یوسف در تاریخ و افسانه (۱/۲)
کانال نقدآگینبررسی آکادمیک شخصیت یوسف در متون کهن
۱. مقدمه: معمای تاریخی بودن یوسف
۱.۱. مروری بر روایت یوسف در سنتهای دینی
روایت یوسف، که عمدتاً در سفر پیدایش (فصول ۳۷-۵۰) یافت میشود، زندگی یوسف، پسر یعقوب و راحیل را از جایگاه ممتاز او و رویاهای نبویاش در کنعان، تا خیانت برادرانش، بردگی در مصر، به قدرت رسیدن به عنوان وزیر، و سرانجام اتحاد مجدد با خانوادهاش در طول یک قحطی شدید، بازگو میکند. این روایت مفصل، پلی حیاتی بین داستانهای پدرسالاران و اقامت بنیاسرائیل در مصر ایجاد میکند.
فراتر از کتاب مقدس عبری، داستان یوسف جایگاه برجستهای در قرآن دارد، جایی که در سورهای اختصاصی (یوسف) ارائه شده است. در حالی که عناصر اصلی طرح داستان با نسخه کتاب مقدس مشترک است، روایت قرآنی نیز دارای تفاوتهای مشخصی در جزئیات خاص و تأکیدات الهیاتی است که انطباق آن را در زمینههای دینی مختلف برجسته میکند. حضور گسترده و احترام به این روایت در سنتهای ابراهیمی، اهمیت فرهنگی و دینی عمیق آن را، صرف نظر از مبنای تاریخیاش، نشان میدهد.
۱.۲. چارچوببندی پرسش اصلی آکادمیک: شخصیت تاریخی در مقابل ساختار ادبی
پرسش اصلی آکادمیک در مورد یوسف این است که آیا این شخصیت، آنگونه که در این متون دینی باستانی به تصویر کشیده شده است، یک فرد تاریخی قابل تأیید است که در مصر باستان زندگی کرده و در آنجا نفوذ داشته است، یا اینکه روایت عمدتاً یک ساخته ادبی – یک افسانه، یک "داستان ایمانی"، یا یک داستان تعلیمی – است که برای انتقال حقایق الهیاتی، درسهای اخلاقی، یا هویت فرهنگی خلق شده است. این پرسش برای درک ماهیت روایات کتاب مقدس و رابطه آنها با واقعیت تاریخی اساسی است.
۱.۳. اذعان به پیچیدگی و بحثهای جاری علمی
در حال حاضر، هیچ اجماع گستردهای در میان محققان در مورد تاریخی بودن دقیق یوسف وجود ندارد. این بحث با طیف گستردهای از تفاسیر متنوع از ویژگیهای متنی در روایت کتاب مقدس و یافتههای باستانشناسی موجود از مصر باستان و شام مشخص میشود. این پیچیدگی از رویکردهای روششناختی متفاوت در میان محققان کتاب مقدس، مصرشناسان و باستانشناسان ناشی میشود.
وجود یک بحث آکادمیک عمیق و مداوم، به جای یک پاسخ قطعی و جهانی پذیرفته شده، خود یک نکته بسیار مهم است. این عدم اجماع، چالشهای ذاتی در بازسازی تاریخ باستان را صرفاً یا عمدتاً از متون دینی برجسته میکند. این وضعیت نشان میدهد که "شواهد" برای تاریخی بودن یوسف اغلب غیرمستقیم، مبهم یا تابع تفسیر محققان بر اساس پیشفرضها و اولویتهای روششناختی متفاوت است.
۲. روایت یوسف: یک شاهکار ادبی
۲.۱. خلاصهای از داستان یوسف (پیدایش ۳۷-۵۰)
روایت با یوسف، پسر محبوب یعقوب، آغاز میشود که رویاهای نبویاش از تعظیم خانوادهاش در برابر او، حسادت ده برادر ناتنی بزرگتر و یک برادر تنیاش را برمیانگیزد. این حسادت به توطئه آنها برای کشتن او منجر میشود، که رؤبن با پیشنهاد انداختن او در یک آبانبار خالی، آن را خنثی میکند. در نهایت، یوسف به بازرگانان مِدیانی فروخته شده و به مصر برده میشود.
