سرمقاله
مهدی محمودیبه نام خدا
اصلاحات جامعهمحور، در پرتو تجربه اصلاحات سیاسی در ایران و محدودیتهای اصلاحات دولتمحور، به ضرورتی برای بازاندیشی در راهبرد تغییر تبدیل شده است. تجربه دولت اصلاحات نشان داد که برخورداری از حمایت اجتماعی و پیروزی انتخاباتی، بهتنهایی برای تحقق دموکراسی و تغییر پایدار مناسبات قدرت کافی نیست. اما تاکید بر ضرورت تقویت جامعه نیز، بدون روشن کردن مسیر، نیروها و سازوکارهای تحقق آن، نمیتواند به راهبردی عملی تبدیل شود. ازاینرو، اصلاحات جامعهمحور باید حداقل به هفت پرسش اساسی و نیز پرسشهای مشابه بپردازد.
۱. چه چیزی باید تغییر کند؟
اصلاحات جامعهمحور ضمن افزایش آگاهی و گسترش فعالیتهای مدنی، فرایندی برای توانمندسازی جامعه، تقویت سازمانیابی مستقل و افزایش قدرت اثرگذاری شهروندان بر امور عمومی است. هدف، تبدیل جامعه از مجموعهای از افراد و گروههای پراکنده به نیرویی برخوردار از ظرفیت پایدار برای مشارکت، مطالبهگری و نظارت بر قدرت است.
۲. نقطه آغاز این فرایند کجاست؟
نقطه آغاز میتواند مسائل ملموس زندگی روزمره، از مشکلات صنفی و آموزشی تا مسائل محیط زیستی و محلی باشد. اهمیت این مسائل در امکان تبدیل آنها به زمینهای برای همکاری جمعی است. بنابراین، نقطه آغاز را لزوماً نمیتوان یک مطالبه سیاسی کلان دانست. بلکه میتواند مسئلهای مشترک باشد که شهروندان را به گفتوگو، همکاری و پیگیری مستمر سوق دهد.
۳. نیروی پیشران چیست؟
نارضایتی اجتماعی زمینه تغییر را فراهم میکند، اما بهتنهایی برای تداوم آن کافی نیست. آگاهی، اعتماد و ارتباطات اجتماعی نیز هنگامی اثرگذارند که به همکاری و سازمانیابی منجر شوند. ازاینرو، میتوان ظرفیت خودسازمانیابی جامعه را متغیر پیشران اصلاحات جامعهمحور دانست که امکان تبدیل مطالبات پراکنده به کنش جمعی پایدار را فراهم میکند. البته تحقق آن به شرایط ساختاری و سیاسی نیز وابسته است.
۴. حاملان این فرایند چه کسانیاند؟
حاملان اصلاحات جامعهمحور را نمیتوان به یک طبقه، گروه یا سازمان خاص محدود کرد. تشکلهای صنفی و حرفهای، انجمنهای مدنی و محلی، زنان، جوانان، دانشگاهیان، روشنفکران، رسانهها و دیگر کنشگران اجتماعی میتوانند در این فرایند نقش داشته باشند. مسئله اصلی، شناسایی ظرفیت واقعی این گروهها و ایجاد امکان همکاری میان آنهاست. فرض گرفتن پیشاپیش یک نیروی اجتماعی بهعنوان حامل انحصاری تغییر، حسب تجربیات تاریخی نتیجه بخش نخواد بود. اصلاحات جامعهمحور ماهیتا و نیز از وجه رویکردی، به هدایتگری و راهبرد نیاز دارد، اما این هدایتگری نباید در انحصار یک فرد یا سازمان قرار گیرد. روشنفکران میتوانند به تولید گفتمان، کنشگران به پیگیری مطالبات، نهادهای مدنی به تثبیت همکاری و احزاب به تدوین راهبرد سیاسی کمک کنند. هدایتگری مؤثر، حاصل تعامل این نیروهاست، بهگونهای که هیچکدام جایگزین جامعه نشوند.
