RazmAra
دادرس
چرا رزم آرا کشته شد
1
با زوال اندیشه سیاسی در ایران توجه به منافع ملی با توسل خرد و دانش در ایران مهجور مانده است. امروز نیز کمتر بحث سیاسی در میان اهل سیاست ایران وجود دارد که در آن منافع ملی نه به عنوان یک دستاویز برای از میدان به در کردن حریف، بلکه به عنوان هدف اصلی سیاست ورزی در کانون بحث باشد. آمار و ارقام هیچگاه از سوی سیاستمداران ایران جدی انگاشته نشده و به جای آن باور و ایمان نشسته است. تاریخ و اسناد تاریخی هیچگاه از سوی ایرانیان مهم قلمداد نشده است و در عوض جملات قصار، بیان استثنائات، توصیف های لاغر و کم رمق از تاریخ برای نشان دادن حقانیت یک جریان سیاسی مورد استفاده قرار می گیرد. تناقض برای اهل سیاست ایران مهم نیست و آنها را آشفته نمی سازد و همه سیاسیون با تناقض های خود براحتی زندگی و فعالیت می کنند. زمانی که رزم آرا با آمار و ارقام ضرر و زیان های طرح ناممکن ملی کردن نفت را در کمیسیون مجلس مطرح میکرد همه او را خائن خطاب میکردند و عجبا که خائنان به ایران را وطن پرست قلمداد میکردند. ضعف حافظه تاریخی و عدم توجه به سابقه افراد هنوز هم نقش اساسی را در ناکام کردن تلاش های سیاسی ایرانیان بازی می کند. هیچکس از مصدق نمی پرسید سابقه ات چیست؟ اگر در کشوری مصدق بتواند ظرف مدت کوتاهی قهرمان مبارزات ضد انگلیسی شود هر اتفاقی ممکن است، نباید تعجب کرد دلقکهایی مثل طبرزدی یا روح الله زم هم بتوانند بر اریکه قدرت این کشور تکیه بزنند. انتقادات تلخ و گزنده است اما حقیقت برای کسانی که در رویا زندگی میکنند همیشه تلخ است.
2
68 سال پیش در چنین روزهایی بحث های داغی در کمیسیون نفت مجلس شورای ملی جریان داشت. رزم آرا که تجربه شکست خورده دولت مکزیک را در ملی کردن نفت میدانست به ظاهر با معرفی غلامحسین فروهر به دنبال پذیرش قرارداد الحاقی بود. در روز 9 دی ماه 1329 خبری منتشر شد که جریان را به نفع ایران را تغییر داد. شرکت نفت آرامکو با عربستان قراردادی بر اساس تصنیف منافع بسته بود[صورت مذاکرات کمیسیون مخصوص نفت مجلس شورای ملی(دوره شانزدهم قانونگذاری)،6 آذر صص 318-319] به نوشته مصطفی فاتح تا چند سال پیش از آن ایرانیان هیچگاه در برابر حق کشی های انگلستان واکنشی نشان نداده بودند. تنها واکنشی که در تاریخ ثبت شده است واکنش رضاشاه پهلوی به قرارداد دارسی و ناراحتی او از امضای چنین قراردادی است که وضع را به نفع ایرانیان تغییر داده بود رضا شاه با واقع بینی به اصل بکارگیری نیروهای ایرانی و آموزش آنان در صنعت نفت تاکید کرده بود.
انتشار خبر قرارداد عربستان با آمریکا سبب شد که رزم آرا که برخلاف مدعیان رند و هنرپیشه مسلک، صداقت و واقع بینی زیادی در تامین منافع ملی داشت در تاریخ 12 بهمن، به نماینده شرکت در تهران اظهار کند که چون فکر ملی کردن صنعت نفت به طور جدی تعقیب می شود، لازم است دولت اقدام سریعی برای اتخاذ ترتیب دیگری به عمل آورد و تنها راه رسیدن به این هدف، مطرح نمودن قرارداد جدیدی براساس رژیم پنجاه- پنجاه خواهد بود.[محمود طلوعی و لئونارد مزلی، کتاب بازی قدرت صفحه های 175 تا 177] محمد علی موحد می نویسد : رزم آرا در تاریخ 2 اسفند ماه در برابر نمایندگان کمیسیون نفت گفت: به طور کلی با فکر ملی کردن مخالفت ندارد، منتها شتاب زدگی در این امر را مصلحت نمی داند. وی به سفیر انگلیس هم گفت که می خواهد طرحی را به تصویب کمیسیون برساند که به دولت اجازه دهد تا در ضمن مطالعه برای ملی کردن نفت قرار موقتی را بر اساس تنصیف منافع بپذیرد.[خواب آشفته نفت صفحه 113]
3
در چهارم اسفند 1329 سفیر بریتانیا برای جلب نظر عموم مردم و نمایندگان مجلس در نامه ای موافقت ضمنی دولت خود را با تنظیم قرارداد جدید مبنی بر تقسیم مشترک یا50-50 اعلام داشت،[ بازی قدرت صفحه 178] اما از رزم آرا خواست تا در کمیسیون نفت مطرح نماید که این قرارداد با پذیرش ملی کردن صنعت نفت ایران از سوی بریتانیایی ها هیچ مناسبتی ندارد و اگر این موضوع در دستور کار کمیسیون قرار گیرد، پیشنهاد 50-50 را نیز پس خواهند گرفت.[خواب آشفته نفت صفحه 114]
پنجشنبه 11 اسفند اعلامیه ای به امضای فدائیان اسلام منتشر شد که مردم را برای ساعت 3 بعد از ظهر جمعه 12 اسفند به مسجد سلطانی می خواند تا به سخنرانی در خصوص مقدرات ایران و نفت گوش فرا دهند. همان روز آیت الله کاشانی هم در اعلامیه ای جداگانه عموم طبقات، تجار و جوانان و دانشجویان را برای شرکت در این تظاهرات مهم اسلامی از طرف فداییان اسلام ایدهم الله دعوت کرد.[خواب آشفته نفت صفحه 116]
4
سفیر انگلیس دولت رزم را از این که در برابر مخالفان سر سختی نشان نداده و از حسن نیت و خدمات کمپانی سخن نگفته، سرزنش کرد.
