آیا حیوانات به خدا باور دارند؟
کانال نقدآگین1️⃣ رقص در برابر آبشار و کشف شگفتانگیز جین گودال
🐒 داستان از سال ۱۹۶۰ میلادی در جنگلهای انبوه گومبه واقع در کشور تانزانیا آغاز میشود. جایی که یک زن جوان و پژوهشگر به نام جین گودال (Jane Goodall، جانورشناس و انسانشناس مشهور بریتانیایی) به تنهایی، بدون حضور هیچ تیم فیلمبرداری یا گروه امنیتی و تنها با یک دفترچه یادداشت در میان جنگل مشغول مطالعه بود. در یکی از بعدازظهرها، آسمان تاریک شد و طوفانی شدید همراه با رعد و برق درختان را به لرزه درآورد. در این هنگام، گودال شاهد رفتاری از یک گروه از شامپانزهها بود که بقیه عمر خود را صرف تلاش برای توجیه و تفسیر آن کرد.
🌊 شامپانزهها به سمت یک آبشار حرکت کردند و شروع به انجام نوعی رقص خاص کردند. این رفتار آنها ناشی از ترس، وحشت یا خشم و پرخاشگری نبود. آنها بدن خود را به جلو و عقب تکان میدادند (حرکات موزون میکردند)، پاهایشان را محکم به زمین میکوبیدند، سنگها و شاخههای درختان را به درون آب پرتاب میکردند، روی شاخههای بالای آبشار تاب میخوردند و سپس برای دقایقی طولانی و در سکوت کامل، خیره به ریزش آبشار مینشستند. آنها این چرخه رفتاری را بارها و بارها تکرار کردند.
💡 ایدههای فرعی و تحلیل موضوع:
- نمایشهای عنصری (Elemental Displays): جین گودال این رفتارهای شامپانزهها را نمایشهای برخاسته از عناصر طبیعت نامید. او که بیش از ۵۵ سال از عمر خود را صرف مطالعه این موجودات کرده بود، بارها و بارها این صحنه را مشاهده کرد و این سوال بزرگ را برای جامعه علمی مطرح ساخت: آیا این حیوانات در حال پرستش و تکریم طبیعت هستند؟
- تشابهات ساختار مغزی و احساسی: جین گودال استدلال کرد که ساختار مغزی شامپانزهها شباهت بسیار زیادی به انسان دارد. آنها احساساتی مثل شادی، غم، ترس و ناامیدی را به شکل کاملاً ملموس تجربه میکنند؛ بنابراین هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که فرض کنیم آنها قادر به درک و تجربه نوعی احساس معنوی یا روحانی در مواجهه با عظمت طبیعت نیستند. این رفتارهای بیهدف (از نظر بقا و زیستشناسی) میتوانند به عنوان پیشسازها یا ریشههای اولیه مناسک مذهبی در تاریخ تکامل در نظر گرفته شوند.
2️⃣ راز درختان مقدس و معبد سنگ مولی شامپانزهها
📸 در سال ۲۰۱۶ میلادی، اتفاق بسیار عجیبتری رخ داد. یک تیم بزرگ متشکل از ۸۰ دانشمند و پژوهشگر، مطالعهای را در مجله علمی بسیار معتبر «Sceintific Reports» به چاپ رساندند. آنها دوربینهای مخفی متعددی را در ۳۸ زیستگاه و جامعه مختلف از شامپانزهها در سراسر غرب آفریقا جاسازی کرده بودند. تصاویری که این دوربینها ثبت کردند، پدیدهای را نشان میداد که در نگاه اول برای جامعه علمی غیرممکن و باورنکردنی به نظر میرسید.
🪨 شامپانزهها به طور مکرر و مداوم، سنگهایی را به سمت تنه درختانی خاص پرتاب میکردند. این کار برای به دست آوردن غذا نبود، برای فراری دادن حیوانات شکارچی هم نبود؛ آنها صرفاً سنگها را برمیداشتند و به سمت یک درخت مشخص پرتاب میکردند. این رفتار به قدری تکرار شده بود که در پایه و دور تنه این درختان، تودهها و تپههای بزرگی از سنگ ایجاد شده بود که دقیقاً شبیه به زیارتگاهها و اماکن مقدس به نظر میرسیدند.
