویز ثابتی متوجه تماس های مکرر تیمسار ناصر مقدم رئیس ساواک با ایت الله بهشتی شده بود و از طرفی تماس ها اوبا سولیوان سفیر امریکا و بعد از جکومت نظامی و استقرار ارتش عملا نیازی دیگر به اداره اطلاعات و امنیت کشور نبود خود ارتش رکن 2 داشت ضمن اینکه مقدم دستور داده بود نه کسی دستگیر شود نه معترض مردم شوید به اندازه کافی کشور در التهاب است .

 خیلی ها از پرویز ثابتی خواستند از ایران نرود بیشتر امرای ارتش چون میدانستند که او چه زحمتی برای استقرار امنیت کشور کشیده است اما تصمیم ثابتی رفتن از ایران بود اونامه ای برای شاه نوشت که کسی از متن آن باخبر نیست و توسط امیر اصلان افشار آجودان مخصوص شاه به کاخ نیاوران فرستاد رابطه ثابتی در دربار فقط با امیر اصلان افشار خوب بود در قسمتی از چرکنویس این نامه که در اتاق ثابتی بعد از رفتنش پیدا شده خداحافظی از شاه جهت ترک ایران در تاریخ7/7/57 

 بعد از رفتن پرویز ثابتی از ایران خیلی ها که شاهد زحمات او بودند متاثر شدند اما خیلی ها هم خوشحال شدند یکی از کسانیکه بسیار خوشحال شد رضا قطبی بود بعد از پخش دادگاه خسروگلسرخی از تلویزیون ثابتی به قطبی توهین بدی کرده بود وگفته بود از اینها قهرمان نساز به اندازه کافی ما مشکل داریم کار ما را سخت تر نکن اینبار جوری تو گوشت میزنم که جد پدریت جلوی چشمات بیاد البته تا هویدا بود کسی جرات اعتراض به ثابتی را نداشت درست یکهفته بعد از رفتن ثابتی اتفاق ناگواری افتاد معمولا سخنرانی ها ونطق های شاه رومعینیان رئیس دفتر شاه یا شجاعدین شفا مینوشتند اما اینبار نطقی را که قرار بود شاه برای مردم قرائت کنند سید جسن نصر و رضا قطبی نوشته بودند بگفته آقای امیر اصلان افشار شاه اصلا مایل به قرائت این نطق نبود اما سید جسننصر و رضا قطبی گفته بودند اگر شما این نطق را قرائت کنید وبگوئید من اشتباه کردم و جبران میکنم مردم ساکت میشوند و همه میروند خانه هاشون و در گیری بین ارتش ومردم بوجود نمیاید ودیگر کسی بیگناه کشته نمیشود .

 نقطعه ضعف شاه همیشه همین بود مردم اسیبی نبینند این بازی های سیاست تمام میشود مردم صدمه نبینند .

 اولین کسیکه روی تظاهرات و آشوب ها خیابانی مردم نام انقلاب را گذاشت خود شاه بودتوسط سخنرانی‌ که سید حسن صدر رئیس دفتر شهبانونوشته بود و اینکه اشتباهات گذشته را جبران میکنم منظور کدام اشتباه بود .

37 سال ساختن ایران ؟ این اشتباه شاه بود ؟

 چند روز بعد از نطق شاه خمینی از نجف به فرانسه رفت و در ده نوفل لوشاتو اقامت گزید فرانسه بعنوان یک کشور آزاد جای مناسبی بود که خمینی چون کاری که نداشت صبح یک نوار کاست پر میکرد عصری بعد از نماز مغرب یک نوار دیگر پر میکرد ایران پر شده بود از نطق های خمینی هرچه صدای شاه کوتاه تر میشد که درگیری پیش نیاید صدای خمینی رسا تر میشد ایرا ن براستی ملتهب شده بود خمینی مردم را به آشوب و مقابله با ارتش شاه ترغیب میکرد روزهای 13 و 14 آبان در گیری شدیدی بین مردم و ارتش بوجود آمد تا اینکه شریف امامی بعلت ناراحتی قلبی استعفا داد قرار بود بعد از شریف امامی اویسی نخست وزیر شود حتا حکم نخست وزیری هم به او ابلاغ شده بود اما در بعداظهر روز 14 آبان با دیداری که سفرای امریکا و انگلستان با شاه داشتند ارتشبد ازهاری که در ارتش افسر میانه روئی بود نخست وزیر شد واین مسئله زیاد برای امرای ارتش خوشایند نبود زیرا ارتش پس از 2 ماه حضور مداوم در سطح شهرها بدون اینکه اجازه داشته باشند تعرضی بمردم بکنند خسته شده بودند 2 ماه آماده باش کامل در خیابان ها آنها را فرسوده کرده بود 

 ارتشبد ازهاری کابینه نظامی خود را معرفی کرد اما شاه ازانها خواست سعی کنند که بمردم آسیبی نرسد و از درگیری با مردم خوداری کنند .

 ارتشبد ازهاری یک نظامی بود و از سیاست چیزی نمیدانست در اولین اقدام لیستی به شاه داد و درخواست کرد اگر تعدادی از کسانیکه قبلا در دولت بودند دستگیر و به زندان بروند مردم شاید ساکت شوند و با ارتش درگیر نشوند .

