Pahlavi
ائتلاف احزاب کوردستان و نقاب دموکراسی و تکرار سنت سرکوب در مواضع اخیر رضا پهلوی
فواد مریوانی
چند روز پیش، در حالی که ملت کورد و مبارزان آزادیخواه سرتاسر ایران خبر تشکیل «ائتلاف نیروهای سیاسی کوردستان ایران» را با امید و غرور دنبال میکردند، رضا پهلوی — آن وارث بیتاجوتخت دیکتاتوری — پشت صفحهکلیدش نشست و با چند توییت، ماسک دموکراسیخواهیاش را برای همیشه از صورتش انداخت.
او احزاب کوردستان را «تجزیهطلب» خواند. از «ارتش» برای مقابله با مطالبات ملتها تهدید کرد. و ادعاهای دموکراتیک ائتلاف را «موهوم و سخیف» نامید.
پدربزرگ رضا پهلوی، رضاشاه، همان کسی بود که با اشغال نظامی کوردستان، زبان کوردی را در مدارس ممنوع کرد، لباس کوردی را جرم اعلام کرد، و کشتار شکاکها و لرها و کوچ اجباری عشایر به قیمت جان هزارن نفر از مردم بی گناه را به بار آورد. پدرش، محمدرضا، همان کسی بود که جمهوری مهاباد را در زمان حکمرانی خود به خاک و خون کشید و قاضی محمد، رهبر کورد، را بر سر دار فرستاد.
حالا پسر این دیکتاتور — که نه یک روز در زندان بوده، نه یک روز در کوه و بیابان برای آزادی مبارزه کرده، نه حتی یک ماه در داخل ایران زیسته — از «تمامیت ارضی» و «یگانگی ملی» حرف میزند؟
آیا همین تمامیت ارضی نبود که آرارات را به ترکیه بخشید؟ که بحرین را از ایران جدا کرد؟ که سرچشمههای هیرمند را به باد داد؟ تمامیت ارضی در دهان شما فقط یعنی: «کوردها باید ساکت باشند.»
رضا پهلوی چهل و چند سال است که در اروپا و آمریکا زندگی میکند. در این مدت، در حالی که فرزندان ملت کورد در کوههای قندیل و اورامان زیر بمباران بودند، در حالی که جوانان بلوچ، آذری، عرب اهواز در زندانهای جمهوری اسلامی شکنجه میشدند، این آقا مشغول دادن مصاحبه به فاکس نیوز و گرفتن عکس با سناتورهای جمهوریخواه آمریکا بوده.
استراتژی مبارزاتی ایشان در این چهل سال چه بوده؟ «لابی با غرب.» نتیجه؟ هیچ. همان جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست.
اما احزاب کوردستان — همین احزابی که ایشان «تجزیهطلب» میخوانند — در این مدت هزاران شهید دادند. کادرهایشان در داخل مبارزه کردند. در جنبش ژن ژیان ئازادی حضور داشتند. نقش آفریدند. خون دادند. نه از لوکسمبورگ و نه از واشنگتن.
«دفترچه گذار» آقای پهلوی — که با آبوتاب تبلیغ میشود — را بخوانید. در این سند، هیچ اشارهای به فدرالیسم، خودمدیریتی، یا حقوق ملتها نیست. ساختار پیشنهادی آن یک دولت متمرکز است با یک «نهاد گذار» که — به احتمال زیاد — پهلویمحور خواهد بود. انتخابات «آزاد» البته وعده داده میشود، اما تعریف «آزاد» در این دفترچه همان است که ۱۰۰ سال پیش هم بود: کوردها آزادند که فارسی یاد بگیرند.
