شبعدهٔ نصف کردن مردم

شبعدهٔ نصف کردن مردم


این فیلم از شعبده‌باز معروف کریس اَنجِل است که در آن بدن دو نفر را از وسط به دو نیم می‌کند و سپس جای نیمه‌های آنها را، که هر کدام مستقلاً در حرکت هستند، با هم عوض می‌کند. ادعا این است که این عمل با نوعی جادو، مثلاً استفاده از دیوها و جنها و شیاطین و غیره، انجام می‌شود. یعنی کریس انجل با دسترسی به توانایی‌های فراطبیعی است که می‌تواند در حضور مردم بدن افراد را بدون اینکه صدمه‌ای ببینند، نصف کند.

اگر فوراً جواب دهید که «اینکار طبیعتاً ممکن نیست چون انسانها را نمی‌توان زنده زنده نصف کرد» جوابی قانع کننده نخواهد بود، چون ادعا به فراطبیعی بودن اشاره داشت. شاید واقعاً کریس انجل با شیاطین در ارتباط است و از این راه چنین قدرتی دارد. اصلاً مگر فیلم با این همه شاهد جلوی چشمتان نیست؟ چطور چنین چیزی را می‌توانید توجیه کنید غیر از جادو؟ مگر به چشمان خودتان اعتماد ندارید؟ مگر چنین چیزی با قوانین عادّی طبیعت قابل توضیح است؟

به نظر شما چنین چیزی امکان دارد؟ یا نه؟



خب، همانطور که به نظر می‌رسید، واکنش اکثریت اعضا تردید دربارهٔ فیلم بالا بود.

امّا این فیلمِ عجیب، واقعی است!

هرچند عجیب، ولی تعداد زیادی آدم حضور دارند که شاهد ماجرا هستند و به چیزی که دیده‌اند شهادت می‌دهند و وقایع را از زاویه‌های مختلف با موبایلهای خود ثبت کرده‌اند. ترس و وحشت و بُهتی که به حضّار دست می‌دهد هم داستان را تأیید می‌کند.


باور که نکردید؟! نه تنها واقعی نیست، بلکه بسیار هم با خطا و غیر حرفه‌ای ساخته شده است. ادّعای فیلم این است که شعبده در حضور مردم انجام شده، بنابراین انتظار نداریم که در میانه‌های فیلمبرداری، فرمان کات داده شده باشد تا دست‌اندرکاران بتوانند وضعیت صحنه را عوض کنند. امّا این اتفاق افتاده و تنها کافی است به عکس‌های زیر دقّت کنید تا به این مسئله و تقلّبی بودن فیلم پی ببرید.

در سکانس اوّل سایهٔ سطل آشغال از خودش کوتاهتر است.

سایهٔ کوتاه

امّا ناگهان از یک صحنه به صحنهٔ دیگر می‌بینیم که سایهٔ سطل ناغافل بلندتر می‌شود و همچنین بقیهٔ سایه‌ها (از جمله سایهٔ درختان) نیز رشد می‌کنند و داخل صحنه می‌آیند. این آن زمانی است که جای بازیگرانِ روی نیمکت با جانشینانشان عوض می‌شود.

در سکانس نصف کردن بدن، سایه‌ها بلندتر شده‌اند

امّا بار دیگر نیاز به تعویض است. اینبار بازیگران اوّلیه باید به زمین برگردند و شلوار و دامن خود را با هم عوض کنند تا وقتی می‌ایستند به نظر برسد که بالاتنه و پایین‌تنه‌شان جابجا شده است. پس باز هم یک مکث نیاز داریم. پس باز هم سایه‌ها، مانند عکسِ زیر، باید رشد کنند.

در سکانس چسباندن بدنها باز سایه‌ها بلندتر شده‌اند

ارتفاع بلندترین نقطهٔ سطل آشغال را تقریباً یک متر در نظر گرفته‌ایم. این نقطه است که دورترین نقطهٔ سایه را درست می‌کند. در نخستین رشد ناگهانی سایه‌ها، طول سایهٔ سطل از ۰.۸۷متر به ۱.۰۹متر افزایش پیدا کرده و این یعنی زاویهٔ تابش نور خورشید به زمین حدوداً از ۴۹درجه به ۴۳درجه تغییر کرده است.

اگر فرض کنیم که سایه نچرخیده و به جهت مستقیم حرکت خود ادامه داده است، آنگاه درمی‌یابیم این تغییر ناگهانی که در فیلم نشان داده شده در واقعیت حول و حوش ۲۰دقیقه طول کشیده است که فرصت کافی را برای تغییرات لازم مهیّا می‌کند. اگر چرخش سایه را هم در نظر بگیریم این زمان بیشتر می‌شود.

ایرادات دیگری هم می‌توان یافت. مثلاً تغییر چهره‌ها


یا تغییر طول و دور پاها

پایی که قبلاً محکم روی زمین قرار می‌گرفت، اکنون بدون تماس با زمین راحت تاب می‌خورد.

یا برآمدگی‌هایی که غیب و ظاهر می‌شود و به نظر زانوهای جمع شدهٔ بازیگران بیچاره می‌آیند. (البته امکانی هم هست که این بازیگرها به دلایلی دچار نقص عضو و به همین دلیل برای اینکار استخدام شده باشند.)

به تغییر طول دستها و اندازه‌های دیگر دو بدن هم می‌توان توجه کرد.

پس این فیلمِ غیرواقعی، احتمالاً حتی شعبده‌بازی هم محسوب نمی‌شود. چرا که ادعا بیان می‌کند این شعبده‌ایست در حضور مردم عادی، در حالی که تمام افراد حاضر در صحنه قاعدتاً از مسئله باخبرند و پس مردم «عادی» نیستند بلکه اجیر شده‌اند تا بازیگری کنند. چنین کلک مفتی یحتمل در جامعهٔ شعبده‌بازان هم چندان شایسته و قابل قبول نیست.

امتیاز: ۰/۱۱ - تقلّبی


Report Page