معرفی و نقد اندیشه مارگارت لدویت درباره توسعه جماعت‌محور، عدالت اجتماعی، توانمندسازی مردم و نقش جامعه مدنی

معرفی و نقد اندیشه مارگارت لدویت درباره توسعه جماعت‌محور، عدالت اجتماعی، توانمندسازی مردم و نقش جامعه مدنی

دکتر مختار نوری. دکتر همایون عباس آبادی

 

چکیده

مسئله توسعه همواره از موضوعات قابل توجه برای محققان حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی بوده است. در این چارچوب، نگرشی انتقادی به توسعه جماعت‌محور از جمله آثار برجسته در حوزه جامعه‌شناسی توسعه محسوب می‌شود که توسط مارگارت لدویت نگارش شده است.لدویت از محققان برجسته حوزه اندیشه، جماعت‌گرایی و عدالت اجتماعی است. وی در این اثر به بازاندیشی توسعه جماعت‌محور پرداخته است. لدویت هم بر تحولات عینی در جوامع، مانند انگلستان در بستر جهانی‌سازی، توجه کرده و هم بر دو نقطه عطف فلسفی قرن بیستم، یعنی پائولو فریره، فیلسوف برزیلی، و آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، تمرکز نموده است.به نظر لدویت، توسعه جماعت‌محور مستلزم پویشی میان نظریه و روش است و مجموعه دانشی بنا می‌نهد که بر مبنای عدالت، برابری و دموکراسی استوار می‌شود. هدف لدویت تنها شناختن جهان نیست، بلکه به‌کارگیری آن شناخت برای به بار نشاندن تحول است. به نظر می‌رسد پیوند نظریه و عمل جهت تحول، از نوآوری‌های لدویت در این اثر است.

1.  مقدمه

کتاب نگرشی انتقادی به توسعه جماعت‌محور از جمله آثار تازه‌ای است که طی سال‌های اخیر روانه بازار نشر ایران شده است. مارگارت لدویت، نویسنده کتاب، استاد ممتاز توسعه و عدالت اجتماعی در دانشگاه کامبریا است و سال‌ها در محله‌های اسکاتلند و شمال غرب انگلستان مشغول کار بوده است.کار با پناهندگان ویتنامی در شمال شرق اسکاتلند تأثیری شگرف بر اندیشه او داشته و سمت‌وسوی فکری و تحقیقاتی او را دچار تغییر کرده است. فواید همین بصیرت‌ها اکنون مایه اصالت ایده‌های او درباره عدالت اجتماعی و عدالت زیست‌محیطی است. همچنین، از ترکیب تحلیل‌های نظری او با ایده‌های پائولو فریره و آنتونیو گرامشی، پداگوژی فمینیستی و ضدنژادپرستانه‌ای سر برمی‌آورد که مبنای پیشنهادی او برای توسعه جماعت‌محور رادیکال است (نجم‌عراقی، ۱۳۹۷: ۹).به نظر لدویت، در دورانی که سرمایه‌داری با سیاست‌های نئولیبرال آشکارا به تبعیض و بی‌عدالتی دامن می‌زند، الگوی توسعه جماعت‌محور ـ البته با رعایت اصول و قیودی ـ می‌تواند فرصتی مناسب برای تغییر فراهم کند.از نظر وی، در سال‌های اخیر نهادهای دولتی این الگوی رهایی‌بخش را مصادره کرده و از رمق انداخته‌اند. در واقع، مطابق دستورالعمل‌های نئولیبرال، بسیاری از خدمات دولتی به بخش خصوصی واگذار شده و عملاً تأمین خدمات عمومی به مسئولیت جماعت‌ها اضافه شده است. به همین خاطر ضرورت دارد که این ابزار رهایی‌بخشی را با دیدی انتقادی بازبینی کرد و به آن جانی تازه داد (ن.ک: لدویت، ۱۳۹۷).لدویت در اثر خود دو سطح مباحث نظری و عملی را به‌خوبی به هم مرتبط ساخته است تا با ابتنای بر ترکیب چنین مباحثی بتواند ایده اصلی خود را پیش ببرد.از نظر لدویت، توسعه جماعت‌محور با زندگی روزمره مردم محلی آغاز می‌شود. پیوندی سنجیده با جماعت در احساس درد مشترک با مردمی طنین‌انداز می‌شود که در سراسر جهان با بی‌عدالتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند (لدویت، ۱۳۹۷: ۲۸-۲۹).در دهه‌های اخیر، متولیان توسعه به شکست برنامه‌ریزی مرکز‌محور پی برده و تشخیص داده‌اند که جوامع محلی در سازماندهی امور خود و استفاده مناسب از منابعی که در اختیارشان است، ظرفیت بالایی دارند. رویکردهای جدید در برنامه‌ریزی توسعه، دولت‌ها را به دوری گزیدن از نقش غالب و ایجاد بستر مناسب برای بخش غیردولتی، خصوصی و نیروهای محلی ترغیب می‌کنند.همان‌طور که می‌دانیم، یکی از مباحث اصلی که نظریه‌پردازان توسعه را همواره به خود مشغول داشته، این موضوع است که توسعه با «دولت» (State) یا «جامعه» (Society) شروع می‌شود. در این خصوص نظریه‌های مختلفی مطرح شده که اولویت را بر یکی از این دو موضوع قرار داده‌اند.لدویت در این اثر تمایل دارد ضمن آشکارسازی ضعف‌های مداخله دولت در فرایند توسعه، جامعه را آغازگر و پیش‌برنده توسعه از پایین بداند.در مقیاس محلی و خردتر، توسعه جماعت‌محور فرایندی است که در طی آن اجتماعات محلی در طرح‌های توسعه‌ای که تهیه می‌شود، کنترل و نظارت مستقیمی بر نحوه تصمیم‌گیری‌ها، به‌ویژه در تخصیص منابع بر نیازهای خود، به عمل می‌آورند.از این منظر، گرین و هاینس توسعه جماعت‌محور را تلاشی آگاهانه برای تولید دارایی‌هایی می‌دانند که منجر به افزایش ظرفیت در اجتماعات محلی برای ارتقای کیفیت زندگی‌شان می‌شود (محمدی و روستا، ۱۳۸۷: ۳).برخی محققان توسعه روستایی نیز