💡 ایدههای فرعی و تحلیل موضوع:
- شباهت با فرهنگهای بومی انسان: محققان این پروژه اشاره کردند که در فرهنگهای بومی و سنتی غرب آفریقا، ایجاد تودههای سنگی در پایه درختان مقدس، یک آیین و سنت مذهبی کاملاً شناختهشده و مستند است. شامپانزهها دقیقاً رفتاری مشابه با این آیین انسانی را به صورت کاملاً مستقل و بدون هیچگونه آموزش یا تماس با انسانها انجام میدادند.
- دیدگاه لوری سانتوس (Laurie Santos): روانشناس شناختیِ پستانداران از دانشگاه ییل، این رفتار را یک «رفتار پیشمناسکی» (Proto-ritualistic behavior) نامید. این اصطلاح به رفتاری اطلاق میشود که قالب و تعریف یک مناسک و آیین را دارد، حتی اگر الزماً با یک باور ذهنی و آگاهانه (مثل عقیده به یک خدای خاص) همراه نباشد.
- دیدگاه کرایگ استنفورد (Craig Stanford): در مقابل، دانشمندان منتقدی نیز وجود داشتند. این انسانشناس زیستی از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، ایده مذهبی بودن این رفتارها را مضحک خواند. او استدلال کرد که رفتارهای آیینی و تکراری در میان حیوانات به دلایل کاملاً مختلف زیستشناختی رایج است و نباید آنها را به مسائل ماورایی ربط داد.
- تناقض تکاملی: با وجود انتقادات، یک نکته این فرضیه را غیرقابل رد میکند؛ هیچکس نتوانسته است یک کارکرد زیستی یا مزیتی برای بقا (مثل تولید مثل یا تغذیه) برای این کار پیدا کند. از نظر اصول تکامل، رفتارهایی که هیچ کارکرد ملموسی برای بقا ندارند، نمیتوانند برای هزاران سال در یک گونه زنده باقی بمانند و تکرار شوند، مگر اینکه نیازی عمیقتر و درونی را برطرف سازند.
3️⃣ سوگواری فیلها و والهای قاتل در برابر مرگ
🐘 برای درک عمیقتر این موضوع که آیا حیوانات احساسات روحانی دارند یا خیر، باید به سراغ موجوداتی برویم که شاید روشنترین پنجره را به سوی این نوع احساسات باز میکنند: فیلها. در سال ۲۰۱۶ میلادی، یک دانشجوی دکترا که در حال مطالعه بر روی فیلهای آفریقایی بود، ویدئویی فوقالعاده را ثبت کرد. پس از مرگ فیل بزرگتر و رئیس گله (Matriarch)، در طول روزهای بعد، اعضای سه خانواده کاملاً متفاوت و بیارتباط از فیلها به محل قرارگیری جسد او آمدند. آنها هیچ دلیل تکاملی یا خویشاوندی برای حضور در آنجا نداشتند، اما آمدند، جسد او را بو کردند، با خرطومهایشان او را لمس کردند و برای مدتی طولانی در سکوتی مطلق در کنار او ایستادند.
🍃 فیلهای آفریقایی بارها در حال پوشاندن جسد همنوعان خود با استفاده از برگها و شاخههای درختان مشاهده شدهاند (نوعی مراسم تدفین طبیعی). در یک مورد کاملاً مستند دیگر، یک گله از فیلها پس از گذشت سه سال، دقیقاً به همان نقطهای برگشتند که فیل بزرگ گلهشان در آنجا مرده بود؛ آنها بیش از یک ساعت در آن مکان به صورت کاملاً ساکت ایستادند و سپس به راه خود ادامه دادند.
