No Labels , only for him

No Labels , only for him

rara


🔞 : slightly sexual content , dirty talk


لب هاش کاملا توی آتیش بودن ، تایپ کرد "همش بخاطر غذای تنده!" و داخل دایرکت ویورس فرستاد. البته یک بخشش رو جا انداخته بود ، اینکه شخص دومی اون رو به بولداک موردعلاقه‌ش مهمون کرده بود. فقط لب هاش مشغول جلز ولز نبودن ، گونه هاش و حتی گوش هاش هم قرمز و گرم شده بودن. خوشبختانه یک لایه کرم‌پودر روی صورتش کمک میکرد تا سرخی صورتش داخل سلفی‌ای که پست کرده بود مشخص نشه.

"سوبینا.." یونجون خرخری کرد و جلوی پای پسر روی زانوهاش نشست.

از اون زاویه ، سوبین دید خوبی به موهای شلخته و شونه های خوش‌تراش اون داشت. این چند ماه اخیر ، یونجون وزن کم کرده بود و برنامه ی رژیم سرسختانه ای رو دنبال میکرد. عضله های بدنش واضح تر بودن و خط های ظریف بدنش ، با اعتماد به نفس و ماهیچه های مردونه تری جایگزین شده بودن.

سوبین عاشق این بود که یونجون رو لمس کنه ، عاشق این بود که دست‌هاش رو جایی بذاره که هیچکس بجز خودش حقش رو نداشت.

امروز ، توجه کل دنیا روی یونجون بود و سوبین با کمال میل برای اون پسر روی زانوهاش بود. یونجون دستش رو روی کمر شلوار سوبین قرار داد ، همراه با باکسرش اون رو پایین کشید ، نزدیک تر اومد و بینیش رو به انحنای لگن پسر کشید.

تنفس سوبین سنگین شد و سرش رو به پشت روی مبل انداخت. دقیقا روی همون مبلی نشسته بود که چند وقت قبل ، یونجون رو بعد از باخت داخل اون ویدیو گیم به فاک داده بود.

نکته ی مثبت این بود که بعد از رسیدن به خونه ، وقت داشت دوش بگیره و تمیز بود.

باسنش رو کمی بالاتر آورد و به یونجون کمک کرد که بتونه شلوارش رو کامل پایین بکشه.

"من باید اونی باشم که این‌کار رو انجام میده. هرچی نباشه امروز روز توعه هیونگ." سوبین یادآوری کرد.

یونجون به پسر نگاه کرد و لبخندی زد. چشم هاش مثل دوتا هلال کوچیک باریک شدن که باعث می‌شد وحشتناک بامزه بنظر برسه.

+ فقط فکر کردم باید بهت جایزه بدم.

پاهای سوبین رو باز کرد و بعد از نشستن بین پاهای پسر ، لبش رو به داخل رون سوبین کشید. بوسه ای روش قرار داد و باعث شد سوبین خودش رو بالاتر بکشه. یونجون دستش رو روی زانوی پسر کوچیکتر گذاشت و به آرومی نوازشش کرد.

+ این چندوقت خیلی صبور بودی سوبینا. هیونگ بهت افتخار میکنه.

اما سوبین کسی بود که به هیونگش و همه ی بار های سختی که روی دوشش بود افتخار میکرد.

+ هرچند میدونم که زیاد کانسپت رو دوست‌ نداشتی و آهنگام سبکایی نیستن که بهشون گوش بدی...

"هیونگ." سوبین به آرومی حرف یونجون رو قطع کرد : "میدونی که اهمیتی نداره من چی فکر میکنم؟ اگه فکر میکنی که این کانسپت بهت میاد ، پس میاد."

هرچند ، سوبین باور داشت که نشون دادن اون حجم از 'بدن لخت' به موآها واقعا واجب نبود.

اگر میخواست صادق باشه ، دلش نمیخواست موآ چیزی که متعلق به خودشه 'البته تا اون موقع' رو ببینه. هرچند میدونست که یونجون فقط یه دوست‌پسر نیست ، اون پسر آیدل هم بود و به همه ی فن‌هاشون تعلق داشت. اما....

"فقط..دفعه ی بعدی یه لباس بپوش تا گرم بمونی." سوبین درخواستش رو تکرار کرد.

"خیلی به فکرمی." یونجون لبخندی زد و ایستاد تا روی پای سوبین بنشینه.

سوبین باسن پسر رو نگه داشت و با جلوتر کشیدن بدنش لب های اون رو به بوسه ای عمیق گرفت. زبون هاشون داخل دهن همدیگه رو مشتاقانه جست‌و‌جو میکردن و بوسه‌شون خیس و پر سر و صدا بود.

"بیشتر لباس بپوش." سوبین بین بوسه زمزمه کرد : "وگرنه منم لخت میشم. یه روزی ، وقتی دارم روی سولوم کار میکنم."

یونجون خودش رو عقب کشید ، یکی از ابروهاش بالا رفت و سرش رو کج کرد. انگار سعی داشت بفهمه که سوبین جدی‌عه یا نه.

صریح جواب داد : "خوبه ، میتونی به رویاپردازیت ادامه بدی."

"این شکلی برابر نمیشیم هیونگ؟" سوبین مظلومانه به یونجون نگاه کرد. قطعا این حرفش نیت دیگه ای داشت.

" گفتم نه." دست یونجون پشت سر سوبین رفت و با گرفتن مشتی از موهاش ، سر پسر رو به سمت عقب کشید.

+ هیچوقت حق نداری لباست رو جلوی موآ یا هر کس دیگه ای در بیاری ، فهمیدی؟

سوبین عاشق عصبانی کردن یونجون بود ، عاشق این بود که پسر رو به نقطه ای برسونه تا این شکلی باهاش رفتار کنه.

تحمل کردن برجستگی ای که هردو میدونستن چی بود ، برای هردو داشت سخت‌تر و سخت‌تر میشد. قرار بود از حد و مرز های رابطه ی پنهانشون رد نشن اما این دفعه فرق داشت ، نه؟

+ از کی تا حالا برای من تصمیم میگیری؟

گرمای شدیدی از خجالت روی گونه های سوبین نشست و باعث شد پسر سرخ بشه.

- از روزی که دوست پسرم شدی.

یونجون خودش رو روی پای سوبین جا به جا کرد و به آرومی باسنش رو به نقطه ی مورد نظرش مالید : "پسر خوبی باش سوبین."

با دستش چونه ی سوبین رو نگه داشت و همونطور که تماس چشمی‌شون رو حفظ میکرد سمت لب های پسر خم شد. سوبین لبخندی زد ، یونجون رو متقابلا بوسید و همونطور که دستش رو پشت بدن پسر قرار می‌داد اون رو روی مبل خوابوند و با باز کردن پاهای یونجون روی اون خم شد.

"خیلی خب هیونگ. الان تو باید پسر خوبی باشی." سوبین زمزمه کرد و همونطور که روی گردن و ترقوه ی پسر بوسه میذاشت گفت : "قراره زیرم از حال بری."

یونجون در جواب ناله ای کرد و بخاطر لمس های سوبین روی بدن داغش قوسی به کمرش داد.

صداهایی که یونجون موقع سکس تولید میکرد قطعا بهترین موسیقی ای بود که سوبین میشناخت - آهنگی که فقط و فقط توسط 'یونجون' ساخته شده بود. سبکی که قطعا موردعلاقه ی سوبین بود و تنها برای خودش ساخته می‌شد.


بدون برچسب و فقط یونجونِ سوبین.


End.

Cr : tw @/lunayann



Report Page