5. نسبت آن با احزاب و سیاست رسمی چیست؟
جامعهمحوری به معنای نفی انتخابات، احزاب یا مشارکت در نهادهای رسمی نیست. بلکه به معنای تغییر نقطه اتکای راهبرد اصلاحات است. در این رویکرد، جامعه سازمانیافته پشتوانه انتخاباتی نیروهای سیاسی، و بلکه خود نیرویی مستقل برای مطالبهگری و اثرگذاری عمومی است. احزاب میتوانند مطالبات اجتماعی را به برنامههای سیاسی تبدیل کنند، مشروط بر آنکه استقلال نهادهای مدنی را به رسمیت بشناسند و در برابر جامعه پاسخگو باشند.
6. چگونه میتوان از انحراف هدایتگران جلوگیری کرد؟
هیچ نیت اصلاحطلبانهای بهتنهایی تضمینکننده عملکرد دموکراتیک نیست. تمرکز قدرت و انحصار تصمیمگیری میتواند در نهادهای مدنی و سازمانهای سیاسی نیز شکل بگیرد. ازاینرو، پاسخگویی، شفافیت، امکان نقد، گردش مسئولیت و پذیرش تکثر باید از اصول بنیادین اصلاحات جامعهمحور باشند. استقلال جامعه، استقلال از دولت را در بر میگیرد، اما به آن محدود نمیشود. جامعه باید بتواند احزاب و رهبران مدعی نمایندگی خود را نیز نقد کند.
7. پیشرفت اصلاحات جامعهمحور را چگونه میتوان سنجید؟
معیار پیشرفت را نمی توان محصورا در افزایش نارضایتی، آگاهی یا اعتراضها جستوجو کرد. باید دید آیا تشکلهای مستقل و پایدار شکل گرفتهاند، همکاری میان گروههای اجتماعی گسترش یافته، مشارکت در تصمیمگیری افزایش پیدا کرده و توان جامعه برای اثرگذاری بر امور عمومی تقویت شده است یا خیر. سنجش این شاخصها به بررسی تجربی وضعیت جامعه ایران نیاز دارد، اما میتواند بحث را از شعارهای کلی به ارزیابی ظرفیتهای واقعی تغییر منتقل کند.
از ایده تا راهبرد
اصلاحات جامعهمحور هنگامی به راهبرد تبدیل میشود که بتواند میان شناخت مسائل، صورتبندی مطالبات، ایجاد همکاری، سازمانیابی مستقل، ائتلافسازی و اثرگذاری بر امور عمومی پیوند برقرار کند. این مراحل لزوماً خطی نیستند و تحقق آنها نیز به شرایط سیاسی، ساختار قدرت و توان کنشگران وابسته است. و در نهایت، تفاوت اصلاحات جامعهمحور با اصلاحات دولتمحور در این است که جامعه صرفا ابزار یا پشتوانه تغییر سیاسی تلقی نمیشود، بلکه باید به کنشگری مستقل و سازمانیافته تبدیل شود.
مسئله اصلی اصلاحطلبی امروز ایران نیز علاوه بر چگونگی تغییر در ساختار قدرت، چگونگی ایجاد ظرفیتهای پایدار تغییر در خود جامعه است. این ظرفیتها بایستی از طریق همکاری، نهادسازی، مشارکت و پاسخخواهی شکل بگیرند که میتواند جامعه را از نارضایتیهای پراکنده به نیرویی مؤثر در تعیین سرنوشت خویش تبدیل کند.
در راستای راهبرد فکری و سیاسی نهضت آزادی ایران، سعی کرده ایم که در این شماره از نشریه کمیسیون سیاسی مفهوم اصلاحات جامعه محور را از وجوه هستی شناختی و معرفت شناختی به بحث بگذاریم. امید و انتظار ما بر آن است که سایر نهادها و تشکلها نیز دغدغه مندانه به بحث ورود نموده و تقویت مسیر ایده تا راهبرد و سپس برنامه ها و وجوه عملیاتی و کارکردی موضوع را بیش از پیش بسط دهند.
نظرات و مطالب خود را برای انتشار در نشریه به آدرس تلگرام زیر ارسال کنید: