از زمان کشف تیرانوسورِس رکس تا الان چه تغییراتی در ظاهری که برای این دایناسور تصور میکردیم، پیدا شده؟ چه اندازه از تصویری که امروز از تیرانوسورِس داریم، وابسته به کشفهای علمی است و چه اندازه برگرفته از اختیارات شاعری هنرمندان؟ آیا تی. رکس، چنانچه از معنای لفظی نامش برمیآید، شاه مستبد سوسمارها بوده یا چنانکه برخی در سالهای اخیر تصویرش کردهاند، خروسجنگی مخوفی که گویی از جهنم گریخته؟
بخش عمدهای از دانش ما نسبت به دایناسورها وابسته به اطلاعاتی است که با بررسیهای دقیق، مقایسهها و استنتاجهای ثانویه از سنگوارهها به دست میآوریم. بیشتر داستان پیشرفت علم دیرینهشناسی مربوط به تکاپوی فرضیات و نظریاتی است که سالها پس از کشف سنگوارهها و در خلال مشاهدات آزمایشگاهی یا ردهبندیهای تبارشناختی طرح شدند؛ وگرنه دانش ما درباره دایناسورها چه تفاوتی با پیشینیانی دارد که استخوان دایناسورها را متعلق به نیاکان باستانی یا اژدهاگان جادویی میپنداشتند.
«استخوانهای باستانی» اثر دیوید یورک http://www.plainsmen.com/artists/yorke/davidyorke.htm
در تصویر پایین تغییرات عمده ظاهر تی. رکس طی دهههایی که از کشفش میگذرد، به طور خلاصه آمده است؛ از وقتی که برای نخستین بار تصویر شکارچی اژدرآسایی در مخیله بشریت جوانه زد تا وقتی که این اژدها پردرآورد و جدالی بر سر پرهای او در گرفت.
میتوانید این قصه را در اینستاگرام هم ببینید: t.ly/1Pvxhttps://twitter.com/Paleoartologist/status/1408449176011161604?s=20نسخههای مختلف از تصویرسازی تیرانوسورِس از ۱۹۱۹ تا ۲۰۱۹ چارلز نایت رودلف زالینگر باب باکر گرگوری پاول تندروهای پردار-پسند بازی سورین
همه اینها بخشی از تاریخ دیرینهشناسی و هنر دیرینه (paleo-art) هستند.پنج اکتبر سال ۱۹۰۵، یکصد و چهارده سال پیش، گزارش هنری فرفیلد آزبورن در بولتن موزه تاریخ طبیعی آمریکا منتشر شد: مقاله ۱۴: #تیرانوسوِس و دیگر دایناسورهای گوشتخوار کرتاسه. او در این مقاله سه نام علمی جدید را معرفی کرد: تیرانوسورِس، دایناموسورِس و آلبرتوسورِس.اینجا صفحاتی از کتاب آزبرن را ورق زدم.بیشتر درباره آزبرن:تیرانوسورِس و ترایسراتوپس چارلز نایت، ۱۹۱۹ ۱۲۹۸ خورشیدی سالی که وثوقالدوله با چهارصدهزارتومان رشوه، قرارداد واگذاری کلیه امور کشوری و لشکری ایران را به مستشاران انگلیسی سپرد.این اسکلت زیبا همان نمونه هولوتایپ تیرانوسورِس است که تصویری اولیه از آن در مقاله دیده میشود. هولوتایپ آن زمان با شماره AMNH 973 در موزه تاریخ طبیعی آمریکا قرار داشت؛ ولی اکنون با شماره CM 9380 در موزه کارنگی قرار دارد و اکنون به شکل صحیح ترمیم و بازسازی و سرپا شده است. البته این هولوتایپ همیشه این شکلی نبوده. این تصویر جمجمه هولوتایپ تیرانوسورِس (CM 9380) است، پیش از آنکه نمونههای کاملتری از جمجمه این دایناسور کشف و تصور ما از آناتومیش کامل شود. این جمجمه به شکل نادرستی (با الگوگرفتن از دایناسورهایی متفاوت، مثل آلوسورِس) بازسازی شده بود.