بشارتتراشی مسلمانان
کانال نقدآگین— سنجش موارد ادعایی بشارت محمد در بایبل (قسمت سوم)
یحیا

بشارت ۱۶. پاراکلتوس
توضیح
تقریبا همه با این مورد آشنایی دارند، حتی مسلمانانی که یک بار انجیل نخواندهاند به یمن تبلیغات و فیلمها مدعیاند که پاراکلتوس بشارتیست بر پیامبر اسلام.
آیات مورد نظر
«و من از پدر خواهم خواست و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد» (یوحنا ۱۴: ۱۶).
ادعای مسلمانان
این سخن مسیح است در انجیل یوحنا که بر آمدن شخصی پس از خود بشارت میدهد. این شخص که در ترجمهها «مدافع یا تسلیدهنده» ترجمه میشود، در اصل «فارقلیط» و بمعنای «ستوده» میباشد که نام پیامبر اسلام است. پاراکلتوس در اصل «پریکلیتوس» بوده که «هممعنی نام پیامبر اسلام» میباشد و نتیجتا این شخص پیامبر اسلام است که پس از عیسی میآید.
پاسخ
در این قسمت ابتدا دلایلی را برای رد ادعای بشارت مطرح خواهیم کرد، سپس اثبات مینماییم که چرا درباره روحالقدس میباشد.
دلیل ۱
مطابق با خود متن، هویت این «پاراکلتوس» مشخص شده و او نمیتواند پیامبر اسلام باشد. در آیه ۲۶ از همان باب گفته شده «امّا آن مدافع، یعنی روحالقدس»، بنابراین مسلمانان به مشکلی جدی برمیخورند: ایشان یا باید بپذیرند که پاراکلتوس روح القدس است و از آنجا که روح القدس را جبرئیل میدانند، پس بشارت نقض میگردد، یا اینکه ادعا کنند متن تحریف شده که در آن صورت هم، بشارتشان رد میگردد [زیرا بر پایه متنی تحریف شدهاست] و هم خدا را بیغیرت و ناتوان دانستهاند و هیچ دلیلی بر اثبات این ادعا ندارند.
دلیل ۲
در آیه ۱۶ گفته «پاراکلتوسی دیگر». واژه ἄλλον الون که در زبان اصلی یونانی که «دیگر» ترجمه میشود، ما را ملزم میسازد تا تفسیر کنیم که تنها «یک پاراکلتوس» وجود ندارد. درنتیجه، اگر آنرا به «احمد» ترجمه کنیم، میشود "احمدی دیگر" که نمیتوان آنرا با منطق وفق داد. مسیح «مدافع» است و روح القدس «مدافعی دیگر» که پس از او میآید.
دلیل ۳
این شخص بایستی «همیشه زنده» باشد و نامیرا بودن یکی از صفات اوست. در آیه ۱۶ گفته "مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد"، پس این پاراکلتوس نمیتواند بمیرد و بایستی تا همیشه با مؤمنین باشد، اما محمد پس از چند دهه زندگی مُرد و دفن شد؛ در نتیجه تا همیشه با پیروان خود نماند و این ویژگی را نداشت.
دلیل ۴
«نادیدنی بودن» نیز یکی از مشخصات پاراکلتوس میباشد. در آیه ۱۷ میگوید «جهان نمیتواند او را بپذیرد؛ زیرا نه او را میبیند و نه میشناسد»؛ پس این شخص «نادیدنی»ست. اما محمد در عربستان متولد شده و در طول زندگیاش دیده و شناخته شد؛ در مسافرتها و در جنگها، در مراسم حج و در تمام زندگیاش دیده شد و همه او را میشناختند؛ لذا خصوصیت نادیدنی بودن را نیز ندارد.
دلیل ۵
شاگردان او را میشناختند؛ زیرا در آیه ۱۷ گفته «امّا شما او را میشناسید»؛ بنابراین نمیتوان او را محمد دانست. محمد «قرنها بعد» ظهور کرد و درنتیجه، شاگردان در قرن یک نمیتوانستند او را بشناسند؛ پس این شخص پیامبر اسلام نیست.
دلیل ۶
مطابق با آیه ۱۷ میخوانیم «در شما خواهد بود»، یعنی پاراکلتوس «وجودی فراانسانی»ست و میتواند درون انسان ساکن شود، اما محمد نمیتوانست در کسی ساکن شود؛ زیرا انسان بود. هیچ مسلمانی تاکنون ادعا نکرده که محمد در وی ساکن است و نمیتوان این خصوصیت را نیز به وی نسبت داد.
