🖋️ احمق‌های مفیدِ ایران: همدستی بریتانیا در ترورهای تهران

🖋️ احمق‌های مفیدِ ایران: همدستی بریتانیا در ترورهای تهران

کانال نقدآگین

هنوز مشخص نیست که در آینده چه اتفاقی در ایران خواهد افتاد. من مشتاقانه امیدوارم که اعتراضات فعلی باعث سقوط مستبدان تهران شود. ایده‌آل این خواهد بود که آن‌ها با نظمی جایگزین شوند که به جمعیت ۹۰ میلیونی اجازه دهد حاکمان خود را انتخاب کنند و کشوری بسازند که بازتاب‌دهنده شادی، امید و مدرنیته باشد، نه «کابوس تب‌آلودِ اسلام‌گرایانه و بی‌رحمانه علی خامنه‌ای».

من همچنین می‌دانم که این اتفاق چقدر غیرمحتمل است. انقلاب‌ها تمایل به ایجاد بی‌نظمی و سرکوب دارند، نه نظم و آزادی. پس از شکست انقلاب مشروطه در سال ۱۹۱۱ (۱۲۹۰ شمسی)، یک دهه هرج‌ومرج، تفرقه و شورش در ایران حاکم بود تا اینکه رضاخان قدرت را به دست گرفت و سلسله پهلوی را بنیان نهاد. در سال ۱۹۷۹، پسر او توسط انقلابی که مورد استقبال ترقی‌خواهان بود، به تبعید رانده شد؛ از جمله «میشل فوکویِ غیرقابل‌دفاع»، «کیت میلتِ فمینیست رادیکال» و «ریچارد فالکِ حقوق‌دان بین‌المللی» (که همیشه آماده بود با کمترین بهانه‌ای از اسرائیل انتقاد کند). آن انقلاب به یک کابوسِ تاریک‌اندیشانه و یک دهه جنگ تبدیل شد.

از زمان مرگ آیت‌الله خمینی در سال ۱۹۸۹، دستاورد شاخص رهبر فعلی، آیت‌الله خامنه‌ای، این بوده است که استبدادِ تئوکراتیکِ فردیِ خمینی را به یک دولتِ نظامیِ متمرکز مالی، بسیار سازمان‌یافته و به شدت سرکوبگر تبدیل کند. این ساختار توسط صدها هزار بسیجی (شبه‌نظامیان قلدر خیابانی) و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) محافظت می‌شود. شاید درباره ارتش منظم سؤالی وجود داشته باشد، اما اگر بسیج، سپاه و نخبگان مذهبی منسجم باقی بمانند، رژیم در حال حاضر زنده خواهد ماند؛ فارغ از اینکه هزینه جانی انسان‌ها چقدر باشد.

افرادی هستند – همگی ایرانی – که من به نظراتشان در این مسائل احترام زیادی می‌گذارم: مثلاً کریم سجادپور، علی انصاری، بهنام بن‌طالب‌لو، سعید گلکار و هالی داگرس. برخی دیگر هم هستند – مانند «اوون جونز» – که یک‌شبه متخصص شده‌اند و هدف اصلی‌شان این است که اطمینان حاصل کنند نه آمریکا و نه اسرائیل از فروپاشی جمهوری اسلامی سودی نمی‌برند. دیگرانی در منطقه هستند که ایران را از دریچه «رئال‌پولیتیک» (سیاست واقع‌گرایانه) می‌بینند و نگران تأثیری هستند که یک فروپاشی ناگهانی می‌تواند بر کشورهایشان داشته باشد: وزیر خارجه ترکیه یکی از آن‌هاست، همان‌طور که چندین تحلیلگر برجسته سعودی و خلیج‌فارس نیز چنین هستند. با توجه به هرج‌ومرجی که پس از بهار عربی رخ داد، این موضع قابل درک است.

شاید آن‌ها همچنین از ظهور یک ایرانِ آزاد و پویا که با کشورهای خودشان به رقابت بپردازد، می‌ترسند. اگر چنین ایرانی با دارایی‌های فوق‌العاده ژئواستراتژیک خود دوباره به جامعه جهانی بپیوندد، یک تغییر بنیادین (اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) نه فقط در خاورمیانه بلکه در سطح جهانی ایجاد خواهد کرد.


