ضرورت تحلیل راهبردی درباره نفوذ

ضرورت تحلیل راهبردی درباره نفوذ

کانال نقدآگین

✍️ دکتر #احمد_فعال

پرده دوم:

اکنون مسئله نفوذ را در ارکان نظام سلسله مرتب مدیریت در کشور شرح می‌‌دهم. به تفصیل چندین مقاله درباره فساد در نظام اداری و در نظام اداره کشور نگارش نموده‌ام. این مسئله را هم بارها تذکر داده‌ام که بنا به تجربه بیش از سه دهه در بزرگترین نظام اداری و صنعتی کشور، و به عنوان یک دانش آموخته علوم مدیریت و علوم سیاسی و جامعه شناسی، کلید بازگشودن و نورافکنی بر تاریکخانه فساد را شرح داده‌ام. اکنون بریده‌هایی از یکی از فضاهای تاریک فساد را اینبار با عنوان نفوذ، بازنشر می‌‌دهم.

«وقتی شما در یک جامعه اساس و بنیاد یک تأسیسات اداری، سیاسی و اقتصادی و صلاحیت و موقعیت افراد را بر اساس میزان نزدیکی و دوری به هسته مرکزی قدرت تعیین می‌کنید، به ناگزیر بنیاد یک فساد و بدترین فساد را دل نظام کاشته‌اید. در سلسله مراتب نظم اداری، فرصت پیشرفت و کسب موقعیت‌های سازمانی و مدیریت، بصورت اعلام شده و اعلام نشده، از خلال وابستگی به نظام فکری از پیش تعیین ‌شده تحصیل می‌شود.

توجیه کارگزاران، جذب افراد معتقد و متعهد به نظام است. اگر فرض کنیم این توجیه درست باشد، و قانون اساسی حق مساوی پیشرفت در سلسله مراتب کار و در دستگاه‌های اجرایی، برای تمام افراد کشور قائل نشده باشد، اما این درستِ فرضی، اسباب بدترین فسادها خواهد شد. چیزی که در عمل شاهد آن هستیم. خاصه آنکه می‌‌دانیم، هیچ مقیاس عینی برای نشان دادن باورها و تعهدات وجود ندارد.

امروز شاهد هستیم در نظام اداری کشور، اگر افراد خود را از جنس نظام فکری دستگاه حاکمه نشان ندهند، عملاً در سلسله مراتب سازمان از گردونه پیشرفت خارج خواهند شد. موضوع همگرایی با نظام فکری دستگاه حاکمه تا آن اندازه اهمیت دارد که راه برای تکنوکرات‌ها و بورکرات‌هایی که خود را همگرا و از جنس این نظام فکری نشان می‌دهند و یا دستکم بی‌تفاوت نشان می‌دهند، هموارتر و آسان‌تر است.

سازمان‌های کار و نظام اجرایی کشور عملاً نشان داده‌اند و ثابت کرده‌اند، که اتفاقاً سازِ هم‌آوازتری با تکنوکرات‌ها و بورکرات‌های بی‌اعتقاد اما همگرا دارند. دستگاه‌های هوشمند سازمان می‌داند و اگر نداند، صلاح می‌داند که نداند، که بخش اعظمی از بورکرات‌ها و تکنوکرات‌ها نه به لحاظ اخلاقی و نه به لحاظ فکری و نه به لحاظ سرگرمی‌ها و دغدغه‌ها، هیچ سنخیتی با نظام فکری هیئت حاکمه ندارند، اما آنها را صدها بار از افرادی که اساساً دارای پرنسیپ‌ها و اصول اخلاقی هستند، اما همگرا با نظام فکری موجود نیستند، ترجیح می‌دهد. این یک انتخاب سیاسی است با حفظ کنترل و دستکم در نظام اجرایی کشور، هیچ ربطی به اصول اداره سازمان ندارد.

اندازه‌گیری و سنجش افراد جامعه و افراد یک سازمان کار، و توزیع امتیازها و سمت‌ها و پیشرفت‌ها بنا به دوری و نزدیکی به کانون قدرت، بدترین آفت اداره یک کشور، و بدترین آفت اداره یک سازمان است. زیرا به غیر از اینکه جز ظواهر هیچ مقیاسی وجودی ندارد که این رابطه‌ها را از هم تمیز دهد، ناگزیر به موجب همین ظاهرسازی، محیطی سراسر آلوده درست می‌کنیم. چنان محیطی از منجلابِ سرسپردگی ایجاد می‌کنیم که بخش اعظمی از افراد جامعه و سازمان که دارای استعداد ظاهرسازی و تقلّب فراوان هستند، در آشفته بازار رقابت، به کورس واداشتن از یکدیگر، و چنگ انداختن به کانون قدرت وامی‌داریم. با فوج فوج افراد متقلّب و ظاهرساز مواجه می‌شویم که در وقت اذان و در همه همه نفاق‌ها و ظاهرسازی‌ها، بدو بدو به سمت نماز جماعت روانه می‌شوند، تا از کورس رقابت و پیشرفت عقب نمانند. این نوع شاخص‌گذاری‌ها به آبستن تولید فساد بدل می‌شود. سیستمی که چند دهه جاروجنجال علیه منافقین براه می‌انداخت، دیری است که خود کارگاه تولید نفاق تبدیل شده است».

حاصل کلام اینکه، ساختار نظام کنترلی، اصل وفاداری به قدرت، سرکوب نقد و انتقاد، در نتیجه بازگشودن فضای مدح و ثناگویی، رقابت برای همگرایی با قدرت، تقسیم سیستم پاداش و امتیاز بر اساس میزان وفاداری، سرمنشأ اصلی اصلی اصلی اصلی.... نفوذ و فساد است. به طوری که به جرأت می‌‌توان گفت، که نزدیک به همه کسانی که در نظام مدیریت سیاسی و اداری و اقتصادی کشور، در هر سه دستگاه قوه قضائیه و مجریه و مقننه، از دم نفوذی و فاسد هستند. من نمی‌گویم، معیار سلسله مراتب پیشرفت این را می‌‌گوید. تحلیلی که از نظر گذشت از این حیث راهبردی است، که اگر سیستم بخواهد تغییر روش دهد، منجر به یک تغییر اساسی در نظام سیاسی و اداری کشور خواهد گردید، و اگر نخواهد تغییر رویه بدهد، جریان نفوذ، نفاق و فساد، به ترتیبی که فیلسوف و جامعه شناس مسلمان ابن خلدون هم شرح داده است، مثل خوره کلیت نظام سیاسی را از درون پوک وفاسد خواهد کرد.


Report Page