Right here 22
Blue signسونگهون متعجب بود از حرفی که هیسونگ زده بود، فقط سکوت کرده بود، فقط مقابلش ایستاده بود و بدون اینکه بتونه حرفی بزنه به چهره ی هیسونگ نگاه میکرد، هیسونگ سرش رو جلو برد و لب هاش رو روی لب های سونگهون قرار داد
بعد از اینکه شروع بوسه ی دوم هیسونگ دیگه چیزی حس نمیکرد، فقط میخواست لب های نرم و بوسیدنی سونگهون رو ببوسه و قصدی برای عقب کشیدن نداشت، برای بیشتر نزدیک شدن به سونگهون قدمی سمتش برداشت اما سونگهون عقب کشید، هیسونگ دوباره چشم هاش خمار بود، اما این بار دست هاش رو از دور گردن سونگهون برداشت و یکی از دست هاش رو روی دهنش گذاشت و بلافاصله پایین بردش
-زیاده روی کردم
دستش رو پشت سرش گذاشت و بعد آهی کشید
+فردا مطمئن شو میای شرکت، نمیخوام سر این قضیه هم دوباره شرکت پیدات نشه
سونگهون دستش رو روی شونه ی هیسونگ زد و لبخندی زد و ازش دور شد، هیسونگ آب دهنش رو قورت داد و موهاش رو به هم ریخت، رد شده بود؟ اینطور به نظر میرسید، آهی کشید و بدون اینکه با سونگهون خداحافظی کنه شمت ساختمانش حرکت کرد، سونگهون سوار ماشینش شد و به رفتن هیسونگ خیره شد، هیسونگ بهش علاقه داشت و این براش مشکل بود، همه چیز رو براش سخت میکرد
جی آبنبات لیموییش رو سمت جیک گرفت و به حالت تهاجمی باهاش صحبت کرد
-من میگم داداشم برام اقدامی نمیکنه و اهمیت نمیده که من به چی علاقه دارم به چی ندارم اونوقت تو..
+من به بچه ها اهمیت میدم
آبنباتش روداخل دهنش گذاشت و روش رو از جیک برگردوند، درست مقابل کلوبی ایستاد و جیک نیم نگاهش بهش کرد و کنارش ایستاد
+فکرشم نکن
جی آبنباتش رو از دهنش خارج کرد و گوشه ای پرتش کرد و بدون اهمیت به حرف جیک سمت در ورودی کلوب رفت و دست هاش رو پایین آورد و داخل جیب گذاشت
+پس نوشیدنی بی نوشیدنی
-دو لیوان شراب سفید لطفا
جی سفارش رو داد و دستش رو روی شونه ی جیک گذاشت
-زندگی دو روزه چرا میخوای اینطوری سپریش کنی؟ فقط لذت ببر
دستش رو به موهاش کشید و بی اهمیت نسبت به خجالتی که نسبت به جیک داشت، اولین صندلی نزدیکش نشست
+باشه ولی جفتشونم خودت باید بخوری
-باشه
جی سرد جوابش رو داد و آرنج دست هاش رو روی میز گذاشت، تکیه اش رو به میز داد دست هاش رو زیر چونه اش گذاشت، نگاهش رو به فردی که نوشیدنی هاشون رو داشت میاورد کرد و لبخندی زد
-ممنونم، نوشیدنی بدون الکل دارید؟
+چیز دیگه ای نمیخوایم.. مرسی
بارمن سرش رو تکون داد و به نوشیدنی هاشون اشاره کرد
-پک کاملا براتون با تخفیف حساب شد، برای کاپل ها تخفیف داریم
جی ابرو هاش رو بالا انداخت و جیک ابروهاش در هم رفت
+نه ما..
