Rozalin carter
دادرسدست های پشت پرده انقلاب
قسمت پنجاه و دوم
میخواستم در این قسمت از سرگردانی و درد غربت و مشکلات در یک کشور بیگانه پس از خروجم از ایران بنویسم و این که چه گونه برای سیر کردن شکم خود و خانواده ام ناچار به دربانی هتل ، جمع کردن ته سیگار در پارکها و کو ل کردن فرشهای سنگین برای فرش فروش ها بودم ولی دیدم پس از ایران از عشق بزرگ دیگرم بنویسم .
اوایل مردادماه سال ۱۳۵۹ بود که باخبر شدم حال پادشاه خوب نبست و پس از گرفتاری زیاد و پس از ۱۹ ماه سرگردانی در دور دنیا در بیمارستان ارتش در مصر بستری است.
چند بار قطب زاده تلاش کرده بود هواپیمای شاه در ایران فرود بیاید اما زن کارتر روزالین که زن بود ولی شرفش صد برابر بیشتر از شوهرش بود اجازه نداده بود دولت آمریکا بخاطر نجات گروگان ها پادشاه ایران را به جمهوری اسلامی تحویل دهد .
در زندگی سعی میکنم دو نفر را فراموش نکنم رزالین کارتر و انور سادات که بیشتر از یک ملت مرد بودند . انور سادات با اینکه در کشورش با اخوان المسلمین در گیر بود اما هواپیما فرستاد شاه را دزدید و به مصر برد نمی دا نستم چکار میتوانستم برای شاه بکنم. یکشنبه دست خودم را گرفتم و خودم را برداشتم و با خودم به کلیسا رفتم و دعا کردم . اولین بار بود به کلیسا میرفتم اما آنقدر آرامش داشت که با خودم قرار گذاشتم باز هم بروم .
روز پنجم ا مرداد بود، اخبار تلویزیون آلمان اعلام کرد شاه ایران مرد همان موقع فهمیدم ایران هم مرد.

اگر امیدی داشتم روزی به ایران بر میگردم با مرگ شاه فهمیدم کشورم مرد عکس او را با خود در چمدانم به همراه آورده بودم ، دو شاخه گل خریدم و با دو عدد شمع کنار عکس شاه گذاشتم با پرچم سه رنگ شیرو خورشید ،
این تمام سهم من به شاه از زندگیم به عنوان سپاس بود .
خودش چه بزرگوارانه گفته بود پس از مرگ چیزی با خود از این دنیا نمیبرم. با وجودی که نظامی نبودم ولی سلام نظامی دادم و چند دقیقه خبردار ایستادم .
چقدر خوب است اگر کسی مرد از راه دور برایش خبر دار بایستند.بیاد روزی که استخدامم در اداره رسمی شد افتادم. با جناب سیفی به اتاق پرچم رفتیم و سوگند وفاداری را که با خط بسیار زیبایی نوشته شده بود و نقشه ایران در کنارش بود با صدای بلند خواندم و در برابر پرچم زانو زدم و گوشه ان را بوسیدم و عقب عقب از اتاق خارج شدم.
بعد از شاهنشاه آریامهر بودن خیلی سخت بود تمام خاطرات او با من بود وقت سلام های عید و میلاد پیامبر و چهارم آبان که در کاخ گلستان سلام میدید و عکس هایش را در روزنامه ها میدیدم .
دو نفر هرگز در ایران نمی میرند یکی رضا شاه که هرگز نمرد یکی هم محمد رضا شاه که هرگز نخواهد مرد، یادشان گرامی باد، فکرش را میکردم که در این ۱۹ ماه دوری از ایران چه سختی هایی کشیده است . او هربار از باهاما با هواپیمای ملخ دار به باهاماس رفته زیرا باهاماس باند بلند فرودگاه نداشتت و چند بار در مکز یک معطل مانده بود تا مسافر جمع شود بعد هواپیما حرکت کند به باهاما و از آنجا با هواپیمای ملخی به باهاماس برود.