دلیل ۷
در آیه ۲۶ میخوانیم «او همه چیز را به شما خواهد آموخت»؛ پس این مدافع بایستی اولا، در زمانی بیاید که مخاطبین مسیح زندهاند، دوما اینکه همه چیز را تعلیم دهد. محمد نه بهلحاظ زمانی و نه بهلحاظ رسالت، نمیتوانست این کار را بکند.
دلیل ۸
در آیه ۲۶ گفته شده که پاراکلتوس «به نام مسیح» میآید: «پدر او را به نام من میفرستد». از آنجا که محمد، نه در نامِ یک انسان - حتی پیامبری بزرگ -، بلکه «به نام الله» آمد، مسلمانان یا باید بپذیرند مسیح خداست که محمد در نام او بیاید، و یا اینکه محمد پاراکلتوس نیست.
دلیل ۹
در باب ۱۶ آیه ۷ گفته "امّا اگر بروم او را نزد شما میفرستم"، پس مسیح فرستنده پاراکلتوس است و بایستی پاراکلتوس را رسول او بدانیم، اما محمد و پیروانش ادعا نداشتند که وی «رسول مسیح» است، بلکه او را «رسول الله» میدانستند؛ در نتیجه، محمد نمیتواند با این شخص برابر باشد.
دلیل ۱۰
در باب ۱۵ آیه ۲۶ گفته «از پدر صادر میشود»، نه اینکه پدر او را میفرستد، بلکه صادر شدن از خدا بهمعنای «همذاتی» این مدافع با پدر است که ابدا نمیتوان او را با محمد برابر دانست.
دلیل ۱۱
مسیح در باب ۱۶ آیه ۱۴ میگوید «او مرا جلال خواهد داد»؛ یعنی پاراکلتوس «جلالبخش مسیح» است. هیچ مسلمان عاقلی ادعا ندارد که «محمد آمد تا مسیح یا پیامبری خاص را جلال دهد»، بلکه محور دعوت محمد الله بود؛ بنابراین اگر ایشان عاقل باشند، با دیدن همین یک ویژگی، دیگر محمد را با پاراکلتوس یکی نمیدانند.
دلیل ۱۲
در اعمال باب ۱۶، «روحالقدس» و «روح مسیح» یکی دانسته شدهاند؛ درنتیجه، پاراکلتوس که در دلیل شماره ۱، دیدیم همان «روحالقدس» میباشد، «روح مسیح» نیز میباشد و به تبع، اگر محمد پاراکلتوس باشد، بایستی لقب «روحالمسیح» را به او نسبت داد، که نمیتوان.
دلیل ۱۳
مطابق با اعمال ۱: ۵، این مدافع پس از «اندک زمانی» خواهد آمد، اما از آنجا که محمد نه پس از اندک زمانی، بلکه شش قرن بعد آمد، پس پاراکلتوس نمیتواند محمد باشد.
با توجه به این دلایل و دلایل بیشتری که فرصت ذکر همه آنها نبود، دانستیم که از هیچ زاویهای، محمد نمیتواند پاراکلتوس (مدافع) موعود باشد. البته دلایل نسخهشناسی و الاهیاتی، در جای خود این بشارت را رد میکنند؛ نظیر اینکه فقدان حتی یک نسخه قدیمی که در آن بجای پاراکلتوس گفته باشد، 'احمد'، اثبات میکند که خدای اسلام توانایی حفظ یک کلمه را نیز ندارد و لایق پرستش نیست!
اکنون بیایید مشخصات پاراکلتوس را با روح القدس بسنجیم و ببینیم که آیا مدافع موعود روح القدس هست یا خیر:
۱-هویت «مدافع» با «روحالقدس» یکی دانسته شدهاست.
۲- روحالقدس «مدافعی دیگر» است؛ زیرا مسیح نیز مدافع است.
۳- روحالقدس بهعنوان «اقنوم الهی»، «نامیرا» میباشد.
۴- روحالقدس بهدلیل عدم جسمانیت «نادیدنی»ست.
۵- شاگردان او را از دو طریق میشناختند: یکی «کتب مقدسه» و دیگری «سکونت روح در ایشان».
۶- روحالقدس بهعنوان «روح خدا» میتواند «در انسان» ساکن شود.
۷- او «آموزگار مومنین» است و «همه چیز» را به شاگردان تعلیم میدهد.
۸- روحالقدس «در نام مسیح» آمد همانگونه که مسیح «در نام پدر» آمد و اینچنین، اقانیم یکدیگر را تجلیل میکنند.
۹- مسیح «فرستندۀ روح القدس» بود.