🐋 این پدیده منحصر به فیلها نیست. در سال ۲۰۱۸ میلادی، یک نهنگ قاتل (Orca) ماده به نام تالوکوآ (Taloqua) در آبهای شمال غربی اقیانوس آرام، جسد فرزند تازه متولد شده و مردهاش را به مدت ۱۷ روز و در مسافتی بیش از ۱۰۰۰ مایل (حدود ۱۶۰۰ کیلومتر) بر روی سر خود حمل کرد و اجازه نداد غرق شود. دانشمندان این رفتار را «سفر غم و سوگواری» نامیدند.
💡 ایدههای فرعی و تحلیل موضوع:
- فقدان مزیت زیستشناختی: سوالی که هیچ دانشمندی نتوانسته به آن پاسخ دهد این است که یک ارکای سوگوار، چه مزیت تکاملی یا پاداشی برای بقای خود از این ۱۷ روز حمل جسد دریافت میکند؟ جواب این است: هیچ مزیتی. این یعنی رفتار مذکور ناشی از یک غریزه کور زیستی برای بقا نیست، بلکه از چیزی بسیار عمیقتر سرچشمه میگیرد که شباهت تام به احساس غم و عزاداری در انسان دارد.
4️⃣ بازتعریف دین: آیا مذهب با آگاهی آغاز شد؟
🗺️ ارون گروس (Aaron Gross، پژوهشگر حوزه دین در دانشگاه سن دیگو و نویسنده کتاب «مسئله حیوانات و دین»)، استدلال میکند که ما از ابتدا مسیر را اشتباه رفتهایم و سوال غلطی را پرسیدهایم. ما دائماً میپرسیم «آیا حیوانات به خدا اعتقاد دارند؟» به گونهای که انگار مفهوم خدا، چیزی است که برای فهمیدنش حتماً به زبان، کلمات و ساختارهای پیچیده واژگانی نیاز داریم.
❤️ اما دین و مذهب در ابتداییترین و بنیادیترین ریشه خود، یک مفهوم ذهنی یا فلسفی نیست؛ بلکه یک «احساس» است. احساس شگفتی و ابهت (Awe) یک فکر تئوریک نیست؛ غم و اندوهِ برخاسته از مرگ (Grief) یک فلسفه نیست. اینها احساساتی عمیق و وجودی هستند. اگر حیوانات این پدیدهها را تجربه میکنند، پس مذهب در ابتداییترین سطح خود، چیزی نیست که منحصراً به انسانها تعلق داشته باشد.
💡 ایدههای فرعی و تحلیل موضوع:
- آگاهی و احساس شگفتی: شاید مذهب با پیدایش آگاهی انسان آغاز نشده باشد، بلکه با خود مفهوم «آگاهی» (Consciousness) به معنای عام کلمه آغاز شده است. یعنی هر نوع آگاهی و روانی که قادر به درک عظمت، شگفتی و ترس در برابر نیروهایی بزرگتر از خودش باشد، پتانسیل تجربه این حالت روحانی را دارد.
- نخستین نیایش تاریخ: با این دیدگاه، اولین نیایش و دعای روی زمین، با کلمات و زبان سخن گفته نشد؛ بلکه سالها پیش از تکامل انسان، توسط یک شامپانزه در لبه یک آبشار خروشان رقصیده شد، در حالی که زنی جوان به نام جین گودال از پشت درختان با شگفتی به آن خیره شده بود و نمیتوانست چشم از آن بردارد.
- نتیجهگیری پایانی: در نهایت، پاسخ صادقانه به این سوال که «آیا حیوانات به خدا باور دارند؟» این است که ما هنوز با قاطعیت نمیدانیم. اما چیزی که به طور یقین میدانیم این است که آنها عزاداری میکنند، مناسکی را انجام میدهند که هیچکس دلیلی برایشان ندارد و به مکانهایی بازمیگردند که برایشان معنا و ارزش عاطفی دارد. این موضوع نشان میدهد که شاید آن فاصلهای که همیشه فکر میکردیم بین ما و جهان حیوانات وجود دارد، بسیار کمتر از تصورات ما باشد.