S-Negin
Aydaبا لبخند به هم نگاه میکنین و شیشه کلاهتونو پایین میکشین
موتور گاز و چک میکنین.
قبل زدن سوت شروع نگین سمتت میچرخه و دوتا انگشتش و کنار سرشو میزاره و به نشونه ی احترام تکون میده.
میخندی و سرتو تکون میدی.
با شنیدن سوت شروع هردوتون با سرعت زیاد به موتوراتون گاز میدین و به سمت نقطه پایان و مقصد حرکت میکنین.
همیشه این جور مسابقه ها و رقابتتون حدای از عشق بینتون خیلی بهتون حس هیجان میداد.
حواست و به مسیر میدی تا مثل خیلی از شکرت کننده های دیگه حذف نشی.
همین مسابقات خیابونی موتور بود که شمارو باهم آشنا کرد.
بعد از اون همه کلکل و دعوا فهمیدین عاشق همین و الان کنار هم و همراه همین.
با رسیدن همزمانتون به خط پایان و توقفتون کلاهارو درمیارین.
با لبخند پیاده میشه و سمتت میاد.
دستشو دور کمرت میندازه.
-لیدی من بازم که رسیدی بهم
میخندی و محکم میزنی به بازوش
+من همیشه بهت بستم با خودم نگین، باید همقدمت باشم
لبخند میزنه و پیشونیت و میبوسه.