🏛️ نقد دولت بریتانیا و سیاست خارجی

درباره دولت خودمان (بریتانیا)، هنوز مشخص نیست که دقیقاً چه فکر می‌کنند. «ایوت کوپر»، وزیر امور خارجه، روز سه‌شنبه با افتخار در رسانه‌های اجتماعی گفت که عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران را سرزنش کرده و به او گفته است که «به خشونت پایان دهد». امیدوارم عراقچی از این توبیخ جان سالم به در برده باشد!. او همچنین وعده «قانون‌گذاری» برای برخی تحریم‌های جدید و مبهم را داده است. با توجه به اینکه دولت به نظر می‌رسد در ارائه قوانین به‌موقع و درست در مسائل دیگر ناتوان است، من چندان امیدوار نیستم.

من یکی از نویسندگان گزارشی در سال ۲۰۲۳ برای مرکز "Policy Exchange" بودم که استراتژی جدیدی برای بریتانیا در قبال ایران پیشنهاد می‌کرد. توصیه‌های آن شامل استفاده از اشراف اطلاعاتی مالی برای شناسایی و مسدود کردن جریان‌های غیرقانونی پول، تقویت بخش فارسی بی‌بی‌سی و اقدام علیه بخش‌هایی از سپاه پاسداران بود که در بریتانیا فعال هستند. اما هیچ اتفاقی نیفتاد. بهانه معمول این بود که این کار منجر به گسست دیپلماتیک می‌شود و ما برای توضیح نظراتمان به رژیم، به حضور در تهران نیاز داریم.

من درک می‌کنم چرا وزارت خارجه (FCDO) دوست دارد دو مجتمع باشکوه و تاریخی ما در تهران را باز نگه دارد. اما – همان‌طور که از ساعت‌های طولانی و کسل‌کننده‌ای که با آن‌ها گذرانده‌ام می‌دانم – نبودِ دیپلمات‌های ایرانی در لندن اصلاً خسارتی نخواهد بود. و این ایده که حضور دیپلماتیک در تهران به ما اجازه می‌دهد مستقیم با رژیم صحبت کنیم و بر نظراتشان تأثیر بگذاریم، کاملاً واهی است.

وزارت امور خارجه در تهران طوری طراحی شده که نه دسترسی به تصمیم‌گیرندگان کلیدی را فراهم، بلکه آن را مسدود کند. گاهی این توهم ایجاد می‌شود که دسترسی ممکن است: در طول مذاکرات برجام در سال ۲۰۱۵، جواد ظریف، وزیر خارجه وقت، همتایان آمریکایی و اروپایی خود را «مانند یک ویولن نواخت» (آزادانه بازی داد). اما او مجری تصمیمات بود، نه سازنده آن‌ها.


⚠️ نتیجه‌گیری: توهم دیپلماسی و واقعیت خیابان

ما بار دیگر ماهیت واقعی رژیم را می‌بینیم و پاسخ ما این است که محکوم کنیم و سپس هیچ کاری انجام ندهیم. گویی رهبران سیاسی ما با رژیم ایران هم‌عقیده‌اند که ما هرگز نمی‌توانیم بابت نقشِ «بسیار اغراق‌شده‌مان» در سقوط دولت مصدق در سال ۱۹۵۳ جبران مافات کنیم.

شاید این بار به جای آن، به انجام کاری فکر کنیم. وزارت خارجه می‌تواند کار بهتری انجام دهد و گرد و غبار گزارش سال ۲۰۲۳ ما را پاک کرده و حداقل برخی از توصیه‌های آن را اجرا کند. جایگزینِ آن، فلجِ بیشتر در بریتانیا و یک «سپیده‌دم کاذب» دیگر برای ایرانیان است. آن‌ها شایسته بهتر از این هستند.

نوشته شده توسط:

جان جنکینز؛ همکار ارشد در Policy Exchange و سفیر سابق بریتانیا در عربستان سعودی.



Report Page