روزی که به آن نیاز داریم... یا چرا باید درباره روز ملی سنگواره بیاندیشیم؟
عرفان خسروی | منتشرشده در مجله دانستنیها، شماره ۱۹۰، ۲۹ مهر ۱۳۹۶، صفحه ۱۱

ایران عزیز ما صاحب برخی از غنیترین و درعینحال بکرترین مناطق سنگوارهای جهان است. طی پانزده سال اخیر که کمابیش در رشته دیرینهشناسی مشغول کسب تجربه و کند و کاو و پژوهش بودم، این جمله را از زبان بسیارانی شنیدم که ایران بهشت زمینشناسان است و اغلب ایشان که چنین توصیفی از سرزمین ما به زبان میآوردند، دیرینهشناسانی دنیادیده و اغلب غیرایرانی بودند که جوانی خام و بیتجربه را نسبت به اهمیت آنچه که در زیر پا دارد، آگاه میکردند.
از سویی شرایط زمینشناسی ایران موجب شده که سرزمین ما چنین بهشتآسا و هیجانانگیز به نظر برسد؛ مثلا احاطهشدن صفحه زمینساختی ایران مرکزی با کوهستانهای البرز و زاگرس که ثمره برخورد این صفحه با صفحههای اوراسیا و عربستان است، شناخت دیرینهزیستبومهای ایران طی ادوار مختلف زمینشناسی را در پژوهشهای مرتبط با بومشناسی دیرینه حائز اهمیت میکند. اگر روزی بتوانیم نموداری از ظهور و افول جانوران و گیاهان هر دوره از تاریخ زمینشناختی ایران به دست آوریم، میتوانیم اطلاعات ذیقیمتی درباره سازوکارهای زاینده و کاهنده تنوع زیستی و نهایتا انقراضهای جمعی به دست آوریم؛ اطلاعاتی که همین امروز هم میتوانند برای تعیین سرنوشت و یافتن نقشه راه مناسب در قبال حفاظت از طبیعت شکننده، حیاتی باشند.
اما پیش از آن که به چنین مرحلهای برسیم، باید دانش خود را درباره تغییرات جوامع جانوری و گیاهی ایران در دورههای مختلف تاریخ زمین به حدی برسانیم که کمتر نقطهای ناشناخته در دیرینهشناسی ایران به جای مانده باشد. سویه دیگر جذابیت ایران برای دانشمندان خارجی از قضا همین کمدانشی ما نسبت به گنجینه دیرینهشناختی زیر پایمان است. ایران از این نظر سرزمین بکری است و خلاف بسیاری کشورهای دیگر آسیا و آفریقا، کمتر عرصه تاختوتاز دانشمندان غربی بوده که عمدتا با اهداف استعماری و صرف هزینهای اندک، از مصاف همکاران غربی خود گریخته، به مطاف شرق میآیند و از ناآگاهی شرقیان برمیخورند. اگر ایران بکرتر از سرزمینهای دیگر مانده، البته کمتر ناشی از آگاهی ما و بیشتر معلول شرایط سوقالجیشی سرزمین ما بوده است.
چنانچه در ادواری دور که نفوذ غربیان بر کشور ما پررنگتر بوده، برخی مناطق بهترشناختهشده ایران، از جمله سازند استخوانی مراغه و سنگوارههای نُه میلیون ساله پستانداران آن، از یک سده پیشتر و اندکی بیشتر، موردتوجه دانشمندان غربی قرار گرفته و قسمت زیادی از سنگوارههای کشفشده از این مناطق، در همان سالها به موزههای غربی منتقل شدند. خوشبختانه اما هنوز هم اکتشاف و پژوهش در این منطقه ادامه دارد و بسا گنجهای نهان دیرینه که در انتظار اکتشاف به دست پژوهشگران ایرانی در زمین مراغه خفتهاند.
