آیا بازرگان شکست خورد؟
محمدحسین بنی اسدی- به مناسبت سی و یکمین سالگرد درگذشت مهندس بازرگان
بسمه تعالی
توضیح:
به مناسبت پاسداشت سی و یکمین سالگرد درگذشت اسوه آزادی، عدالت و تقوی، مهندس مهدی بازرگان بنا بود در تاریخ نهم بهمن1404 در بستر کلاب هاوس و با حضور سخنرانان متعدد نشست و گفتگویی داشته باشیم که متاسفانه با اعتراضات دی ماه در ایران مواجه شده و با قطع سراسری اینترنت در آن روزها و عدم دسترسی به کیفیت مطلوب اینترنت تا به امروز، امکان برگزاری مراسم یاد شده از یاران و دوستان مهندس بازرگان و نهضت آزادی ایران سلب گردید.
در افتتاحیه این مراسم مقرر بود دکتر بنی اسدی دبیرکل نهضت آزادی ایران سخنرانی خود را تحت عنوان ((آیا بازرگان شکست خورد؟)) ایراد نمایند که میسر نگردید. بهمین دلیل متن سخنرانی ایشان تهیه و خدمت دوستان و همراهان گرامی تقدیم می شود.
به نام آفریدگار مهربان
در سالهای اخیر بحرانها و نابسامانیها در حوزههای مختلف جامعه ایران افزایش یافته و به ویژه در سالهای 1403 و 1404 به اوج رسیده و جامعه را بیش از پیش نگران ساخته است.
بحرانهای اقتصادی بصورت تورم افسار گسیخته و گسترش فقر و فلاکت، بحران محیط زیست شامل آلودگی هوا، کاهش و تخلیه منابع آبی و فرونشست زمین؛ بحران اجتماعی به شکل یاس و ناامیدی، مهاجرت و فرار مغزها، کاهش نرخهای ازدواج و افزایش طلاق، دین گریزی و دین ستیزی بسیاری از جوانان؛ بحران سیاسی به شکل کاهش مشارکت در انتخابات؛ تهدیدات و تحریمهای خارجی و بسیاری از ناترازیها و شکافهای دیگر باعث شده است که بخش بزرگی از جامعه ایران از این شرایط ناراضی شده و نارضایتی خود را به صورت اعتراضات گسترده که اغلب به خشونت کشانده میشود، نمایان سازند.
وقایع فاجعه بار 18 و 19 دیماه 1404، آخرین نمونه به خشونت کشیده شدن تظاهرات و اعتراضاتی بود که به جان باختن هولناک و آسیب شدید هزاران تن از هموطنان و خواهران و برادرانمان شد.
در چنین شرایطی بسیاری از جوانانی که سالهای قبل از انقلاب و اوایل انقلاب را تجربه نکردهاند، بحرانها و نابسامانیها و رفتار حاکمان کنونی را ناشی از انقلاب سال 1357 دانسته و اشخاصی که در آن سهیم بودند را متهم و محکوم مینمایند. یکی از اشخاصی که مورد این اتهام قرار میگیرد مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت است. این بخش از جامعه نظام سلطنتی را مطلوب دانسته و انقلاب را غیرضروری و از ریشه اشتباه میداند و در آرزوی برگشت به دوران قبل از انقلاب است و هر نوع همکاری و فعالیتی را در این عرصه، چه قبل از انقلاب و چه پس از انقلاب از سوی هر شخصیت و سازمان سیاسی، ولو با نیت و برنامه اصلاح گرایانه، خطا و اشتباه بزرگ قلمداد میکند. بسیاری از این افراد از تاریخ قبل از انقلاب و شرایط حاکم بر جامعه دوران پهلوی و شخصیتهای آزادیخواه و موثر در آن بی اطلاعاند. گذشته، حال و آینده، بخشهای پیوسته یک جریان تاریخی هستند، نمیتوان یک بخش را بدون توجه به بخشهای دیگر فهمید. از این رو مطالعه شرایط استبدادی قبل از انقلاب بوسیله نسل جوان ضروری است.
گروه دیگری که اصول و آرمانهای انقلاب ایران را که مشتمل بر آزادی و استقلال، دموکراسی، توسعه انسانی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی بوده است را میستایند، ولی مهندس بازرگان را در برنامه خود ناکام و شکست خورده میپندارند چنین برداشتی از عملکرد او ناشی از عدم توجه آنان به این حقیقت مهم است که کسب و حفظ قدرت هدف او نبود. علاوه بر این عدم تحقق آرمانها و اهداف توسعه در مدت زمان بسیار کوتاه 9 ماهه اولاً ناشی از ماهیت بلندمدت بودن آنها و ثانیاً ماهیت اجتماعی (نه فردی) بودن آنها بود.
تحقق اهداف اجتماعی حاصل فرایندهای طولانی با مشارکت گروههای اجتماعی است، نه تنها عملکرد یک فرد. بر پایه چنین انتظاری، بایستی امیرکبیر، قائم مقام فراهانی و دکتر مصدق را هم شکست خورده تلقی کنیم، حال آنکه آنان را از افتخارات و الگوهای صداقت و خدمت به کشورمان میدانیم.
