تأملاتی در آیات مبارکه قرآن کریم
ابراهیم یزدیمقدّمه
به نام خدا
1- به یاد دارم از دوران کودکی که پدرم – که رحمت خدا بر او باد – سحرگاهان، بعد از نماز صبح با صدای بلند و زیبایش قرآن را میخواند و طنین صدای او فضای درون خانه را پر میکرد. و این اوّلین آشناییهایم با قرآن بود. سالها بعد، روزهای جمعه، نشستهایی در منزل ما برای انجام مراسم دعا و توسّل برگزار میشد. در این گردهماییها، علاوه بر دعای ندبه و شرح مسائل فقهی، توسّط یک روحانی، قرائت قرآن نیز انجام میشد.
جوانان و نوجوانان به دور هم حلقه میزدند و هر یک به نوبت و به ترتیب، چند آیهای از قرآن را با صدای بلند میخواندند و آموزگار آنان را در قرائت صحیح قرآن کمک میکرد. من هم به امر و تشویق پدر، با صدای بلند خود – که میگفتند: دلنشین است – قرآن را تلاوت میکردم و پدر تحسین میکرد. این چنین بود که قرآن خواندن را فرا گرفتم و بر آن دل بستم.
در اواخر دوران دبیرستان و سپس اوایل تحصیل در دانشگاه به محفل اُنس قرآن طالقانی در مسجد هدایت راه پیدا کردم. در مراسم مذهبی خانهی پدر، خواندن قرآن مطرح بود نه تدبّر در آیات الهی . روحانی مجلس بیشتر مسألهگو بود تا آموزگار فهم قرآن. نیاز اکثریّت بزرگسالان شرکتکننده در مجلس نیز آشنایی با همین مسائل بود. البتّه این مسائل روح جستوجوگر ما جوانان را ارضا نمیکرد. امّا طالقانی و مسجد هدایت چیز دیگری و از جنس متفاوتی بود. در دورانی که جّو غالب در محیطهای روشن فکری و دانشگاهی، غیردینی و ضّد دینی بود و ما جوانان و دانشجویان مسلمان، آن زمان در اقلّیّت بودیم و احساس غربت فکری میکردیم، مسجد هدایت و فهمی که طالقانی از قرآن ارائه میداد ما بسی ارزشمند بود. بذر عشق به قرآن را پدر در من کاشت، امّا انگیزهی فهم قرآن را مدیون طالقانی هستم.
2- در شهریور 1339 برای گذراندن یک دوره علمی به آمریکا رفتم. این سفر به یک اقامت اجباری طولانی تبدیل شد. در سال 1346 هنگامی که در دانشکدهی پزشکی بیلور در شهر هیوستون تگزاس، به کار پژوهش و تدریس مشغول شدم، به کمک تنی چند از مسلمانان غیرایرانی، جامعهی اسلامی شهر هیوستون بزرگ (Islamic Society of Greater Houston) را تأسیس و اولین مسجد تگزاس را بنا نهادیم.
یکی از برنامههای کلیدی در مسجد، بازگشت به قرآن با برگزاری جلسات خواندن و بحث قرآن بود. روزهای یکشنبه زن و مرد در مسجد هیوستون جمع میشدند و به دور هم حلقه میزدند و هر یک، چند آیهای از کلام خدا را از متن عربی یا از ترجمهی انگلیسی (یوسفعلی) میخواندند و سپس پیرامون معانی آیات گفتوگو میکردیم. اجرای این برنامه در ابتدا با مخالفت و اعتراض بعضی از برادران اهل سنّت روبهرو شد. آنها خواندن قرآن و بحث آن را یک بدعت و حرام میدانستند. از آن مشکلتر، برای این برادران تحمّل حضور زنان در مسجد و شرکت آنان در خواندن و گفتوگوهای جمعی قرآنی بود. در ایران زنان معمولاً در مراسمی که در مساجد برگزار میشود حضور پیدا میکنند؛ امّا در میان اهل تسنّن، زنان به ندرت در مساجد حضور پیدا میکنند. مساجد اهل تسنّن مردانه است. در آمریکا حضور زنان در مسجد و به خصوص در کلاسهای قرآن بسیار ضروری بود؛ زیرا مردان به شدّت سرگرم کار بودند و تربیت دینی فرزندان، آن هم در جامعهای که فرهنگ غالب غیراسلامی بود، به طور کامل به دوش زنان افتاده بود. از طرف دیگر، فهم دینی این زنان بسیار ابتدایی بود و این مادران قادر به آموزش دینی فرزندان خود نبودند. کلاسهای قرآن برای آنان بسیار مفید بود. امّا به تدریج اکثریّت به ضرورت و اهمیّت آن پی برد و همگان، از زن و مرد با علاقه در برنامه شرکت میکردند.
