کتاب لطیف سخنرانی مهندس پیام گودرزی
پیام گودرزی
ماجد غروی (مجری) : آقای مهندس گودرزی خودشون از دست اندر کاران این کتاب بودند. وقتی میگوییم دست اندر کار یعنی در این ۱۰ ساله گذشته روز های مختلف، ساعت های مختلف مشغول، تدوین و تالیف این کتاب بودند.
این یعنی خودشون کمک کار ماجرا بودند. و اگر که واقعا نبود ذهن خاص مهندسی و الگوریتیمی شون این ساختاری که الان بخشی شو توضیح میدم این ترجمه نمیگرفت.
سخنرانی آقای مهندس گودرزی:
توضیحات من در سه محور است
محور اول:
اولین محور به این میپردازم که چرا ترجمه تحت الفظی رو انتخاب کردیم. و بعد به این محور میپردازم که ترجمه تحت الفظی به چه روشی باید انجام میشد و انجام شده. و در محور سوم و آخر گزارشی میدم از آن چیزی که انجام شده است.
دربارهی محور اول این که چرا ترجمه باید تحت الفظی باشد یا چرا ما ترجمه تحت الفظی رو انتخاب کردیم. قطعا هر ترجمهای، هر شیوهی ترجمهای و هر روش ترجمهای جامعه ی هدف خودش را دارد. وقتی که ما برای کودکان یک متن را ترجمه میکنیم به یک سبک و سیاقی، برای بزرگسالان به شکل دیگهای، برای متخصصین به شکل دیگهای، و هر کدام مقتضیات خودش را دارد. هدف ما از این ترجمه و از انتخاب نوع ترجمه تحت الفظی این بود که یک ترجمه معیار ایجاد بکنیم، ترجمه دقیق برای استفاده پژوهشگران در درجه اول.
البته هر کسی که بتواند با این ترجمه انس بگیرد قطعا میتواند از آن استفاده کند، در ابتدا ممکن است دشواری هایی داشته باشد به خاطر سبک و سیاقش، ولی ما دقت و ویژگی هایی که برای این ترجمه در نظر گرفتیم رو قربانی سهل و.... بودن آن نکردیم، اجازه باید میدادیم که سهل و.... بودن در تکرار، در تمرین، در مرور زمان برای مخاطب اتفاق بیافتد.
ترجمه تحت الفظی رو انتخاب کردیم که بتوانیم سلیقه مترجم را در ترجمه به حداقل برسانیم دخل و تصرف سلایق مترجم به حداقل برسد تا ترجمه بیشترین انطباق را با متن اصلی بتواند داشته باشد. شاید این مشکلی که در ترجمه های فارسی وجود داشته بعضا ترجمه ها ترجمه های دقیقی نبوده ترجمه ها به جهت این که به سمت مفهومی شدن میرفته برای روانتر کردن ترجمه برای سهل و ... تر کردن ترجمه بعض ها زمان فعل ها را جابجا میکردند مثلا با ساختارهای فارسی منطبق میکردند، بعضی جاها اشتباهاتی رخ میداده، گاهی در ترجمه تحت الفظی در زمان افعال دقت نشده است و در این ترجمه تلاش شده زمان افعال ها درست باشد،هرآنچیزی که متن عربی میگوید ترجمه بشود تنها جایی که مترجم ممکن است دخل و تصرف هایی داشته باشد در انتخاب معادل گزینی برای واژه ها،دقت در ترجمه یکی از اهدافی بوده که مدنظر بوده و از این جهت ترجمه تحت الفظی انتخاب شده.
ما اگر یک ترجمه تحت الفظی دقیق داشته باشیم از آن میتوانیم ترجمه مفهومی یا توضیحی یا تفسیری سهل و.... تری انتخاب کنیم.
گام اول این بود که یک ترجمه تحت الفظی دقیق ایجاد شود.
