نتایج قابل تأمل انتخابات ترکیه در دور اول و دوم
فاروق نجمالدینیک)
ابتدا به نتایج نهایی دور دوم نگاهی بیندازیم:
اردوغان ۵۲.۱۶
کلیچدار اوغلو ۴۷.۸۴
جمع درصد ارای دو کاندید دقیقا ۱۰۰ است و این بدان معنی است که یک دانه هم رای باطله در این دور از انتخابات وجود نداشت!! ... یا اینکه شاید قانونشان طوری است که درصدها را فقط از آرای صحیح میگیرند!!
دو)
میزان مشارکت ۸۵ درصد است که فقط ۳ واحد از میزان مشارکت در دور اول کمتر بود.
این میزان از مشارکت و این نتایج نزدیک و در کنار انها، این جوش و خروش مردم ترکیه حکایت از این دارد که رقابتی فشرده و مثالزدنی رقم خورده است.
سه)
در ازمیر ائتلاف کمال کلیچدار اوغلو بالاترین پایگاه را در دور اول داشت. میزان آراء او به ۷۱ درصد میرسید و اردوغان فقط ۱۳ درصد اراء را به خود اختصاص داده بود.
آمار دور دوم اما خیلی جالب توجه بود:
کلیچدار اوغلو اوغلو ۶۷ درصد
اردوغان ۳۳ درصد
همانطور که میبینید، اوغلو همچنان خیلی جلوتر است اما نتایج دور دوم شکست بزرگی برای او محسوب میشود. نسبت آراء اردوغان شاهد ۲۰ واحد رشد بود اما نسبت اراء اوغلو فقط ۶ واحد بیشتر شد. ازمیر یکی از قویترین پایگاههای رای سکولارهای ترکیه به شمار میآید
چهار)
در استانبول و آنکارا نتایج دور اول از این قرار بود (ارقام حدودی):
اوغلو ۴۸ درصد
اردوغان ۴۵ درصد.
در دور دوم نیز اوغلو همچنان پیشتاز بود اما فاصله او با اردوغان خیلی کمتر شده است:
اوغلو ۵۰.۵ درصد
اردوغان ۴۹.۵ درصد
پنج)
در تمام استانهای ساحلی از استانبول گرفته تا ازمیر و مارماریس و آنتالیا و .... و همچنین در تمام استانهای کردنشین در شرق ترکیه و ایضا در انکارا، کلیچدار اوغلو در دور اول جلوتر بود و دور دوم نیز جلوتر ماند اما فاصله او تقریبا در تمام این استانها با اردوغان کمتر شد. در حقیقت هر دو کاندیدا درصد بیشتری نسبت به دور اول به دست آوردهاند اما سهم اردوغان از این افزایش بیشتر بود.
دلیلش میتواند این باشد که مثلا ۸۰ درصد از طرفداران سنان (کاندید سوم) به طرف اردوغان شیفت شدند و ۲۰ درصد به طرف اوغلو (خصوصا در ازمیر).
دلیل دیگر نیز ممکن است این باشد که اوغلو اکثریت مجلس را هم نتوانست به دست بیاورد در نتیجه مهمترین وعده او، یعنی بازگرداندن نظام پارلمانی به جای نظام ریاستی، حتی در صورت پیروزی در انتخابات، غیر قابل تحقق شده بود. این امر احتمالا برخی از طرفداران را نسبت به تحقق وعدههای تغییر ناامید و بیتفاوت کرده است.
حزب عدالت و توسعه به تنهایی حدود ۲۷۰ کرسی از ۶۰۰ کرسی پارلمان ترکیه را به دست آورد و ائتلاف اردوغان جمعا بیش از ۳۲۰ کرسی را از آن خود کرد. این رقمها البته نسبت به پارلمان پیشین، کاهش نشان میدهد.
شش)
برتری مطلق رای اردوغان همچنان عمدتا در استانهای داخلی ترکیه یا بهاصطلاح مناطق فلات اناتولی است که ترکیب جمعیتی آنها سنتیتر است و دیدگاه محافظهکارانه در آنها اکثریت دارد.
هفت)
مشارکت پرشور ۸۸ درصدی و ۸۵ درصدی و سپس رقابت فشرده و نتایج نزدیک ۵۲ و ۴۸ درصدی همگی نشان از دوقطبی شدن جامعه ترکیه داشته اما انتخابات در هر دو دور بدون تنش خاصی برگزار شد (البته تا اینجای کار) و این خیلی عجیب و قابل تامل است.
به قول یکی از دوستان صاحبنظر: مشارکت زیر ۵۰ در صد و همچنین مشارکت بالای ۸۰ درصدی در انتخابات هر کشوری (خصوصا در کشورهای جهان سومی) نشان از بحرانی بودن آن جامعه دارد.