 امیر عباس هویدا و ارتشبد نصیری و نیک پی و ولیان و منوچهر آزمون و داریوش همایون از چهره های شاخص دستگیر شدگان بودند که بلکه مردم ساکت شوند حدود 40 نفر از خدمت گذاران صدیق کشور به زندان افتادند .

البته شاه 22 بار از هویدا خواسته بود که از ایران برود هم توسط امیر اصلان افشار هم توسط معینیان حتا به هویدا پیشنهاد سفیر ایران در بلژیک را داده بود اما هویدا قبول نکرده بود از دولت ازهاری هم کاری ساخته نبود روز بروز موج 

 اعتصابات و تظاهرات بیشتر میشد تا جائیکه مردم اقدام به کشتن نظامی ها کردند

قسمت هشتم ....ساواک منحل شد

روزنامه کیهان و اطلاعات نوشتند مردم غیور قزوین 33 نفر افسر راهنمائی و رانندگی را با ساطور دو شقه کردند و به درخت آویزان کردند .

 مردم غیور مشهد یک سرگرد ارتش را که برای زایمان همنسرش به بیمارستان رفته بود باچاقو کشتند وجنازه او را بر سر درب بیمارستان آویزان کردند .

 مردم غیور نارمک پاسبان کلانتری را با چاقوکشتند و جنازه او را بر تیر چراغ برق آویزان کردند تمام این کارها بخاطر این بود که بالاخره ارتش را درگیر با مردم بکنند.

 در مجله خواندنیها نوشتم زعیم عالیقدر حضرت آیت الله خمینی بدون شک اگر شما به ایران بیائید اولین حکومت یا خلافت اسلامی را در ایران برقرار خواهید فرمود اما سئوال اینجاست آیا در حکومتی که شما وعده اش را بمردم ایران میدهید ما مامور راهنمائی و رانندگی نمیخواهیم ؟ در جکومت آینده ایران ارتشی نداریم که سرگردش برای زایمان همسرش به بیمارستان برود ؟ آیا شما سکاندار کشوری خواهید شد که دیگر نیازی به کلانتری نداریم ؟

 آیا فکر نمیکنید مشت های گره کرده ای که امروز در مقابل قانون میایستد فردا در مقابل شما و احکام شما ایستادگی کند ؟ شما چه چیزی را دارید ترویج میکنید و به چه قیمتی آیا رسیدن به قدرت آنقدر با ارزش است که قانون را بکشیم تا بقدرت برسیم ؟ من از فردائی میترسم که شما بقدرت برسید اما به قیمت مرگ قانون در کشورم . خدا بفریاد ملت من برسد .........

 شاه در انزوای کامل بسر میبرد کسی را بحضور نمیپذیرفت در تمام مدت پزشکان فرانسوی از او عیادت میکردند حال شاه خوب نبود فقط گاهی اوقات در کاخ نیاوران تنها قدم میزد تا اینکه روزی افسران ارشد ارتش در کاخ بدیدن شاه رفتند هیچکدام نمیدانستند که شاه بسیار بیما راست سپهبد بدره ای و سپهبد منوچهر خسرو داد به پای شاه افتادند و از شاه درخواست کردند که حکومت نظامی را به آنها بسپارد حتا خسرو داد گفته بود من را فرماندار نظامی کنید من یک هفته ایران را آرام میکنم بعد من را اعدام کنید و بگوئید از دستور شما تمرد کرده ام شاه به آنها گفته بود شما میخواهید مردم را بکشید تا تاج وتخت من حفظ شود ؟ من همیشه میخواستم بر قلب مردمم سلطنت کنم نه اینکه بر روی جنازه مردمم حکومت کنم اگر حتا یک ایرانی برای پایداری سلطنت من بمیرد من این تاج وتخت را نمیخواهم من سوگند خورده ام که به این مردم خدمت کنم بروید مواظب مردم باشید آنها بیگناهند .

ملک حسین پادشاه اردن در آواخر آذر ماه 577 دو بار بطور غیر رسمی به ایران آمد و گفت شما در 1973 کشور من را که درگیر جنگ با اسرائیل بود نجات دادید شما بروید کیش ارتش را بمن بسپارید یکماه دیگر بازگردید من به این آشوب ها پایان میدهم شاه گفته بود در کشور من آشوبی نیست مردم من را تنها نخواهند گذاشت 

 ارتشبد ازهاری در مجلس استیضاح شد او در جواب مخالفان چنین گفت .

 من فکر میکردم نفت زیر پای من است نمیدانستم شیر آن دست کس دیگر است .

 مردم هممون سوار یک کشتی شده ایم که داریم با هم غرق میشویم .

ارتشبد ازهاری از مجلس مستقیما به بیمارستان 5011 ارتش رفت و بخاطر ناراحتی قلبی بستری شد این سومین بار بود که در ظرف مدت 20 روز در CCU بیمارستان بستری شده بود ازهاری استعفا د اد اول دیماه 1357

 شاید راحت ترین روز زندگی انسان روز مرگ اوست و سخت ترین روز زندگی تصمیم برای بودن و یا رفتن شاه سخت ترین روزهای زندگی خود را سپری میکرد .

ماندن بقیمت مرگ مردم و یا رفتن به قیمت مرگ خودقانون .




پایان


Report Page