امید است توجه و مطالعه این مقاله بر تغییر نگاه این گروهها موثر واقع گردد.
آگاه شدن این گروهها از سالها تلاش و تکاپوی مهندس بازرگان در راه آزادی و دموکراسی و مبارزه با استبداد و دیکتاتوری در سالهای پیش و پس از انقلاب خود میتواند روشنگر و پاسخی کافی به سئوالات و اعتراضات مذکور باشد. علاوه بر این شناخت موفقیتها و شکستها و نگرش و اندیشه او میتواند راهی را برای برون رفت و نجات از بحرانهای انباشته کنونی بگشاید. همچنین میتواند راهنمائی برای نسل جوان در مناسبات آیندهاش در امر سیاست و حکمرانی دموکراتیک در بستر فرهنگ استبدادی باشد.
مشاهدات نویسنده طی حداقل 27 سال آشنایی نزدیک و دست اول و همکاری با مهندس مهدی بازرگان کمک میکند تا ارزیابی نسبتاً واقع بینانهای از تلاشها، موفقیتها و شکستهای او انجام گیرد. با توجه به مقدمه فوق این ارزیابی به طور خلاصه و ترتیب زیر انجام میشود:
1- روش ارزیابی موفقیتها و شکستهای مهندس بازرگان
2- مواردی که شکست مهندس بازرگان تلقی میشود
3- خلاصهای از موفقیتهای مهندس بازرگان
4- نتیجه
1- روش ارزیابی موفقیتها و شکستهای مهندس بازرگان
هدف، عامل مهمی در ارزیابی است. ارزیابی موفقیت و شکست یک فرد، سازمان یا جامعه باید نسبت به اهداف آنها صورت گیرد. ارزیابی یک شخص یا سازمان باید بر اساس میزان تحقق آن اهداف تعیین شود. در صورتی که ارزیابی موفقیت یا شکست بر اساس اهداف یا معیارهای دیگری انجام شود. نتایج آن گمراه کننده خواهد بود.
در بسیاری از موارد، تحقق هدفها نسبی بوده و در نتیجه موفقیت یا شکست نیز نسبی است، زیرا تحقق کامل هدفها در کوتاه مدت میسر نیست، ولی در بلندمدت امکان پذیر است. در مواردی نیز تنها نزدیک شدن به یک هدف ممکن است و تحقق کامل آن هیچگاه ممکن نیست، این اهداف را آرمان میخوانند. در این حالت باید میزان پیشرفت به سوی آرمان ارزیابی شود و بجای «نتیجه»، به ادامه «فرایند» نزدیک شدن به آرمان توجه داشت.
در مواردی نیز برای ارزیابی موفقیت یا شکست، بجای میزان پیشرفت به سوی آرمان، میتوان از طریق مقایسه عملکرد شخص یا سازمان با عملکرد نمونههای مشابه به ارزیابی پرداخت. بعنوان مثال ممکن است یک حزب آزادیخواه موفق به تحقق دموکراسی کامل نشود، ولی موفق به برگزار کردن یک انتخابات آزاد و انتخاب شدن نامزدهای خود گردد. ارزیابی این حزب نه بر اساس تحقق یافتن کامل آرمان دموکراسی، بلکه میتواند بر اساس موفقیت نسبی آن در مقایسه با سایر احزاب انجام شود. بر این اساس ارزیابیهای اجتماعی و سیاسی اشخاص یا سازمانها در بسیاری مواقع از طریق مقایسه عملکرد آنها با عملکرد سایر اشخاص یا سازمانهای مشابه صورت میگیرد.
هدف باید درست باشد. نکته مهم دیگر در باره هدفها، ماهیت آنها است. تحقق یک هدف ظاهراً خوب، میتواند پیامدهای بد و برخلاف هدفهای بلند مدت باشد. بنابراین برای پرهیز از هدفهائی که پیامدهای ناخواسته و نامطلوب دارند، باید هدفها از اصول، آرمانها و ارزشهای محکم، عالی و اخلاقی نشأت گیرند تا پیامدهای نیکو و پرثمر ببار آورند. به عنوان مثال اگر هدف ما بیرون راندن آمریکا از منطقه باشد و در تحقق این هدف هم موفق شویم، پیامدش میتواند جایگزین شدن روسیه در ایران و منطقه باشد این در حالی است که روسیه خود طی 200 سال اخیر موجب جدا شدن بخش بزرگی از کشورمان، که بیش از مساحت کنونی آن است،گردید، ولی اگر هدف بلندمدت ما واقعاً استقلال کشور باشد، هدف کوتاهمدت را میتوان حسن ارتباط با جهان و مخصوصاً همسایگان از یک سو و آزادی و همبستگی جامعه برای دفاع از خود، از سوی دیگر قرار داد. بنابر این تحقق بخشیدن به اهداف هنگامی ارزشمند است که پیامدهای بلندمدت آنها نیز ارزشمند باشد.