کسی میتواند باور کند، پادشاهی که همه چیز را برای مردم وطنش میخواست ۲۰ هزار کیلومتر دور از وطنش تنها به ایران فکر کند، از ایران تا اروپا ۶ هزار کیلومتر از اروپا تا واشنگتن یا نیویورک ۸ هزار کیلومتر از نیویورک تا مکزیک ۴ هزار کیلومتر از مکزیک در دریای کارائیب تا باهاما ۲ هز ار کیلومتر.
۲۰ هزار کیلومتر دور باشی اما قلبت برای ایران بتپد ،از تلویزیون بطور مستقیم مراسم تشیع جنازه پادشاه رو میدیدم ، تلویزیون آلمان گفت این بزرگترین تشیع جنازه پادشاهی در یک کشور دیگر است که تا کنون سابقه نداشته است .
بیادش بپا بخیزیم و در ذهنمان زیبا ترین گربه دنیا را مجسم کنیم و این گونه سپاس خود را بپایش بریزیم که او فقط همین را میخواست و می خواهد. پاینده ایران و جاوید شاه
پایان قسمت پنجاه و دوم
آقای فراستی
این اولین بار بود که در تاریخ معاصر ایران نامی از رزالین همسر کارتر برده شد درود به شرف شما که حق مطلب را ادا کردید در زمانیکه شاهنشاه از باهاماس به پاناما و سپس به مکزیک بازگشت هیچ کشوری به شاه بخاطر
مناسبات اقتصادی و نفت ایران به
پادشاه ایران پناهندگی نداد چون
صادق قطب زاده وزیر امور خارجه
ایران رسما اعلام کرده بود که پادشاه ایران مجرم شناخته شده و باید در ایران محاکمه شود و به دولت آمریکا هم اعلام کرده بود که بخاطر آزادی گروگان ها باید پادشاه ایران را تحویل دهند از ایران هواپیمایی فرستاده شده بود برای بازداشت شاه روزالین کارتر همسر جیمی کارتر که فقط یک شب مهمان شاه در ایران بود به تمام این بازی های سیاسی آشنا بود این زن شخصا از چند سناتور دمکرات درخواست کرد که بخاطر آزادی گروگان ها نباید شاه ایران را به دولت جدید ایران تحویل دهند او از انور سادات خواست که هواپیمایی برای بردن شاه به مکزیک بفرستد و شخصا به سفیر آمریکا در کشور مکزیک دستور داد که مراقب
پادشاه ایران باشند و فقط شاه ایران را تحویل هواپیمای نظامی مصر بدهند شاه بدستور رزالین کارتر به سفارت آمریکا در مکزیک برده شد و ۱۸ ساعت بعد با اتومبیل سفارت آمریکا مستقیم از باند فرودگاه
مکزیک و سیتی با یک هواپیمای نظامی بطرف قاهره پرواز کرد
این اولین بار در طول تاریخ آمریکا بود که همسر رئیس جمهور
به سفیر آمریکا در کشوری بدون موافقت وزارت امور خارجه دستور داده است حرکت هواپیمای نظامی مصر با اجازه برج مراقبت فرودگاه مکزیک و سیتی صورت گرفته بود
سفیر آمریکا در مکزیک از دولت مکزیک درخواست کرده بود *
خیلی خوشحال شدم که در مقاله شما
دیدم به این حرکت انسانی کسیکه شاهد این بازی های سیاسی بوده
اشاره شده است بله معرفت روزالین کارتر و انور سادات بیشتر از یک ملت بود
جناب آقای فراستی
همانطور که اطلاع دارید در تمام مدت زمانیکه شاه فقید از ایران خارج شدند آقای امیر اصلان افشار
همراه ایشان بودند خاطرات بسیار تلخی را از ان روز ها در خاطر دارند چه در بیمارستان نیویورک و چه در مکزیک ایشان تعریف میکرد ما مثل
یک زندانی سوار هواپیمای نظامی مصر شدیم بهر صورت درست بود که یادی از این بانوی با شرف شد که باخبر از دست های پشت پرده بود
پاینده ایران
سپاس از شما