البته نباید و نمیتوان منکر همکاریهای بینالمللی در عرصه دیرینهشناسی ایران شد، منتها این همکاری میان دانشمندان ایرانی و غیرایرانی باید متقارن و دوجانبه باشد، نه از آن سنخی که چندین دهه پیشتر رایج بود و هرچه که به دست مکتشفان میافتاد، راهی مجموعهها و موزههای غربی میشد و سهم ایرانیها از این اکتشافات، نه آموزشی بود، نه پژوهشی، بلکه چیزی بود در حد افتخار به یاریهای یدی. خوشبختانه در تمام سفرهای اکتشافی که نگارنده در طی سالهای فعالیتش در این عرصه تجربه کرده و عمدتا به رهبری دوست عزیزم، دکتر مجید میرزایی عطاآبادی بوده است، همکاری پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی دوسویه و به نفع توسعه دیرینهشناسی در ایران بوده است؛ بهاینصورت که عمده هزینههای پژوهش و اکتشاف از سوی همکاران خارجی به دانشگاههای ایرانی پرداخت شده و متقابلا هر پژوهشی با همکاری طرف ایرانی صورت گرفته و نمونهها نیز، مگر برای دورهای کوتاه جهت آزمایشهای بیشتر، در کشور باقی ماندهاند. از سویی شرایط اقتصادی فعلی که اجازه سرمایهگذاری گسترده در این حوزه را از دانشگاههای ایرانی سلب کرده ما را به این همکاریها وامیدارد و از سوی دیگر، فقدان بینش و آگاهی کافی در نهادهای تصمیمگیرندهای که از بیقدرکردن علوم پایه (از جمله دیرینهشناسی و نجوم) ابایی ندارند و هرچه که هست و نیست را به چند حوزه خاص از فناوری (و نه علم) تخصیص دادهاند.
اما در کشورهای توسعهیافته، چه در غرب و چه در شرق، دیرینهشناسی از دیرباز عرصه تفاخر ملی بوده و گرچه به ظاهر پول مستقیمی از سنگوارهها درنمیآید، اما سازوکارهای زاینده و اقتصادی فراوانی (از قبیل موزهداری و گردشگری و ترویج علم) پیرامون آن برساختهاند که هم مکفی قسمتی از هزینههای پژوهش باشد و هم پیشران توسعه علمی. برای مثال هر سال در ایالات متحده روزی را از هفته علوم زمین (یعنی همین روزهایی که مجله به دست شما میرسد) به عنوان روز ملی سنگواره برمیگزینند و سنگوارهای را نیز به عنوان نماد این روز معرفی میکنند؛ طی این روز و دیگر ایام هفته علوم زمین، صدها فعالیت ترویجی و اقتصادی و رویداد علمی-فرهنگی انجام میشود که نتیجه همه آنها بزرگداشت و پیشرفت دیرینهشناسی ملی آمریکاست. اهمیت روزی ملی برای سنگوارههای ایران نیز همینجا معلوم میشود؛ روزی که بهانهای باشد برای ترویج علم دیرینهشناسی و شاید فرصتی برای تأکید بر این حقیقت که دیرینهشناسی، نه تنها جذابیتهای اجتماعی و اقتصادی دارد، بلکه بهکار ما میآید تا آسیبهایی را که ناشی از رفتار غلط انسان با طبیعت هستند، بشناسیم و از بلا بپرهیزیم.

https://www.instagram.com/p/BagqUU_hIlH/
پینوشت:
اگر میدانستم این آرزو به این زودی برآورده میشود، آرزوهای بیشتری میکردم.
به همت انجمن دیرینهشناسی ایران، روز سوم آبان به عنوان روز ملی فسیل نامگذاری شد. نشان این روز را نیز بر اساس سنگواره بازوپایی به نام Jafarirhynchus alatus طراحی کردند که در دوره سیلورین میزیسته و سنگواره آن در سازند بوقو در حوالی کاشمر کشف شده است. نام سرده این سنگواره (Jafarirhynchus) به افتخار زندهیاد پروفسور محمدعلی جعفریان، استاد فقید دیرینهشناسی دانشگاه اصفهان انتخاب شده است و صفت گونهای (alatus) آن، به معنی بالدار است؛ بالهایی که بیشباهت به بالهای نماد ملی فرهوهر نیست.