حال، باتوجه به نکات ذکر شده ببینیم مهندس بازرگان در تحقق اهدافش آیا شکست خورده یا موفق بوده است.
2-مواردی که شکست مهندس بازرگان تلقی میشود
بر اساس آنچه درباره اهمیت «هدف» در ارزیابی ذکر شد، برای ارزیابی موفقیت یا شکست مهندس بازرگان نیز باید از هدف او در هر مورد آگاه باشیم. هدفهای او در حوزه علمی، فرهنگی و معنوی، کسب دانش و تجربه، آموزش و بکار گرفتن آن در عمل و در خدمت به جامعه؛ در عرصه اخلاق، صداقت، تواضع، شجاعت، احسان؛ در میدان سیاست، آزادی، دموکراسی، عدالت، کارجمعی، همکاری و خدمت به مردم، در اقتصاد، فقرزدائی، مولد بودن و تولید و بالاخره در حیطه دین، اصلاح دینی، خرافهزدائی و کشف علمی حقایق دینی بود. ولی آنچه هدف او نبود کسب قدرت شخصی (در برابر قدرت اجتماعی)، ثروت شخصی (در برابر ثروت ملی)، شهرت (در برابر افتخار و سربلندی جمعی و ملی) بود. بطور خلاصه هدف او عبور از خودخواهی به دگرخواهی و خدمت و در خداخواهی بود.
بنابر این ارزیابی او در مقایسه با سیاست مداران و حکامی که خواهان قدرت و کسب و حفظ آن بودهاند و حتی، با دانشمندانی که هدف شان صرفاً کشف قوانین طبیعی بود، یا با صنعتگرانی که هدف اصلیشان تنها تولید محصول برای بازار مصرف بود، قیاس مع الفارق است. او به عنوان دبیرکل نهضت آزادی ایران صریحاً اظهار داشت: جنگ ما با حاکمیت بر سر قدرت نیست؛ جنگ ما بر سر حجت است. بعبارت دیگر، او به دنبال قدرت نبود، بلکه به دنبال حقیقت بود. بنابر این به عنوان مثال نمیتوانیم به او انتقاد و اعتراض کنیم که چرا صندلی قدرت سیاسی نخست وزیری را حفظ نکرد و استعفا داد و این را دلیل ضعف و شکست او بخوانیم. زیرا هدف خود او دست یافتن به قدرت و مقام نخست وزیری نبود، بلکه این سمت با اصرار و در شرایط خاصی به عهده او گذاشته شد و او آنرا به مثابه یک وظیفه برای خدمت به ایران به دوش گرفت و هنگامی که دریافت درآن سمت و شرایط اجتماعی نمیتواند خدمت شایستهای انجام دهد، استعفا داد. برای او تحمل قانون شکنی، هرج و مرج و اقدام غیر مسئولانه گروگانگیری یک سفارتخانه که محافظت از آن بعهده دولت است، شکست بود، نه استعفا از سمت نخست وزیری که به اعتراض و محکوم کردن آن.
با توجه به اندیشه و شخصیت بازرگان برخی معترضند که اصولاً چرا او چنین مسئولیتی را قبول کرد؟
2-1- چرا مهندس بازرگان مسئولیت نخست وزیری را پذیرفت
در ادامه توضیحات فوق، عده زیادی به مهندس بازرگان در پذیرفتن مسئولیت نخست وزیری دولت موقت معترضند. آنها میگویند چرا مهندس بازرگان که همواره از سالهای 1320 برای آزادی، ایمان، اخلاق، علم و دموکراسی با صبوری و مداومت و تاکید بر تغییرات تدریجی، از طریق همکاریهای اجتماعی و مبارزات سیاسی کوشیده بود، در انقلاب شرکت کرد و بالاترین مسئولیت رسمی اداره کشور را پذیرفت، در حالی که مخالف تغییرات ناگهانی و خشونتآمیز انقلابی ناشی از هیجانات اجتماعی و اهداف قدرت محورانه بود. چرا با وجود اختلاف نظر در اهداف و روشها با رهبر انقلاب، چنین مسئولیتی را قبول کرد.