ترجمه تحت الفظی قطعا به ادبیات متن اصلی نزدیک تر است و در ترجمه تحت الفظی رعایت اصل گفتار بودن متن آن رعایت میشود.ما وقتی که ترجمه تحت الفظی داریم به همان سیاقی که قرآن مفاهیم را بیان کرده است ما هم آن را منطبق میکنیم.
یک سری دلایل متاخری به ذهن من رسیده اینکه ترجمه تحت الفظی یک نیاز حتمی است،در ترجمه تحت الفظی است احتمال دارد بتوانیم لحن نزول یا وقایع ضمنی نزول و چیزهایی که درحین نزول اتفاق افتاده است را یجوری در ترجمه پیاده کنیم مثل وقفه ها ،...،مثلا وقتی آیاتی که بر پیامبر(ص) نازل میشده است و بعد نزول قطع میشده چند لحظه و دقایقی یا ساعاتی بعد ادامه پیدا میکرده و نمود آن بیشتر در ترجمه های تحت الفظی دیده میشده است در ترجمه های توضیح و تفسیری اگر که مترجم یا مفسر استخراج نکند چندان این موضوع مشخص نیست.
یک نکته دیگه اینکه قرآن به زبان عربی است و میدانیم که زبان عربی سطر نزول را خدا خلق نکرده است و یک خلق الهی نبوده است.زبان موجودی بوده با ادبیات موجودی.
اگر این زبان برای بیان مفاهیم الهی کمی ها،کاستی ها و عدم دقت هایی داشته است خدای تعالی اول باید با نحوه استفاده از این زبان اصلاحاتی در آن ایجاد میکرده پس اصلاح الهی زبان میتوانسته مدنظر باشد در قرآن همانطور که ..... هم این نظریه را بیان کرده است.وقتی ما از ترجمه تحت الفظی استفاده میکنیم دقتی که در تببین کلام الهی نیاز بوده تا حدودی در این ترجمه منطبق میشود. نکته قابل توجه دیگر این است که اگر امکان ارائه بیان روان تری از قرآن وجود داشت حق تعالی به این کار ارجح بود که کلامش را روان تر نازل کند پس اگر در متن قرآن پیچیدگی ها،دشواری ها یا عدم امکان اون زبان بوده برای بیان این مفاهیم یا تعمدی الهی بوده که اینگونه بیان بشود که این دشواری ها در آن قرار داده بشود.
ما قائل هستیم به اینکه هرآنچه که بر پیامبر وحی شده است در قرآن مکتوب شده است. قرآن تمام با وحی یا نزول کلام الهی انطباق تام و تمام است.
پس اگر اینطور باشد هرآن چیزی که پیامبر اکرم (ص) برای فهم،درک قرآن نیاز داشته و برای یادگیری نحوه اجرای رسالت اش باید در قرآن باشد و این قرآن را همه مخاطبان میشنیده اند از کودک،از سفیه،از پیر ،دشمن و دوست و همه ،هیچ سانسوری در کار نبوده.اگر خدای تعالی میخواسته است به پیامبر (ص) مفاهیم رمزی ای را بگوید برای نحوه هدایت و مواجه با دشمنان و غیره باید در همین متن به صورت رمزی گنجانده باشد که فقط پیامبر و به طبع او پیروان نزدیک و خالص تر او بتوانند به تدریج این مفاهیم را دربیاورند.وقتی که ما میخواهیم بکوشیم این مفاهیم رمزی را استخراج کنیم، بین سطور ،کلمات و عبارات قرآن نباید دخل و تصرفی در نحوه بیان الهی بکنیم. بنابراین برای کسی که میخواهد عمیق تر در قرآن بیاندیشد اگر تسلطی به زبان عربی و زبان قرآن ندارد باید به ترجمه ای رجوع کند که نهایت دقت و نزدیکی به متن اصلی داشته باشد، در نحوه و ساختار بیان و ترجمه ای که توضیح خواهم داد چه ویژگی هایی داشته باشد .اگر که آیه ۲۳ سوره زمر را درنظر بگیریم:"اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتَابًا مُتَشَابِهًا مَثَانِيَ"
این آیه میتواند بیانگر این معنا باشد که قرآن حداقل دو متن است : یک متنی که با عموم صحبت میکند. دو یک متن بین سطوری بین آیات و عبارت اش است که مخاطب خاص در درجه اول پیامبر (ص) و پیروان نزدیک که چطور بجنگ،کی مهاجرت کن،کی هجرت کن،چگونه دعوت کن،چگونه قرآن را بفهم و امثالهم،چیزهایی که شاید همه میشنیده اند اما دشمن متوجه نمیشد که خدای تعالی چه هدایتی در انجام رسالت به پیامبر (ص) میرساند.وقتی ما قائل باشیم که نزول کلام و قرآن مطابق هم هستند و شاید تنها معانی تنزیل این باشد که این قرآن وقتی که این رمزها کشف شود بر دیگر مرمان و مخاطبان نازل میشود.
