🍷 شُربِ خمر در قرآن (از منظر پدیدارشناسی و هرمنوتیک)

🍷 شُربِ خمر در قرآن (از منظر پدیدارشناسی و هرمنوتیک)

كانال نقدآگين

 از منظر پدیدارشناسی و هرمونوتیک

✍️ #علیرضاموثق

🍂 ۱) «یسئَلُونَک عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کبِیرٌ وَ مَنَفِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکبرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَ یسئَلُونَک مَا ذَا ینفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِک یبَینُ اللَّهُ لَکُمُ الاَیتِ لَعَلَّکمْ تَتَفَکَّرُونَ‏؛ در باره شراب و قمار، از تو می‏‌پرسند، بگو: «در آن دو، گناهی بزرگ، و سودهایی برای مردم است، و[لی‏] گناهشان از سودشان بزرگتر است» و از تو می‏‌پرسند: «چه چیزی انفاق کنند؟» بگو: «مازاد [بر نیازمندی خود] را.» این گونه، خداوند آیات [خود را] برای شما روشن می‏‌گرداند، باشد که در [کار] دنیا و آخرت بیندیشید».

۲) «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا لا تَقْرَبُوا الصلَوةَ وَ أَنتُمْ سکَرَی حَتی تَعْلَمُوا مَا تَقُولُونَ وَ لا جُنُباً إِلا عَابِرِی سبِیلٍ حَتی تَغْتَسِلُوا وَ إِن کُنتُم مَّرْضی أَوْ عَلی سفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِّنکُم مِّنَ الْغَائطِ أَوْ لَمَستُمُ النِّساءَ فَلَمْ تجِدُوا مَاءً فَتَیمَّمُوا صعِیداً طیباً فَامْسحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَ أَیدِیکُمْ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُواًّ غَفُوراً؛ ای کسانی که ایمان آورده‏‌اید، در حال مستی به نماز نزدیک نشوید تا زمانی که بدانید چه می‏‌گویید؛ و [نیز] در حال جنابت [وارد نماز نشوید] -مگر اینکه رهگذر باشید- تا غسل کنید؛ و اگر بیمارید یا در سفرید یا یکی از شما از قضای حاجت آمد یا با زنان آمیزش کرده‏‌اید و آب نیافته‌اید، پس بر خاکی پاک تیمّم کنید، و صورت و دستهای‌تان را مسخ نمایید، که خدا بخشنده و آمرزنده است».

۳) «یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا إِنَّمَا الخَْمْرُ وَ الْمَیسرُ وَ الأَنصاب وَ الأَزْلَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشیطنِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏؛ ای کسانی که ایمان آورده‏‌اید، شراب و قمار و بتها و تیرهای قرعه، پلیدند و از عمل شیطانند. پس، از آنها دوری گزینید، باشد که رستگار شوید».


🍂 حال، خودتان را در حد توان و با توسل به قوهٔ تخیل در زمان و شرایط محمد بن عبدالله قرار دهید. یک عده عربِ بیابانی و بدوی و خشن و بی‌سواد و قبیله‌ای، در فرهنگ و عرفِ ۱۴۰۰ سال قبل و در گرمای صحرای آن دیار بدون کولر گازی که مصرف اندکی مشروب الکلی، مغز را به نقطهٔ جوش می‌رساند، مشروب می‌خوردند. 

محمد بن عبدالله، نظر به منطق موقعیت، و مفاسد و مصالحی که در ظرف عینیِ پیرامون خود مشاهده می‌کرد، ابتدا به عبارتی می‌گفت: «بخورید و بیاشامید، اما اسراف و افراط نکنید». محمد بن عبدالله در زمانه و زمینهٔ تاریخی‌اش و با توجه به اقتضائات محیطی و سطح شعور خودش و غالب مخاطبانش، صراحتاً اعلام کرد که «مصرف شراب، سودی دارد و ضرری هم دارد؛ اما سود آن از ضررش کمتر است»؛ یعنی کاملاً در حد معلومات و مخاطب انضمامیِ کلام و در منطق موقعیت، هزینه و فایده را بررسی کرد و مآلاً دید که ضرر این عمل در یک موقعیت مشخص، از سودش بیشتر است، اما سودی هم در آن یافت. 

حتی به زبان حال و قال گفت: «هرچند با توجه به فرهنگ و نحوهٔ مصرف و شخصیت شما، ضرر شرب خمر از سودش بیشتر است، اما من منع‌تان نمی‌کنم، بخورید، اما جان مادرتان، حداقل آنقدر بخورید که بفهمید چه می‌گویید و در حالت مستی و زوال عقل، نماز نخوانید؛ ادب سخن گفتن با الله را رعایت کنید؛ نماز خواندن در اسلام فلسفه‌ای دارد و در حالت مستی، نماز خواندن، کارکرد مدنظرم را ندارد». 

در وهلهٔ بعد، ظاهراً اعراب بدوی و محترم، نه تنها در حالت مستی، نماز می‌خواندند و هذیان می‌گفتند، بلکه حسب روایات تاریخی، لات‌بازی نیز در می‌آوردند و با استخوان شتر به جان یکدیگر می‌افتادند. 

با این وصف می‌توان پرسید که در آن شرایط و موقعیت، محمد بن عبدالله که عارفی عامی و بی‌سواد بود و نیز تخصصی در حوزهٔ علوم تجربی انسانی نداشت، چه کار باید می‌کرد؟

البته محمد بن عبدالله در نهایت، مصرف مشروبات الکلی را حرام اعلام ننمود و صرفاً به منع مصرفش به شرح فوق بسنده کرد، اما چون متأسفانه الله سواد بالایی ندارد، پیامبرش متوجه نشد که بهتر است صرفاً مصرف مشروبات الکلی را در سن و شرایط و زمان و مکان مشخص و به میزان مست‌کننده منع کند.

فرض کنید که محمد بن عبدالله، در کنار اندیشمندان و دانشمندانی چون اینشتین و کانت و پوپر و هایدگر و در قرن بیست و یکم و در کشوری توسعه یافته زندگی می‌کرد و خودش نیز مطالعات فلسفی و روانشناختی و جامعه‌شناختی و حقوقی داشت، و مآلاً یک عارف عامی و توتالیتر نبود و از طرف دیگر، عوام و مخاطبانش نیز فرهنگی در سطحِ مردمِ این زمانِ سوئیس داشتند؛ آیا به نظر شما در اوضاع و احوالِ موصوف، شرب خمر را منع یا حرام اعلام می‌کرد و شارب خمر را در ملاءِ عام شلاق می‌زد؟ ولو شاربِ خمرِ بی آزاری که یک ته استکان «مِی» می‌خورد و کتاب می‌خواند و موسیقی گوش می‌دهد؟

بدین ترتیب، به نظر می‌رسد که اگر محمد بن عبدالله در ژاپن و سوئیسِ این زمان متولد می‌شد، با وجود بی‌سوادی الله، باز به شکل گتره‌ای مصرف مشروبات الکلی را منع نمی‌کرد و مقداری الله را نصیحت می‌نمود تا سطح شعورش را رشد بدهد.

من واقعاً دلم برای محمد بن عبدالله می‌سوزد؛ وقتی یک عارف عامی و بی‌سواد با اتکاء به خدایی بی‌سواد، در بین مردمی بی‌سواد پیامبر می‌شود، نه تنها برای دیگران، خصوصاً برای آیندگان در زمان‌ها و مکان‌های دیگر، رنج ناروا تولید می‌‌شود، بلکه خود آن پیامبر نیز به اصناف رنج و معضل گرفتار می‌شود.


Report Page