بازگشت به قرآن به تدریج آثار خیر و برکت خود را در میان مسلمانان ظاهر ساخت. این جلسات برای خود من هم بسیار مفید بودند؛ زیرا مدیریّت این کلاسها با من بود و من برای آماده کردن خود از تفسیرهای مختلف، از جمله: «تفهیم قرآن» ابوالعلاء مودودی (مؤسس و رئیس جماعت اسلامی پاکستان)، «فیظلالالقرآن» سیّد قطب (مرشد اخوان المسلمون مصر)، «المیزان» طباطبایی و «پرتوی از قرآن» طالقانی استفاده میکردم و این یک توفیق اجباری بود برای من که دانشقرآنی خود را توسعه بدهم.
تجربهی موفّق جلسات قرآن جامعهی اسلامیهیوستون انگیزهای ایجاد کرد که برنامهی مشابهی را در سایر شهرها به اجرا بگذاریم. در آن زمان، به ابتکار انجمن اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا – که اعضای آن از تمام کشورهای اسلامی و همهی مذاهب بودند – سالی یکبار از سرتاسر آمریکا به دور هم جمع میشدند و برنامههای ویژهای را اجرا میکردند. برای مدّتی من به عنوان دبیر دینی انجمن انتخاب شده بودم. در خلال این گردهماییها بود که برای اولیّنبار جلسات قرائت قرآن و بحث دربارهی آیات الاهی را بعد از نماز صبح – که به جماعت برگزار میشد – شروع کردیم. در اینجا نیز ابتدا اعتراضهایی شد؛ اما اکثریّت استقبال کرد و این نوع مطالعات قرآنی در بسیاری از مراکز اسلامی رایج گردید.
3- «تأملاتی در آیات مبارکهی سورههای نمل، عبس، طارق، بلد، تین و هُمَزه» یادگاری است از جلسات آموزش قرآن کریم که با حضور و شرکت جمع کثیری از دانشجویان مسلمان فارس زبان در مسجد شهر هیوستون، در سالهای قبل از انقلاب برگزار میشد. در آن سالها، بخشی از خدمات فرهنگی برای دانشجویان ایرانی، برگزاری جلسات مطالعهی قرآن کریم بود که طّی آن، سورههای قرآن، به ترتیب تاریخ نزول، بر طبق تاریخ قرآن زنجانی مطالعه، بحث و بررسی میشد.
نه تنها در شهر هیوستون، بلکه، به عنوان یک آموزش راهبردی، خواندن و بحث و بررسی قرآن کریم در اکثر حوزههای انجمنهای اسلامی دانشجویان در آمریکا – گروه فارسی زبان، در دستور کار قرار داشت. در این کلاسها، به عنوان راهنما و کتاب مرجع، عموماً از دو تفسیر استفاده میشد: «پرتوی از قرآن» طالقانی و «المیزان» طباطبایی. در هیوستون، علاوه بر جلسات عمومی قرائت و بحث و بررسی آیات قرآن، کلاسهای آموزشی در سه سطح با شرکت دانشجویان برگزار میشد.