محور دوم:
هدف وقتی ترجمه تحت الفظی دقیق بود حالا باید به چه روشی به این ترجمه تحت الفظی برسیم. ما اگر به ساختار قرآن توجه کنیم ،در قرآن بین ۲۰ تا ۳۰ درصد حداقل عبارات همسان و مشابه وجود دارد یعنی اگر قرآن را به عبارت ها تفکیک کنیم مثلا بین ۱۶ تا ۲۰ هزار عبارت میتواند نوسان داشته باشد،بستگی دارد چگونه در قرآن تفکیک عبارتی انجام دهیم.اگر مبنا را در ۱۸ هزار بگذاریم که عدد نزدیکی است ،در این ۱۸ هزار عبارت قرآنی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد عبارت همسان یا مشابه را میبینیم که این عدد به اندازه ای است که متوجه نکته ای شویم که این عبارت های همسان و مشابه که بعضا تکرار های بسیاری میشود مثلا عبارت " یا ایهالذین آمنوا" ۸۹ بار در قرآن تکرار شده است و عبارت هایی که ۲۰ ،۴۰ و..... تکرار شدند و بعضی ها دقیقا همسان هم هستند وقتیکه کسی که یک کتاب را مینگارد یا درمورد قرآن نازل میکند از چنین ساختاری استفاده کرده و کلماتی را در ساختار خاصی قرار داده و عبارت هایی را ساخته و مرتب کرده و در جاهای مختلف تکرار کرده است از سطح واژگان مفاهیم را به یک سطح عبارت آورده است،وقتی ما از عبارت ها برای بیان مفاهیم به جای تک واژگان استفاده میکنیم یا از عبارات بزرگتر به جای عبارات کوچکتر استفاده میکنیم مفهوم دقیق تری را میخواهیم برسانیم .در گفتار بشری هم همینطور است مثلا در متن قانونی ممکن است یک عبارتی مرتب تکرار شود و یک مفهوم خاص دارد میشود آن مفهوم خاص را یکجا توضیح داد که هرجا این عبارت آمد به این مفهوم است.خدای تعالی این عبارات تکراری و همسان را در قرآن قرار داده تا مفاهیم را دقیق تر به ما منتقل کند پس ما باید حواسمان به تکرار عبارت ها باشد.در ترجمه تحت الفظی دقیق باید مترجم بتواند این عبارات را همسان ترجمه کند یا عبارات مشابه را مشابه هم ترجمه کند پس نیاز داشتیم اول قرآن را تفکیک کنیم به عبارات و بعد آن عبارات را سعی کنیم و تکرارها را مبنا قرار بدیم و براساس آن ها تفکیک را انجام دهیم و به عنوان ویژگی دوم در ترجمه تحت الفظی دقیق همسانی در ترجمه واژگان است .میدانیم که ساختار زبان عربی مبتنی بر ریشه های سه حرفی و چهار حرفی است که قابلیت خاصی به زبان عربی داده است وقتی از مشتقات یک ریشه در قرآن مثلا ۵۰ بار استفاده میشود به ویژه وقتی از مشتق یک ریشه استفاده میشود مثلا کلمه لطیف که به عنوان نام کتاب استفاده شده است ،این کلمه "لطیف" را باید حواسمان باشد در تمام قرآن به یک معنا ترجمه کنیم چون زبان مبدا و زبان مقصد هرکدام مقتضیات خودش را دارد، چه بسا واژه ای در زبان مبدا باشد که معادل دقیقی در زبان مقصد نداشته باشد،شاید بتوان با یک جمله یا عبارت یا چند کلمه ترکیبی مفهوم واژه در زبان مبدا را به زبان مقصد تبدیل کرد اما وقتی میخواهیم یک متن را اینگونه ترجمه کنیم آنقدر دستمان باز نیست به جای هر واژه از چند کلمه استفاده کنیم به همین دلیل باید ببینیم اگر در زبان مقصد معادل مناسبی برای آن واژه است آن را استفاده کنیم
و هم سایه در آن واژه ای را پیدا کنیم که در تمامی تکرارهای آن مشتق و آن کلمه در قرآن صدق دلالت داشته باشه، درست باشد و نه آنکه مرتب بخواهیم آن را تغییر بدهیم.