هولوتایپ به نمونهای گفته میشود که گونه را بر اساس آن توصیف کردهاند و مهمترین نمونه هرگونه است. نمونههای دیگری که بعدا کشف میشوند صرفا به آن گونه منتسب میشوند؛ مثل این جناب تریستان که در سال ۲۰۱۰ در مونتانا کشف شد و با شماره MB.R.91216 متعلق به موزه تاریخ طبیعی دانمارک است.عکسهای تریستان را البته در موزه تاریخ طبیعی برلین گرفتم؛ تریستان فعلا در برلین است و قرار است در آینده به موزه کپنهاگ منتقل شود. گزارش این سفر و ملاقات تریستان را در شماره ۱۵۰ دانستنیها (نوروز ۹۵) نوشتم و فیلمهایش را هم میتوانید در پالئوگرام ببینید: http://t.me/paleogram/534اما درباره تیرانوسورِس و نمونههای منتسب به آن نکته تاریخی جالبی وجود دارد. هولوتایپ تیرانوسورِس را بارنوم براون در سال ۱۹۰۲ در مونتانا کشف کرد؛ اما این نخستین نمونه کشف شده تیرانوسورِس نبود. نمونه دیگری را براون در سال ۱۹۰۰ در وایومینگ کشف کرده بود که اکنون با شماره BMNH R7994 در موزه تاریخ طبیعی لندن قراردارد. این نمونه را آزبورن در همان مقاله تاریخی به نام دایناموسورِس توصیف کرد ولی یک سال بعد که نمونهها تمیزترشدند، متوجه شد که دایناموسورِس و تیرانوسورِس یکیاند. تنها به این دلیل که نام تیرانوسورِس یک صفحه جلوتر از دایناموسورِس آمده، اکنون این جانور را تیرانوسورِس مینامیم. طبق قوانین نامگذاری جانوران، اگر معلوم شود دو نام علمی به یک جانور اشاره دارند، نام متقدم، ارجح است. مقاله تاریخی آزبورن را اینجا بخوانید: https://digitallibrary.amnh.org/handle/2246/1464اما حتی این نمونه نیز قدیمیترین نمونه تیرانوسورِس نبود. دو مهره ناقص به شماره AMNH 3982 که ادوارد درینکر کوپ در سال ۱۸۹۲ در داکوتای جنوبی کشف کرده بود و نام صاحب آنها را Manospondylus gigas گذاشته بود، بر تیرانوسورِس و نام آن تقدم دارد. پس آیا باید نام تیرانوسورِس را عوض کنیم؟ آزبورن در مقالهای که در سال ۱۹۱۷ نوشت، متوجه این نکته شد که منوسپندایلوس احتمالا همان تیرانوسورِس باشد، ولی به دلیل نقصان و عدم قطعیت مهرههای منوسپندایلوس، نام تیرانوسورِس را عوض نکرد. مقاله آزبورن در سال ۱۹۱۷ را اینجا بخوانید: https://digitallibrary.amnh.org/handle/2246/1334اما امروز میدانیم که منوسپندایلوس همان تیرانوسورِس است و نامش بر نام آشنای هیولای محبوب دنیای دایناسورها تقدم هم دارد. خوشبختانه تبصرهای به نفع تیرانوسورِس در قوانین نامگذاری جانوری وجود دارد که میگوید اگر نامی در ادبیات علمی صد سال متروک بماند، میتوان تقدمش را نادیده گرفت. من و برادرم، آرمان، در کنار جمجمه تیرانوسورِس، موزه تاریخ طبیعی ژنو.نبرد تیرانوسورِس و ترایسراتوپس یکی از الهامبخشترین و نمادینترین تصویرسازیهای تمام تاریخ از دایناسورها و مشهورترین اثر چارلز نایت، ۱۹۲۷ ۱۳۰۶ خورشیدی سالی که کاپیتولاسیون در ایران لغو، ساخت راه آهن سراسری آغاز، بانک ملی و کافه نادری تأسیس و ژاله علو زاده شد.تیرانوسورِس بخشی از نقاشی دیواری ۳۷متری «عصر خزندگان» در موزه پیبادی ییل، رودلف زالینگر پنج سال صرف تکمیل آن نمود، ۱۹۴۷-۱۹۴۲ ۱۳۲۱-۱۳۲۶ طی این مدت کنفرانس تهران برگزارشد (۱۳۲۲)، رضاشاه و رشدیه درگذشتند (۱۳۲۳)، ارتش شوروی ایران را ترک کرد و نخستین جلد لغتنامه دهخدا نشریافت (۱۳۲۵).