در سطح اوّل، آموزش و تمرین روخوانی قرآن بود. از دانشجویان خواسته میشد، حدّاقل دو صفحه از قرآن را بخوانند. به ازای هر یک غلط، یک نمره از صد کم میشد. اگر نمرهی دانشجویی کمتر از 80 میشد، در کلاس سطح اول، یعنی آموزش و تمرین روخوانی شرکت میکرد و اگر نمرهی قبولی بالای 80 میآورد، به سطح دوم میرفت.
در کلاس سطح دوم، دانشجو با مفاهیم عام قرآن (قرآنشناسی) نظیر تاریخ قرآن، محکم و متشابه، تفسیر و تأویل و ناسخ و منسوخ، و با منابع و مآخذ قرآنی و طرز استفاده از آنها آشنا میشد. در این سطح به دانشجویان همچنین روشهای رایج علمی در مطالعه، نظیر یادداشتبرداری از منابع، مقالهنویسی، سخنرانی و مناظره آموزش داده میشد.
در سطح سوم، دانشجویان به پژوهش دربارهی موضوعات ویژهای از قرآنکریم میپرداختند. این دانشجویان نتیجهی تحقیقات موضوعی خود را مینوشتند و پس از نهایی شدن، در جلسات عمومی – که در مسجد هیوستون برگزار میشد – ارائه میدادند.
مسجد هیوستون، اوّلین مسجد در ایالت تگزاس بود که توسّط «جامعهی اسلامی هیوستون بزرگ» ساخته شده است. جامعه بزرگ اسلامی شهر هیوستون، بعد از مهاجرت این جانب به تگزاس و شروع به کارم در مرکز پزشکی تگزاس، تأسیس شد و مدّتها ریاست آن را بر عهده داشتم.
بعد از پیروزی انقلاب، برخی از دانشجویان سابقِ آن جلسات، متن بحثهای قرآنی را از روی نوارهایی که در دسترس بودند، پیاده کردند. تعدادی از این بحثها، از جمله سورههای هّمَزه، نمل، طارق، بلد، عبس و تین به صورت جزوه منتشر شدند.
اینک همان متن، با تغییرات مختصر و اصلاح غلطهای چاپی و توضیحات بیشتر در این مجموعه، تکثیر میگردد.
4- سورهی قصص محصول جلسات هفتگی در دورهی بعد از انقلاب ایران است. پس از استعفای دولت موقّت و فراغتی که از فعّالیّتهای دولتی حاصل شد، جمعی از دانشجویانی که در آمریکا در جلسات هفتگی برقرار گردید که هنوز هم ادامه دارد. دانشجویان و شرکتکنندگان در این جلسات بعضاً بحثها را در نوار ضبط و پس از پیادهکردن و ویرایش، به صورت جزواتی تکثیر کردهاند.
5- در آذرماه 1377 در وضعیّتی قرار گرفتم که آن را یک آزمونالهی و مصداق فتنه در آیات اوّلیّهی سورهی عنکبوت تلقّی کردم. مطالعهی سورهی عنکبوت و یادداشتها، یادگار آن اعتکاف ناخواسته و خود نوعی توفیق اجباری بود. برای مسبّب آن – که از میان ما رفته است – از خداوند طلب آمرزش دارم.
6- ترتیب تنظیم این مقالات در این مجموعه بر حسب ردیف آنها در قرآن کریم است. آنچه در این مجموعه مفید مییابید، از برکات کلامالهی است و آنچه نادرست و نابهجا دیدید، از این بندهی ناچیز است. مهم تلاش برای فهم آیاتالهی است. امید که مقبول درگاه حق قرار گیرد و اگر ثوابی بر آن مترتّب باشد، به روح پاک مادرم که به نام و صفت معصومه بود و پدرم که هم نامش و صفتش صادق بود. تقدیم میگردد.
از آقایان: دکتر تابنده، مهندس اکبر طاهری و دکتر ثقفی – که با حوصلهی فراوان متن را خوانده و اصلاحات لازم و مفیدی را ارائه نمودهاند – صمیمانه تشکّر مینمایم.
و آخر دعوانا أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين.
دکتر ابراهیم یزدی
زمستان 1387