نکته سوم در ترجمه تحت الفظی دقیق یا هر ترجمه ای باید داشته باشد بحث رعایت ترادف در آن است ،باید حواسمان به تفاوت بار معنایی لغات مترادف باشد و برای هرکدام معادل مناسبی را انتخاب کنیم و اینطور نیست که مثلا برای چند کلمه عربی وقتی یک واژه ی فارسی را معادل کنیم یعنی ترجمه ما دقیق نیست و واژگان در زبان مقصد نداشتیم که به ازای هر واژگان یک معادل که بار معنایی خاص خودش را بگذاریم.یا نتوانستیم واژگان را پیدا کنیم در زبان مقصد یا اینکه اون واژگان ، واژگانی بودند که امروز دیگر استفاده نمیشوند، واژگانی هستند که فراموش شده اند یا سهل و.... برای مخاطب نیستند. بنابراین انتخاب واژگان در ساختار واژگان مترادف بسیار کار دشوار و البته مهمی بوده که ما تا حدی توانستیم کار را انجام بدیم. آقای دکتر غروی کوشیدند تا این اتفاق بیفتد و به جهت اینکه زیرساخت آن کار کاملا فراهم نبود نمیتوان ادعا کرد این کار به طور تمام قد انجام شده در حد وسع بشری ولی در مراتب خوبی انجام شده خیلی جاها دقت شده و تقریبا شاید برای هیچ دو واژه عربی از یک واژه عربی استفاده نشده باشد.به طور قطع نمیتوان گفت ولی بالای ۹۹ درصد واژگان تک در این ترجمه معادل بودند .
کوشش های دیگری هم در این ترجمه شده است مثلا واژه "کافر" که خیلی روی آن در این ترجمه کار شده است به "حق پوش" ترجمه شده است که شاید تاکنون در دیگر ترجمه های فارسی استفاده نشده است.
چون ما وقتی در فارسی "کافر" را پرتکرار استفاده میکنیم معنای مشخصی را به ذهن متبادر نمیکند که یعنی چه؟ این یک معادل گزینی بوده است که درآن بسیار دقت شده است یا یک سری واژگانی مثل "حکیم" یا "رحمان" یا "رحیم" که در فارسی استفاده پرتکراری دارند ، اگر میخواستیم برای "رحمان" و "رحیم" معادل گزینی کنیم باید توضیح میدادیم ، ترجیح بر این بود وقتی معادل فارسی تک کلمه ای برایشان نمیشود پیدا کرد،از خود واژگان استفاده شود و بعد توضیح در جایی داده شود که این بار معنایی چه بوده ولی برعکس "رحمت" در فارسی همان بار معنایی را دارد که در عربی دارد یا "نعمت" ، یا واژه "شکر" مثل "کافر" وقتی میگوییم شکر که خیلی پرتکرار هم هست ولی یک مفهوم دقیقی از آن به ذهن متبادر نمیشود ، در این ترجمه "حق نعمت به جا آوردن" ترجمه شده است یا مخاطب به ظرایف کلام توجه بیشتری بکند یا واژه " لطیف" در فارسی خیلی استفاده میشود (لطف،لطیف،لطفا) اما بار معنایی فارسی با عربی آن نسبت خیلی کمی شاید بشه پیدا کرد.
