روزه از کجا آمده است؟
کانال نقدآگین✍🏻 امین قضایی

چرا مسلمانان روزه میگیرند؟ این کار بیفایده و البته مضر برای سلامت و روان انسان از کجا آمدهاست؟ هیچ کجا مانند آیین روزهداری، اقتباس اسلام از یهودیت خود را نشان نمیدهد. در این اقتباس، شک و شبهه ای نیست؛ تنها مسئله این است که آیا این اقتباس، در همان زمان محمد رخ دادهاست، یا اینکه اقتباسیست متأخر که میتوان انعکاس آن را در روایات و احادیث دید.
اسلام روزهداری را از یهودیت اقتباس کردهاست. یهودیان نیز به نوبۀ خود، براساس تفاسیر متأخر از متن عهد عتیق، بهتدریج آیین روزهداری را رسمیت بخشیدند و بر تعداد روزهایی که به روز گرفتن توصیه میشود، افزودهاند. اینکه روزهداری اصولاً از کجا میآید، در اصل، از «تفسیر متأخر شریعت یهود از متن تورات» حاصل شدهاست. در عهد عتیق، بارها اشاره شدهاست که وقتی فردی مشغول «عزاداری، راز-و-نیاز و یا کار مهمی مانند آمادهشدن برای دریافت وحی» است، روزه میگیرد. اولین نمونه آن در سفر خروج است:
موسی چهل شبانه روز بر بالای کوه در حضور خداوند بود و در آن مدت نه چیزی خود و نه آشامید. (خروج : ۳۴: ۲۸)
در اینجا اصلاً به روزهداری (کلمه عبری ẓaum که کلمۀ عربی صیام هم از آن گرفته شدهاست)، بهصورت صریح اشارهای نمیشود و صرفاً نشاندهندۀ این است که موسی، در کوه تنها بودهاست و برای اینکه نشان دادهشود وی مشغول امر بسیار مهمیست، اشاره میشود که وی خوردن و نوشیدن را هم حتی ترک کرده بود.
وقتی در عهد عتیق جلوتر میآئیم، در کتاب داوران دوباره نشانه ای از روزهداری مییابیم:
آنگاه تمامی مردم اسراییل (بعد از شکست در یک جنگ)، به بیت ئیل رفتند و تا غروب آفتاب در حضور خداوند گریستند و روزه گرفتند و قربانیهای سوختنی و سلامتی به حضور خداوند تقدیم کردند (داوران ۲۰: ۲۶).
اینجا هم اگرچه مستقیماً به روزهداری اشاره شده، ولی مشخصاً دلیل آن حادثه خاصی مانند «شکست در جنگ» است. یهودیان بعد از شکست در جنگ، آنچنان به «دعا و التماس به خدا» مشغول بودند که خوردن و نوشیدن را هم ترک کردهبودند.
نمونۀ بعدی و مشهورتر آن، روزهداری داوود است. در کتاب دوم سموئیل میخوانیم:
داود به خدا التماس کرد که بچه را زنده نگاه دارد. به این منظور روزه گرفت و به اتاق خود رفته و تمام شب روی زمین دراز کشید (دومسموئیل ۱۲: ۱۶).
بار دیگر روزه داری داوود هم به خاطر غصه و دعای وی برای «زنده نگهداشتن» کودکش هست. مسلماً نویسنده برای اینکه نشان دهد داوود تا چه حد غصهدار بودهاست، اشاره میکند که وی از خوردن و نوشیدن نیز بازمانده بود.
در همۀ این موارد، روزهداری یک «تصمیم شخصی»ست و نه یک «دستور الهی». تنها مورد استثناء را در کتاب لاویان مییابیم:
"این قوانین را همیشه باید اجرا کنید: در روز دهم ماه هفتم، نباید کار کنید. بلکه آن روز را در روزه بگذرانید... چون در آن روز مراسم کفاره برای آمرزش گناهان انجام خواهد شد تا قوم در نظر خداوند طاهر باشند" (لاویان ۱۶: ۲۹).
