Oniria

Oniria

Habib

Te quise tanto esta noche

Mientras tu cuerpo se escurría

Yo me sentía como un niño


امشب خیلی دوستت داشتم

درحالی که بدنت میلغزید

من احساس میکردم یه پسربچه ام


Tus sueños ya se entrelazaban con los míos

Quiero construir un mundo nuevo sobre un nuevo lienzo vacío

Lejos de todo paraíso


رویاهای تو دیگه با رویاهای من گره میخوردن

میخوام یه جهان جدیدی رو بسازم

روی یک بودم نقاشی جدید و خالی

دور از هر بهشتی


Somos dos almas blancas por un mismo río

Oniria, Oniria

Somos dos almas blancas por un mismo río

Oniria, Oniria


ما دو روح سفیدیم، در جریان یک رودِ واحد

اُنیریا، اُنیریا [دنیای خواب و رویا]


Los mares se abrieron de noche

Mientras tu cuerpo florecía

Yo me sentía renacido


دریاها شب هنگام شکافته شدن

درحالی که بدن تو می‌شکُفت

من حس میکردم از نو متولد شدم


Las cenizas se esfumaban con el frío

Mis peces soñaron tu nombre

Mis campos guardan tu semilla

Tu anhelo se enredó en el mío

Mis lágrimas se transformaron en rocío


خاکسترها با سرما محو می‌شدن

ماهی های من رویای اسم تو رو دیدن

دشت های من بذر تو رو نگه میدارن

آرزوی تو با آرزوی من درهم پیچید

اشک های من تبدیل به شبنم شدن


Oniria, Oniria

Somos dos almas blancas en un mundo frío

Oniria, Oniria

Dos almas blancas por un mismo río


اُنیریا، اُنیریا [دنیای خواب و رویا]

ما دو روح سفیدیم، در یک جهان سرد

اُنیریا، اُنیریا [دنیای خواب و رویا]

ما دو روح سفیدیم، در جریان یک رودِ واحد

Report Page