دستاوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی»

دستاوردهای جنبش «زن، زندگی، آزادی»

کانال نقدآگین

اما علت ظهور این جنبش، فقط بحث سرکوب زنان نبود. سرکوب زنان یک نماد پیچیده است. سرکوب زنان از یک وجه، به‌صورت نمادین بربریت اعمال قوانین دینی-اسلامی را در سطح یک کشور نشان می‌دهد. و سرکوب زنان از وجهی دیگر، در برابر این انگاره‌ی مشهور از ارزش‌های دنیای مدرن، که می‌توان آن را به وسیله‌ی عبارت «آزادی و پیشرفت در گرو آزادی و پیشرفت زنان یک جامعه است» عنوان کرد، قرار می‌گیرد و تقابل با آن به شکلی نمادین در قالب شعار «زن => زندگی => آزادی» متبلور می‌شود. 

این مسئله باعث شد تا این جنبش دارای دو هدف باشد که یکی در سطح نمادین و دیگری در سطحی عمیق تعیین شوند. هدف اولی و دومی به ترتیب، رفع حجاب اجباری (مخصوصا در سطح قوانین و نه عرف اجتماعی) و دیگری تغییر نظام سیاسی به یک نظام با ارزش‌های دنیای مدرن.

۱.۱ پاسخ به برخی ابهامات

شاید عجیب به نظر برسد، اما بسیاری از سوالات و ابهامات ما با توجه به همین مقدار مرور بر این جنبش قابل پاسخگویی هستند. 

اولا اینکه، جنبش‌هایی از جنس جنبش ز.ز.آ از آن دست جنبش‌هایی نیستند که در برخی کشورهای غربی فقط برای تغییر برخی قوانین و به‌صورتی کاملا آگاهانه و عامدانه ایجاد شوند. به‌عبارتی، شکل پیدایش این جنبش، بیش‌تر به یک فرآیند شبیه است تا یک پروژه. آن هم فرآیندی که از یک نارضایتی دیرینه و باسابقه‌ی تاریخی سر برآورده و اتفاقا با شعار جدید و مدرنی، زنگ مشترکی را در دل و ضمیر بسیاری از ایرانیان که آرزویِ داشتن یک کشور عادی و نرمال را داشتند و دارند به صدا درآورد. 

در اینجا، پیگیری اصل جنبش، نه بر اساس منطق هزینه-فایده، بلکه براساس نیاز است که اتفاق افتاده‌است. اینکه اهداف جنبش از طریق چه مسیری پیموده شدند و چقدر از این مسیرها برآوردگی داشتند، البته می‌تواند محاسبه شود و با منطق هزینه-فایده سنجیده شود. با این حال، اهداف یک جنبش متفاوت هستند از انتخاب روش برای رسیدن به آن اهداف. 

با این حساب، فایدۀ داشتن این جنبش به اندازه‌ی رسیدن به اهداف این جنبش برمی‌گردد، که باز خود این امر به روش پیگیری این اهداف برمی‌گردد. پس در گام بعدی، بهتر است روش‌های پیگیری اهداف جنبش ز.ز.آ را با خود مرور کنیم، اما پیش از این، باید به برخی نیروهای مشارکت‌کننده در این جنبش نیز اشاره کنیم؛ چرا که نیروهای مختلف مشارکت‌کننده در این جنبش، از روش‌های مختلفی برای پیگیری اهداف این جنبش استفاده کردند. 

۲. نیروهای مشارکت‌کننده و روش‌های پیگیری اهداف جنبش زن-زندگی-آزادی

نیروهای مشارکت‌کننده در این جنبش از طیف‌های مختلف اجتماعی-سیاسی تشکیل شده بوند. 

این نیروها را می‌توان به طرق مختلف دسته‌بندی کرد اما بنا به غایت این مطلب، این نیروها را می‌توان بر اساس روش‌های به‌کارگرفته شده برای تحقق اهداف این جنبش دسته‌بندی کرد.

این نیروها متشکل بودند از:

۱.۲ گروه‌هایی که طالب براندازی ج.ا.ا بودند و از روش‌های غیرخشونت‌آمیز در اعتراضات استفاده می‌کردند.

۲.۲ گروه‌هایی که طالب براندازی ج.ا.ا بودند و از روش‌های خشونت‌آمیز در اعتراضات استفاده می‌کردند.