تیرانوسورِس باب باکر و اسکلت تیرانوسورِس در همون حالتی که روی جلد کتاب مشهورش، Dinosaur Heresies/کفریاتی درباره دایناسورها (۱۹۸۶/۱۳۶۴) تصویر شده. زمانی که این کتاب انقلابی و تأثیرگذار منتشرشد، من دو-سه ساله بودم. رمان پارکژوراسیک تحت تأثیر این کتاب نوشته شد.اینجا چند صفحهای از کتاب مشهور باب بکر را ورق میزنم و دربارهاش توضیح میدهم. ویدیوی کامل:اگر کتاب باب بکر رمان پارک ژوراسیک رو تحت تأثیر قرار داد، کتاب Predatory Dinosaurs of the World/دایناسورهای شکارچی جهان نوشته گرگ پال Gregory S. Paul که سال ۱۹۸۸/۱۳۶۷ منتشر شد، هم رمان و هم فیلم پارک ژوراسیک و به خصوص تصویر تیرانوسورِس را در آثار بعد از خودش تحت تأثیر قرار داد.اینجا کتاب دایناسورهای گوشتخوار جهان پاول را تورق میکنم و آن تصویر نمادین از مقایسه تیرانوسورِس در حال دویدن با دایناسورهای کوچکجثهتر را به شما نشان میدهم. ویدیوی کامل:کافی است این صحنه به یاد ماندنی از این پارک ژوراسیک را دوباره تماشا کنید. همان دایناسورهای شترمرغمانند (Gallimimus) که پاول در کتابش دویدن تیرانوسورِس را با آنها مقایسه میکند، اینجا از دست شکارچی غولپیکر میگریزند. شخصیت گرانت، دیرینهشناس داستان هم تاحدودی ملهم از باکر است. ویدیوی کامل:این حلقه گمشدهای است که خوب است به میانه قصه طراحی تیرانوسورِس افزوده شود: طراحی مفهومی اولیه برای دایناسورهای پارک ژوراسیک، اثر مارک مککرریدو سال بعد از اکران پارک ژوراسیک، مایکل کرایتون رمان جدیدی را به دنبال پارک ژوراسیک نوشت به نام دنیای گمشده. در صفحه آغاز و پایان این رمان، تصویری از دایناسورهای اصلی دخیل در داستان (اثر Gregory Wenzel) به چشم میخورد که دقیقتر از نسخه سینمایی و بیشتر متأثر از پاول اند.این هم نسخه اصلی چاپ نخست دنیای گمشده کرایتون و نقاشیهای زیبای ونزل که (در کنار نقشه تخیلی جزیره خیالی اثر David Cain) آذینبخش بدرقه آغاز و پایان کتاب شدهاند. این تصویر در ترجمه فارسی کتاب (ناصر بلیغ، نشر نقطه) نیز به چشم میخورد. ویدیوی کامل:در آن دوره نقاشان دیگر دایناسورها هم کمابیش تحت تأثیر باکر و پاول قرار داشتند؛ برای مثال استیو کرک (Steve Kirk) که آثارش در دهه ۹۰ میلادی بسیار پرطرفدار شده بود.جان سیبیک (John Sibbick) که یکی از محبوبترین تصویرگران دنیای دیرینه بوده و هست. با وجود نگاه متجدد و نوآورانهای که در آثار این هنرمندان وجود داشت، آنها در به کارگیری پر (که آن زمان شواهد مستقیم وجود گسترده آن هنوز کشف نشده بود) به اندازه پاول و باکر جسورنبودند.
