کتاب لطیف سخنرانی آیت الله کوشا
سخنرانی استاد محمدعلی کوشاJanuary 06, 2026

نخست لازم است که از تشکیل چنین جلسهای از جنابعالی و همه دست اندرکاران صمیمانه سپاسگزاری کرده باشم بسیار خرسند بودم که سخنان جناب آقای مهندس عبدالعلی بازرگان را در این جلسه بشنوم چون ارادت خاصی به این بزرگوار دارم و خوشحالم که جناب آقای مهندس بنیاسدی و جناب مهندس گودرزی تشریف دارند و دیگر عزیزان فرهیخته باید تبریک عرض کنم به جناب آقای دکتر علی اصغر غروی حفظه الله که این زحمت بسیار بزرگ را کشیدهاند و اثر مفیدی ارائه دادند و در ضمن میلاد حضرت زهرا (س) را تبریک عرض می کنم .
قبل از اینکه وارد نکاتی درباره این ترجمه شوم حُسن خیلی جالبی که این ترجمه دارد در درجه اول در صفحه آرایی و چینش آیات آن است که واقعا خیلی مهندسی و حساب شده است و اگر با همین شکل که پیش میرود چاپ هم شود ممکن است که تعداد صفحات آن علیالقاعده از ششصد و چهار صفحه بیشتر شود ولی بسیار کار بدیع و چشمنوازی خواهد بود که به طور طبیعی خواننده را مجذوب قرآن کریم میسازد. این صفحهآرایی بسیار ارزشمند است، چینش کلمات خیلی حساب شده است، جذابیت خاصی دارد.
من باید در این جا عرض بکنم که ترجمه برگرداندن متنی از زبانی به زبان دیگر با رعایت قانون و قواعد زبان مبدا و مقصد است.
دو عنصر بزرگ در ترجمه دخیل است اول عنصر ادب و دوم عنصر هنر، مراد ما از عنصر ادب علم صرف، نحو، لغت و اشتقاق است یعنی این چهار علم لازم است که یک مترجم بدان توجه داشته باشد.
دوم عنصر هنر که منظور علوم بلاغی است یعنی معانی، بیان و بدیع. علم معانی کیفیت کلام و مقتضای آن است مانند تقدیم، تاخیر، حذف، ایجاز و اطناب و وصل و فصل.
علم بیان هم مسائلی همچون تشبیه و مجاز و حقیقت را بحث می کند و علم بدیع هم آرایه های لفظی و معنوی به تعبیر دیگر صنایع لفظی و معنوی کلام را مورد بحث قرار می دهد. کسی که بخواهد در ترجمه قرآن تبحر کامل و کافی پیدا بکند ناچار است کتاب مغني اللبيب تمام هشت باب آن را دقیقا بررسی کند، در علم نحو است که این کتاب بسیار راهگشاست و دو هزار و پانصد آیه به عنوان شاهد صاحب مغني اللبيب آورده است.
دوم کتاب مطول تفتازانی در علوم بلاغی است که انصافا خیلی راهگشاست و نکاتی در آن کتاب است مثل قاعده تضمین، مثل قاعده احتباک یعنی قاعده حذف که در کمتر کتابی آمده است و یک مترجم متبحر حتما باید روی این دو علم یعنی نحو و صرف و لغت و اشتقاق و کل علوم بلاغی، معانی و بیان و بدیع مطالعه کرده باشد. نکته دیگر اینکه ما چهار نوع ترجمه بیشتر نداریم اول ترجمه تحت اللفظی است که در میان ترجمههای تحت اللفظی که کم هم نبودهاند و از قرن چهارم تا آخر قرن سیزدهم بیشتر صبغه ترجمهها تحتاللفظی بوده است، در میان این ترجمههای تحتاللفظی که در قرن اخیر متداول بوده یکی ترجمه مرحوم مصباح زاده است یکی ترجمه مرحوم معزی و دیگر ترجمه شیخالهند است که اینجانب آن را باز ترجمان کردهام و خیلی روی آن کار شده است به عنوان ترجمه تحتاللفظی. دوم ترجمه تطبیقی است یعنی در کمیت و کیفیت این ترجمه باید مطابق با متن باشد و طبق قواعدی که در زبان مبدا است، زبان مقصد هم باید طبق قواعد خودش آن ترجمه را در خودش منعکس کند به نظر بنده زیباترین، کیفیترین، مطلوبترین، گویاترین و هنرمندانهترین نوع ترجمه ترجمه تطبیقی است که در اینجا فرصت نیست من در این باره بیش از این صحبت کنم.