در پاسخ به این اعتراض توجه به شرایط جامعه در آستانه انقلاب و جایگاه مهندس بازرگان در آن ضروری است. مبارزات ملت ایران پس از انقلاب مشروطه همواره دارای مطالبات تحقق نایافته ضد استبدادی و آزادیخواهانه آن بود. رهبر انقلاب نیز در مواضع، مصاحبههای مکرر قبل از انقلاب و بویژه در فرانسه علیه استبداد و موافق حقوق اساسی مردم تاکید و از عدالت، مشارکت و حضور مردم و عدم مداخله روحانیت در امور اجرائی پشتیبانی کرده بودند. فضا و جو حاکم بر جامعه، چشم اندازی ایدهآل و مطلوب و جاذب از آیندهای درخشان مبتنی بر آزادی، ایمان و مشارکت گسترده مردم و دموکراسی و فارغ از جهل و فقر و فساد نوید میداد. میلیونها نفر در جامعه ایران عاشقانه تحقق چنین چشم اندازی را آرزو میکردند. مهندس بازرگان علیرغم چنین شرایطی، در سفر به فرانسه نگرانی و مخالفت خود را با روشهای انقلابی با رهبری انقلاب در میان گذاشت، ولی متاسفانه پیشنهاد تدریجی و سنگر به سنگر او مورد موافقت رهبری انقلاب قرار نگرفت، در نتیجه اعلام موضع رسمی خود و صدور بیانیه حمایت از رهبری را موکول به مراجعه به ایران و بررسی و تصویب شورای نهضت آزادی ایران نمود. با وجود این، عدهای از اعضای نهضت آزادی در خارج از کشور به او اعتراض میکنند. این عده در جلسهای در منزل مرحوم صادق قطبزاده نسبت به عدم صدور بیانیه پشتیبانی از رهبری انقلاب توسط ایشان، به شدت اعتراض میکنند. مهندس بازرگان در پاسخ به این اعتراض نگرانی شدید خود را چنین بیان میکنند. «حکومت اسلامی به این نحو که شما در طلب آن هستید به حکومت روحانیت منتهی میشود و استبداد حکومت روحانیت به مراتب خشنتر و بدتر از استبداد شاهنشاهی خواهد بود. مضافاً اینکه دین شما را هم از شما خواهد ربود.»*. بنابر این مهندس بازرگان خود نگران روند سریع تغییرات ناگهانی و انقلابی و پیامدهای آن بوسیله روحانیت بود.
ولی چه شد که او قبول مسئولیت کرد؟ علیرغم این نگرانی، با توجه به حمایت سرتاسری مردم طی اجتماعات و تظاهرات گسترده و موافقت و تصویب شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و اصراز علاقه مندان، آن طور که او در سخنرانی 20/11/1357، خود در دانشگاه تهران، یعنی دو روز قبل از پیروزی انقلاب، در باره قبول مسئولیت نخست وزیری میگوید که: «در برابر اصرار مراجع عالیقدر و رهبر ملت و اصرار دوستان عاجز و درمانده شدم»**و در ادامه هدف خود و انقلاب را«جمهوری دموکراتیک» یا «جمهوری اسلامی دموکراتیک» اعلام میدارد. او اضافه میکند که در جمهوری اسلامی تبعیض بین شیعه و سنی و مذاهب نیست ... همه یکسان هستند... حتی مسلمانان شیعه بر مذاهب دیگر مزیتی به لحاظ حقوق اجتماعی ندارند. (ص76، 73 و 74 کتاب مشکلات و مسائل سال اول انقلاب).
مهندس بازرگان از زمانی که شاپور بختیار بنابه درخواست شاه قبول نخست وزیری کرد تا قبل از بازگشت رهبر انقلاب به کشور، در گفتگوهای مستقیم و غیر مستقیم با او تلاش کرد تا بختیار با استعفا از نخست وزیری و مسافرت به فرانسه و دریافت حکم نخست وزیری از رهبر انقلاب، انتقال نظام مشروطه سلطنتی به جمهوری اسلامی را با حداکثر مسالمت و آرامش محقق سازد. لیکن این امر در آخرین مراحل با کارشکنی یا مخالفت برخی از روحانیون شکست خورد.
پس از شکست این تلاش بود، که قبول نخست وزیری از نظر او جدیتر شد. نیت دلایل قبول همکاری و مسئولیت دولت موقت از طرف مهندس بازرگان، علیرغم نگرانیهای او عبارت بود از:
- مواضع و مصاحبههای رهبر انقلاب در باره مخالفت با استبداد؛ اعتقاد به مشارکت مردمی، عدالت و خدمت به مردم
- تصویب شورای مرکزی نهضت آزادی و اصرار بر وظیفه ملی و دینی مهندس بازرگان برای پذیرفتن این مسئولیت و همچنین توصیه شخصیتها و نهایتاً تصویب شورای انقلاب برای قبول نخست وزیری او
- فرصتی برای خدمت و تحقق بخشیدن به آنچه سالها برای آنها کوشیده بود: آزادی، دموکراسی، عدالت و خدمت.
با توجه به شرایط حساس سیاسی و توضیحات فوق، قبولی اجتناب ناپذیر مسئولیت نخست وزیری او قابل توجیه و تحسین است.
مهندس بازرگان، پس از قبول مسئولیت تمام تلاش خود را در انجام وظیفه و مسئولیت محوله بعمل آورد، ولی از همان ماههای اول با مشاهده رفتارهای غیر دموکراتیک و خشونت آمیز بارها اعتراض و مخالفت و تلویحاً درخواست استعفا کرد. پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری نهایتاً بطور رسمی از این مسئولیت استعفا داد.
