ما باید متحزب و متشکل بشویم و دست از خودرأیی برداریم

ما باید متحزب و متشکل بشویم و دست از خودرأیی برداریم

مهندس مهدی بازرگان

ایرانی، منفرد و تکرو است و انفرادی کار می‌کند

کسی برایم نوشته بودكه من مي‌خواهم تاريخ ايران را مطالعه‌كنم، عده‌اي هستيم،‌ انجمن داریم، و داریم تاريخ انقلاب ايران را از نظر سياسي بررسي مي‌كنيم (خودش شاگرد علوم سياسي است) و اطلاعاتي از مجلس خواسته بود. بالاخره دو سه هفته پيش، پیش من آمد، ملاقاتي داشتيم، اهل مشهد است ولي در دانشگاه شيراز درس مي‌خواند.گفتم همين اسناد نهضت آزادي و تاريخي و كتاب‌هايي كه خودمان منتشر كرده بوديم چيزهايي است كه ما مي‌توانيم به شما كمك كنيم. يك دفعه از دهانش درآمد، بعد هم پشيمان شد كه چرا اين حرف را زد، كه نه، ‌من اينها را نمي‌خواهم؛ شما گروه گراييد. البته آن موقع من حرفم را قورت دادم و حرف‌هاي او را جواب ندادم؛ گذاشتم بعد از حرف‌هاي ديگر. گفتم گروه يعني چه؟ مگر گروه‌گرايي عيبه؟ تو اگر كتاب‌هاي ما را نگاه‌ كني مي‌بيني اصلاً گروه‌گرايي نداريم. ايرادي كه سايرين به ما دارند اين است كه چرا طرفداري بني‌صدر را كردي و اين و اون كردي. ما كي گروه‌گرا هستيم؟ البته بعد پشيمان شد كه اين حرف را زده بود منظورم اين است كه هنوز به نظر يك دانشجويِ مشهديِ رشته‌ی علوم سياسي شيراز، عيب است كه يك كسي تعلق به گروه داشته باشد؛ يعني ورود در گروه کند. حالا من نمي‌دانم، سابقاً خيلي از روزنامه‌ها بود؛ مثل روزنامه ناهيد، روزنامه باباشمل، روزنامه شفق‌سرخ يا نسيمِ‌شمال يا... که زيرش مي‌نوشتند: اين روزنامه‌ وابستگي به هيچ دسته‌ و گروه و حزبي ندارد؛ اين افتخار بود. ببينيد اينجا اول مطلبي كه پيش آمده، ‌اين است كه چرا ايراني‌ها از احزاب گريزانند. آن وقت اينجا در ضمن سه چهار صفحه با دلايل اقتصادي و جغرافيايي و تاريخي، كه يك مقدار انعكاسي است از كتاب «سازگاري ايراني»[1]، نشان داده شده كه ايراني‌ها با این پایه‌های جغرافيايي اصلاً از تحزب و تشكل و تجمع و... كار اجتماعي، به‌دلايل خيلي زياد اخلاقي و غير اخلاقي، فراري هستند. ايراني جنسش، جنس انديويدوآليست است؛ يعني منفرد است و انفرادي كار مي‌كند. تك رو است؛ بنابراين ما كه مي‌خواهيم نهضت آزادي تشكيل داده و تجمع و وحدت ایجاد کنیم، نباید از تشکل بدمان بيايد.

ما باید متحزب و متشکل بشویم و دست از خودرأیی برداریم

دنيا طوري است كه دیگر تك‌رفتن و تك كاركردن ما را به جايي نمي‌رساند؛ چه از جنبه‌ی اقتصادي، چه سياسي و چه... كه مَفصَلِ اين مطلب احتياج و الزام به تجمع و تشكل را مي‌رساند كه ايشان در سخنراني اشاره كردند و شايد بعد در عرايض بنده هم بيايد و در سخنراني دانشكده کشاورزی كرج تحت عنوان «احتياج روز»[1] نيز آمده؛ يعني ما بايد متحزب بشويم، متشكل بشويم، دست از اين خودبيني و خودرأيي و خودخواهي برداريم. نمونه‌ی زنده داده شد كه جبهه ملي در بحبوحه‌ی آن اختناق و فشار و استبداد، گو اينكه شاه و ساواك يك ذره هم اهرم‌هاي فرمان را از دست ندادند و از مسندشان پايين نيامدند ولي مجبور شدند لااقل وجود جبهه ملي را بپذيرند و قبول كنند و بعد يك مقدار در اين جهت‌ها بيايند. يك مقدار هم انتخابات آزاد شود. آن وقت مشكلاتي كه در برابر حزب درست كردند و مي‌كنند و ايرادهايي كه به ما خواهند گرفت، در اينجا بحث شده بود تا به مرامنامه رسيديم،

نهضت چرا و چه گونه به وجود آمد؟

مشكلاتي كه ما داشتيم و آنچه كه با آنها رو به رو شديم و به جان خريديم، روي هر سه زمينه بود.

البته در زمينه‌ی اولِ آن‌ كه جنبه‌ی گروهي و داخلي خودمان بود، الحمدلله مسائل حل شد؛ چون شورايي و كميته‌اي و انتخاباتي بود و رأي و انضباط حاكم بود. آن حلاّلِ مسائل و اختلافات، همين رأي و دموكراسي و اصول دموكراسي بود؛ بنابراين در آنجا زياد به اِشكال برنخورديم، بلكه همين طور عضوهاي جديد هم گرفتيم. اولين انشقاق و انشعابي كه در نهضت آزادي پيدا شد، همان‌طوركه مي‌دانيد، بعد از دولت موقت بود و آن جريان؛ اما منظور اينكه از آن به‌بعد ما زياد به‌مشكل برخورد نكرديم.


[1]. «احتیاج روز» ابتدا در سال 1336 به‌صورت مستقل و سپس در شماره‌های 1 و 2 ماه‌نامه‌ی «مجموعه حکمت»، و پس از آن چندین بار همراه با مقالات دیگر توسط شرکت سهامی انتشار و انتشارات تشیع، تجدید چاپ شده است و اکنون یکی از آثار مندرج در جلد هشتم مجموعه‌ی آثار است که با نام «مباحث علمی، اجتماعی، اسلامی» در سال 1378 توسط شرکت سهامی انتشار روانه‌ی بازار کتاب شده است (ب.ف.ب).




[1]. کتاب «سازگاری ایرانی» اثری است که در حدود سال‌های 1342 و 1343 در زندان قصر نوشته شده است. این اثر ابتدا به صورت فصل الحاقی به کتاب «روح ملت‌ها»، تألیف آندره زیگفرید، ترجمه احمد آرام، در شهریور سال 1343 توسط شرکت سهامی انتشار چاپ و منتشر شده و سپس به صورت مستقل نشر یافته است و اکنون از آثار مندرج در جلد چهارم مجموعه‌ی آثار می‌باشد که با نام «مقالات اجتماعی و فنی» در سال 1380 توسط شرکت سهامی انتشار به بازار کتاب روانه شده است (ب.ف.ب).






Report Page