کشف نخستین دایناسورهای پردار در سال ۱۹۹۷ در چین آرامآرام این فرضیه سابقا تخیلی را تأییدکرد که دستکم برخی دایناسورها پرداشتهاند. مایکل اسکرپنیک (Michael Skrepnick) نخستین هنرمندی بود که دایناسوری پردار (ساینوسورپتریکس) برای جلد کتاب و نیز جوجه پردار تیرانوسورِس را نقاشی کرد.این کتاب که در زمان خود (و حتی اکنون) یکی از معتبرترین و دقیقترین کتابهای فنی درباره دایناسورها بود، اواخر سال ۹۷ میلادی منتشرشد؛ یعنی پیش از انتشار مقاله نیچر درباره ساینوسوروپتریکس، اما طرح جلد آن (اثر اسکرپنیک) بر اساس مهمترین کشف آن زمان یعنی نخستین اثر پر در دایناسورهاست. ویدیوی کامل:با وجود اینکه پر رفتهرفته در دایناسورهای بیشتری کشف میشد و سرانجام در سال ۲۰۰۴، گونهای تیرانوسور (از خویشاوندان تیرانوسورِس) نیز با اثر آشکار پر توصیف شد، باز هم تصویر تیرانوسورِس پردار خیلی انقلابی محسوب میشد. این تصویر تیرانوسورِس پردار انقلابی را همان ایام جوانی کشیدهام.این مقاله عامهپسندیست که بهمن ۸۱ درباره تیرانوسورِس و خویشان نزدیکش در دانشمند نوشته بودم. آن زمان هنوز هیچ تیرانوسور پرداری کشف نشده بود، ولی بر اثر استنتاج تبارشناختی، حدس میزدم که تیرانوسورها باید پردار بوده باشند. ویدیوی کامل:کشف یوتیرانوس (Yutyrannus) در سال ۲۰۱۲ نشان داد که فقط تیرانوسورهای کوچک و جوان پردار نبودهاند و نمونههای غولپیکر هم میتوانستهاند بدنی پوشیده از پر داشته باشند.بنابراین فکر تیرانوسورِس ۱۴ متری پردار دوباره تقویت شد؛ مثل تصویر تیرانوسورِسی که کاربر arvalis در ۲۰۱۴ منتشرکرد.اگر میخواهید درباره بحثهای فنی مربوط به وجود یا عدم وجود پر در تیرانوسورِس و خویشاوندانش بیشتر بدانید، این یادداشت و شرح مبسوط آن را در چند فرسته پیدرپی در پالئوگرام مطالعه کنید: https://t.me/paleogram/395 Ʌ V https://t.me/paleogram/447بههرحال هیچوقت اطمینان قطعی درباره این موضوع نخواهیم داشت؛ ولی اجماع فعلی درباره ظاهر و مقدار پرهای بدن تیرانوسورِس تقریبا به این شکل است که اینجا بازسازی شدهاست.و البته جوجه تیرانوسورِس قطعا از والدینش خوشگلتر و جذابتر و خواستنیتر بودهاست.یک بار دیگر به ابتدای این قصه برگردید تا ببینید از وقتی تیرانوسورِس برای نخستینبار کشف شد تا امروز، تفسیرهای ما درباره ظاهر جانورانی که صاحب سنگوارههای کنونی آن بودند، چقدر تغییر کرده!شاه خروس، اثر فرد وارد https://twitter.com/FredtheDinoman/status/1418268619683897345?s=09