اعتراض‌ها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟

اعتراض‌ها در میانه؛ ما کجا بایستیم؟

شهرام خادم


1- مرگ #مهسا_امینی در روزهای پایانی شهریور که به موج پایانی مسافرت‌های تابستانی مشهور است؛ جامعه ایران را در بهت فرو برد. مهسا امینی جوانی که برای فراغت پیش از آغاز سال تحصیلی و صله رحم از کردستان به تهران آمده‌بود و قصد داشت از آخرین تعطیلات ممکن، بهره لازم را بِبرد به ناگاه جان شیرین‌اش را از دست داد. (مسافرت‌هایی که دیگر تفریحی نیست و تعطیلاتی که دیگر از شکل و محتوای گذشته‌اش تهی شده و بوی افسردگی، کلافگی و مرگ می‌دهد). از بد روزگار قرعه ارشاد گشت پلیس امنیت به نام مهسا افتاد و در عوضِ ارشاد، جان‌اش فدا شد.

2- به مجرد انتشار خبر در شبکه‌های اجتماعی و برملا شدن جزئیات مرگ امینی و توضیحات مبهم پلیس و وارونه گویی خبرگزاری‌های محافظه‌کار، فرصت طلایی برای اقناع جامعه و افکار عمومی از دست رفت و همان خط تبلیغی نخ‌نما شده توسط مسئولان در دستور کار قرار گرفت و انکار اتفاق و فرار از مسئولیت، خشم مردم را سبب شعله‌ور کرد. خشمی که دیگر قابل کنترل نبود و به‌طور طبیعی تبدیل به فریاد می‌شد؛ فریادی که باید امتداد خیابان را در می‌نوردید.

3- شبکه‌های اجتماعی و فعالان سیاسی و مدنی، در آغاز افسار کار را به دست گرفتند و منادی یک حرکت فراگیر برای یک مطالبه اصیل و دارای اولویت شدند. مطالبه‌ای به عمق چهار دهه که نماد بارز آزادی‌خواهی است- مطالبه حقِ انتخابِ پوشش و به نوعی حق انتخاب سبک زندگی یا خودِ آزادی. حقی بنیادین که بیش از چهار دهه از نیمی از جامعه (زنان) به‌طور مستقیم سلب شده و در واقع کل جمعیت کشور را نشانه رفته است.

4- به موازات شدت گرفتن اعتراض‌های خیابانی با شعار ملی شده‌ی "#زن_زندگی_آزادی" و همدلی نیروهای مؤثر سیاسی، مدنی و حتی صنفی و توافق ضمنی بر سر لغو قانون حجاب اجباری- در حاکمیت ولو به‌قسمی تاکتیکی سخن از اصلاح قانون به میان آمد.

5- با افزایش اعتراض‌ها و خطای همیشگی قوای حاکم در سرکوب خشن تظاهرکنندگان صلح‌جو از یک طرف و بازی نخ‌نما شده‌ی اتاق‌های فکر حکومت در بزک کردن معترضان و جاسوس نامیدن و نفوذی و مسلح خواندن شان، اگرچه مطالبه به‌حق و مدنی مردم به محاق رفت؛ اما حکومت بازنده نهایی (در گذر زمان) خواهد شد.

6- از موقعیت مطروحه در بند 5 که دیگر- افسار اعتراض‌ها از دست خارج شد؛ هسته سخت حکومت که طاقت شنیدن هیچ اعتراضی ندارد از یک سو و نیز گروه‌های مختلف با انگیزه‌های متفاوت در داخل و خارج کشور از سوی دیگر، اعتراض فراگیر و مدنی مردم برای لغو "حجاب حکومتی" را به حاشیه راندند.

7- رسانه‌هایی که جهت‌گیری‌های آشکارا غربی و شرقی دارند و تمامیت ایران را به رسمیت نمی‌شناسند از داخل و خارج بر کار سوار شده و ماهی مراد خویش را صید کردند. گروهی تجزیه طلب و گروهی رجوی طلب نوک پیکان را به سمت براندازی نشانه رفتند؛ گروهی شوروی طلب (روسوفیل) و چین‌گرا در داخل، قشر متوسط و مدنیِ شهری را با برچسب غرب‌گرا نواختند. شعارهای مرگ بر این و آن، مرگ بر #دیکتاتور و مرگ بر #فتنه‌گر از هر دو طرف بلند شد و باز هم مطالبه اصلی زیر آوار کینه‌ها مدفون ماند.