توسعه اجتماعی محلی را فرایندی مبتنی بر مشارکت داوطلبانه و خودیارانه در میان ساکنان یک محله در جهت بهبود شرایط فیزیکی، اجتماعی و اقتصادی تعریف کرده‌اند (ازکیا و فیروزآبادی، ۱۳۸۷: ۱۸).به هر صورت، امروزه ادبیات مربوط به اندیشه جماعت‌گرایی در ابعاد فلسفی، جامعه‌شناختی و توسعه‌ای در حال گسترش است و می‌توان مدعی شد که مباحث مرتبط با این نوع تفکر از حوزه‌های فلسفه سیاسی و اخلاق به سطح مباحث توسعه نیز تسری یافته است.در ادامه، پس از شرح تحولات نظری در حوزه توسعه و چگونگی ظهور و بروز و برآمدن الگوی توسعه جماعت‌محور، به معرفی نویسنده، مترجم و فصول اصلی کتاب خواهیم پرداخت و سپس نقد و بررسی آن به بحث گذاشته خواهد شد و در نهایت با ارزیابی جایگاه این اثر در فرایند توسعه جامعه ایرانی، مطالب را به پایان خواهیم رساند.

.۲. تحولات نظری در حوزه توسعه

جریان فکری توسعه در طول چند دهه اخیر جهت‌ها و مسیرهای مختلفی به خود گرفته است. به‌طور کلی می‌توان از دو جریان اصلی (Mainstream) و جریان انتقادی (Critical Stream) در حوزه توسعه صحبت به میان آورد.در این خصوص، نظریات مختلفی مانند نوسازی (Modernization)، وابستگی (Dependence)، نظام جهانی (World System)، نئولیبرالیسم (Neoliberalism)، نهادگرایی (Institutionalism)، توسعه انسانی (Human Development)، توسعه اخلاقی (Ethical Development)، پسامدرنیسم (Postmodernism)، پساتوسعه‌گرایی (Post-developmentalism) و... را باید از مهم‌ترین نظریات و مکاتب دانست (میردال و دیگران، ۱۳۹۵).همان‌طور که می‌دانیم، توسعه باور بنیادی دنیای مدرن است. پیشرفت از مدت‌ها پیش به‌عنوان نماد عصر ما جانشین خدا شده است. در توسعه، تمامی پیشرفت‌های مدرن در علم، فناوری، دموکراسی، ارزش‌ها، اخلاق و سازمان اجتماعی با طرح بشردوستانه ایجاد دنیایی بهتر درمی‌آمیزند (پیت و هارت‌ویک، ۱۳۹۵).با این اوصاف، به‌طور مشخص می‌توان گفت که مباحث مربوط به توسعه بعد از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در ایالات متحده آمریکا مطرح شد.زمینه‌های تاریخی همچون استقلال مستعمرات در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین و ظهور دولت‌ملت‌های جدید در جهان سوم سبب شد این کشورهای تازه استقلال‌یافته به دنبال الگوی مناسب برای توسعه و بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی خود برآیند.در چنین شرایطی، در اوایل دهه ۱۹۵۰ میلادی، مکتب مدرنیزاسیون بر مطالعات توسعه حاکم گردید.تبارشناسی گفتمان توسعه نشان می‌دهد نظریات متعددی که پدیدار شدند، عمدتاً ملهم از ذهنیت مدرنیته و بر منطق دوانگارانه‌ای از خود و دیگری، توسعه‌یافته و عقب‌مانده، جامعه سنتی و مدرن و... تأکید داشتند.بر این اساس، جامعه‌شناسان بر دگرگونی متغیرهای الگویی و تنوع ساختاری، اقتصاددان‌ها بر اهمیت سرمایه‌گذاری‌های مولد و سیاست‌شناسان عمدتاً بر بالا بردن ظرفیت یا توانایی‌ها و قابلیت‌های نظام سیاسی تأکید داشتند (قوام، ۱۳۸۲: ۱۰۶-۱۰۵).به‌طور کلی، متفکران رهیافت نوسازی در توصیف جامعه مدرن ویژگی‌هایی را مطرح کردند که در واقع معنی و محتوای نوسازی و توسعه از دیدگاه آنان می‌باشد.این ویژگی‌ها عبارت‌اند از: فردگرایی، کثرت‌گرایی، تحرک اجتماعی، انفکاک ساختاری و تخصصی شدن گسترده نقش‌ها و وظایف، حاکمیت قانون، تحزب، صنعتی شدن، گسترش سواد و شهرنشینی، دنیوی‌سازی و سکولاریسم، تقویت فرهنگ و جامعه مدنی، مشارکت سیاسی و دموکراسی، آزادی و برابری سیاسی، عدالت و ظهور دولت‌ملت (موثقی، ۱۳۸۳: ۲۳۱).ناگفته پیداست که پارادایم نوسازی در ابعاد چهارگانه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روانی مطرح شده بود. اما در دهه‌های اخیر و در نتیجه ظهور و بروز دیدگاه‌های انتقادی و جدید، پارادایم نوسازی از زوایای مختلف به چالش کشیده شده است.