Sacrifice Theory

Sacrifice Theory

en-healer


موزیک ویدیوی sacrifice از سقوط لوسیفر از بهشت، الهام گرفته شده. سه دنیا ؛ بهشت، جهنم و آبیس. با توجه به کانسپت لباس‌ها، همه‌ی اعضا هم در بهشت دیده میشن و هم در جهنم، اما در آبیس همه‌ی اعضا حضور ندارن!

heaven

بهشت ؛

فرشته‌ها جاودان نیستن و باید تحت سلطه و فرمان خدا عمل کنن. هیسونگ توی موزیک‌ویدیو نقش لوسیفر رو داره و دنبال جاودانگی و قدرتی بالاتر از چیزی که داره میگرده؛ و در حال حاضر نه تنها قدرت بیشتری نگرفته، بلکه حتی انسان هم بالاتر از اون قرار میگیره.


یکی از قدرتای لوسیفر انداختن یک تفکر تو دل بقیه و وادار کردنشون به انجام کارهاست. و اولین قربانی هیسونگ؟ جیک.

جیک اولین فردیه که به تحت سلطه بودنش شک و اعتراض داره. لباس سیاهش نشون‌دهنده‌ی بدبین بودنش نسبت به بهشت و خداست. هیسونگ، به عنوان لوسیفر، خیلی زود از این فرصت استفاده میکنه و به بهشت پشت میکنه و گردنبندی که سریع و بدون تردید دور میندازه نماد بال‌هایی هستن که ازشون گذشته.

قلبی که دست جیک و جی دیده میشه، نماد باوری هست که توی دل جیک افتاده و به جی منتقل میشه. حالا هیسونگ تونسته جیک و جی، و بعد از اون‌ها نیکی رو برای شورش علیه بهشت دنبال خودش بکشونه.

درواقع هیسونگ سه تا از مقرب‌ترین فرشته‌هارو تونسته پیرو خودش بکنه. جیک، جی و نیکی، هر سه archangel، یا فرشته‌های جنگ هستن که برای بهشت می‌جنگیدن، اما حالا دنباله‌روی هیسونگ شدن و در تلاشن تا بقیه‌ی فرشته‌هارو مجاب کنن که بهشون بپیوندن.

سونو فرشته‌ی پنجمیه که به گروه شورش اضافه میشه. اون با وجود شک و تردیدی که به بهشت و جایگاهش داره، قصدی برای همکاری با هیسونگ نداره و با پشت کردن به بهشت و خدا موافق نیست؛ اما به اجبار همراه گروه شورشی میشه.

بخشی از موزیک‌ویدیو که سونو توسط جیک، هیسونگ، نیکی و جی کشیده میشه همین اجبار و ناخواسته گناهکار شدنش رو نشون میده. به دنبال کشیده شدن سونو سمت شورش، سونگهون و جونگوون هم چاره‌ای جز پیروی نداشتن و دنبال بقیه راه میفتن تا تنهاشون نذارن.

سونگهون، افکار ضد و نقیض زیادی داره و تابی که روش نشسته میتونه مفهوم پاکی و صداقت، و همزمان سردرگم بودن رو بده. افتادن سونگهون از روی تاب و دست گذاشتن روی گلوش، جنگش با خودش سر انتخاب کردن یک ساید رو نشون میده. درواقع وقتی پنج نفر اول راه شورش رو انتخاب کردن سونگهون راهی جز دنبال کردن اونها نداره و اون‌هم کسی بوده که میل باطنیش موافق شورش نبود.

جونگوون هم یکی از سه فرشته‌‌ای بود که قصدی برای پشت کردن به بهشت نداشت و ترجیح میداد از صلحی که وجود داره حفاظت کنه. ماهی که جونگوون بغل کرده نمادی از فرشته‌ها در برابر خدان که قدرتشون رو به خدا مدیونن. درست همونطور که ماه از خورشید نور دریافت میکنه. جونگوون میدونه که این شورش نتیجه‌ای جز سقوط نداره.


abyss

آبیس؛

نتیجه‌ی شورش؟ همه‌ی فرشته‌ها توسط خدا بخاطر نافرمانی و گناهی که مرتکب شدن، مجازات میشن و از بهشت بیرون میفتن. پنج نفر توی آبیس دیده میشن. کسایی که لایق مجازاتین که توی آبیس در انتظارشونه. هیسونگ، سونگهون، سونو، نیکی و جیک.

