Porojeh barandazaneh kerm abrisham

Porojeh barandazaneh kerm abrisham

دادرس

ای هم میهنان ایرانی من فریاد فریاد فریاد ! 😮😲😵🤷‍♂


ای ایرانیانی که سالها از وجود حکومت شیطانی، مافیایی جمهوری اسلامی زجر کشیده اید و هر روز هزار بار مرده اید !!🤕😩😣😭


اگر میخواهید به این کابوس 40 ساله پایان دهیم بایستی خودمان را در دنیای واقعی سازماندهی کنیم سازماندهی !!!


راهی بجز این نداریم !!____😟🙁☹️___!!


وگرنه در بهترین حالت سرنوشتی بجز سرنوشت غم انگیز دیگر میهن پرستان مانند فریدون فرخ زاد ها و شهریار شفیق ها نخواهیم داشت و یک روز یا در میهنمان در گوشه عزلت و تنهایی جان خواهیم داد و یا توسط عمال و مزدوران خلیفه اسلامی همچون فریدون فرخ زادها و ....... و صدها میهن پرست دیگر ترور و کاردآجین خواهیم شد😔😔😔😔


شما را به ایران سوگند میدهم که برای سازماندهی خودتان در دنیای واقعی ایده و طرح و برنامه بدهید و اگر طرح پروژه کرم ابریشم را مفید میبینید در انتشار آن به هر نامی که دوست دارید بکوشید !!💪💪💪💪💪


هیچ مالکیتی بر طرح وجود ندارد و این ایده آزاد آزاد است برای انتشار تحت هر نامی

درووودهای بی پایان من به همه عاشقان ایران به ویژه ایرانیانی که تصمیم گرفته اند بجای تحمل شرایط برای تغییر شرایط دست در دست هم کاری کنند.

💐💐💐💐💐💐

من در راستای براندازی رژیم شیطان ابلیس پروژه ای دو مرحله ای به نام " جنبش کرم ابریشم، پرواز پروانه ها " طراحی و تعریف کرده ام که مایلم با شما در میان بگذارم تا با نقدها و پیرایش هایی که بر آن خواهید زد در نهایت به یک عملیات واقعی منجر شود .


همگی ما نیک میدانیم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی با یک برنامه جامع جنگ روانی و ارعاب و ترس وحشت توانسته است تا عموم ایرانیان را به محاق وحشت بکشاند و با کمک اربابان خارجی شان حکومتی شبه استالینی بر جغرافیای ایران حاکم کنند .

 به لحاظ روانشناختی بایستی بگویم که رژیم باچندین کار ساده ولی بسیار مهم توانسته است به اهداف پلید و شیطانی خودش برسد و امپراطوری عظیم تروریست های مقدس را بنا کند که در ادامه مهمترین های آنها را بازگو و بررسی خواهم کرد و پس از آن خواهم گفت که این امپراطوری را به چه سان ساده میتوان از هم فرو پاشید ;


1_ یکم اینکه با یک استراتژی ساده

 " زیرآب همکار یا رقیب یا هم میهن ات را بزن تا پیشرفت کنی " 

با این روش و استفاده از مردم نیازمند توانسته است یک بی اعتمادی خیلی گسترده بین مردم بوجود بیاورد و خیلی راحت زمینه شکل گرفتن گروه های مستقل مردمی رو در همه محیط های جامعه از بین ببرد .


2_ دوم اینکه سعی کرده است که با دروغ، شایعه، ترور شخصیت، تمسخر، نادیده گرفتن، انکار، ترور فیزیکی، اختلاف افکنی، خریدن، پول خرج کردن، صدور اپوزسیون تقلبی و انواع روش های دیگر اپوزسیون واقعی خارج از کشور را که جمعیت میلیونی هم هستند به افرادی تک تک و ناتوان مبدل کند و یا حداقل اینگونه نشان دهد تا مردم ایران ناامید شوند و در ناخود‌آگاه شان قبول کنند که هیچ جایگزین و آلترناتیو قدرتمندی وجود ندارد.


3_ سوم اینکه توانسته است با سوار شدن بر مرکب جهل و فقر مردم ایران را گرفتار غم نان کند و بخشی از جامعه را به لحاظ آگاهی سیاسی چنان پایین نگاه دارد که بتواند از انها بعنوان لشکر بسیج استفاده کند.


4_ چهارم و یکی از مهمترین کارهایی که رژیم موفق شده است در این برنامه جامع استحمار و استثمار خودش انجام دهد این است که موفق شده اند به جامعه ایران حتی نخبگان جامعه بقبولاند که سرنوشتی بجز انتخاب بین بد و بدتر ندارند و از این بازی به هیچ عنوان راه برون رفتی نیست.