بسیاری از محققان بر این باورند که فرضیات کلیدی پارادایم توسعه و نوسازی که در فضای ایدئولوژیک جنگ سرد تجویز شده‌اند، خیلی زود ناکافی بودن خود را در عرصه‌های سیاسی و تحلیلی ثابت کردند.نه‌تنها مکاتب فکری، بلکه سیاستمداران نیز بر این باور شدند که پروسه نوسازی ناکافی بوده است. مخالفین در مقابل کلی‌گویی‌های پارادایم نوسازی به سمت تحلیل‌های جزئی، زمینه‌گرا و اجتماع‌محور تغییر جهت داده‌اند (1999, Tornquist).یکی از نارسایی‌های عمده ادبیات نوسازی، به واسطه غلبه نگرش پوزیتیویستی، تجزیه ابعاد فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی توسعه و به‌ویژه تقلیل توسعه به رشد اقتصادی بود که آثار منفی و واکنش‌های حادی را نسبت به کل پروژه مدرنیته، نوسازی و توسعه در برخی از جوامع به وجود آورد.به‌تدریج سازمان ملل در گزارش‌های خود، تغییر توسعه اجتماعی و برقراری تعادل میان ابعاد فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی توسعه و تغییرات کیفی، فراتر از کمی، و ارتقای کیفیت زندگی را مورد توجه قرار داد.بدین‌ترتیب روشن شد که حوزه‌های مربوط به جامعه، اقتصاد و سیاست را نمی‌توان از هم جدا کرد و فراتر از بعد اقتصادی، کم‌کم با طرح این سؤال که توسعه چه چیزی مدنظر است، ابعاد انسانی توسعه مورد توجه قرار گرفت.گروهی از کشورها طی بیانیه «کوکویوک» بر این نکته تأکید ورزیدند که هدف توسعه، نه توسعه اقتصادی، بلکه توسعه انسانی باید باشد و هرگونه فرایند رشدی که به‌جای تأمین نیازهای اساسی انسان، آنها را نادیده بگیرد، نوعی تغییر هژمونیک است. این بیانیه همچنین بر ضرورت تنوع و تعدد مسیرهای توسعه و نیز بر هدف خوداتکایی و ضرورت انجام تغییرات سیاسی تأکید ورزید (موثقی، ۱۳۸۳: ۲۳۵-۲۳۸).ماحصل سخن اینکه پارادایم نوسازی و توسعه مدرنیستی با چالش‌های بسیار جدی مواجه گردید؛ به‌گونه‌ای که برخی از متفکران به تجدیدنظر در پارادایم نوسازی دست زدند.این نوع تحولات در دهه‌های اخیر منجر به ظهور و بروز دیدگاه‌های نظری جدید در حوزه توسعه شده است که از جمله دیدگاه‌های جدید می‌توان به دیدگاه‌های پسامدرنی، دیدگاه‌های پساتوسعه‌گرایان، دیدگاه‌های توسعه انسانی و اخلاقی و دیدگاه‌های مرتبط با توسعه جماعت‌محور یا اجتماع‌محور اشاره نمود.جست‌وجوی نویسندگان در منابع توسعه نشانگر آن است که در آثار موجود در این حوزه کمتر به الگوی توسعه جماعت‌محور اشاره شده است. همچنان نظریه‌های جریان اصلی و سپس انتقادی بر ادبیات توسعه مسلط هستند.در این افق نظری و در نتیجه چنین کاستی‌های علمی‌ای که در حوزه ادبیات توسعه وجود دارد، می‌توان به خوانش کتاب توسعه جماعت‌محور پرداخت و ابعاد و زوایای مختلف آن را واکاوی کرد. این مهم البته منوط به معرفی نویسنده و مترجم و شناخت ابتدایی از اندیشه و آثار آنان است.لدویت همچنین هماهنگ‌کننده شبکه بین‌المللی اقدام‌پژوهی مشارکتی است. در این حوزه، علاوه بر اثر مذکور، آثار دیگری از او در این خصوص منتشر شده است. از جمله آنها می‌توان به «توسعه جماعت‌محور در عمل» و «عمل مشارکتی» اشاره نمود.منیژه نجم‌عراقی نیز مترجم کتاب دارای کارشناسی الکترونیک از دانشگاه شیراز است. او نویسنده، مترجم، فعال جنبش زنان ایران و عضو کانون نویسندگان ایران و منشی منتخب این کانون و عضو هیئت داوران جایزه کتاب صدیقه دولت‌آبادی است.او نویسنده کتاب‌های «منبع‌شناسی زنان»، «زن و سینما» و مقاله‌هایی در زمینه زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و ادبیات است. همچنین ترجمه آثاری چون «جامعه‌شناسی زنان»، «جنسیت، رابطه و تفاوت در نگرش روان‌کاوی»، «درباره جنبش زنان»، «مناظره‌ای فمینیستی»، «نقد و نظر: درآمدی جامع بر نظریه‌های فمینیستی»، «دردسرهای پسامدرنیسم» و «سرمایه‌داری، خانواده و زندگی شخصی» را در کارنامه خود دارد.با این شناخت مختصر از نویسنده و مترجم اثر، در ادامه به معرفی کتاب و مباحث و سرفصل‌های اصلی آن خواهیم پرداخت.

