Orchestra
panbaeارکستر
ارکست ارکستر
آه… ظریف، ظریف، خطرناک
آه… آروم، آروم
به سوی ستارگان
شاید تقصیر این هوای گرمشدهست… نفس بکش.
گام صدا پایین اومده، لطفاً
یکم بالاتر ببرش و تنظیمش کن.
کوک کن روی نت «لا»ی من، ۴۴۰ هرتز… اوه!
حس امشب یه جور عجیبیه،
مثل رقصیدنِ آروم روی دریاچهای
در یک شب تابستونی،
مثل رقص پاوان.
با نگاهت باهام حرف میزنی،
بعد دستم رو آروم میگیری،
انگار بدون هیچ زحمتی،
و با لبخند نگام میکنی.
نفسی که با احتیاط بیرون میدم،
کمکم تبدیل به یه نت میشه،
بعد تبدیل به طنین میشه…
و اجرای موسیقی شروع میشه.
ظریف، ظریف، خطرناک…
توی این هوا موجی به راه افتاده.
ظریف، ظریف، خطرناک…
ملودیِ این شبِ عمیقترشده
آرومآروم اوج میگیره و بیشتر پخش میشه.
کمکم، کمکم، اوج میگیره و همهجا رو پر میکنه.
ظریف، ظریف، خطرناک…
و قلب بیقرارم،
مثل یک حرکتِ ارکستر،
مدام در نوسانه.
یهدفعه وسط حرفهامون،
صحبت کشیده شد به یه موضوع دیگه.
مثل بازی پینگپنگ،
ما هم از ریتم خودمون بیرون زدیم.
داریم به سمت هم کشیده میشیم،
انگار روی هوا معلقیم.
آره، ما توی یه رویای قشنگیم.
داستان کلارا و روبرت رو میدونی؟
آره… شاید این سرنوشت ماست.
ماه که تا اون لحظه پشت ابرها پنهان شده بود،
بالاخره خودش رو نشون میده
و نورش رو روی دریاچه میندازه.
با تغییرات ظریفی که کمکم توی حالوهوامون ایجاد میشه،
آروم چشمهام رو میبندم…
همهچیز کمکم آروم میشه،
اما موسیقی همچنان ادامه داره.
ظریف، ظریف، خطرناک…
توی این هوا موجی به راه افتاده.
ظریف، ظریف، خطرناک…
ملودیِ این شبِ عمیق،
آرومآروم بیشتر اوج میگیره.
کمکم، کمکم، اوج میگیره و پخش میشه.
ظریف، ظریف، خطرناک…
قلب بیقرارم،
مثل یک حرکت از یک ارکستر.
عجله نکن،
به نشونهای که بهت میدم اعتماد کن.
یهسری احساسات هست
که حتی نمیشه همهشون رو روی نتهای موسیقی نوشت.
آه…
به سوی ستارگان…
در شبی که ستارهها رو میشماریم…
ظریف، خطرناک…
این گرما تبدیل به موج میشه.
ظریف، ظریف، خطرناک…
الان قلبم انگار با تمام قدرت به تپش افتاده.
با شور و احساسِ تمام،
این حس عمیقتر میشه
و بیشتر و بیشتر در وجودم پخش میشه.
ظریف، ظریف، خطرناک…
این همون قطعهای از ارکستره که امشب برای اولین بار اجرا شد.
᧔ @RED_VELVET_FANS ᧓