"لطیف" در عربی به معنای باریک بینی است ، "لطیف" در فارسی بیشتر به جای مهربانی استفاده میشود.
این دقت ها شده است.
یک کار دیگه ای که در این ترجمه به طور تمام و کمال انجام نشد و تا حدی انجام شده و جا داره که حتما روش کار بشه همسانی در ترجمه ساختارهای نحوی مشابه است. ما اومدیم عبارت های مشابه به همسان را یکسان ترجمه کردیم همسانی را برای واژگان رعایت کردیم تصادف هم تا آنجا که شد رعایت کردیم اما نیامدیم هنوز ساختارهای نحوی مشابه را مشابه هم ترجمه کنیم، فقط واژگان، معانی واژگان شان عوض شود ولی ساختار جمله بندی آن ها عوض نشود و یکسان باشیم پس هدف ما از این کار یک ترجمه تحت اللفظی عبارتی همسان شده بوده که هم از نظر معانی واژگان و هم از نظر ساختارهای نحوی این همسانی در آن رعایت شده باشه با رعایت تفاوت در بار معنایی واژگان یا همان رعایت کردن طبع محور سوم را خیلی کوتاه توضیح بدم محور سوم آنچه تاکنون انجام شده.
ایده این ترجمه به سال هشتاد و نه برمی گردد که در رساله ی سرقت و قطعیت متون قرآن که در اون رساله استفاده شد به صورت تفکیکی بود به صورت عبارتی بود و تقریبا هم به همین صورت ترجمه شد و ایده ی پیاده سازی این مرد در یک پایگاه داده ای به سال نود و نه و آغاز این پروژه ترجمه به سال نود و چهار بود گام هایی که انجام دادیم اول آمدیم تمامی آیات رو تفکیک کردیم به عباراتش، بعد جمع آوری ترجمه های موجود رو انجام دادیم از آقای دکتر غروی
بازبینی ترجمه های موجود و ترجمه مابقی توسط آقای دکتر غروی انجام شد. همزمان اقدام کردیم به ساختن یک پایگاه داده مناسب بر اساس هجده هزار عبارت و ریشه های واژگان آن ها و قابلیت هایی داشت که الان فرصت نیست که واقعا من بخوام توضیح فنی روش بدم بعد بین این عبارت ها اشتراک گیری شد تفکیک ها اصلاح شد بر اساس تشابه ها و همسانی ها بعد ترجمه ی کلمات هم ریشه ترجمه هاشون همسان شد بازبینی چند سری انجام شد تا رسید به این چیزی که امروز انجام شد و در دسترس قرار گرفت ماحصل مورد انتظار ما این بود که یک جلد قرآن عبارتی داشته باشیم با ترجمه تحت اللفظی دقیق و دو جلد قرآن از این پایگاه داده بیرون می آید قرآن تک کلمه ای که هر کلمه ای می آید ترجمه اش می آید وزن و باب و بقیه مشخصاتش می آید برای کسانی که می خواهند کار پژوهشی انجام دهند و بار آموزندگی و یادگیری بالا داشته باشد.
سه جلد هم قرار هست که باشد که به ترتیب ریشه ها و واژگان به ترتیب ریشه عبارت های قرآن مرتب باشند و همسانی ترجمه ها در آن ها نشان داده شود عبارت های زیر هم باشد. ویژگی دیگری که این پایگاه داده تقریبا جامع و کامل خواهد بود وجود دارد اینکه می تواند ابزار ترجمه باشد برای دیگر مترجمان و حتی ترجمه به زبان های دیگر.