در مصر، یوسف به فوطیفار، فرمانده گارد فرعون، فروخته میشود و به سرپرستی خانه او ارتقا مییابد. او که به دروغ توسط همسر فوطیفار متهم شده بود، زندانی میشود. توانایی او در تعبیر خواب، که با ساقی و نانواچی فرعون نشان داده شد، سرانجام او را به تعبیر رویاهای خود فرعون در مورد هفت سال فراوانی و سپس هفت سال قحطی سوق میدهد. فرعون تحت تأثیر قرار گرفته و یوسف را به عنوان وزیر، نفر دوم پس از خود، برای مدیریت بحران منصوب میکند. مدیریت یوسف منجر به شکوفایی مصر میشود و در طول قحطی، برادرانش برای تهیه غذا به مصر میآیند که منجر به یک سری آزمایشها و در نهایت، آشتیای اشکبار میشود. داستان با مهاجرت یعقوب و خانوادهاش به مصر، اقامت در گوشن، و زندگی یوسف تا سن ۱۱۰ سالگی به پایان میرسد.
۲.۲. بینشهای تطبیقی از روایت قرآنی
روایت قرآنی یوسف (سوره یوسف) تا حد زیادی روایت کتاب مقدس را در اصول بنیادی و طرح کلی خود منعکس میکند، از جمله رویاهای نبوی یوسف، حسادت و خیانت برادرانش، فروش او به بردگی، مواجهه او با همسر فوطیفار (زلیخا)، زندانی شدنش، تواناییهایش در تعبیر خواب، به قدرت رسیدنش در مصر، و اتحاد مجدد با خانوادهاش. هر دو روایت یوسف را در جایگاهی با اقتدار بالا در مصر به تصویر میکشند.
با این حال، تحلیل دقیق "تفاوتهای عمیقی" را در جزئیات خاص نشان میدهد. به عنوان مثال، روایت قرآن از افشای رویای یوسف متفاوت است، با این که پدرش به او هشدار میدهد که آن را برای خواهر و برادرانش فاش نکند. اجرای توطئه برادران نیز متفاوت است، همانطور که نحوه دقیق کشف یوسف در چاه نیز متفاوت است. علاوه بر این، جزئیات پاره شدن پیراهن یوسف از پشت در روایت قرآنی (که بیگناهی او را ثابت میکند) با روایت کتاب مقدس تفاوت دارد. نسخه قرآنی به طور کلی به صورت خلاصهتر و با آیات کمتری نسبت به روایت کتاب مقدس ارائه شده و اغلب بر جلال خداوند تمرکز دارد.
حضور مداوم داستان یوسف در سنتهای دینی اصلی (یهودیت، مسیحیت، اسلام)، همراه با تفاوتهای مشخص در جزئیات خاص آن، به شدت نشان میدهد که کارکرد اصلی این روایت، یک تاریخنگاری دقیق نیست. در عوض، این روایت به عنوان یک ابزار قدرتمند برای انتقال پیامهای الهیاتی، اخلاقی و معنوی – مانند مشیت الهی، پیروزی پرهیزگاری، بخشش و حکمت – عمل میکند، که میتواند برای مخاطبان و اهداف الهیاتی مختلف بدون پایبندی دقیق به جزئیات تاریخی، اقتباس و بازتفسیر شود. این امر دلالت بر آن دارد که "حقیقت" داستان اغلب در مضامین پایدار آن یافت میشود تا در دقت واقعی آن.
۲.۳. بحث در مورد ژانر ادبی روایت و پیامدهای آن برای تاریخی بودن
بسیاری از محققان به اتفاق آرا داستان یوسف را "شاهکار داستانگویی" میدانند ، و اغلب آن را به عنوان "نوولا" یا "رمان" طبقهبندی میکنند. این طبقهبندی دلالت بر آن دارد که روایت یک اثر ادبی داستانی بسیار ماهرانه است که دارای ساختاری یکپارچه و به خوبی طراحی شده است و آن را از داستانهای پدرسالاران پراکنده در سفر پیدایش متمایز میکند.