۳.۲ گروه‌هایی که طالب اصلاح ج.ا.ا بودند اما مخالفتی با اعتراضات خیابانی نداشتند یا ابراز نمی‌کردند.

۴.۲ گروه‌هایی که طالب اصلاح ج.ا.ا بودند و اگرچه اعتراضات را یک نشانه شناسایی می‌کردند اما به آن به چشم یک روش نامطلوب نگاه می‌کردند.

۵.۲ گروه‌هایی که طالب اصلاح ج.ا.ا بودند و مخالف سرسخت اعتراضات خیابانی بودند و به هر گوشه‌ی خشونت‌آمیز آن واکنش غلوآمیز از خود نشان می‌دادند.

۶.۲ گروه‌هایی که یک نماینده‌ی سیاسی خارج از کشور را برای خود انتخاب کرده بودند مانند رضا پهلوی، مسیح علینژاد و غیره.

۷.۲ گروه‌هایی که یک نماینده‌ی سیاسی داخل کشور را برای خود انتخاب کرده بودند مانند میرحسین موسوی یا دیگر رهبران کم‌تر شناخته شده داخل کشور.

نکته‌ی قابل ذکر در خصوص این دسته‌بندی این است که برخی از گروه‌های فوق ممکن است با یکدیگر هم‌پوشانی داشته باشند. همچنین اینکه برخی گروه‌های فوق در عمل از جنبش ز.ز.آ حمایت نکردند اما سعی کردند بخشی از آن را نمایندگی کنند.

روش‌های مورد استفاده توسط این گروه‌ها علیرغم تفاوت اما در سه نوع رویکرد خود را نشان می‌دهد:

  • رویکرد اصلاح‌طلبانه
  • رویکرد براندازی مدنی
  • رویکرد دشمنی رادیکال

۳. محاسبه و مقایسه‌ی تحقق اهداف جنبش ز.ز.آ توسط رویکردهای مختلف

۱.۳ رویکرد اصلاح‌طلبانه

رویکرد اصلاح‌طلبانه در این جنبش یکی از مناقشه‌برانگیزترین رویکردها در حین جنبش بود. این رویکرد که البته اصلاح‌طلبانه بودن خود را در نوعی از خشونت‌پرهیزی رادیکال پنهان می‌کرد عمدتا به نام «وسط‌‌بازی» شناخته شد و مورد نقد بسیار گرفت. 

اما باید پرسید آیا طرفداران این رویکرد نتوانستند به درستی خود را با این جنبش همراه کنند و یا ذاتا رویکرد اصلاح‌طلبانه با مشکل روبرو است؟

رویکرد اصلاح‌طلبانه همواره مدعیِ تحققِ گذاری مسالمت‌آمیز و با کم‌ترین هزینه به یک نظام دموکراتیک در زمان حیات ج.ا.ا بوده است و این خود قرابت این اهداف با اهداف جنبش ز.ز.آ را نشان می‌دهد. از این حیث، اتفاقا این رویکرد در ۳۰ سال گذشته از استقبال عمومی نیز برخوردار بوده‌است. با این حال، پس از ۳۰ سال، حاکمیت به هیچ عنوان سیگنال اصلاحی را ارسال نکرده است. 

تاثیرات مثبت سیاست‌مداران اصلاح‌طلب نیز آنچنان سطحی بوده که با یک تعویض جناحی ۸ ساله تمامی آن تاثیرات مثبت اثر خود را از دست داده‌اند.

همچنین، حد این تاثیرات نیز همواره به صورتی بوده است که خدشه‌ای به اسلامی-سازی قوانین به شکل ماهوی وارد نشود. لذا می‌توان این تاثیرات را کوتاه‌مدت و مقطعی در نظر گرفت. 

این در حالی است که در زمان کارگزاری سیاست‌ورزان اصلاح‌طلب، مطالبه‌ی عمومی و اعتراضات مردمی همواره با سرکوب شدید مواجه شده و این کارگزاران نیز به هیچ عنون از این اعتراضات دفاع نکردند. 

بدتر آنکه بازیگران جدید این رویکرد هم از حیث جسارت سیاسی و هم از حیث اخلاقی بسیار ضعیف‌تر از پدران معنوی خود می‌باشند. 

