Renaissance Genius.
yuna.• لئوناردو داوینچی ملقب به نابغهی رنسانس•
•یکی از بزرگترین چهرههای تاریخ بشره؛ نه فقط یک نقاش، بلکه دانشمند، مهندس، آناتومیست و مخترع هم هست•
•متولد 15 اوریل سال 1452 میلادی، در روستای وینچی نزدیک شهر فلورانس، در ایتالیا.
او فرزند نامشروع یک دفتردار (سِر پیِرو) و یک زن روستایی ( کاترینا) بود، که این قضیه ی مهمیه،
چون اموزش رسمی محدودی داشت، و وارد سیستم رسمی دانشگاهی نشد.•

•او از اول خود اموخته بود، و از کودکی استعداد عجیبی تو طراحی و مشاهده طبعیت داشت. •
• وقتی 14 سال داشت، وارد کارگاه "Andrea del Verrocchio" شد.
و نقاشی، مجسمهسازی، معماری و مهندسی رو در این کارگاه یاد گرفت.•
• بین سالهای 1476 تا 1482 میلادی،حدود وقتی 24 تا 30 ساله بود، به عنوان هنرمند مستقل در فلورانس کار کرد و عضو انجمن نقاش ها شد.
ولی خب، سفارشهای بزرگ زیادی نگرفت، برخی پروژهها را نیمهکاره رها کرد •

•در دهه ی 1480/1490 (1482 تا 1499), فلورانس رو ترک کرد و به میلان رفت، برخلاف تصور رایج، او در میلان بیشتر بهعنوان مهندس و طراح نظامی فعالیت میکرد تا نقاش.
نامهای که برای دوک نوشت، نشان میدهد که خود را متخصص طراحی پلها، استحکامات نظامی و ماشینهای جنگی معرفی میکند. نقاشی برای او یکی از تواناییها بود، نه هویت اصلی.
همچنان در همین دوره یکی از مهمترین آثارش، یعنی The Last Supper، خلق شد. •
• با فروپاشی میلان در سال 1499, به فلورانس برگشت، و بعدش ی مدت هم در روم کار کرد.
در این دوره، پروژههای او کند و ناتمام شدند، ولی، به علم آناتومی، هیدرودینامیک و نورشناسی او اضافه شد.
حالا، در بین سال های 1503 تا 1513 ، اوج کار های او بود میشه گفت،
و در همین دوره نقاشی معروفش مونالیزا را خلق کرد. •
•سالهای پایانی. بین 1516 تا 1519 . وقتی حدود 60 خورده ای سن داشت، به دعوت پادشاه اون زمان فرانسه. به فرانسه رفت.
محل اقامتش هم Clos Lucé بود ، در انجا نقاش، مهندس و مشاور سلطنتی بود. ولی خب. توان جسمی او کاهش یافت. دست راستش دچار مشکل شد..
و در اخر، در 2 می 1519. در سن 67 سالگی، در فرانسه. فوت کرد. •
•تا اینجا بیشتر راجب زندگیش گفتم..الان بریم راجب اثار های او و خصوصیات کار هاش و غیره بخونیم•
•داوینچی در اصل یک Polymath (چنددانشی) بود.
هنر، علم، مهندسی، آناتومی و فلسفه طبیعی, همه رو بهصورت یک سیستم واحد میدید.
بهجای اعتماد به متون قدیمی، خودش آزمایش میکرد.. مثلا جریان آب را با رسم گردابهها تحلیل میکرد، حرکت عضلات را با تشریح واقعی بررسی میکرد.
او هر پدیده را به شکل «مدل» در میآورد، بدن انسان = سیستم مکانیکی، قلب = پمپ، چشم = ابزار اپتیکی.
حوزه ها رو پیوند میداد، آناتومی → نقاشی دقیقتر، ریاضی → پرسپکتیو، فیزیک → نور و سایه•
•تحلیل فنی آثارهای مهم..

•استفاده از Sfumato → حذف خط مرزی
نورپردازی چندلایه → ایجاد عمق روانی
عدم قطعیت در حالت چهره
اگر دقت کنید، لبخند مونالیزا ثابت نیست•

•تمام خطوط به یک نقطه گریز (Vanishing Point) ختم میشوند
ترکیببندی بر اساس گروههای ۳تایی (ریتم بصری)
هر شخصیت واکنش روانی متفاوتی دارد
میشه گفت این اثر مثل یک «معادلهی ترکیببندی» طراحی شده.•

•ترکیب هنر + هندسه + آناتومی
بدن انسان در دایره و مربع → نماد نظم کیهانی•
•او حدود 15 یا 20 تا اثر نقاشی داشت، خیلی نبود. دلیلش هم، کمال گرایی، پروژه های متعدد و تمرکز بیشتر روی علمه تقریبا•
•مطالعات علمی او :
•آناتومی. بیش از ۳۰ جسد را تشریح کرد. اولین ترسیم های دقیقش، قلب، جنین در رحم و عضلات بود. •
•فیزیک و طبیعت، مطالعه جریان سیالات (Fluid Dynamics)، تحلیل حرکت موجها و گردابهها، بررسی نور و بازتاب•
•مهندسی. طراحی هایی مثل :
Ornithopter (ماشین پرنده با الهام از پرندگان)
Helical Air Screw (شبیه هلیکوپتر).
Movable bridges ( پل های متحرک).
War Machines ( ماشین های جنگی).•
•دفترچهها (Notebook System). حدود ۷۰۰۰ صفحه باقیمانده. و نوشتههاش بهصورت Mirror Writing (معکوس)، احتملا راحتی برای چپدست بودن، جلوگیری از کپی شدن ایدهها.•

•اینم بگم، شدیداً کنجکاو و کمالگرا بود
خیلی از پروژههاش رو ناتمام میذاشت چون همیشه دنبال بهتر کردن بود
به طبیعت مثل یک «سیستم علمی» نگاه میکرد، نه فقط زیبایی•
•پایان،•
•ممنون که خوندیی.•
•خدافظ نازی نازی ✿.
Yuna.