خالق گوسالهی زرین
کانال نقدآگین— «هارونِ سامری» قرآن و بایبل یا «سامریِ» مجهول تفاسیر؟

بررسی منابع
— معرفی فصلی از کتاب «نقلهای گوسالهی زرّین در اسلام، مسیحیّت، و یهودیّت آغازین» با عنوان «گوساله/کالبدی که او را بانگیست: گوسالهی زرّین از دوران باستان متأخر تا دوران اسلامِ سنّتی» نوشتهی مایکل پِرِجیل
🍂 دیر زمانیست که مشاهده شدهاست که هر جامعهی مذهبیِ نوپایی، در روند شگلگیری و بلوغ خود، باید از خاستگاههای اولیهی خود فاصله بگیرد. در روند ظهور اسلامِ سنتی، تفسیرهای قرآن، با متمایزساختنِ پیام قرآن از پیامهای وحیانی و مکاشفههای پیش از قرآن، تسهیلگرِ فرآیندهای عظیمِ تمایز اجتماعی-مذهبی بودند که جامعهی نوپای مسلمانان را از سایهی ادیان یکتاپرستانهی یهودی و مسیحیِ پیش از خود خارج میکردند و به مسلمانان اجازه میدادند که هویت منحصربهفرد خود را مطرح کنند.
🍂 در همین زمینه است که با تفسیرهایی از قرآن مواجه میشویم که آیههای قرآن را نه در بستر تاریخی و اجتماعیِ هنگامهی صدور آنها، بلکه در پاسخ به نیازهای اجتماعی، سیاسی، عقیدتی و هویتی زمانهی نگارش آن تفسیرها، در دوران شکلگیری اسلام سنّتی، معنا کردهاند.
🍂 مایکل پِرِجیل در فصل هفدهم از کتاب «نقلهای گوسالهی زرّین در اسلام، مسیحیّت، و یهودیّت آغازین»، یکی از نمونههای چنین تفسیرهایی را بازسازی داستانِ «گوسالهی زرّین» در تفسیرهای اسلامی میداند.
مفسران مسلمان در تفسیر آیههای مربوط به روایت ساختِ گوسالهی زرّین —بهجای «هارون» بعنوان برادر موسی که در سنّت یهودی ملقّب به «سامری» (Samarian) بودهاست— شخصیّتی مجعول به نام «سامری» (Samaritan) در قوم بنیاسرائیل را بهعنوان سازندهی گوسالهی زرّین معرفی میکنند.
🍂 پرِجیل در مقالهاش برای آنکه همسانیِ روایت بایبل و قرآن از ساختِ گوسالهی زرّین به دست هارون را نشان بدهد، علاوه بر بررسی تطبیقی میان روایت بایبل در سِفر پیدایش و روایتهای موجود در قرآن، به بررسی شباهت «عبارات» و «ترکیبهای زبانی» بهکار-رفته در روایت قرآن با مزمور ۱۰۶ از مزامیر نیز میپردازد و نزدیکی عبارات این دو متن را نشان میدهد.
🍂 پرِجیل این بازسازی را پاسخی به نیاز جامعهی نوپای اسلامی برای توجیه بعضی باورهای کلامی دربارهی پیامبران پیش از محمد میداند. همانند رویکردی که پیش از اسلام، در مسیحیّت وجود داشتهاست،
🍂 شخصیتهای مطلوب و موجهی که در بایبل عبری (عهد عتیق) نامشان ذکر شدهاست، از جمله انبیاء و اولیاء یهودی، همگی مقدمهای و نمونهای محدود برای ذیالمقدمه و نمونهای اعلی بودهاند: برای عیسی مسیح.
🍂 به باور مسیحیان، ویژگیهای مطلوب همهی آن شخصیّتها بهنحو اعلی و اتمّ، در عیسی مسیح جمع شدهاند. همین رویکرد را میتوانیم دربارهی نسبت شخصیّتهای بایبلی با پیامبر اسلام در متون تفسیری اسلامی ببینیم.
🍂 در این رویکرد تفسیری، همهی انبیاء و اولیاء یهودی و مسیحی جملگی نمونهای کوچک از شخصیّت پیامبر اسلام بودهاند. ردّ این ماجرا را میتوان در روایات متعدّدی که این رویکرد را تأیید میکنند پیدا کرد؛ حتی ادبیات مسلمان نیز از این نگاه تأثیر پذیرفته است: «نام احمد نام جمله انبیاء است، چون که صد آمد نود هم پیش ماست».