مشارکت پایین نشانه ناامید بودن جامعه نسبت به نتایج انتخابات و ناامیدی از ایجاد هر نوع تحول و تغییر است. مشارکت بسیار بالا نیز نشان از ان دارد که آن انتخابات حالت "مرگ و زندگی" برای مردم پیدا کرده و ممکن است به تنشهایی از نوع انقلابهای رنگی و یا مثلا از نوع تنش سال ۸۸ ایران منجر شود.
در ترکیه اما اینگونه نبود (حد اقل تا کنون). این تجربه برای ترکیه آسان به دست نیامده بلکه حاصل یک قرن فراز و فرود جامعه متجدد ترکیه از زمان بنای ترکیه جدید به دست کمال مصطفی اتاتورک است؛ تجربهی بزرگ و آموزندهای است که هم حاکمان و هم کنشگران جامعه مدنی در سایر کشورها و خصوصا کشورهای اسلامی و کشور ما باید در آن تامل کنند و بیاموزند.
هشت)
حزب عدالت و توسعه به عنوان یک حزب اسلامگرا و شخص اردوغان (علیرغم آنکه بسیاری از اقدامات او طی چند سال اخیر اقداماتی اقتدارگرایانه ارزیابی شدهاند) اما در این انتخابات به صورت ششدانگ خود را در محک رقابتی واقعی و نزدیک قرار داده است. نمیتوان پنهان کرد که این رقابت از نظر مردم ترکیه رقابتی باورپذیر بود. احساس بخشی از مردم ترکیه (مخالفان) این بود که با رای خود به طور جدی میتوانند تحول را محقق کنند و در مقابل، بخشی دیگر از جامعه نفع خود را ادامه وضع موجود دانستهاند و گرنه چنین مشارکتی حاصل نمیشد.
سقوط مکرر و مداوم ارزش لیره اگرچه تورم بالای ۴۰ درصد را رقم زده است اما برای این بخش از جامعه که اکثریت را به دست آورد انگار قابل توجیه بود. به باور من این پذیرش بیش از انکه به دلایل تبعیت ایدئولوژیک و "ولایتمدارانه" صورت گرفته باشد، به دلایل پذیرش تحلیلگرانه از راهبردهای حزب توسعه و عدالت و آگاهی نسبت به دستآوردهای آن حاصل آمده است.
البته بررسی عملکرد ۲۰ سالهی دولت اردوغان و دلایل موفقیتها و ناکامیهای سیاست او در این مقال نمیگنجد.
نه)
در هر صورت ترکیه در میان کشورهای اسلامی و خاورمیانه، تجربه منحصربهفردی را در عرصه دموکراسی به نمایش گذاشته است. این انتخابات نشان داده که دستبهدست شدن قدرت (حد اقل در عرصه انتخابات و نه لزوما در تمام ابعاد آزادی بیان که گویا هنوز هم به درستی رعایت نمیشود) در جامعه ترکیه از طریق انتخابات به صورت نهادینه شده امکانپذیر است.
ادامه از بالا:
به قول اردوغان، این انتخابات ثابت کرد که دوران کودتاها در ترکیه منسوخ شده است.
نهادینهشدن دموکراسی بیگمان امری است که فراتر از رویکردهای مقطعی حاکمان است و قطعا ریشه در ویژگیهای تاریخی جامعه ترکیه دارد. از این منظر میتوان گفت که جامعهی ترکیه نسبت به دیگر جوامع پیرامون، تفاوتهایی چشمگیر داشته است؛ تفاوتها و شباهتهایی که مسلما تصادفی نبوده و طی چند سال و یا حتی چند دهه به وجود نیامده بلکه برآمده از چند سده تاریخ این جامعه بوده است.
از باب مثال و به عنوان یک فرضیه میتوان گفت که جامعه ترکیه در مقایسه با جامعه ایران، در روند پذیرش هویت اسلامی، "دو قرن سکوت" را تجربه نکرده بلکه به شکل ایجابی و درونی، هویت دینی خود را در کنار هویت قومیتیاش شکل داده است. به عبارت دیگر اسلام از طریق فتوحات و یا لشکر کشی اقوام خارجی تحمیل نشده است. هویت قومیتی (ترکی) و هویت دینی (اسلامی) در کنار یکدیگر و به صورت موازی توسط اقوام ترکتبار سلجوقی شکل گرفته است.
البته این صرفا یک فرضیه است که آن را بر سبیل فتح بابی از یک بحث مطرح میکنم. بنابراین تایید یا رد آن و نیز شناخت سایر عوامل تاریخی و هویتی خصوصا در دوران معاصر، مستلزم کاوشهایی است که طبیعتا مجالی گستردهتر میطلبد.