Reyhane-lune

Reyhane-lune

Ayda

از صبح گیر داده بود که حوصلش سر رفته و یه حرکت هیجانی میخواد هرچی هم بهش پیشنهاد میدادم با غرغر کردن ردش می‌کرد آخرش سعی کردم خودش پیشنهاداتشو بده توی یک لحظه دستاشو به هم کوبید و با چشمایی که می‌درخشید برگشت سمتم

-یکم بریم توی رینگ؟

متوجه شدم منظورش رینگ بوکسیه که ما همدیگه رو از همونجا پیدا کرده بودیم با دیدن بدنش که توی اون لباس جذب خودنمایی می‌کرد از فکر اتفاقات صبح در میام و گارد میگیرم جلوش یکی اون میکوبه یکی من تنم از عرق خیس میشه ولی انگار هیچکس نمی‌خواست کم بیاره آخر سربه خودم میامو میبینم روی زمین افتادم نفس نفس میزدم و به زحمت سیته مو بالا میاوردم تو یه حرکت برش می‌گردانم و دستامو چفت بدنش نگه میدارم شروع به شما ش معکوس تا ده میکنم و با هر زحمتی که شده همونجا نگهش میدارم بعد تموم شدن تایم روی رینگ میوفتم و با تمام وجودم هوا رو به ریه هام هدیه میدم که میبینم روی شکمم نشسته و با مشتای خسته اش آروم به سینه‌ام میکوبه بهش میخندم و لبمو قفل لباش میکنم تا دوباره غرغرای این موجود کیوت جلومو نشنوم

Report Page