هدف بازرگان از پذیرش مسئولیت دولت موقت و قبل از آن قبول عضویت در شورای انقلاب، همان طوری که در اولین سخنرانی خود در دانشگاه تهران تاکید کرد، خدمت و انجام وظایفی بود که گذار از نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی دموکراتیک را بطور مسالمتآمیز و آرام و با حداقل هزینه برای ملت میسر میساخت و از این طریق به تحقق آرمانهای ملت کمک میکرد. در این راه از هیچ تلاشی دریغ نکرد. مذاکراتی که از چند ماه قبل از پیروزی انقلاب با مقامات رسمی و امنیتی رژیم، با اشخاص مخالف رژیم مانند مرحومین مطهری و بهشتی و بطور غیر مستقیم با نمایندگان کشورهای حامی شاه با هماهنگی با اعضای شورای انقلاب انجام داد در پیروزی مسالمت آمیز انقلاب ایران بسیار موثر و عاقلانه و انسانی ترین رویکرد به تغییرات بنیادین آرام بود. این تغییرات به گونهای صورت گرفت که خللی در زندگی عامه مردم پیش نیامد.
تشکیل دولت منسجم، تدوین پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی با ویژگیهای دموکراتیک بودن و جدائی دین از حکومت و عدم تبعیض بین ادیان و مذاهب (بویژه بین شیعه و سنی) که به تصویب شورای انقلاب و رهبری انقلاب رسید دلالت بر نظام سیاسی «فرادینی» مطلوب و یکی از مهمترین دستاورهای او بود. علاوه بر این تدوین قانون اولیه شوراها و اجرای آن در کردستان و اقدامات دیگری از این قبیل، از جمله تلاشهای او در جهت آزادی و دموکراسی و عدالت برمبنای ایمان، اخلاق، علم و آموزههای اصیل اسلامی بود. با توجه به مدت کوتاه مسئولیت او و آشفتگی دوران بعد از پیروزی انقلاب و استعفای زود هنگام او، عملکردش در مقایسه با رویدادهای خشونت بار انقلابهای دیگر دارای موفقیت قابل توجه و استثنائی بود.
2-2-بازرگان نتوانست مانع خشونت و اعدام های ابتدای انقلاب شود، و در این مورد شکست خورد
در پاسخ به این اعتراض، به حکم نخست وزیری او اشاره میشود. ماموریت مهندس بازرگان بنابه حکم نخست وزیری او عبارت بود از:
اداره امور مملکت(وزارتخانهها)، برگزاری رفراندوم تغییر نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی، تشکیل مجلس موسسان برای تصویب قانون اساسی جدید، برگزاری انتخاب مجلس نمایندگان ملت (و ریاست جمهوری) و نهایتاً استقرار نظام سیاسی جدید.
همانطور که ملاحظه میکنید امور انقلابی مانند برخورد با مسئولین و مدیران و وزرای نظام قبل از انقلاب از جمله امور دادگاهها بعهده دولت موقت نبود و رهبر انقلاب خود مسئولیت در این امور را بعهده داشتند.
با وجودی که این امور خارج از چارچوب وظایف و مسئولیتهای او بود بارها به احکام اعدام اعتراض نمود و در مواردی مستقیماً خود او یا همکاران او، مانند مرحوم دکتر یزدی عملاً در جلوگیری از اعدامهای گسترده خلخالی، از جمله در جلوگیری از اعدامهای مدرسه رفاه موثر بودند. از این رو، با وجودی که این امور خارج از وظایف و اهداف اصلی او بود، نهایت کوشش برای جلوگیری از آنها را بعمل آورد و به لحاظ اخلاقی و سیاسی آنچه میتوانست انجام داد.
2-3- عدم تشکیل مجلس موسسانِ قانون اساسی
مهندس بازرگان موفق به انتخابات و تشکیل مجلس موسسان و تصویب قانون اساسی دموکراتیک نشد. از نظر منتقدین، این یکی از مهمترین کاستیها و انتقادها و نشانه شکست او بود. مهندس بازرگان بخشهای اول و دوم ماموریت دولت موقت، یعنی در اختیار گرفتن دستگاههای دولتی و اداره آنها و همچنین رفراندم تبدیل نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی را، علیرغم کارشکنیها و تحریکات مخالفین انجام داد، ولی در مورد وظیفه سوم که بسیار مهم و حساس بود و به قانون اساسی نظام جدید منتهی میشد، با دخالتها و موانع عمدهای مواجه شد. مجلس موسسان میبایستی با مشارکت نمایندگان کلیه اقشار، اقوام، مذاهب و .... تشکیل میگردید، تا در فرصت و طی مدت زمان مناسب و در فضای آرام به تصویب قانون اساسی جدید بپردازد. مهندس بازرگان از همان روزهای نخست کار خود شورائی با عنوان «شورای عالی طرح های انقلاب» با ریاست مرحوم دکتر یداله سحابی تشکیل داد، و مهمترین وظیفه آن را تدوین پیشنویس قانون اساسی جدید تعیین کرد. شورای مذکور با همکاری جمعی از بهترین حقوقدانان ایران، از جمله مرحومان دکتر کاتوزیان و دکتر حسن حبیبی و با کار بسیار فشرده پیشنویس قانون اساسی جمهوری اسلامی را بر اساس موازین دموکراسی و آموزههای اساسی اسلام (عدالت و آزادی) و جدائی نهاد دین از حکومت تدوین نمود. مهندس بازرگان آن را به تصویب شورای انقلاب و رهبری انقلاب رسانید و برای طرح و بررسی در مجلس موسسان آماده ساخت. متاسفانه رهبر انقلاب، علیرغم مفاد حکم انتصاب مهندس بازرگان به سِمت نخست وزیر، تشکیل مجلس موسسان را صلاح ندانستند، ولی با اصرار مهندس بازرگان و دیگران با تشکیل مجلس کوچک و محدودتری، که بعداً مجلس خبرگان نامیده شد، موافقت نمودند تا ظرف مدت یک ماه پیشنویس مذکور را بررسی و تصویب کند. این مجلس پیشنویس قانون اساسی را کنار گذاشت و قانون اساسی جدیدی با محوریت ولایت فقیه و ادغام دین و حکومت را در فضا و شرایط ملتهبی که بر مجلس خبرگان و جامعه حاکم بود به نحوی خاص به تصویب رسانید.