توسعه جماعت‌محور با زندگی روزمره مردم محلی آغاز می‌شود. نخستین بستر برای تحول پاینده همین است و بر پایه توانمندسازی و مشارکت بنا می‌شود. توانمندسازی برمی‌انگیزد. این مبنای اقدام جمعی است و بر اصول دموکراسی مشارکتی بنا می‌شود. در جریان عمل و تأمل است که جماعت‌های گوناگونی که به مسائل مشترک جماعت می‌پردازند، توسعه جماعت‌محور را رشد می‌دهند. به مدد کارزارها، شبکه‌ها، ائتلاف‌ها و جنبش‌های تحول‌خواه، این عمل دامنه‌ای محلی یا جهانی می‌یابد؛ با هدف دگرگون‌سازی ساختارهای ستم که عمر و زندگی مردم محلی را تحلیل می‌برند. رویکردی نقادانه نیازمند وحدت نظریه و روش (یعنی کردار) است. تحلیل نقادانه، با تأثیرپذیری از تحلیل‌های ضدتبعیض و گذر از جریان همزیسته عمل و تأمل، نسبت به تجربه عملی عمیق‌تر می‌شود. بدین‌سان، نظریه از دل عمل بیرون می‌آید و عمل نیز به نوبه خود به مدد تحلیل سنجیده‌تر می‌شود. اگر رؤیای جهانی عادلانه‌تر و منصفانه‌تر و پاینده‌تر در سر داشته باشیم، این بلندپروازی نه‌تنها ممکن که ضروری است» (ن.ک: لدویت، ۱۳۹۷).