تحلیلهای ادبی تکنیکهای پیچیده نگارش را نشان میدهند، مانند ساختارهای کایاستیک (یک ابزار ادبی که در آن مضامین یا موتیفها به صورت معکوس ارائه و تکرار میشوند) و استفاده از "کلمات مضمونی" مشترک که قسمتهای مختلف را به هم پیوند میدهند. شناسایی "وقفه های" روایی، مانند پیدایش ۳۸ (یهودا و تامار) و پیدایش ۴۹ (برکات یعقوب)، که هم توسط محققان مدرن و هم توسط مفسران باستانی مانند راشی و ابن عزرا به رسمیت شناخته شدهاند، بیشتر به تاریخچه تدوین پیچیده و عمدی، به جای یک ثبت تاریخی ساده و بدون ویرایش، اشاره دارد.
داستان همچنین تکاملی در شخصیت یوسف را نشان میدهد، که از یک "جوان خودخواه" به یک "دولتمرد صبور، هوشیار و باهوش" تبدیل میشود ، که مشخصه یک روایت ادبی است تا یک گزارش تاریخی ثابت.
اجماع گسترده محققان در مورد روایت یوسف به عنوان یک "نوولا" پیچیده با ابزارهای ادبی ظریف (کایاسم، تکامل شخصیت، وقفه های عمدی) پیامدهای عمیقی برای تاریخی بودن آن دارد. این طبقهبندی ادبی نشان میدهد که هدف اصلی متن، بیان هنری و الهیاتی است تا گزارش تاریخی دقیق. این درک اساساً پرسش آکادمیک را از یک "آیا اتفاق افتاده است؟" ساده به یک "این داستان چگونه عمل میکند؟" و "این داستان از طریق هنر روایی خود چه پیامهای عمیقی را منتقل میکند؟" تغییر میدهد. پیچیدگی ادبی به یک ترکیب عمدی و متأخرتر اشاره دارد تا یک ثبت فوری و بدون تزیین از وقایع.
۳. استدلالها برای تاریخی بودن یوسف: بازتابهایی در مصر باستان
۳.۱. جزئیات داخلی کتاب مقدس منطبق با آداب و رسوم و عناوین مصری
طرفداران تاریخی بودن یوسف، که اغلب "حداکثرگرا" یا "همسازگرا" نامیده میشوند، استدلال میکنند که جزئیات متعددی در روایت کتاب مقدس، دانش عمیقی از فرهنگ مصر باستان را نشان میدهد که به یک بستر تاریخی معتبر اشاره دارد. محققانی مانند جیمز ک. هافمایر این "رنگآمیزیهای مصری" را به عنوان شواهدی برای تاریخی بودن اساسی داستان برجسته میکنند.
نمونههای خاص ذکر شده عبارتند از:
- عنوان یوسف: عنوان "سرپرست خانه" (پیدایش ۳۹:۴) برای یوسف در خانه فوطیفار به عنوان یک عنوان معتبر مصری، hry-pr، شناسایی شده است. این نشان میدهد که نویسنده کتاب مقدس با نقشهای اداری خاص مصری آشنا بوده است.
- قیمت برده: یوسف به بیست مثقال نقره فروخته شد (پیدایش ۳۷:۲۸). این قیمت با "میانگین قیمت یک برده در نیمه اول هزاره دوم پیش از میلاد" مطابقت دارد، دورهای که اغلب با تاریخگذاری سنتی یوسف مرتبط است.
- نامهای مصری: نامهای شخصیتهای کلیدی مصری در روایت، مانند فوطیفار و فوطیفرا (پیدایش ۴۱:۴۵)، به عنوان نامهای معتبر مصری شناخته شدهاند که به معنای "کسی که رع (خدای خورشید) داده است" میباشند. نام مصری یوسف، صفنات فعنیح (پیدایش ۴۱:۴۵)، نیز قابل قبول تلقی میشود.