با توجه به تمام این مسائل و بررسی تمام هزینه‌های جامعه‌ی ایران در زمان این ۳۰ سال و فواید آن، نمی‌توان به رویکرد امتیاز قابل قبولی داد، مخصوصا آن که روند آن به هیچ عنوان قابل قبول نیست.

۲.۳ رویکرد براندازی مدنی

در این رویکرد، انقلاب، براندازی، دخالت خارجی اعم از نظامی و غیرنظامی، حدی از خشونت به عنوان دفاع مشروع، هیچ کدام نه یک خط قرمز نهایی و نه یک اصل ازلی-قدسی به شمار می‌روند مگر آنکه به صورت سنجیده و با حفظ ارزش‌های انسانی همراه باشند. 

در سال ۱۴۰۱ و با شروع جنبش ز.ز.آ می‌‌توان گفت که این اولین بار بوده است که جنبشی از این رویکرد استقبال عمومی کرده است. 

باید گفت که ذات اهداف جنبش ز.ز.آ بیش‌ترین قرابت را با این رویکرد دارد و از این حیث، اتفاقاتی مانند «دختر علوم تحقیقات» می‌تواند نمایانگر بارقه‌هایی از عدم خاموشی این جنبش با این رویکرد باشد. 

عدم تحقق اهداف جنبش ز.ز.آ به وسیله این رویکرد را نمی‌توان ناشی از مشکل خود رویکرد دید؛ چرا که اصلی‌ترین مانع آن سرکوب شدید اعتراضات توسط نیروهای سرکوب ج.ا.ا بود. با این حال، عمر این رویکرد در صحنه‌ی سیاسی ایران بیش از ۲ سال نگذشته است و با این حال برای نمره دادن به این رویکرد همچنان زود است.

بررسی چالش‌های این رویکرد خود نیاز به محتوای دیگر دارد اما می‌توان اشاره‌وار برخی از آن‌ها را عنوان کرد:

  • عدم وجود رهبری جنبش
  • عدم وفاق ایدئولوژیک رهبران سیاسی خارجی و داخلی
  • عدم وفاق عملی-تاکتیکی رهبران سیاسی خارجی و داخلی
  • مقابله‌ی خشونت با خشونت شدید نیروهای سرکوب ج.ا.ا
  • عدم اعتمادسازی و ناتوانی در روشن‌سازی منافع کشورهای قدرتمند غربی پس از ج.ا.ا

۳.۳ رویکرد دشمنی رادیکال

طرفداران این رویکرد برای از بین بردن ج.ا.ا حدومرزی نمی‌شناسند و از تجزیه کشور تا عملیات نظامی کور و غیره را به عنوان تاکتیک‌های مقابله با ج.ا.ا تجویز می‌کنند. 

این رویکرد تا این زمان استقبال عمومی گسترده‌ای نداشته است اما این مسئله احتمالا ابدی نخواهد بود. 

ج.ا.ا همواره در تلاش بوده است که الزام وجود خود را در برابر وجود طرفداران این رویکرد توجیه کند، و اتفاقا خود این مسئله نیز باعث کاهش علاقه‌ی عمومی به این رویکرد است. 

این رویکرد علیرغم موفقیت‌های فیزیکی، باعث سرخوردگی معترضین و حتی برخی از طرفداران پیش خود نیز شده است. 

با این حال و در حال حاضر نمی‌توان نمره‌ی قابل قبولی به این رویکرد داد.

۴. جمع‌بندی: دستاوردهای خارج از هدف

شاید آنچه که هنوز برخی مانند نویسنده این یادداشت را بدین باور می‌رساند که این جنبش هنوز از بین نرفته است، این است که دستاوردهای این جنبش بیش‌تر از جنس شناختی-سیاسی می‌باشند. اگرچه این جنبش نتوانست به اهداف خود جامه‌ی عمل بپوشاند اما دست کم:

  • طیف‌های اجتماعی-سیاسی ایران را بیش‌تر شناساند
  • آگاهی سیاسی جامعه‌ی ایران را افزایش داد
  • اهمیت ایدئولوژی‌های سیاسی و تاریخ آن را آشکار ساخت
  • اهمیت نخبگان سیاسی را در موقعیت گذار مشخص کرد
  • چهره‌های حقیقی برخی بازیگران سیاسی را چه از حیث اخلاقی و چه از حیث دانش روشن کرد


Report Page