۱۰- روحالقدس بهعنوان «روح خدا» با پدر «همذات» است و طبیعیست از او صادر شود.
۱۲- روحالقدس مسیح را جلال داد با «اعلام خداوندی او» و «هدایت انسانها بسوی مسیح».
۱۲- او همان «روح مسیح» است چراکه با وی «همذات» است.
۱۳- روحالقدس پس از «اندک زمانی»، یعنی در «روز پنطیکاست» آمد.
نتیجهگیری
چنانکه ملاحظه کردید، تمامی مشخصات نه بر یک انسان، بلکه بر «روح خدا» دلالت دارد و او همان «پاراکلتوس» یا مدافع تسلیبخشیست که مسیح وعده آمدنش را داد و محمد فاقد مشخصاتیست که آیات به ما میدهند.
بشارت ۱۷. روح راستی
توضیح
ممکن است تصور کنید این مورد با مورد پیشین که «پاراکلتوس» بود، یکیست، اما اشتباه است. مورد «پاراکلتوس» به خود این لقب باز میگردد، اما «روح راستی» لقبی متمایز میباشد.
آیات مورد نظر
«اما چون روحِ راستی آید، شما را به تمامی حقیقت راهبری خواهد کرد؛ زیرا او از جانب خود سخن نخواهد گفت، بلکه آنچه را میشنود بیان خواهد کرد و از آنچه در پیش است، با شما سخن خواهد گفت» (یوحنا ۱۶: ۱۳).
ادعای مسلمانان
ایشان میگویند که مسیح به زبان آرامی سخن میگفت و این سخنان او باید در «زبان آرامی» تفسیر شود، نه یونانی. روح با توجه به آیاتی از رساله اول یوحنا، اشاره به «نبی»ست و واژه راستی در اصل ehmet می باشد که تلفظی از نام «احمد» است؛ بنابراین مسیح با اشاره به روح راستی، به آمدن پیامبر اسلام بشارت داده است.
پاسخ
هرچند تیتر و ادله مسلمانان درباره «روح راستی»، سبب تمایز این بشارت با پاراکلتوس میگردد، اما برای رد آن به متن مفصلی نیاز نیست. برای تفسیر صحیح، ابتدا باید چهارچوب همان متن بررسی شود، نه اینکه چهارچوب اصلی را رها کرده و با استناد به جای دیگر، تفسیر کنیم. نظر به این مهم، بیایید ابتدا با استناد به آیاتی از چهارچوب سخنان مسیح [باب های ۱۴ الی ۱۶] هویت روح راستی را مشخص کنیم.
به این آیات دقت کنید:
«و او مدافعی دیگر به شما خواهد داد که همیشه با شما باشد، یعنی «روحِ راستی» که جهان... نه او را میبیند و نه میشناسد؛ اما شما او را میشناسید؛ چراکه... در شما خواهد بود» (یوحنا ۱۴: ۱۶ - ۱۷)
همچنین:
«امّا چون آن مدافع... بیاید، یعنی روحِ راستی که از پدر صادر میشود، او خودْ دربارۀ من شهادت خواهد داد» (یوحنا ۱۵: ۲۶).
با توجه به این آیات متوجه چند واقعیت میشویم:
اولا «روح راستی» مطابق با چهارچوب آیات، همان «مدافع» [یا پاراکلتوس] میباشد و از آنجا که در بررسی بشارت ادعایی ۱۶، دیدیم که مدافع، «روحالقدس» است؛ درنتیجه، جای بحثی نمیماند که روح راستی همان روحالقدس میباشد.
واقعیت دیگر این است که چون «روح راستی» و «پاراکلتوس» و «روحالقدس» یکی هستند، به تبع، همان دلایل بررسی بشارت ادعایی ۱۶، بر این مورد نیز صدق میکند؛ فیالمثل مطابق با باب ۱۴ آیات ۱۶ الی ۱۷، جهان «نمیتواند روح راستی را ببیند»، روح راستی در مومنین ساکن خواهد شد، شاگردان روح راستی را «میشناسند».
مهمترین دلیل اینکه اگر مسلمانان در همان باب ۱۶، یک آیه بعد را بخوانند، خواهند دید که «روح راستی، مسیح را جلال خواهد داد»؛ همانگونه که پیشتر گفتیم، این مشخصات، ابدا با محمد سازگار نیستند و در نتیجه بشارت رد میگردد.
نتیجهگیری
اگر منطقی باشید میبینید که چهارچوب آیات اثبات میکند هویت روح راستی با روحالقدس یا مدافع یا پاراکلتوس برابر است و همان مشکلات در پیش روی مسلمانان قرار دارد که برای بشارت پاراکلتوس مطرح شد و لذا روح راستی نمی تواند محمد باشد.