تنها فرشته‌هایی که توی آبیس دیده نمیشن، جی و جونگوونن. هردو نفر کسایی بودن که توی بهشت لباس‌هایی بدون سیاهی به تن داشتن و میشه حدس زد که نسبت به بقیه مقام پایین‌تری داشتن. پس به جای عذاب داده شدن توی آبیس، مستقیم به جهنم سقوط میکنن.

توی آبیس هر فرشته به نوعی داره عذاب میکشه. نیکی حبس شده و سونو یکی از بال‌هاشو از دست داده. سونگهون از قبل هم سردرگم‌تر شده و درحالی که مدام خودش رو توی آیینه نگاه میکنه به دنبال خود واقعیش میگرده. هیسونگ هم اومده تا اون‌ها رو از آبیس نجات بده و با خودش به جهنم ببره تا شاید شانسی دوباره برای به دست گرفتن قدرت داشته باشن.

همونطور که گفتم جیک، جی و نیکی فرشته‌های جنگ بودن و به همین دلیل با خودشون سلاح داشتن. روی میزی که جیک و نیکی دو طرفش نشستن، یه قلب و دو خنجر دیده میشه. اینجا جاییه که جیک سرزنش میشه و عذاب وجدان اشتباهی که کرده سراغش میاد. چرا که اون بود که با شروع شک و تردید، همه رو دنبال خودش به سقوط و نابودی کشوند.

جیک توی لیریک سکریفایس از "لته" نام میبره، رودی که به رود فراموشی معروفه و نوشیدن از آبش، باعث فراموشی خاطرات میشه. در حقیقت عذاب وجدان و احساس گناه جیک به قدری زیاد بود که حاضره از اون آب بنوشه تا این اشتباه رو فراموش کنه.

اما هیسونگ چطوری بقیه رو آبیس نجات میده؟ هیسونگ شروع کننده‌ی این سلسله‌ی اشتباهات بود، اما میدونه که برای ادامه‌ی راه خودش نیاز به هر شش فرشته‌ی دیگه داره. این دلیلیه که با خدا معامله میکنه و از خدا درخواست میکنه تا فرشته‌ها رو از آبیس آزاد کنه.

خدا با وجود اینکه قبول میکنه فرشته‌ها رو از آبیس آزاد کنه، اجازه‌ی برگشت به بهشت رو بهشون نمیده و اون‌ها رو به جهنم میفرسته و نفرینشون میکنه. نفرین جاودانگی ابدی در جهنم!

hell

جهنم؛

وضعیتی که فرشته‌ها قراره توی جهنم داشته باشن، اصلا چیزی نبوده که انتظارشو داشتن. سونو از ورودش به جهنم ناراحته و هنوزم منتظره تا به بهشت برگرده. جی گذشته‌ش رو تصور میکنه و برای رسیدن به بهشت تقلا میکنه. جونگوون با ناراحتی به دنیای بالا -بهشت- نگاه میکنه و حسرتش رو میخوره و جیک از چیزهایی که میبینه شرمنده و ناراحته.

قلبی که جیک دست گرفته برخلاف تصوری که پیش اومده، قلب سونو نیست، بلکه قلب خودشه، چون هنوز داره میتپه و مشخصه کسی کشته و قربانی نشده. اما درمورد بال‌؟ بال‌ها متعلق به هیسونگه. تنها کسی که خودش به خواست خودش بال‌هاش رو دور انداخته بود.

جیک و هیسونگ هردو مسئول سقوط بقیه‌ی فرشته‌ها بودن و یک نفر با قلبش و دیگری با بال‌هاش، خودشون رو قربانی برگشت پنج فرشته‌ی سقوط کرده‌ی دیگه میکنن.

و در آخر ماجرا، شش فرشته‌ی گناهکار بخشیده میشن و به بهشت برمیگردن. اما هیسونگ به عنوان لوسیفر، می‌پذیره در قبال برگشت فرشته‌های دیگه، تا ابد پادشاه جهنم بشه، جاودانگی رو به عنوان یک شیطان تجربه کنه و قربانی اصلی داستان sacrifice بشه.


© ;

¹en-healer (me)


@enhahealer


Report Page