قدرت عقیده عنوان ششمین فصل از کتاب است. این فصل قدرت عقیده را هم در سلطه‌گری و هم در رهایی‌بخشی نشان می‌دهد و به بررسی دستاوردی می‌پردازد که برداشت آنتونیو گرامشی از هژمونی و نقش روشنفکران برای کردار توسعه جماعت‌محور رادیکال دارد.عنوان فصل هفتم عبارت است از «نقد فریره و گرامشی». به گفته لدویت، این فصل به عرصه نقدهایی بر دوپاره‌اندیشی طبقه‌محورانه فریره و گرامشی وارد می‌شود که در مربوط دانستن اندیشه این دو متفکر به زمانه جاری نباید از آنها غافل ماند.در واقع، اشاره می‌کند که نظرات این دو متفکر اگرچه راهگشاست، اما متمرکز بر ستم طبقاتی بوده و ستم‌های جنسیتی، نژادی و مسائل زیست‌محیطی را نادیده گرفته‌اند. لذا در این فصل به اندیشه فمینیست‌هایی همچون بل هوکس، هیل کالینز و آنجلا دیویس نیز اشاره می‌شود که با بهره‌گیری از پداگوژی فریره تلاش داشتند تا جنبه‌های جنسیتی و نژادی آن را تقویت کنند.