🍂 بنابر ادعای پِرِجیل، آموزهی «عصمت» پیامبران، و بهویژه پیامبر اسلام، جایی برای پذیرش این تفسیر باقی نگذاشتهاست که هارون، همان شخصیّتی که در نگاه قرآن، مأموریتی پیامبرانه در سایهی رسالت موسی دارد، گوسالهای زرّین ساخته باشد و قوم بنیاسرائیل به پرستش آن گوساله مشغول شده باشند؛ زیرا پذیرش این مطلب، با اینکه هم در بایبل عبری و هم در قرآن روایت شدهاست، باور به عصمت پیامبران را مخدوش میکردهاست و بالتبع، بر تصوّری که از شخصیّت پیامبر اسلام ساخته شدهاست نیز تأثیر میگذاشتهاست؛ بنابراین، روایت قرآن از هارونِ سامری، در تفسیرها به سامریِ ناشناخته تبدیل میشود تا دامان هارونِ پیامبر (از نگاه مفسران) از این گناه پاک بماند.

مقایسه تطبیقی قرآن و بایبل
📖 سورهی اعراف، آیههای ۱۳۸ و ۱۳۹
«وَ جَاوَزْنَا بِبَنِي إِسْرَائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلَىٰ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلَىٰ أَصْنَامٍ لَّهُمْ قَالُوا يَا مُوسَى اجْعَل لَّنَا إِلَـٰهًا كَمَا لَهُمْ آلِهَةٌ قَالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ ﴿١٣٨﴾ إِنَّ هَـٰؤُلَاءِ مُتَبَّرٌ مَّا هُمْ فِيهِ وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ؛ و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم. تا به قومى رسيدند كه بر [پرستش] بتهاى خويش همت مىگماشتند. گفتند: «اى موسى، همان گونه كه براى آنان خدايانى است، براى ما [نيز] خدايى قرار ده.» گفت: «راستى شما نادانى مىكنيد.» ﴿١٣٨﴾ در حقيقت، آنچه ايشان در آنند نابود [و زايل] و آنچه انجام مىدادند باطل است». ﴿١٣۹﴾
🔻به نظر میآید قرآن در این آیهها بخشی از سِفر خروج را بازتاب میدهد که در آن خدا بنیاسرائیل را از پرستش خدایانِ بتپرستان برحذر میدارد:
📚 «بایبلِ عبری، توراه، سِفر خروج، بخش ۲۳، بندهای ۲۳ و ۲۴: «فرشتهی من پیشاپیش تو خواهد رفت و تو را نزد اَموریان و حِتّیان و فَرِزّیان و کنعانیان و حِوّیان و یَبوسیان خواهد برد، و من ایشان را از میان بر خواهم داشت. برابر خدایانِ آنان سجده مکن و آنها را پرستش مکن؛ آنچه ایشان میکنند مکن، بلکه خدایانشان را نابود ساز و لوحهای آنان را در هم شکن». [پ.س.]
———————————————
📖 سورهی اعراف، آیهی ۱۵۰
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسَىٰ إِلَىٰ قَوْمِهِ غَضْبَانَ أَسِفًا قَالَ بِئْسَمَا خَلَفْتُمُونِي مِن بَعْدِي أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْوَاحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كَادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلَا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْدَاءَ وَ لَا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
«و چون موسى، خشمناك و اندوهگين به سوى قوم خود بازگشت، گفت: «پس از من چه بد جانشينى براى من بوديد! آيا بر فرمان پروردگارتان پيشى گرفتيد؟»، و الواح را افكند و [موى] سر برادرش را گرفت و او را به طرف خود كشيد. [هارون ] گفت: «اى فرزند مادرم، اين قوم، مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند؛ پس با این برخوردت با من، دشمنان را شاد نکن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده»».
🔻در این آیهها قرآن موسی را غضبناک تصویر میکند. چنین تصویری از موسی را میتوان در بخشی از سِفر خروج دید:
📚 بایبلِ عبری، توراه، سِفر خروج، بخش ۳۲، بندهای ۲۱ تا ۲۴: «موسی هارون را گفت: «این قوم با تو چه کرده بودند که چنین گناه بزرگی بر گردن ایشان نهادی؟» هارون پاسخ گفت: «خشمِ سَرور من برافروخته نگردد. تو خود میدانی که این قوم بدکارند. مرا گفتند: «بهر ما خدایی بساز که پیشاپیش ما برود، چرا که نمیدانیم بر این موسی، همان مردی که ما را از سرزمین مصر برآورد، چه روی داده است.» آنان را گفتم: «هر آن که زر دارد، آن را واگذار کند.» مرا بدادند. آن را در آتش افکندم و این گوساله از آن برون گشت». [پ.س.]
🔻 چنانکه در متن مشهود است، مطابقِ روایت سِفر خروج، آنکسی که گوسالهی زرّین را میسازد «هارون» نام دارد. اما نام آن شخص در قرآن «سامری» است و به نظر میآید که دستکم در ظاهر نامی از «هارون» بهعنوان سازندهی گوسالهی زرّین نیامده است، هرچند که حضور هارون در این روایت بسیار پررنگ و محوری است.