8- سرکوب حکومت خشن‌تر شد و اعتراض‌های مردمی بی‌هدف تر و پراکنده‌تر. اهداف بلندپروازانه تر و #دست‌آوردها کمتر. سناریوهای نخ‌نمای حکومت برای اعتراف‌گیری فزون تر و شعارهای خارج از مرکز (مرکز~لغو حجاب اجباری) معترضان بیشتر. صدای صلح‌جویان و آزادی‌خواهان کوتاه‌تر. در این مکاره بازار اگر کسی بگوید شعار براندازی به قامت اعتراض‌های حاضر تنگ است به عافیت طلبی متهم می‌شود و از خشونت و سرکوب نظام گوید نیز طعمه‌ی #حزب‌الله...

9- اعتراض‌های مدنی شهری آن‌چنان که در مطالعه‌های اخیر دانشگاهی نیز بدان پرداخته شده است؛ می‌توان مثمرثمر واقع شود اما نباید نتیجه مدل‌های مطالعاتی را بدون محلی کردن و مطابقت کامل با ساختارها و بنیادهای جوامع گوناگون، به کار بست. وزنی از ساختارهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی رسوب گرفته و پوسیده که جامعه‌ای سلسله‌مراتبی و غیرهمبسته را تولید کرده و به اصطلاح اتمیزه ساخته و فردیت لاابالی و خودخواه را درونی کرده‌؛ به یک‌باره یارای تغییر بیان‌کن انقلابیِ وضع موجود را ندارد. هدایت افکار عمومی به سمت "انقلاب و نه کمتر از آن" بی هیچ مولفه‌ی تعیین‌کننده‌ای، تنها هدررفت سرمایه‌ها و سرخوردگی نفوس ملت را در پی دارد

10- عدم آگاهی خیل عظیمی از کنشگران و فعالان حوزه عمومی از اصول ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک حاکم بر مناسبات بین‌الملل و جایگاه کشور ما در پرتو این مناسبات در منطقه و جهان و تأثیر این فقدان آگاهی بر مطالبه انقلابی و براندازانه ملت نیز برگ مبهم دیگری از ماجراست.


تحلیل واقع‌بینانه از تأثیر قدرت‌های خارجی در انسداد مشروطه، برکشیدن پهلوی اول و دوم، کودتای 28 مرداد و هموارسازی مسیر انقلاب 57 و نیز فشار حداکثری دهه اخیر توسط غرب و شرق، می‌تواند مسئولیت شعارهای پر زرق و برق و اما توخالی را متوجه رسانه‌ها و کنشگران این عرصه سازد.

11-جامعه نیازمند چشم و مغزهایی است که اولویت‌ها و امکان‌های قابل دستیابی و متناسب موقعیت را به سمت افکار عمومی گسیل کند و از فریب‌کاری، فرصت‌طلبی و جاه‌طلبی افراد و گروه‌ها [جامعه] را بر حذر دارد. از این‌رو شاید توصیه راهبردی متن حاضر دعوتی دوباره به اظهار نامحدود و "متشکل" و "مدنی" لغو حجاب اجباری باشد و عطای انقلاب و براندازی در برهه حاضر را به لقایش بخشد. شناسایی دقیق موقعیت ایران در شطرنج قدرت داخلی و نیز در خاورمیانه و لحاظ "چندپاره شدن قدرت" در جهان با ظهور بلوک‌های جدید و درس گرفتن از تاريخچه مبارزات داخلی؛ می‌بایست زمینه‌ساز ترسیم خطوط جدید در بازپس‌گیری قدرت ملی باشد. (پرواضح است که تحلیل مولفه‌های اثرگذار بر تغییر و یا تثبیت نظام و تقویت و یا تضعیف جامعه و نسبت این دو از حوصله متن خارج است).

Report Page