با وجود این تغییر فاحش در روند تدوین و تصویب قانون اساسی جدید، سیزده نفر از وزرای دولت موقت نامهای به عنوان آیتالله منتظری رئیس مجلس خبرگان نوشتند و به دلیل انقضای مدت قانونی یک ماهه مجلس مذکور و مدت یک ماهه وکالت نمایندگان، خواستار اعلام غیر قانونی بودن ادامه و انحلال آن شدند. این مهمترین اقدام مسالمت آمیزی بود که دولت موقت میتوانست انجام دهد.
متاسفانه رهبر انقلاب شدیداً با موضع اعلام شده در این نامه که به وسیله مهندس بازرگان مطرح شد، مخالفت کردند و قانون اساسی جمهوری اسلامی با محوریت ولایت فقیه و روحانیت در آن به تصویب رسید.
متعاقباً مرحوم مهندس عباس امیرانتظام که در تهیه نامه فوق نقش موثری داشت دستگیر، زندانی و به اتهام جاسوسی در دادگاه انقلاب و در شرایط و فضای پر التهاب سیاسی بعد از انقلاب محاکمه و محکوم به اعدام گردید (هرچند این حکم اجرا نشد و به حکم حبس ابد تبدیل و پس از سالها زندان آزاد شد):
همان طور که قبلاً ذکر شد، مهندس بازرگان در اعتراض به این گونه تصمیمات و رفتارها بود که پس از چند بار اظهار تمایل به استعفا نهایتا در تاریخ 14/8/1358، یک روز پس از اشغال سفارت آمریکا و گروگانگیری معترضاً به این گونه رفتارهای خودسرانه مصمم به استعفای رسمی شد.
2-4- سایر موارد انتقاد و اعتراض به مهندس بازرگان
علاوه بر موارد فوق، مهندس بازرگان شاهد تصمیمات و رفتارهای انقلابی دیگری بود که خود و بخش بزرگی از جامعه مخالف آن بودند مانند ملی کردن بسیاری از صنایع بخش خصوصی سالم و خلع مالکیت از صاحبان کارآفرین و ملی آنها و بسیاری از مصادرهها، برنامههای ضد دولت موقت سازمان رادیو و تلویزیون و امثالهم.
مهندس بازرگان به دلیل عدم موافقت با چنین اقداماتی از طرف گروههای افراطی (رادیکال) و چپ به سازشکاری و عدم قاطعیت متهم و مورد انتقاد، اهانت و حمله قرار میگرفت. او تلاش خود را برای جلوگیری از بسیاری از حرکات مخرب انجام میداد، لیکن فاقد قدرت و امکانات ساختاری لازم برای ممانعت از آنها بود. قدرت سیاسی در دست رهبری و نهادهای انقلابی، مانند کمیتههای انقلاب و دادگاه انقلاب قرار داشت. او در یکی از مصاحبهها گفته بود که دولت مانند چاقوی بی تیغهای است که دستهاش در اختیار دولت ولی تیغهاش در دست دیگران است.
انتقاد یا اعتراضهای او نسبت به موارد فوق، موجب حملهها و تهاجم تبلیغات رسانهای نهادهای انقلابی و مخالف روشهای اصلاح گرایانه قرار میگرفت، و در نتیجه انتقادها و اعتراضهای او موثر واقع نمیشد. فقدان احزاب و جامعه مدنی قوی و حمایت آنها نیز یکی از عوامل مهم عدم موفقیت نظرات، اعتراضها و پیشنهادهای سازنده و اصلاح گرایانه او طی 9 ماه دوره نخست وزیری او در شرایط بسیار متلاطم پس از انقلاب بود.