-خیلی ممنون
از زیر میز ضربه ای به جیک زد و لبخندی زد، بارمن از میزشون دور شد و جی لیوان ها نوشیدنی رو جلوی خودش کشید
-تو که نمیخوری الکی هزینه اضافه نده بهمون
جیک آهی کشید و سرش رو چرخوند، اگر که جی به این رفتارش ادامه میداد به یقین دیوونه میشد، لیوان نوشیدنی رو سر کشید و پایینش آورد، لب هاش رو به یکدیگر فشرد و دستش رو زیر چونه اش قرار داد
-به چی نگاه میکنی
جیک نگاهش رو به جی داد و ابروهاش بیشتر در هم رفت، کلوبی که رفته بودن کلوبی برای افراد همجنسگرا بود و همین کافی بود که جیک بیشتر اعصابش خرد شه
+هیچی فقط زود باش بخور اونو بریم
-چی؟
نگاه جی سمت جمعیت کلوب چرخید و بلافاصله متوجه منظور جیک شد، ناگهان خنده اش گرفت و دستش رو جلوی دهنش گذاشت، نوشیدنیش رو برداشت و تکیه اش رو به صندلی داد، نوشیدنیش رو سر کشید و با سوزش گلوش مواجه شد، آهی کشید و دستش رو به گلوش کشید
-میدونی تو همین چیزای کوچیک هم تجربه نکردی
+سوختن گلو چیه که تجربه هم بکنم؟
-باشه
بدون اینکه صحبتی کنه فقط به نوشیدن ادامه داد و در آخر سرش رو روی میز گذاشت و نفسش رو بیرون داد
-گرم شد
+بریم بیرون درست میشه
جی جوابی نداد و دستش رو به موهاش کشید، سرش رو از روی میز برداشت و نگاهش رو جیک داد، جیک تکخنده ای کرد و از روی صندلیش بلند شد و دست جی رو کشید
-یکم بشینم میام
دست هاش رو روی صورتش کشید و دمای بدنش کم کم بالاتر رفت، آهی کشید و از روی صندلی بلند شد
-خب حالا میتونیم بریم
دستش روی شونه ی جیک انداخت و جیک دستش رو روی پهلوی جی گذاشت
-یکم نمیشه خوش بگذرونیم؟
+نه
جی آهی کشید و از روی صندلی بلند شد، جیک با دیدن اوضاع جی سریعا دستش رو سمت جیبش برد تا پول نوشیدنی ها رو پرداخت کنه، بعد از پرداخت هردو از کلوب بیرون اومدن، هوای شب خنک بود و جی دمای بدنش کمی پایین اومده بود
+این دومین باره که میگم، وقتی ظرفیت الکلت پایینه نباید زیاد بخوری
جی دستش رو از روی شونه ی جیک برداشت و تنها شروع به قدم زدن کرد، جیک با کمی فاصله ازش قدم برمیداشت و بینشون کامل سکوت بود
-ظرفیت الکلم پایین نیست، تو هم جوری رفتار نکن انگار برادر بزرگترمی
+هستم
جی سمتش چرخید و چشم هاش رو ریز کرد
-نخوام برادر بزرگترم باشی باید کیو ببینم؟
+منو
جیک دستش رو گرفت و به روبه رو چرخوندش، کمی بالاتر وارد خیابان میشدن و به زودی میتونستن سوار تاکسی بشن
جی بدون اینکه حرفی بزنه یا مخالفتی بکنه همراه با جیک سمت خیابان حرکت کرد، با رسیدن به خیابان سوار تاکسی شدن و بلافاصله جیک آدرس خونه اشون رو به راننده گفت و نیم نگاهی به جی کرد، جی کاملا مست شده بود و شیشه رو کمی پایین داده بود تا حداقل کمی از این گرما کم کنه
نفسش رو پر فشار بیرون داد و به خیابان خیره شد، جی از نظرش واقعا احمق بود و همانند یک بچه بود که با رفتار هاش میخواست نشون بده که اونقدری که فکر میکنه بچه نیست، جلوی ساختمان که رسیدن جیک پول تاکسی رو حساب کرد و بلافاصله در رو باز کرد تا سمت در جی بره و از تاکسی خارجش کنه
-هیونگ
اولین چیزی بود که بعد از خارج شدن از تاکسی از طرف جی شنیده شد، جی دستش رو روی شونه ی جیک انداخت و بهش تکیه کرد
-فکر کنم فهمیدم برای کادوی تولدم چی میخوام
با نفس های نامیزان و شمرده شمرده گفت و دوباره سکوت کرد
+چی؟
جیک همراه با نیشخندی ازش پرسید، اما جی سکوت کرده بود، جیک دستش رو روی کمر جی گذاشت و سمت ساختمان رفت، جلوی آسانسور ایستاد و بعد دکمه اش رو زد و کمی صبر کرد، لحظه ی بعد آسانسور رسید و هردو داخلش شدن
جی سرش رو سمت جیک چرخوند و جیک بلافاصله جلوی بینیش رو گرفت
+بوی الکل..
جی قدمی به جلو برداشت و دستش رو کنار سر جیک گذاشت، جیک که از بوی الکل داشت خفه میشد تمام سعیش رو میکرد نفس نکشه
-کادوی تولدم..
صورتش رو به صورت جیک نزدیک کرد و جیک بلافاصله به عقب هولش داد، قطعا اون رو با جونگوون اشتباه گرفته بود
+برای همین میگم نوشیدنی زیاد نخور
جی کنارش به آسانسور تکیه داد و دستش رو به پیشونیش کشید، نفسش رو بیرون داد و لحظه ی دیگر جیک دستش رو گرفت و از آسانسور خارج شدن، جی قطعا میخواست خود جیک رو ببوسه اما جیک هنوز متوجه این نشده بود
نزدیک به واحدشون که بودن جی دستش رو به ناگهان کشید و جیک رو سمت خودش چرخوند
-میخواستم ببوسمت هیونگ
جیک نیشخندی زد و جی دوباره سمتش قدم برداشت که در واحدی باز شد و جونگوون بین چهار چوب دیده شد
+بالاخره..
جی رو جلو کشید و دست هاش رو روی شونه هاش گذاشت
+باز زیاد مست کرده
-ممنون
جونگوون با لحن سردی گفت و جی رو داخل برد، جیک دستش رو پشت سرش برد و با حس بدی چند ثانیه به در واحد بسته شده خیره شد
+خواهش میکنم
سمت در واحد خودش حرکت کرد و در رو باز کرد و داخل خونه شد، همونطور خسته و بدون اینکه لباس هاش رو عوض کنه سمت کاناپه قدم برداشت و خودش رو روی کاناپه پرت کرد