صورت ظاهری کتاب که از سوی نشر نی منتشر شده، دارای استانداردهای لازم نشر است. از این حیث، نویسندگان مفید بودن اثر لدویت و مباحث مختلف او را از حیث نظری و کاربستی در سیاست‌گذاری توسعه تأیید می‌کنند.دیگر ویژگی مثبت این اثر به مسئله‌مند بودن آن بازمی‌گردد؛ به‌گونه‌ای که لدویت مکاتب و موضوعات مختلفی را در ارتباط با هم و پیرامون مسئله مهمی چون «توسعه و عدالت اجتماعی» تبیین نموده است.لدویت در زمره محققان حوزه جماعت‌گرایی شناخته شده است و آثار مختلفی را نیز در این خصوص منتشر کرده است. او بدون هرگونه تعصب فکری و با بی‌طرفی علمی توانسته بحث‌های موشکافانه‌ای در باب مکاتب فکری مختلف ارائه نماید.به سخن دیگر، لدویت توانسته سیر منطقی مباحث مطرح‌شده در توسعه معاصر را به‌خوبی تجزیه و تحلیل نماید. نوع بررسی و مواجهه لدویت با مفاهیم مطرح در توسعه معاصر در یک سیر تاریخی، نشانگر تسلط بالای نویسنده در حوزه توسعه و عدالت اجتماعی است.او در این اثر با تسلط بالایی توانسته است حجم عظیمی از مطالب آموزنده را بگنجاند و از این حیث شایسته تقدیر است.از دیگر نکات مثبت این اثر می‌توان به ترکیب مباحث نظری و عملی اشاره نمود. همان‌گونه که مترجم اشاره می‌کند:«مارگارت در این کتاب با سرمشق گرفتن از نگرش پیشنهادی خود، مقوله‌های مفهومی و عملی توسعه جماعت‌محور را به شیوه‌ای شگفت‌آور ترکیب کند. در وجه آکادمیک کمتر نمونه‌ای می‌توان یافت که چنین بی‌وقفه میان بحث‌های نظری و عملی رفت‌وآمد کند» (نجم‌عراقی، ۱۳۹۷: ۱۳).به‌طور نمونه، مایکل سندل از علمای اصلی جماعت‌گرایی در زمره متفکرانی است که همواره در حوزه عمومی حضوری فعال دارد. از ویژگی‌های مهم سندل، توانایی و مهارت وی در سوق دادن مباحث انتزاعی و پیچیده فلسفی ـ سیاسی به گفتمان مرتبط با زندگی عادی شهروندی است.سندل با ورود به مسائل و مباحث ملموس اجتماعی، راه ارتباط با مخاطب غیرآکادمیک را نیز هموار نموده و بر مسئولیت‌های شهروندی فیلسوف سیاسی تأکید می‌ورزد. با توجه به این رویکرد، سندل در سخنرانی‌ها، نوشته‌ها و مقالات خویش تلاش می‌کند که دیدگاه‌ها و آموزه‌های خود را به شکلی روشن، گویا و قابل فهم به حوزه عمومی بکشاند (ن.ک: سندل، ۱۳۹۸).به هر صورت، تشریح فرهنگ اصطلاحات در مقدمه این اثر بر اهمیت کار لدویت افزوده و او به برخی از مهم‌ترین مفاهیم و اصطلاحات در این اثر اشاره نموده است.با تمامی این مزایا و امتیازات مثبت در کار لدویت، باید به این موضوع توجه داشت که مفهوم «جماعت‌گرایی» (Communitarianism) بیش از هر چیز با متفکرانی مانند السدیر مک‌اینتایر، مایکل سندل، چارلز تیلور و مایکل والزر (نسل اول)، آمیتای اتزیونی، ویلیام گالستون، بنیامین لیپ‌بلاند، استفان مارگلین، رابرت پاتنام و... (نسل دوم) پیوند خورده است.همان‌طور که می‌دانیم، نسل اول جماعت‌گرایان پیش از هر چیز به مواجهه انتقادی با لیبرالیسم، به‌ویژه لیبرالیسم راولزی پرداختند و آثار و منابع مختلفی نیز در این خصوص منتشر کرده‌اند؛ اما نسل جدید متفکران جماعت‌گرا مباحث جدیدی را با ابتنای بر ابعاد جامعه‌شناختی مطرح نموده‌اند.به‌طور کلی، در اندیشه جماعت‌گرایی میدان مفهومی قابل توجهی برای تحلیل پدیده‌های سیاسی و اجتماعی تولید شده است: جماعت، سنت، فضیلت، خیر، فربه‌بودن اخلاقی و... .علیرغم چنین تنوعاتی در تفکر جماعت‌گرایی، لدویت برای ارائه نگرش جماعت‌گرایانه خود از متفکران دیگری بهره گرفته است.در واقع، لدویت در این اثر با محور قرار دادن مفهوم عدالت و برابری در کانون الگوی توسعه جماعت‌محور، میان اندیشه‌های فیلسوف سیاسی ایتالیایی، یعنی آنتونیو گرامشی، و اندیشه‌های پائولو فریره پیوند برقرار می‌کند.ژرف‌کاوی‌های گرامشی راهنمای جماعت‌یاران برای یافتن شیوه‌های جماعت‌محور است تا بتوانند فرایند دگرگون‌سازی جامعه برای مصلحت همگانی را آغاز کنند.از این رو، لدویت بیان می‌دارد که انتشار ترجمه انگلیسی «یادداشت‌های زندان» به قلم گرامشی (۱۹۷۱) و «آموزش ستمدیدگان» به قلم فریره (۱۹۷۲)، تأثیری عظیم بر کردار توسعه جماعت‌محور گذاشت.همین موضوعات و تلاش‌ها توسط مارگارت لدویت، کتاب توسعه جماعت‌محور او را به اثری خوش‌خوان و جذاب برای علاقه‌مندان در حوزه‌های علمی و سیاست‌گذاری تبدیل ساخته است.به هر حال، ترجمه این اثر توسط منیژه نجم‌عراقی کاری بسیار ارزشمند و قابل توجه است؛ زیرا وی توانسته اثری ساختارمند در حوزه توسعه جماعت‌محور را در دسترس جامعه دانشگاهی و روشنفکران ایرانی قرار دهد.اهمیت این ترجمه هنگامی فزونی می‌یابد که ما در ادبیات فارسی این حوزه بیشتر با کارها و آثار نظری در حوزه اندیشه جماعت‌گرایی آشنا بوده‌ایم و در آثار موجود به زبان فارسی کمتر کاری به رابطه میان اندیشه جماعت‌گرایی و توسعه پرداخته است.چگونه یک بوروکراسی دولتی می‌تواند پاسخگویی بیشتری به اجتماعات محلی داشته باشد؟اجرای سیاست‌های دولت منتخب که در عمل مقید به بودجه است، چگونه ممکن است؟(Cavaye, 2001: 117-120)به زعم نویسندگان، الگوی توسعه جماعت‌محوری که توسط لدویت در جوامع توسعه‌یافته غربی به‌کار گرفته شده است، با چالش‌هایی در سایر جوامع غیرتوسعه‌یافته مواجه است.از مخاطرات و کاستی‌های توسعه جماعت‌محور، سوق یافتن استعداد آن به سمت ضدیت با دولت، به‌ویژه در جوامع چندقومی است. دست‌کم دولت‌ها بعضاً چنین نگاهی به پویش‌های یادشده دارند.به هر حال، استعداد تمرکزگرایی و محلی‌گرایی در همه جوامع یکسان نیست و احتمالاً جماعت‌گراها در اینجا دچار خطا می‌شوند.به سخن دیگر، مواجهه با بسیاری از ابرچالش‌ها و بحران‌های ساختاری توسعه در چنین جوامعی خارج از ظرفیت تشکل‌ها، گروه‌ها و افراد انسانی است.این موضوعات از جمله مهم‌ترین چالش‌هایی هستند که روبروی الگوی توسعه جماعت‌محور و مباحث مطرح‌شده از سوی لدویت قرار دارند.موضوع پایانی بحث حاضر در خصوص ارتباط اثر مورد بررسی و الگوی توسعه جماعت‌محور با جامعه ایران است. بررسی این موضوع و سنجش این رابطه می‌تواند قابل توجه باشد و می‌توان به نسبت و رابطه اندیشه جماعت‌گرایی با جامعه سیاسی ایران از حیث جامعه‌شناسی سیاسی توجه کرد....