هر چند او در اعتراض به رفتارهای خشونت آمیز، خودسرانه و برخلاف موازین اخلاقی و قانونی استعفا داد، لیکن رهبری انقلاب در ابتدا با آن موافقت ننمودند و به دنبال رفع اعتراض و شکایات او برآمدند، اما پخش خبر استعفای او از رادیو و تلویزیون ایران، قبل از موافقت آیت اله خمینی و احتمالاً با نظر مثبت برخی از روحانیون عضو شورای انقلاب، ایشان را در برابر عمل انجام شده قرار داد و استعفای مهندس بازرگان را پذیرفتند. با وجود استعفا از سمت نخست وزیری، مهندس بازرگان با نگاه و روش اصلاح گرایانه به عضویت خود در شورای انقلاب تا انجام انتخابات مجلس و انحلال شورای انقلاب به خدمت ادامه داد، و پس از آن نیز به عنوان نماینده مردم تهران در مجلس، علیرغم تهدیدات، اهانتها و آزارها، اهداف اساسی آزادیخواهانه و عدالت طلبانه و دفاع از حقوق ملت و آگاهی بخشی جامعه را به جد دنبال کرد و در این راه تا آخر عمر پربار خود در تاریخ 30/10/1373 از پا نایستاد.
3- خلاصهای از موفقیتهای مهندس بازرگان
شرح موفقیتهای او در عرصههای دین، علم، سیاست، مهندسی و مدیریت کتاب مفصلی خواهد شد که خارج از ظرفیت این مقاله کوتاه است. در اینجا فهرست وار به برخی از کارهای مهم و موفقیتهای او اشاره میکنم:
- مهندس بازرگان از سالها قبل (دهه 1320) تلاش خود را برای تربیت نسلی آگاه، اهل ایمان، اخلاق و توانمند آغاز کرد و در این راه با همکاری دوستان و همفکران خود توفیقی کم نظیر بدست آورد. پرورش یافتگان این تفکر پایهگذاران جامعه مدنی ایران پس از سالهای 1320 بودند و با تاسیس انجمنهای اسلامی دانشجویان، معلمین، پزشکان، مهندسین، همچنین فعالیت در نهضت ملی و شرکت در تاسیس نهضت مقاومت ملی و جبهه ملی دوم و نهضت آزادی ایران و تحمل سالها زندان به پیروزی انقلاب اسلامی ایران با آرمان آزادی، عدالت و دموکراسی یاری رسانید.
- او همچنان که قبلا ذکر شد، در شرایط سخت و انقلابی ایران موفق شد کابینه دولت موقت را با مشارکت نمایندگان احزاب و گروههای مختلف تشکیل دهد. تشکیل دولت موقت، به صورت یک تیم منسجم و همفکر، متعهد و کاردان حاصل سالها کار، تلاش و صبوری بود و موفقیت بزرگی به شمار میرود.
- او در مدت 15سال پس از استعفا از سمت نخست وزیری دولت موقت با موفقیت استثنایی و با احساس مسئولیتی بی نظیر به راه پاک خود ادامه داد. او علاوه بر این، به انتقاد و اعتراض و روشنگری مستمر (با وجود تهدیدها و دشنامها) نسبت به سیاستهای حاکم، از جمله سیاستهای گروگانگیری، ادامه جنگ 8 ساله پس از فتح خرمشهر، ادغام دین و حکومت، ولایت مطلقه فقیه، تبعیض، نقض حقوق اساسی ملت و ممانعت از فعالیتهای قانونی احزاب مستقل ادامه داد.
- او با همکاری علاقهمندان و برخی از اعضای نهضت آزادی و نمایندگان برخی از احزاب ملی، اقدام به تاسیس «جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت» نمود تا چراغ آزادی و امید و ضرورت حاکمیت ملت را همچنان در این سرزمین روشن و زنده نگهدارد.
- تلاش مهندس بازرگان در طول عمر خود چه قبل از انقلاب و چه پس از پیروزی انقلاب که در بیش از 400 اثر فرهنگی، دینی، سیاسی و علمی شامل کتابها، مقالات، مصاحبهها و سخنرانیها انعکاس یافته است، نشانگر موفقیت بی نظیر او در آگاهی بخشی، توانمندسازی و اصلاح دینی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایران در هر دوره است. نگرانیها، پیشبینیها و هشدارهای او نسبت به پیامدهای سیاستها و عملکرد حاکمیت، متاسفانه در سالهای بعد تحقق یافته است.
- او نه تنها در امر آگاهی بخشی و اصلاحات دینی، فرهنگی و سیاسی موفق بود، بلکه به عنوان یک استاد متعهد دانشگاهی در تربیت بهترین مهندسان کشور و در مدیریت دانشکده فنی دانشگاه تهران و خلع ید از انگلیس در صنعت نفت کشو و مدیریت شرکت نفت ملی ایران پس از خلع ید و سپس انجام لوله کشی و تامین آب سالم برای شهر تهران موفقیت کم نظیری داشت.