- عمر ۱۱۰ ساله: یوسف ۱۱۰ سال زندگی کرد (پیدایش ۵۰:۲۲). این سن در بیش از سی متن مصری به عنوان یک نماد برای "مردی حکیم و برجسته" و "زندگی ایدهآل" ذکر شده است که اغلب در دعاها یا آرزوها ظاهر میشود. این جزئیات در یک زمینه فرهنگی مصری به خوبی طنینانداز میشد.
- آداب و رسوم مصری: تراشیدن موهای یوسف قبل از حضور در برابر فرعون (پیدایش ۴۱:۱۴) به عنوان یک رسم متمایز مصری ذکر شده است که با آداب سامی متفاوت است. عمل مومیایی کردن یوسف (پیدایش ۵۰:۲۶) نیز یک رسم منحصر به فرد مصری است.
۳.۲. جایگاههای زمانی پیشنهادی و استدلالهای پشتیبان
محققانی که تاریخی بودن یوسف را میپذیرند، معمولاً دو دوره اصلی را برای فعالیت او در مصر پیشنهاد میکنند که هر کدام استدلالهای خاص خود را دارند:
- دودمان دوازدهم (پادشاهی میانه، تقریباً ۱۸۹۷-۱۸۴۳ پیش از میلاد): این تاریخگذاری اغلب با "پذیرش دقیق و تحتاللفظی گاهشماری کتاب مقدس" (مانند اول پادشاهان ۶:۱، خروج ۱۲:۴۰) پشتیبانی میشود، که ورود یوسف به مصر را در زمان فرعونهایی مانند سنوسرت دوم و سوم قرار میدهد. استدلالها برای این دوره شامل موارد زیر است:
- توصیف فوطیفار به عنوان یک فرمانده مصری گارد پادشاه، که در یک دودمان بومی مصری انتظار میرود، بر خلاف دوره هیکسوس که سامیها حکومت میکردند.
- حکومت یوسف "بر تمام سرزمین مصر" (پیدایش ۴۱:۴۱)، که با کنترل متمرکز دودمان دوازدهم بر کل ملت سازگار است، در حالی که هیکسوسها فقط بخش شمالی را کنترل میکردند.
- فرعون دختر کاهن اون (هلیوپولیس) را به عنوان همسر به یوسف میدهد، که با آداب و رسوم یک دودمان بومی مصری مطابقت دارد.
- شواهد باستانشناسی از بردگان آسیایی در مصر در اواخر پادشاهی میانه، که با تاریخ دودمان دوازدهم برای یوسف همخوانی دارد.
- یک نقاشی مقبره مصری از دوران سلطنت سنوسرت دوم که کاروانی از آسیاییها را در حال ورود به مصر به تصویر میکشد، که برخی آن را با ورود خانواده یعقوب سازگار میدانند.
- دوره میانی دوم (دوره هیکسوس، تقریباً ۱۶۶۴-۱۵۵۵ پیش از میلاد): محققان دیگر این دوره را پیشنهاد میکنند و استدلال میکنند که ذکر ارابهها در ارتقاء یوسف (پیدایش ۴۱:۴۳) به بهترین وجه با این دوران مطابقت دارد، زیرا ارابهها احتمالاً توسط هیکسوسها به مصر معرفی شدهاند. هیکسوسها اصالتاً سامی-فلسطینی بودند ، که ممکن است صعود سریع یک خارجی سامی مانند یوسف را در دولت آنها توضیح دهد.
استدلالهای "رنگآمیزی مصری"، در حالی که سازگاری متنی قابل قبولی را با برخی جنبههای فرهنگ مصر باستان نشان میدهند، عمدتاً بر اساس همبستگی هستند تا شواهد مستقیم و صریح. این بدان معناست که در حالی که جزئیات خاصی در متن کتاب مقدس میتواند با یک زمینه مصری باستان مطابقت داشته باشد، آنها به طور منحصر به فرد وقایع خاص یا وجود تاریخی یوسف را اثبات نمیکنند. وجود بحث در مورد کدام دوره مصری بهترین انطباق را با روایت دارد (دودمان دوازدهم در مقابل هیکسوس) نشان میدهد که "انطباق" متنی به طور جهانی واضح نیست و اغلب نیازمند انتخابهای تفسیری بر اساس چارچوبهای تاریخی گستردهتر (مانند اولویتبندی گاهشماری کتاب مقدس در مقابل گاهشماری مصرشناسی رایج) است. این نشان میدهد که شواهد غیرمستقیم و قابل تفسیرهای متعدد است.