5_ پنجم اینکه موفق شده اند با جعل تاریخ حداقل به بخشی از جامعه (همان 10 درصدی که رژیم بر روی دوش آنها استوار است) بقبولانند که تاریخ ایران تا پیش از آمدن این رژیم سراسر آکنده از ظلم و ستم و خیانت و جنایت بوده است و این نظام بهترین حکومت طول تاریخ ایران است.


6_ ششم اینکه رژیم موفق شده است با تشکیل سازمان هایی مانند بسیج و خرج کردن میلیاردها دلار و با کمک رسانه هایش همیشه این فریب بزرگ را به خورد مخاطبان داخل و بخصوص خارج از کشور بدهد که "مردم با نظام هستند"


7_ هفتم و مهمترین آنها اینکه رژیم موفق شده است که به بخش بزرگی از قشر مذهبی جامعه بقبولاند که نظام ولایت فقیه یک نظام شیعه است و همچنین موفق شده است با میلیاردها دلار خرج کردن و راه انداختن کارناوال هایی مثل پیاده روی اربعین و یا دسته های عزاداری در محرم و ............ احساسات اقتدارطلبانه و شیطانی مذهبیون پاسخ مناسبی بدهد که این احساسات کاذب قدرت داشتن در نهایت منجر به عقده گشایی احساسات افراطی مذهبیون و خونخواری میشود که نمودهای خودش را در رجزخوانی ها و اسیدپاشی ها و تجاوزها و ترورهای مذهبی و سخنرانی های تروریست هایی مثل دکتر عباسی ها، دکتر قاسمی ها، دکتر رائفی پور ها و دکتر ازغدی ها و غیره نشان میدهد .


اینکه همه این افرادی هم که نام بردم عاشق این هستند دکتر یا استراتژیست خوانده شوند هم قابل توضیح است ولی برای آنکه سخن به درازا نکشد فقط اشاره ای کردم.


بجز این هفت موردی که بیان کردم قطعا موارد دیگری هم هستند که از ذهن و قلم این حقیر جا افتاده اند ولی فکر میکنم دیگر وقت آن رسیده است که به قسمت های خوب قصه برسیم و بگوییم که در عرصه جنگ روانی چگونه میتوان این امپراطوری پوشالی تروریستهای مقدس را به آتش کشید.


پروژه کرم ابریشم دقیقن به مانند زندگی کرم ابریشم دارای دو فاز است که در فاز اول جامعه ایران زمینه های لازم را برای پرواز فراهم میکند و وقتی که کارهای مقدماتی انجام گرفت و هنگام آن رسید همچون پروانه ای زیبا بال میگشاید و آزادی را در آغوش خواهد کشید.

در ادامه حرفهایم این دو مرحله را توضیح خواهم داد.

فاز اول که کاملا برای مردم امن و بیخطر و بلکه مفید و جذاب است اینچنین است که;

مردم ایران توسط یک جزوه راهنما که بصورت بسیار گسترده توزیع خواهد شد و برگزاری کارگاه های آموزشی توسط فعالین داوطلب راه تشکیل گروه های کوچک مردمی 10 تا 20 نفره را آموزش خواهند دید، این گروه ها بهیچوجه قرار نیست سیاسی یا مخفی باشند بلکه قرار است کاملا آشکار و برای اهداف کاملا مشخص غیرسیاسی ساخته شوند .


 این گروه ها فقط دارای دو اصل اساسی و ساده هستند که حکومت بهیچوجه و به هیچ عنوان نمیتواند با آنها مخالفت کند .

1_ اصل اول اینکه این گروه ها بهیچوجه سیاسی نیستند.

2_ اصل دوم اینکه این گروه ها فقط و فقط قرار است نقشی حمایت گرانه در رفع مشکلات روزمره زندگی اعضای خود داشته باشد( همچون صندوق های مالی خانوادگی که در جامعه ایران رواج دارد) ولی با رویکردی بسیار گسترده تر.


حال میپردازم به راه های تشکیل این گروه ها که شامل راه های سنتی و راه های مدرن میشود

روشهای سنتی همان هایی هستند که مثلا در گذشته در جامعه برای تشکیل یک تیم ورزشی مورد استفاده قرار میگرفتند و یا عده ای علاقه مند به بازیگری تئاتر با استفاده از آن یکدیگر را یافته و گرد هم جمع میشدن.

از راه های مدرن هم که میتوان به انقلاب اپلیکیشن های تلفن های همراه اشاره کرد که مطمئنا بسیار بیشتر از راه های سنتی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

آنچه که بسیار مهم است و یک ضربه اساسی به رژیم در عرصه جنگ روانی محسوب میشود اهداف تعریف شده برای این گروه هاست، اهداف تعریف شده که در واقع مزایا و کارکردهای این گروه ها نیز هست به این قرار است؛


1_ ایجاد دوستی بین افراد گروه.


2_ ایجاد حس اعتماد متقابل بین افراد گروه.