به‌طور کلی می‌توان از الگوهای توسعه‌ای مختلفی همچون الگوی توسعه لیبرالی، سوسیالیستی، نهادگرایانه، اخلاقی، پسامدرنی و پساتوسعه‌گرایانه و نئولیبرالی، به روایت روشنفکران و صاحب‌نظرانی چون محمود سریع‌القلم، حسین عظیمی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، عباس منوچهری، علی دینی‌ترکمانی، محسن رنانی، محمدرضا تاجیک، سعید مدنی قهفرخی، وحید محمودی و... در ایران امروز نام برد (نوری، ۱۳۹۳: ۷۷-۷۸).هر یک از این روشنفکران در آثار مختلف خود و با ابتنای نظری بر مکاتب توسعه، الگوی مختلفی برای توسعه جامعه ایران معرفی و صورت‌بندی نموده‌اند.باور نویسندگان این است که می‌توان از الگوی توسعه جماعت‌محور به‌عنوان الگویی جدید در مباحث توسعه در ایران امروز بهره گرفت؛ کاری که توسط برخی محققان آغاز شده است و می‌تواند در حوزه عدالت اجتماعی و مشارکت همه‌جانبه مردمی مؤثر و مفید واقع گردد.به تعبیر یکی از محققان ایرانی در این حوزه، مفاهیمی چون برنامه‌ریزی از پایین، مشارکت جمعی و فراگیر، حق انتخاب فزون‌تر برای ساکنان محلی، عدالت اجتماعی، ایجاد فرصت‌های برابر همراه با کارایی و توزیع عادلانه امکانات و مواهب توسعه، تنها در سایه الگوی «توسعه جماعت‌محور» عینیت می‌یابد (مدنی قهفرخی، ۱۳۹۲: ۶۲).۷.