۳.۳. بررسی همبستگیها و تفاسیر باستانشناختی بالقوه
- آواریس (تل الضبعه): این مکان در دلتای شرقی نیل، که به عنوان پایتخت هیکسوسها (حوت-وارِت) شناسایی شده است، شواهد باستانشناختی گستردهای از حضور قابل توجه یک جمعیت خارجی سامی از شام در دوران پادشاهی میانه و دوره میانی دوم را نشان داده است. حفاریها خانههایی به سبک کنعانی، سلاحهای شامی، سفال، و به ویژه، سیلوهای بزرگ ذخیره مواد غذایی را کشف کردهاند. برخی از محققان حداکثرگرا این یافتهها را با حضور قابل توجه آسیاییها در مصر، که به طور بالقوه شامل بنیاسرائیل میشود، سازگار میدانند و پیشنهاد میکنند که آواریس میتواند محل اقامت یوسف بوده باشد. با این حال، مانفرد بیتاک، سرپرست حفاری، آن را به عنوان شهر کتاب مقدس رامسس یا مستقیماً به یوسف مرتبط نمیداند.
- "مجسمه یوسف" و کاخ در آواریس: برخی از محققان، به ویژه کسانی که از تاریخ خروج اولیه (حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد) حمایت میکنند، پیشنهاد میکنند که یک مجسمه خاص و یک مجموعه کاخ که در آواریس یافت شدهاند، "به احتمال بسیار زیاد" با یوسف کتاب مقدس مرتبط هستند. این تفسیر با این ایده که اخراج هیکسوسها در حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد با خروج بنیاسرائیل مطابقت دارد، همخوانی دارد. این ادعا، با این حال، بسیار بحثبرانگیز است و توسط باستانشناسان جریان اصلی پذیرفته نشده است.
- یویا به عنوان یک شخصیت احتمالی یوسف: کشف مقبره یویا و همسرش تیویا در دره پادشاهان در سال ۱۹۰۵، گمانهزنیهای قابل توجهی را در مورد هویت یویا به عنوان یوسف برانگیخت. طرفداران این شناسایی به شباهتهای جذاب متعددی اشاره میکنند:
- عناوین و نقشها: یویا عناوین بانفوذی در دربار فرعون داشت، مانند "معاون پادشاه"، "استاد اسب" و "سرپرست گله"، که با نقش قدرتمند یوسف به عنوان وزیر همخوانی دارد.
- "پدر خدا/فرعون": یویا به طور غیرمعمولی با عنوان "پدر خدا" یا دقیقتر، "پدر فرعون" نامیده میشد، عنوانی که برخی محققان آن را با اورخ یوسف، که به معنای "پدر پادشاه" تفسیر میشود، موازی میدانند.
- منشأ خارجی و ویژگیهای سامی: نام یویا مصری نیست، و ظاهر مومیایی او ویژگیهای سامی و شواهدی از ریش به سبک عبری را نشان میداد که با پیشینه عبری یوسف سازگار است.
- موقعیت دست مومیایی: مومیایی یویا تنها مومیایی یافت شده است که دستهایش زیر چانه او قرار گرفته است، نه روی سینهاش.
- رویاهای فرعون و پیشینه همسر: یویا در زمان فرعون تحوتمس چهارم خدمت میکرد، که یک ستون سنگی را سفارش داد که یکی از رویاهای او را توصیف میکرد، و همسر یویا دارای ریشههای سلطنتی و کاهنی بود، که ازدواج یوسف با دختر یک کاهن اون را منعکس میکند.
- مومیایی شدن: یویا مومیایی شده بود، که با روایت کتاب مقدس از مومیایی شدن یوسف سازگار است.
- ریشهشناسی نام: یک ارتباط ریشهشناختی پیشنهادی بین "یویا" (yw، به معنای "برگ نی" در مصری باستان) و "یوسف" (یوسف، که ریشهای مشترک با سوف، به معنای "نی" در عبری دارد) مطرح شده است.