3_ از بین بردن جو حاکم بر جامعه که موجب تنهایی شدید افراد جامعه شده است.


4_ ارائه امکان گفتن درددل های مردم به یکدیگر.


5_ ایجاد امکان کمک کردن مردم به یکدیگر برای حل مشکلات روزمره زندگی.


6_ ایجاد خصوصیت مطالبه گری در بین مردم.


7_ ایجاد فضای طلبکاری جامعه و بدهکاری حکومت در خصوص خدمات شهری، خدمات بهداشتی، خدمات امنیتی و ........ .


8_ از بین بردن فضای غم و وحشت و ترس و ناامنی در جامعه.


9_ ایجاد شادی در جامعه.


همانگونه که میبینید اهداف این گروه ها بصورتی تعریف شده اند که حکومت توانایی مقابله و مخالفت نداشته باشد و قطعا شما نیک میدانید که پس از مدتی این گروه ها رشد کرده و از گروه های کوچک 10 تا 20 نفره به گروه های چندصد نفره و بلکه چند هزار نفره تبدیل خواهند شد و به چنان قدرت اجتماعی تبدیل خواهند شد که هیچ رژیمی توان رویارویی با آنها را نخواهد داشت.


درباره فعالیت های تمرینی این گروه ها هم ده ها مثال میتوان زد تا تصویر بهتری از روند ایجاد همبستگی ملی بوجود بیاید.


مثلا افراد گروه از ساده ترین کارها که یک جلسه همنشینی و دورهمی ساده است تا انواع و اقسام فعالیت های اجتماعی ، ورزشی ، اقتصادی و غیره را شامل میشود .


مثلا جلسات کتابخوانی میتواند شاهنامه خوانی ، سعدی خوانی ، حافظ خوانی و .......


یا مثلا جلسات طبیعت گردی شامل کوهنوردی، پاکسازی محیط زیست ، جنگلها و مناطق تفریحی از زباله ها و .......... .


مثلا فعالیتهای ورزشی شامل پیاده روی های جمعی، والیبال ساحلی و غیرساحلی، انواع اقسام ورزش های همگانی در پارکها و.........


مثلا فعالیتهای اقتصادی گروه ها که میتواند نقش بسیار بسیار بسیار مهمی داشته باشد شامل تشکیل صندوق های خانوادگی و محلی باشد و یا انواع حمایت های اقتصادی جمعی گروه از اعضا باشد.


در مجموع پیشبینی این حقیر این است که طی کمتر از شش ماه پس از تشکیل این گروه ها مردم چند چیز ساده ولی بسیار بسیار مهم را بدست خواهند آورد و این چیزها دقیقن عکس همان هفت موردی است که در ابتدای عرایضم اشاره کردم این رژیم از مردم گرفته است و سنگرها یکی پس از دیگری از رژیم پس گرفته خواهد شد و شما خواهید دید که چگونه انسانیت، دوستی، شرافت، شجاعت و همه صفات عالیه به جامعه برخواهد گشت و پس از مدتی حتی اگر فقط 30 درصد مردم هم به عضویت این گروه ها در آمده باشند زمینه های لازم برای اجرای فاز دوم پروژه کرم ابریشم که کاملا سیاسی و براندازانه خواهد بود مهیا شده است که به معنی زیر است .؛


سازماندهی 25 میلیون نفر انجام شده است.


یعنی 25 میلیون نفر ایرانی شجاع که هیچ ترس و وحشتی از رژیم ندارند.


یعنی یک ارتش 25 میلیونی از انسانهای آزاد.

یعنی همان ارتشی که با نجات دادن یک نفر یک نفر جوانان از دست ضحاک به وجود آمد.


فاز دوم پروژه براندازی رژیم به سادگی پرواز پروانه ای زیبا که از پیله خود بیرون آمده است میباشد؛


پیشبینی این حقیر آن است که فاز دوم پروژه در کمتر از دو ماه میتواند انجام شود و براندازی رژیم با اولین فراخوان رهبری مردم (بعنوان مثال شاهزاده رضا پهلوی) به سادگی آب خوردن انجام خواهد شد.

ولی اگر این سازماندهی انجام نشده باشد و این صفات عالیه در جامعه ارتقا پیدا نکرده باشند هرگونه فراخوان حتی بهترین ایده و طرح ها هم محکوم به شکست است و همچون فرزندی مرده به دنیا خواهد آمد و حتی در صورت ناپایداری رژیم توسط عواملی مانند حمله نظامی قدرتهای خارجی و یا تحریم های فلج کننده و یا هر عامل دیگر تنها اتفاقی که رخ خواهد داد یک هرج و مرج و یک جهنم واقعی خواهد بود و تنها شاهد حرکت های کور انتقامی خواهیم بود که ممکن است شعله جنگ های قومی یا آبی ، نفتی و خاکی داخلی را شعله ور کند .


Report Page