به همین خاطر، تنها روزی که یهودیان موظف به روزهداری هستند، همین روز دهم ماه تیشری (ماه یهودیان) است. بعدها روزهگرفتن در ایام دیگری که به حوادث متعدد در تورات مربوط میشوند، توصیه شدهاست، اما در همینجا هم باز دلیل روزهداری مشخص است: این روز، روزِ کفاره است (به خاطر گناهان پسران هارون) و فرد باید دست از زندگی معمولی از جمله خوردن و نوشیدن بردارد و تاوان گناهش را با دعا و ندبه بدهد.
در متن تورات، روزه گرفتن (نخوردن و نیاشامیدن) صرفاً اشارهایست به اینکه فرد «بهشدت مشغول دعا و ندبه» است بهطوری که دست از خوردن و آشامیدن برداشتهاست. در واقع، این کمی شبیه اعتصاب غذا یا آنچیزیست که در اسلام، «اعتکاف» خوانده میشود: فرد زندگی معمول را کنار گذاشته و حتی از خوردن و آشامیدن دست برمیدارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود. همین اتفاق در مورد داوود افتاد: در داستان داوود و عزاداری برای بچهاش میخوانیم:
"درباریان از او خواهش کردند تا از زمین بلند شود و با آنها غذا بخورد، اما قبول نکرد. تا اینکه روز هفتم بچه مرد. درباریان میترسیدند این خبر را به او بدهند. آنها میگفتند: وقتی ان بچه هنوز زنده بود، داوود از شدت ناراحتی با ما حرف نمیزد. حال اگر به او خبر بدهیم که بچه مردهاست، معلوم نیست چه بلایی سر خود بیاورد، ولی وقتی داوود دید آنها در گوشی با هم حرف میزنند، فهمید چه شدهاست و پرسید: آیا بچه مردهاست؟ گفتند: بلی.
آنگاه داوود از زمین بلند شد، شستشو نمود. سرش را شانه کرد. لباسهایش را عوض کرد و به خیمه عبادت رفت و خداوند را پرستش کرد. سپس به کاخش برگشت و خوراک خورد. درباریان تعجب کردند و به او گفتند: ما از رفتار تو سر در نمیآوریم. وقتی بچه هنوز زندهبود، گریه میکردی و غذا نمیخوردی، اما حال که بچه مردهاست، دست از گریه برداشته و غذا میخوری! داوود جواب داد: وقتی بچه زند بود، روزه گرفتم و گریستم؛ چون فکر میکردم شاید خداوند به من رحم کند و بچه را زنده نگاه دارد، اما حالا که بچه مردهاست، دیگر چرا روزه بگیرم؟"
میبینیم که دلیل داوود برای روزهداری اتفاقاً بسیار منطقیست! روزهداری که در روایت تورات صرفاً «نشانهای از عزاداری»، «شرایط خاص برای گرفتن اجابت» و یا «وحی از جانب خدا»ست، اما این رفتار بعداً توسط شریعت یهود، به یک آیین و دستور الهی تبدیل میشود. دلیل واقعی روزهگرفتن، در ابتدا بسیار ساده بودهاست. فرد برای گرفتن اجابت دعایش، انجام کارهای روزمره از جمله خوردن و نوشیدن و ... را کنار میگذارد و آنقدر دعا میکند تا دعایش اجابت شود، گناهش بخشیده شود یا اینکه مانند مورد داوود، دیگر دلیلی برای دعا کردن وجود نداشتهباشد! اما مذهب یهود، این رفتار را بعداً به «یک آیین» تبدیل کرد.
اسلام نیز به همین نحو، با روزه داری و به اقتباس از یهودی، به شکل یک آیین برخورد کرد، که باید در مواقع مشخصی از سال و در روزهای مشخصی اجرا شود. جالب اینجاست که مطابق روایات، محمد مانند یهودیان، فقط روزه گرفتن در روز دهم (احتمالاً ماه محرم) را بر مسلمانان فرض کرده بود:
از نافع روایت است که ابن عمر گفت: پیامبر درعاشورا روزه میگرفت و به روزه گرفتن در آن روز دستور داد و چون روزه رمضان فرض شد، روزه عاشورا ترک شد (صحیح بخاری ۱۱۲۶ ).