- ارتباط یکتاپرستی: نوه یویا، فرعون آخناتون بود که به دلیل تلاشش برای معرفی یکتاپرستی در مصر شناخته شده است، که برخی آن را به تأثیر یکتاپرستی یوسف مرتبط میدانند.
- استدلالها علیه شناسایی یویا-یوسف: مهمترین و اغلب تعیینکنندهترین استدلال علیه شناسایی یویا با یوسف، روایت صریح کتاب مقدس در یوشع ۲۴:۳۲ است که بیان میکند استخوانهای یوسف در طول خروج از مصر خارج شده و سرانجام در شکیم در کنعان دفن شد. این امر مستقیماً با دفن دائمی یویا در دره پادشاهان در مصر در تضاد است. این تناقض اساسی، شناسایی را برای بسیاری از محققان بسیار مشکلساز میکند.
در حالی که مکانهای باستانشناختی مانند آواریس اطلاعات متنی ارزشمندی را در مورد حضور جمعیتهای سامی در مصر در دورههای بالقوه مرتبط با روایت یوسف ارائه میدهند، اما شواهد باستانشناختی مستقیم و بیچون و چرا برای یوسف ارائه نمیکنند. تفسیر این یافتهها اغلب به شدت به پیشفرضهای محقق (مثلاً اینکه آیا آنها گاهشماری کتاب مقدس یا گاهشماری اصلی مصر را اولویت میدهند) و تمایل آنها به استنتاج از الگوهای کلی حضور خارجی به وقایع خاص کتاب مقدس بستگی دارد. مورد یویا، به ویژه، نشان میدهد که چگونه شواهد متقاعدکننده غیرمستقیم میتواند در نهایت توسط تناقضات مستقیم با خود متن کتاب مقدس تضعیف شود و محققان را مجبور به اولویتبندی یک شکل از شواهد بر دیگری کند.
۴. استدلالها برای یک ترکیب افسانهای یا متأخر: دیدگاههای انتقادی
۴.۱. بررسی فقدان شواهد باستانشناختی مستقیم و بیچون و چرا برای یوسف
یکی از استدلالهای اصلی علیه تاریخی بودن روایت یوسف، به ویژه به عنوان یک گزارش تاریخی مستقیم از هزاره دوم پیش از میلاد، فقدان مداوم هرگونه شواهد باستانشناختی یا کتیبهای مستقیم و بیابهام است. این شامل فقدان کتیبهها، بناهای یادبود، یا سوابق رسمی مصری است که به صراحت از یوسف (یوسف) به عنوان یک مقام بلندپایه نام ببرند، یا وقایع خاص قحطی و اداره او را تأیید کنند.
علاوه بر این، در حالی که یک مکان سنتی به نام مقبره یوسف در نابلس وجود دارد، تحقیقات باستانشناختی مدرن هیچ مدرکی برای اثبات ادعای آن به عنوان محل دفن کتاب مقدس پیدا نکردهاند. پژوهشهای معاصر در مورد اصالت آن نامشخص باقی مانده است، و اشاره میکند که منابع یهودی یا مسیحی که از این مقبره نام میبرند، تنها از قرن پنجم میلادی به بعد ظاهر میشوند.
فقدان مداوم شواهد باستانشناختی مستقیم برای شخصیتی با جایگاه و نفوذ ادعایی یوسف (یک وزیر که مصر را از قحطی نجات داد) یک نکته مهم برای محققان انتقادی است. در حالی که "فقدان شواهد، دلیل بر عدم وجود نیست"، عدم وجود دادههای خارجی تأییدکننده برای چنین شخصیت برجسته و وقایع مرتبط با او، به ویژه در مقایسه با غنای باستانشناختی دورههای بعدی، بسیاری از محققان را به زیر سؤال بردن پایه تاریخی روایت و در نظر گرفتن آن عمدتاً به عنوان یک ساختار ادبی یا افسانهای سوق میدهد. این رویکرد بخشی از بدبینی گستردهتر نسبت به تاریخی بودن تحتاللفظی بسیاری از روایات اولیه کتاب مقدس است.