ROOMS . // P: 02

ROOMS . // P: 02

valen

سونگهون با شنیدن شرط دوم، پوزخند شیطانی ای زد و به طرف جی برگشت، با پشت دست خودش دور لبش رو پاک کرد و موهای مرد رو از پشت سر گرفت و کشید، داخل صورت جی خم شد و روی لب‌های زیبا و خوش‌رنگ جی شروع به حرف زدن کرد:


- زودباش مرد.


جی با دیدن چشم‌های سرخ پسر و اون لحنی که مشخص بود تا انتقام خودش رو نگیره آروم نمیشه، سرش رو تکون داد و به آرومی وسط تخت دونفره و بزرگی که داخل اتاق قرار داشت نشست.

سونگهون با پوزخند وحشتناک شیطنت آمیز به سمت جی اومد و چوکر مشکی رنگی رو دور گردن مرد بست، چوکر کنترل مشکی رنگ کوچیکی داشت که اگر جی سرپیچی میکرد، سونگهون با فشار دادن دکمه قرمز رنگ وسط اون می‌تونست شوک الکتریکی کوچیک و کمی رو به مرد وارد بکنه و به دو طرف چوکر چرمی، زنجیر هایی وصل بود که تَه هردوی اون ها به یک زنجیر می‌رسید و اون زنجیر رو هون به تخت بست. کوچیکترین خطایی از سمت جی که باعث ناراحت شدن سونگهون میشد منجر به شوک الکتریکی ای میشد که تمام بدن جی رو می‌لرزوند.

هون با پوزخند وحشتناکی که روی لب‌های خودش داشت، دو انگشتش رو با زور از بین لب‌های جی رد کرد و داخل صورت مرد خم شد.


- خیسش کن جی. برای راحت بودن خودت خیسش کن.


----

گونه‌ها، بینی و حتی گوش‌های هیسونگ از شدت خجالت سرخ شده بود. چوکری که دور گردن نیکی و دست‌های اون بسته شده بود به طرز وحشتناکی اون رو جذاب‌تر از حالت معمول نشون میداد. شرط اون ها این بود که نیکی، کاملا بسته در اختیار هیسونگ باشه. اما پسر مو قرمز انقد معصوم بود که نمی‌دونست باید با اون پسرک ژاپنیِ بی‌حیا که با چشم‌های هیز و درّیده‌اش رون‌ و اندام زیبا و ظریف هیسونگ رو یک لقمه می‌کنه چیکار بکنه.


- یک فکر خوب دارم برای این شرط، نظرت چیه با فکر من پیش بریم آلبالو؟


صدای اون پسره‌ی تخس از این فاصله نزدیک و رگ‌های برجسته بازو و دست‌های لعنتی‌ش، باعث میشد تا هیسونگ زبونش قفل بشه و فقط سرش رو به نشونه‌ی تأیید تکون بده.


- بیا باهم بازی کنیم آلبالو، هروقت دردت اومد کلید سرخ رنگ چوکر رو فشار بده.


پسر مو قرمز سرش رو به آرومی به نشونه‌ی تأیید تکون داد و با این حرکت معصومانه‌ی اون، آتیش نیکی از چشم‌های کشیده و خمارش به بدنش منتقل شدن. به آرومی دو دست خودش رو بالا آورد و زنجیری که هردو دستش رو به هم متصل میکرد دور گردن نازک و نرم هیسونگ‌ انداخت، پسر رو وسط تخت خم کرد، به آرومی زبون داغ خودش رو گوشه‌ی لب پسر بزرگتر کشید و با انگشت شست خودش به آرومی نیپل های سفت شده‌ی پسر رو می‌مالید.

نور قرمز اتاق روی بدن سفید و مخملی هیسونگ‌ باعث میشد تا دندون های نیش نیکی شروع به خارش بکنن و باعث بشن دلش بخواد شبیه یک گرگ وحشی به جون اون بدن بی‌نقص بی‌افته.

اما اجازه نداشت. هیچکدوم تا پایان بازی اجازه کام شدن نداشتن و نیکی که طراح تمامی شرط‌ها بود اینو خوب میدونست ‌.

تیشرت پسر مو قرمز رو کمی از روی قوس زیبای کمرش به سمت پایین داد و زبون خودش رو روی ستون فقرات هیسونگ کشید.

با دستش هردو نیپل های پسر رو نوازش میکرد و به آرومی دندون های نیش خودش رو روی بدن ظریفِ زیرش میکشید. شاید اینطوری می‌تونست عطش خودش رو دربرابر لذت خوردن خون اون پسر معصوم کنترل بکنه.

نیکی سرش رو کج کرد و با دیدن شمع بزرگ و سرخ رنگی که روی میز کنار تخت درحال سوختن بود چشم‌های خمار و سرخ شده‌اش برقی زدن. سرش رو به آرومی کنار گوش هیسونگ برد و زبونش رو روی لاله‌ی گوش پسر کشید.


- هروقت دردت اومد شوک الکتریکی وارد کن.


هیسونگ معصومانه سرش رو تکون داد و لحاف روتختی رو محکم چنگ زد. نیکی نیم خیز شد و با برداشتن شمع، اون رو آروم بالای قوس بی‌نقص بدن هیسونگ کج کرد و اجازه داد تا اشک‌های آب شده‌ی شمع، بدن حساس و نرم پسر رو بسوزونن.

نیکی با پوزخند زنجیر رو از دو طرف دور گردن هیسونگ کشید و قطرات آب شده‌ی شمعی که رنگ موهای سرخ رنگ پسرِ زیرش بودن روی قوس کمر زیبای هیسونگ می‌ریخت و این هارمونیِ ردّ سرخ زنجیر ها، قطرات آب شده‌ی سرخ شمع باعث میشد نیکی از این که هیسونگ رو زیر خودش داره لذت ببره و همین موضوع بیشتر پسر رو به جنون می‌کشوند. دلش میخواست همین الان دیک‌ش رو کامل وارد هیسونگ بکنه و اجازه نده پسر زیرش از شدت درد حتی نفس بکشه، اما خلاف قوانین بازی بود. خلاف قوانین این بازی لعنتی بود که از هیسونگ بخواد همین الان پاهاش رو باز بکنه و نیکی رو داخل خودش جا بده.

نیکی به آرومی شلوار هیسونگ رو تا زانو های لرزون پسر پایین آورد، با دیدن حفره‌ی سرخ و نبض دار پسر مو قرمز ناخودآگاه زبونش رو روی لب‌هاش کشید و لیسی به حفره‌ی پسر بیچاره زد. شمع رو کمی پایین‌تر گرفت و به آرومی کمی از اون رو روی ورودی ملتهب هیسونگ ریخت. پسر مو قرمز دکمه‌ی قرمز رنگ رو فشار داد و این نیکی بود که داد بعدی رو از درد کشید.

-----

سونگهون با پوزخند و چشم‌هایی که لذت از اون‌ها سرازیر بود به بدن بی‌قرار جی روی تخت نگاه کرد. تمام ملحفه تخت پر از پری‌کام مرد شده بودن و سونگهون هربار بهش اجازه‌ی کام شدن نمی‌داد. سونگهون آستین های پیراهن سفید رنگ داخل تنش رو به سمت بالا تا داد و درجه‌ی ویبراتوری که داخل مرد بود رو بیشتر کرد. دلش میخواست. دوست داشت مردی که برای خودش بود رو تا سر حد جنون و شهوت ببره و بعد از لب پرتگاه پرتش بکنه پایین.

Report Page