سفیر انگلیس روز 12 اسفند به اتفاق نورث کرافت نماینده کمپانی به ملاقات رزم آرا رفت و از او خواست که توضیح دهد که چه می خواهد بکند. رزم آرا گفت می خواهد از کمیسیون برای تجدید مذاکره اجازه بگیرد، ولی مصلحت نمی داند که راه حل مورد نظر خود را افشا کند. زیرا می ترسد که مخالفان جنجال راه بیاندازند و راه حل مورد نظر او در نطفه خفه شود.عصر روز 12 اسفند رزم آرا در کمیسیون نفت حاضر شد و گفت: موضوع نفت را برای بررسی به متخصصین ارجاع کرده و نباید در این باره بدون مطالعه و تهیه مقدمات اقدام شود. رزم آرا در این جلسه کوشید تا به استناد نظر مشاوران فنی خود و تأکید بر مشکلات اداری و پیچیدگی های نفت از شور و حرارت هواداران ملی کردن نفت بکاهد. در ادامه گفت: «شما که یک کارخانه سیمان را نمی توانید با پرسنل خود اداره نمایید، شما که کارخانه های کشور را در نتیجه عدم قدرت فنی به صورت فعلی انداختید که ضرر میدهند با کدام پرسنل ، با کدام وسایل می خواهید نفت را خودتان استخراج و ملی نمایید.» [ خواب آشفته نفت صفحه 114 ]رزم آرا درست می گفت تمام کارخانه های کشور در حساب های خود زیان نشان میدادند. اما این جمله را هوچی گران تغییر دادند و به جمله معروف ملت ایران نمی تواند لولهنگ بسازد تحریف کردند.
5
13 اسفند سپهبد رزم آرا در جلسه کمیته نفت ضررهای ملی ساختن صنعت نفت را به طور مفصل با عدد و رقم ارائه نمود که با پخش سخنرانی وی در رادیو، تظاهرات شدیدی علیه وی صورت گرفت.[ خون و نفت خاطرات یک شاهزاده ایرانی صفحه 305]
6
اگر تاریخ سیاسی ایران معاصر را مرور کنیم آنچه بیشتر از همه چیز به ایران لطمه زده است امپریالیسم و یا استبداد نبوده است. بلکه آنچه که ایرانیان را به این روز سیاه نشانده است ترجیح مصلحت های زودگذر بر حقیقت و ترویج خرافات، ضعف حافطه تاریخی،هوچی گری، تبلیغات، جایگزینی احساسات با عقل و خرد و ایمان و لجاجت سیاسی کاران بوده است. طرفداران ملی کردن نفت به محدودیت های دانش خود و تاریخ ایران جاهل بودند. به منافع ملموس مادی اهمیت نمی دادند و مانند شیر علی قصاب شخصیت رمان دایی جان ناپلئون ناموس پرست بودند. و در شباهتی که اتفاقی هم نیست در حالی که ناموسشان به دلیل بی قدرتی شان که خود ناشی از جهلشان است زیر دست پای همه بود از شنیدن نام ناموسشان بر آشفته می شدند.
رزم آرا نمونه شخصیت هایی است که باید مورد تجلیل مردم قرار گیرند. بن بست امروز ایران و ضعف کشور ما بدلیل قرار گرفتن دکترین مصدق و مصدقی ها در کانون سیاست جمهوری اسلامی است. در واقع روح مصدق و مصدق بازی در جمهوری اسلامی حتی از تحجر مذهبی هم برای ایران زیانبار تر بوده است. نگاهی به نتیجه جنگ ایران و عراق، پرونده هسته ای و سایر سیاست های جمهوری اسلامی که ایران را به لبه پرتگاه برده است نشان میدهد که مصدق در عرصه سیاست ایران زنده است و مشغول ضربه زدن به ایران و منافع ملی ایرانیان است.
همه قاتل رزم آرا بودند زیرا که در آن زمان جز معدودی به منافع ملی و حدود قدرت ایران و واقعیت ها نمی اندیشیدند برخی از آنان که سابقه زندگی شان جز خیانت به وطن نبود برای خرید نام نیک با هوچیان پیمان بستند و ایران را وجه المصالحه قرار دادند. برخی دیگر به جای تفکر، مقهور هوچی گری و تبلیغات و شعبده بازی ها شدند و بیشتر افراد گناهشان جهل بود. رزم آرا کشته شد زیرا در میدان سیاست ایران حقیقت خریدار ندارد و هر کس که بیشتر به مردم دروغ بگوید محبوب تر و وجیه المله تر است.