منظور از این آیه ۱۸۰ سوره بقره است که گفته میشود:
ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است [كتابى] كه مردم را راهبر و [متضمن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حق از باطل است پس هر كس از شما اين ماه را درک كند بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] خدا براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شماره [مقرر] را تكميل كنيد و خدا را به پاس آنكه رهنمونيتان كرده است به بزرگى بستاييد و باشد كه شكرگزارى كنيد(۱۸۵).
اما در چند آیه قبلتر، آیه دیگری است که صرفاً گفته میشود روزه بر شما فرض شدهاست:
اى كسانى كه ايمان آورده ايد روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهيزگارى كنيد (۱۸۳).
کاملاً مشخص است که منظور از پیشینیان، همان مذهب یهود و یهودیان است. موارد مشابه دیگری هم از این اقتباس وجود دارد. مثلاً احادیثی هست که «روزه گرفتنِ اختیاری» در روز جمعه را منع میکند، درست همانطور که یهودیان روزه گرفتن در روز سبت (شنبه) را منع کرده اند (و اگر روز کفاره با شنبه مصادف شود، آنها دوشنبه جاری را به جایش روزه میگیرند). حتی چند حدیث است که نشان میدهد که محمد یا نویسندگان این احادیث تا چه حد، چشم بر سنت یهودی داشته اند:
از ابوسلمه روایت است که عمرو بن عاص گفت: پیامبر نزد من آمد. سپس عبدالله این حدیث را گفت و پیامبر فرمود: میهمان تو را بر تو حقیست و زن تو را بر تو حقی. و من گفتم روزه داوود چگونه بودهاست؟ فرمود نصف سال.(یعنی یک روز در میا روزه می گرفت).
این حرف عجیب است و در متن تورات هیچکجا (تا آنجا که من اطلاع دارم) اشارهای نشده که داوود نصف سال یا یک روز در میان روزه میگرفته است. این نشان میدهد که محمد یا مسلمانان، یک چیزهایی از یهودیت و داستانهایش شنیده بودند، اما دسترسی دقیقی به جزئیاتش نداشته اند (یعنی حتی یک قرن بعد که این احادیث نوشتهشده، آنها هنوز از متن تورات اطلاع دقیقی نداشته اند).
باری، اقتباس مسلمانان از یهودیان در روزهداری، بسیار واضح و روشن است، اما نکتۀ مبهم این است که چه چیز باعث شد که محمد (یا نویسندگان قرآن یا تعیین کنندگان احکام شریعت) تصمیم بگیرند که بهجای «روز عاشورا» (یعنی دهم)، کل ماه رمضان را روزه بگیرند. دلیل در متن قرآن این است که در این ماه، «قرآن و فرقان» نازل شدهاست:
شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ (بقره، ۱۸۵).
این دلیل عجیبیست. مسلمانان اصلاً نمیدانند فرقان چیست و دوم اینکه گرفتن یک ماه تمام روزه در محیط بیابانی و گرم عربستان بسیار طاقت فرساست. هنوز هم مسلمانان هر سال خود و دیگران را با این حکم مسخره آزار میدهند. من یک پاسخ احتمالی دارم. مطابق تئوری من، فرقان همان کتاب «جوبیلیز» یا کتاب «بخشها»ست. اشاره به نزول فرقان، نه نزول به محمد، بلکه نزول به موسی در بالای کوه است و وی در این مدت روزه بود (یعنی نخورد و نه آشامید). متن قرآن بهوضوح میگوید که فرقان چیزی است که بر موسی نازل شده است:
و در حقيقت به موسى و هارون فرقان داديم و [كتابشان] براى پرهيزگاران روشنايى و اندرزى است (سوره ۲۱ آیه ۴۸)
در هر حال، فرقان هرچه باشد، دلیل روزه گرفتن، نزول فرقان به موسی است و نه محمد. گویا محمد تصمیم گرفتهاست که به جای روزه کفاره برای گناهان هارون، به مانند موسی، یک ماه تمام روزه بگیرد. خب، میبینید که همه چیز چقدر مسخره است. روزهداری در متن تورات، یک «عمل شخصی» است یعنی کنار گذاشتن روال معمول زندگی برای دعا و اجابت یا گرفتن وحی از سوی خدا، اما توسط سنت یهودی این به یک آیین سالیانه تبدیل شد و اسلام نیز دقیقاً همین را اقتباس کرد.