- همچنین به عنوان یک مهندس و یک صنعتگر با تاسیس واحد صنعتی «شرکت صافیاد» با بکار گرفتن دانش مهندسی خود به تولید محصولات حرارتی و برودتی صنعتی و خانگی پرداخت و در راه صنعتی شدن کشور کوشید، بطوری که شرکت مذکور پس از بیش از گذشت 30 سال از درگذشت وی و پس از حدود 60 سال از تاسیس آن همچنان پایدار و مولد است.
در عرصه دین شناسی و تحقیقات قرآنی پدید آورنده بیش از 100 اثر مبتکرانه و مفید در عرصه روشنفکری دینی بوده، بویژه کتاب سیر تحول قرآن او از مهمترین کارهای علمی روی قرآن در سطح جهان به شما میرود که شرح آن خارج از این مقاله کوتاه است.
در تربیت فرزندانی خلف نیز موفق بود. فرزندان و نوادگان او اغلب به راه او علاقهمند و متعهد بوده و هستند، بویژه فرزند برومند او عبدالعلی بازرگان که از صالحین روزگار، و از قرآن شناسان روشنفکر و از مفاخر ایران به شمار میرود.
4- نتیجه
1- زندگی و عملکرد بازرگان مبتنی بر ایمان و آرمانهای اجتماعی مانند آزادی، عدالت، حقیقت و دموکراسی بود، که نیل کامل به آنها ممکن نیست، ولی پیشرفت و نزدیک شدن به آنها میسر است. بنابر این عملکرد او در راه رسیدن به این آرمانها باید مبنای ارزیابی موفقیت و شکست او قرار گیرد.
بازرگان با تلاش و تکاپو در این راه در مدت 60 سال، از طریق تحقیق و نگارش صدها کتاب و مقاله، ایراد سخنرانیها و انجام مصاحبههای بسیار برای حل مسائل ایران، همچنین تلاش و همکاری در تاسیس نهادهای مدنی، مدارس و هنرستانهای فنی و حرفهای، مدیریت برنامههای ملی، مانند مدیریت خلع ید از انگلیس و اداره صنعت نفت پس از ملی شدن، لولهکشی و تامین آب آشامیدنی شهر تهران و تاسیس شرکتهای مهندسی و صنعتی، همگی گامهای بزرگی در راه آرمانها و اهداف توسعه ملی و خدمت به جامعه بوده، گامهای بزرگی در این راه محسوب میشوند و از این رو در مقایسه با سایر شخصیتهای ملی و اسلامی بسیار موفق بود.
2- بازرگان در ارتباط با گذار مسالمت آمیز از نظام شاهنشاهی به جمهوری اسلامی بسیار موفق عمل کرد و در انجام مسئولیتهای مربوط به دولت موقت در اداره کشور و رفراندم تغییر نظام و تهیه پیش نویس قانون اساسی اسلامی (دموکراتیک) موفق بود، ولی در ادامه انجام سایر ماموریتهای خود، مانند برگزاری انتخابات مجلس موسسان و ارتباط درست با کشورهای دیگر، با دخالت گروههای افراطی و شیوههای خشونت آمیز و غیر مسالمت جویانه آنان مواجه شد و در اعتراض به آنها استعفا داد. استعفای او از یک نظر شکست در برابر نیروهای افراطی و یا خودسر بود و از نظر دیگر به دلیل عدم تسلیم و سازش و اعتراض به قانون شکنی و شیوههای غیراخلاقی آنان موفقیت بزرگی محسوب میشود.
3- انتقاد بزرگ به بازرگان شکست او در کسب و حفظ قدرت و استعفا از جایگاه قدرت است. بلی، بازرگان در کسب و حفظ قدرت نکوشید. ولی برداشت «شکست» از عملکرد او ناشی از عدم توجه به این حقیقت مهم است که کسب و حفظ قدرت اساساً هدف او نبود. او صریحاً اعلام کرده بود که جنگ او و یارانش با حاکمیت بر سر قدرت نیست، بلکه بر سر حجّت و حقیقت است. نگاه او به قدرت نگاهی ابزاری برای هدف «خدمت» به جامعه بود. هنگامی که او با دخالت مخرب گروههای افراطی در امور اجرائی مواجه شد و دریافت که حاکمیت نه تنها مانع این اعمال خودسرانه نمیگردد، بلکه آنها را تایید میکند، شجاعانه از سهیم بودن در چنین رفتارهائی با استعفای معترضانه خود از مقام نخست وزیری برائت جست. اصولاً او در پی کسب و حفظ قدرت نبود تا از این جهت بگوئیم بازرگان شکست خورد. او در تکاپوی آزادی و حقیقت بود و در این راه موفق.
امید است با توفیق الهی زندگی او الگویی برای زیستن و راهش الهام بخش جوانان و نسلهای آینده باشد.
محمدحسین بنی اسدی
29 دی ماه 1404
* خاطرات مهدی نواب صفحه 293
** مشکلات و مسائل سال اول انقلاب (ص 72)