این مدل گذار اگر محقق شود، یعنی:
▫️ کوردستان دوباره زیر یوغ یک حکومت مرکزی تهرانمحور
▫️ زبان کوردی همچنان حاشیهای و بیحقوق
▫️ بلوچستان همچنان محرومترین منطقه
▫️ اهواز همچنان بدون آب و برق و حقوق
▫️ آذربایجان همچنان در چنگال شوینیسم فارسمحور
فرق این سناریو با جمهوری اسلامی چیست؟ در این سناریو، مُلاها نیستند — اما سرکوب ملتها باقی است، فقط با تاج به جای عمامه.
اگر میخواهید بدانید آیندهی ایران تحت رهبری پهلوی چه خواهد بود، کافی است توییتر و اینستاگرام طرفداران او را بخوانید.
همان لحظه که خبر ائتلاف احزاب کوردستان منتشر شد، این هواداران — با همان منطق و ادبیاتی که سپاه پاسداران استفاده میکند — به جان احزاب کورد افتادند:
«تجزیهطلب!»
«ایران یکپارچه است!»
«اینها دشمنان ایران هستند!»
«باید با ارتش سرکوب شوند!»
اینها همان کسانی هستند که ادعا میکنند دموکراسی میخواهند. اما دموکراسیشان شرطی است: «دموکراسی برای فارسزبانهای مرکزنشین، سکوت برای بقیه.» این فاشیسم است. چه با پرچم شیروخورشید، چه با پرچم جمهوری اسلامی.
تنها تفاوت این است که فاشیسم جمهوری اسلامی در قدرت است و مردم را میکشد، و فاشیسم پهلویطلبی هنوز در اپوزیسیون است و فقط توییت میزند. اما جوهر یکی است.
در مقابل این همه هیاهو، بایستیم و ببینیم این ائتلاف واقعاً چه گفته است:
✔️ مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی
✔️ حمایت از اعتراضات سراسری ملتهای ایران
✔️ همکاری با نیروهای دموکراتیک در سرتاسر ایران
✔️ پایبندی به دموکراسی، سکولاریسم، و حقوق برابر زنان و مردان
✔️ رد هرگونه دیکتاتوری
کدام بخش از این فهرست «تجزیهطلبانه» است؟ کدام بخش «ضدایرانی» است؟ «حق تعیین سرنوشت» — که در منشور سازمان ملل بهرسمیت شناخته شده — تجزیهطلبی نیست. خودمدیریتی و فدرالیسم — که در صدها کشور دموکراتیک اجرا میشود — دشمنی با ایران نیست. تجزیهطلب کسی نیست که خواهان حقوق ملتش باشد. تجزیهطلب واقعی کسی است که با انکار این حقوق، ملتها را به سمت جداییطلبی رادیکال سوق میدهد.
ما ملت کورد، ۱۰۰ سال است که این داستان را میشنویم. رضاشاه هم گفت شما تجزیهطلبید. محمدرضا هم گفت. خمینی هم گفت. خامنهای هم میگوید. و حالا شما.
اما ما هنوز اینجاییم. زبانمان زنده است. هویتمان زنده است. مبارزهمان زنده است.
پدران و پدربزرگان شما با توپ و تانک و دار و شکنجه نتوانستند ما را خاموش کنند. شما با توییت و بیانیه هم نخواهید توانست.
آینده ایران یا فدراتیو، دموکراتیک، و چندملیتی خواهد بود — یا اصلاً نخواهد بود. ایرانی که در آن کوردها، بلوچها، عربها، و آذربایجانیها بهعنوان شهروندان درجه دو زندگی کنند، نه دموکراسی است، نه پایدار است.
ائتلاف احزاب کوردستان ایران یک گام رو به جلو است. ما از آن حمایت میکنیم. و به کسانی که این مسیر را «تجزیهطلبانه» میخوانند میگوییم: مشکل از شماست که هنوز درک نکردهاید ایران متعلق به همه ملتهای ساکن در آن است، نه فقط به کسانی که در تهران تصمیم میگیرند.
ژن ژیان ئازادی
پیروز باد مبارزه ملت کورد و همه ملتها خلقهای آزاده ایران