Nerd off guard
Eveloria_reiبار پره از دانشجو . جشن ورودی های جدید بهونه ای برای سال بالایی ها شده تا دلی از عزا در بیارن.
نور زرد و سبز بار توی چشم میزنه . صدای موسیقی و خنده تقریبا براش غیرقابل تحمل شده.
جی عملا اینجا یه وصلهی ناجوره. کلاه افتابی همیشگیش سرش، عینک گرد روی بینیش و لیوان الکل توی دستش که هنوز باهاش غریبه.
خودشم نمیدونست چرا اومده. مثل همیشه کم حرفه و کسی دورش نمیمونه.
امشب شونههاش شُلترن و کم کم دیگه حالش دست
خودش نیست.
از اون طرف بار طبق معمول سونگهون فقط اونو میبینه.
دخترها دورش میچرخن و خودشونو بهش می چسبونن اما چشمهای سونگهون فقط یه مسیر دارن، جی!
پسری که با هر جرعه، کمتر شبیه بچه مثبت کلاسه.
سونگهون از ته میز دونه دونه بچه ها رو کنار میزنه و خودشو کنار جی میرسونه
با تعجب ساختگی میگه
-واو اصلا جا نیست
متاسفانه پسر به لطف سرگیجه اش متوجه تلاش سونگهون برای باز کردن بحث نمیشه.
سونگهون اروم سرشو کنار گوش جی میاره و
میگه
-تو… معمولاً این جور جاها نمیای!
نفس سونگهون نزدیکه!
نزدیک تر از چیزی که جی جنبش رو داشته باشه. خودشو جمع میکنه و خداروشکر میکنه که کلاهش سرشه، وگرنه گوش های سرخ شدش لو می رفتن.
لبخند محوی میزنه
+امشب...گفتم شاید بد نباشه امتحانش کنم
نگاه سونگهون به کلاه پسر میفته و بهش اشاره میکنه
-حتما باید اینو بذاری؟
جی با انگشتهاش لبهی کلاه رو لمس میکنه
و مطمئن میشه هنوز سر جاشه.
+باعث میشه حس امنیت کنم
سونگهون آروم میگه:
-تو خودت حس امنیت میدی
جی نگاهشو میدزده. دیگه نمیتونه تحمل کنه، این نزدیکی براش زیادیه . گونه هاش سرخ میشن. لیوان ابجو رو روی میز میذاره و با پشت دست هاش لپاشو میپوشونه . از گوشه ی چشم متوجه پوزخند سونگهون میشه و به وضعیتش لعنت میفرسته!
بلند میشه تا از موقعیت فرار کنه
سرش گیج میره و سونگهون همون لحظه دستشو میذاره پشتش؛ بلند میشه و دستشو دور کمر جی حلقه میکنه و سعی میکنه نگهش داره تا نیفته
-بیا بریم یکم هوا بخور
و جی رو دنبال خودش به کوچه ی پشتی بار میبره . کوچه باریکه و ستاره های اسمون بالای سرشون چشمک میزنن. صدای موسیقی و بقیه خیلی ضعیف به گوش میرسه.
جی به دیوار تکیه میده، سرشو پایین میندازه، عینکشو درمیاره و چشماشو با یه دستش مالش میده.
موهاش زیر کلاه عرق کردن.
با گوشه ی پیرهنش عینکشو تمیز میکنه . سرشو بالا میاره و با چشمای خمارش به پسر رو به روش خیره میشه.
+سونگهون...
اسمش بی اراده از دهنش بیرون میاد.
سونگهون آروم نگاهش میکنه.
-اگه راحت نیستی...میتونم برم
قدمی به عقب برمیداره که انگشتای جی دور مچش گره میخورن و اونو به سمت خودش میکشونه. حالا فاصله ی صورتاشون کمتر از یه وجبه.
برای اولین بار نگاه جی مستقیمه، صداقت نگاهش از مستیش میاد.
+نرو
صدای گرفتش زیر دل سونگهونو قلقلک میده.
دستش رو پشت گردن سونگهون میذاره و محکم
لباشونو بهم میرسونه.
سونگهون نفسش بند میاد.
دستهاش تو هوا معلق میمونن، هنوز باورش نمیشه چه اتفاقی داره میفته.
جی فاصله میگیره، پیشونیشو به پیشونی سونگهون میچسبونه و به زمین خیره میشه.
+امیدوارم بیدار نشم...
سونگهون که هضم حرکات جی از حل فیزیک براش سخت تره، بالاخره به خودش میاد
-کاش همیشه مست باشی، پارک جی!
و بالاخره دست های سونگهون راهشونو پیدا میکنن و رو یقه ی پسر میشینن.
کلاه پسر روی زمین میافته.
چراغ سرکوچه چشمک میزنه و بوسه ی اونا ادامه داره. جی اروم و با حوصله مک میزنه وسونگهون از لب پایینیش گاز میگیره.
ناله ی ارومی از ته گلوی جی بیرون میاد که زبون سونگهون شروع به کشف دهنش میکنه .
سونگهون لب هاشو با صدا از جی جدا میکنه،
هر دو نفس نفس میزنن.
-نردایی مثل تو فقط یه باگ دارن
جی با گیجی ناشی از مستیش چندبار پشت سرهم پلک میزنه و سوالی نگاهش میکنه
+چی...؟!
سونگهون انگشتشو آروم روی خط فک پسر میکشه
و نگاهشو به چشماش میده
-این که وقتی شل میکنن...
صورتشو نزدیکتر میاره و روی لب های جی
زمزمه میکنه
-خیلی خطرناک میشن!
جی نفسشو حبس میکنه. منقبض شدن پایین تنه شو حس میکنه
لب پایینشو گاز میگیره، همون حرکتی که سونگهون مدت ها فقط تصورش کرده بود.
+خیلی حرف میزنی پارک سونگهون
سونگهون کوتاه میخنده
-بهم حق بده! خیلی وقته دارم صبر میکنم
دست جی روی صورت سونگهون جا میگیره
با دست دیگش یقهی سونگهون رو میگیره و اونو نزدیک میکشه.
اینبار با تقلای بیشتر میبوسه و سونگهون دستاشو دور کمرش حلقه میکنه.
زیر لب اسمشو میگه.
-جی...
پسر بزرگتر انگشتهاشو توی موهای سونگهون فرو میکنه و دوباره لباشون از هم جدا میشن
صدای نفس های نامنظمش کوچه رو پر میکنه
سونگهون پیشونیشو به پیشونی جی میچسبونه.
-اگه فردا یادت نیاد...
جی لبخند آرومی میزنه
+پس مجبور میشی دوباره یادم بیاری