بشارت ۱۸. رئیس این جهان
توضیح
شاید اگر مسیحی باشید، از شنیدن چنین ادعایی تعجب کنید. سالها پیش برخی را میدیدم که لقب «رئیس این جهان» را به پیامبر اسلام نسبت میدادند و تا عین همین ادعا را در کتاب «عبدالاحد داوود» نخواندم، باور نمیکردم که از لقب فوق بشارت درآورند.
آیات مورد نظر
«فرصت چندانی باقی نمانده که با شما سخن بگویم، زیرا رئیس این جهان میآید» (یوحنا ۱۴: ۳۰).
ادعای مسلمانان
ایشان میگویند که لقب رئیس این جهان، به پیامبر اسلام اشاره دارد که اقوام مختلف را تحت سلطه اسلام در آورد [شخصا استدلال خاصی برای این مورد ندیدهام].
پاسخ
بنده از مسلمانان برجسته در عجبم که چرا آیه مورد نظر را کامل نمیخوانند تا بشارت در یک جمله رد شود؟!
به آیه کامل توجه بفرمایید:
فرصت چندانی باقی نمانده که با شما سخن بگویم؛ زیرا رئیس این جهان میآید. او هیچ قدرتی بر من ندارد (یوحنا ۱۴: ۳۰).
تصور اینکه مسیح این سخن را درباره پیامبر مسلمانان گفته باشد، با اندکی تفکر حتی نزد مسلمانان نیز قابل پذیرش نیست. افزون بر این، مسیح بارها به «رئیس این جهان» اشاره کرده که جملگی، درباره شیطان میباشند: او گفته رئیس این جهان بیرون افکنده میشود [یوحنا ۱۲: ۳۱] و رئیس این جهان محکوم شده است [یوحنا ۱۶: ۱۱]. اگر ایشان تمایل دارند چنین لقبی را بشارت بر محمد تفسیر کنند، مانعی نیست، اما هر انسان عاقلی میداند که در انجیل یوحنا، رئیس این جهان در واقع «شیطان» است.
نتیجهگیری
خود آیات گویای حقیقت میباشند و نیازی به صغری-کبری چیدن نیست. لقبی که برخی از مسلمانان به پیامبر خود نسبت میدهند، حکم تیر خلاص بر پیکرهی بیروح الاهیات اسلامی دارد و بس.
جمعبندی
در مباحثی که خدمتتان ارائه شد، دیدید که هیچکدام از بشارات مورد ادعای مسلمانان، صحیح نبود؛ یا چهارچوب متن آن را رد می کرد، یا مشکلاتی جدی برای انطباق آن با محمد وجود داشت.
البته باید باز هم متذکر شویم که این موارد، به هیچوجه تمامی بشارات نیستند و ما تنها مواردی را مطرح کردیم که تا حدی، ارزش بررسی داشت؛ ضمن اینکه چندین بشارت درباره امامان مطرح گردیده که اگر خدا خواست، در متنی جداگانه بدان میپردازیم.
نهایتا خواننده مسلمان عزیز باید توجه داشته باشید که ما با کمال میل و دقت و احترام، به این ادعاها میپردازیم تا همانگونه که مسیح فرمود، با هوشیاری نسبت به «ظهور پیامبران کذبه»، عمل نماییم. بلی، نه تنها در انجیل بشارتی بر آمدن محمد وجود ندارد، بلکه بالعکس، تاکید موکد شده که مراقب «ظهور پیامبران کذبه» پس از مسیح باشیم!
حتی اگر بگویید کتاب مقدس تحریف شده هم مشکل حل نمیشود؛ زیرا ادعای تحریف کلام خدا، کفری آشکار به ذات الهیست: یا خدا را بیغیرت نشان میدهید، یا او را ناتوان جلوه میدهید و یا نادان میپندارید که در تمامی حالات، ادعای تحریف به کفر میانجامد!
اما احتمال دروغ بودن چنین ادعایی به آسانی قابل درک است؛ اینکه مسلمانان، به دروغ، مدعی وجود بشارت در کتاب مقدس هستند که این احتمال با اسناد و مدارک و دلایلی که ارائه شد، موافق میباشد.
در پایان از شما میخواهیم که به دور از تعصبات مذهبی، به دلایل ارائه شده بیندیشید و هرگز واژه «چرا» را در ذهنتان سانسور ننمایید؛ باشد که حقیقت را یافته و آزاد گردید.