نتیجه‌گیری

باید با جدیت بکوشیم که یکدیگر را دوست بداریم و یاد بگیریم که با هم و با دیگر موجودات جان‌دار و بی‌جان کنار بیاییم.اگر نه، به‌راستی نسلی خواهیم بود که بیش از آنکه کیفیت زندگی خود را ارتقا دهد، صرفاً وابسته به افزایش رشد اقتصادی خواهد بود.در زمانه ما ارتقای کیفیت زندگی مطرح است و یافتن هم‌زبانی میان برنامه‌های جماعت‌محور ممکن است زمان‌بر و در آغاز پرچالش و هزینه‌بر باشد.نوع برنامه‌های جماعت‌محور ممکن است زمان زیادی را صرف کنند، ولی در بلندمدت نتایج مفیدتری به همراه خواهند داشت.اینها نکات، درس‌ها و آموزه‌های خطیری هستند که مارگارت لدویت در کتاب توسعه جماعت‌محور مطرح ساخته است. حسین بشیریه، جامعه‌شناس سیاسی ایرانی، از چهار گفتمان و صورت‌بندی در مناسبات میان دولت و جامعه صحبت به میان آورده است.به زعم او، در طی قرون اخیر رابطه دولت و جامعه که تجلیات آن در حوزه توسعه اثرگذار بوده، به اشکال ذیل بوده است:جامعه فعال ـ دولت محدود؛جامعه فعال ـ دولت فعال؛جامعه منفعل ـ دولت فعال؛جامعه منفعل ـ دولت محدود.(ن.ک: بشیریه، ۱۳۸۲).از این منظر می‌توان گفت که با ظهور هر یک از گفتمان‌ها و شیوه‌های مذکور، هویت و کردار دولت و جامعه تحول می‌یابد و جامعه سیاسی و نهادها تغییر شکل می‌دهند و همه این امور بر فرایند توسعه اثرگذار خواهد بود.مبنای هر یک از گفتمان‌های مذکور، نقش و جایگاه خاصی برای دولت یا جامعه در فرایند توسعه قائل است.

«گفتاری در باب نابرابری» (حسین راغفر).«مدارهای توسعه‌نیافتگی در اقتصاد ایران» (حسین عظیمی).«برنج و رؤیا و آینده‌های انسان و جامعه» (عباس منوچهری).«صدای پای آینده: دهه چهارم، نظریه و روش» (محمدرضا تاجیک).«جماعت‌گرایی و برنامه‌های جماعت‌محور» (سعید مدنی قهفرخی).این آثار از جمله مهم‌ترین آثار و برنامه‌های پژوهشی نویسندگان و محققان ایرانی پیرامون توسعه و توسعه‌نیافتگی هستند.

کتاب‌نامه

مدنی قهفرخی، سعید (۱۳۹۲). جماعت‌گرایی: نظریه‌ای برای عدالت، توسعه و مشارکت. تهران: انتشارات صمدیه.

میردال، گونار و دیگران (۱۳۹۵). تصور عصر پساتوسعه. ترجمه محمد ملاعباسی. تهران: ترجمان.

محمدی، غیرضا و روستا، مجید (۱۳۸۷). «توسعه اجتماع‌محور: سازوکاری برای بهبود سکونتگاه‌های غیررسمی». نشریه شهرسازی و معماری هفت‌شهر، شماره ۲۳-۲۱.

نوری، مختار (۱۳۹۸). السدیر مک‌اینتایر: جماعت‌گرایی، فضیلت‌محوری و سیاست.

نوری، مختار (۱۳۹۳). «قلب‌های نگرش به ریشه‌های تاریخی: تاریخ‌نگاری توسعه چه نسبتی با نظریه‌های توسعه دارند؟». فصلنامه فرهنگ امروز، شماره ۲۰.

 


نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید:

@Nehzatazadiran

Report Page