نوع سوم ترجمه تفسیری است. ترجمه تفسیری یعنی در واقع همان تطبیقی به اضافه توضیحاتی در میان پرانتز یا پانوشت ها برای فهم بیشتر آیات، به طور مثال ترجمه مرحوم فیض الاسلام، ترجمه مرحوم دکتر مصطفی خرمدل، ترجمه محمدرضا صفوی، این سه ترجمه مصداق روشن ترجمه ی تفسیری هستند. مورد چهارم ترجمه مضمونی که دیگران آن را ترجمه آزاد تعبیر میکنند اما بنده موافق با این لفظ نیستم ترجمه مضمونی یعنی مضمون آیه را در قالب نثر نویسنده عرضه میکند به طور مثال ترجمه مسعود ریاعی و ترجمه مرحوم محمد باقر بهبودی این دو هفتاد درصد ترجمهشان مضمونی است و دیگر اینکه ترجمه شعری یعنی منظوم از زیر مجموعههای ترجمه مضمونی است اما این چهار مورد که عرض کردم برگردم به ترجمه تحتاللفظی که این ترجمه جناب آقای دکتر غروی از نوع تحتاللفظی است نکاتی در این باره عرض کنم.
ترجمه تحتاللفظی اولا نقاط قوتی دارد که از جمله آن لغت معنابودن روشن آیات است یعنی به جای اینکه هر شخصی برای هر لغتی به کتاب لغت مراجعه کند در ضمن تلاوت آیات فورا معنی لغوی را در مییابد و میفهمد و امتیاز بزرگ ترجمه تحتاللفظی همان لغت معنا بودن آن است اما نواقصی هم دارد که ترجمه تحتاللفظی لزوما نمیتواند مفهوم آیه را آن گونه که در تطبیقی یا تفسیری است بیان بکند اما در خصوص این ترجمه که زحمت کشیدند جناب آقای دکتر غروی و دوستانی که همکاری داشتهاند در این اثر فخیم و ارزنده و مفید من چند نکته را باید عرض کنم اولا که تمام ترجمه همین چند روز به دست من رسید و فرصت بررسی تمام سورهها را نداشتم سوره حمد و سوره ملک و بخشی از سوره بقره و بخشی از سوره آل عمران را دیدم و فرصت نشد که همه موارد را بررسی بکنم چون دوستان میدانند کسی که توانسته است در طول سالیانی تمام ترجمههای قرآن از قرن چهارم مخصوصا قرن چهارم، پنجم و ششم که قرون درخشش زبان و ادب پارسی است اون هم در قالب آثار قرآنی این سه قرن واقعا قرون درخشش فرهنگ اسلامی است در قالب نثر به ویژه بنده موفق شدم دویست ترجمه را از قرن چهارم تاکنون تحقیق و بررسی کنم بخشی از این نقدهای بنده مکتوب بوده و چاپ شده در قالب کتاب و در هفده مجله به طور متفرقه من نقدهایم چاپ شده است و همین طور در خصوص بررسی ترجمهها قرن به قرن مقایسه کردم مثلا ترجمه تفسیر طبری، ترجمه نسفی، ترجمه سورآبادی، ترجمه ی بصائر یمینی، ترجمه میبدی و ترجمه ابوالفتوح رازی اینها آثار بسیار گرانقدر قرن چهارم، پنجم و ششم هستند ولی در قرن هشتم فقط یک ترجمه قابل توجه داریم و ان هم از صاحب تفسیر غریبالقرآن است حسن نیشابوری که صاحب تفسیر غریبالقرآن و اخیرا هم دانشگاه تهران در یک مجلد بدون متن قرآن دو سه سال پیش چاپ کرده بود اما در قرن دوازدهم تنها ترجمه ای که درخشید ترجمه شاه ولی الله دهلوی هندی بود که فوقالعاده از نظر ادبی دقیق است ترجمه بسیار مفیدی است تا میرسیم به آخر قرن سیزدهم ترجمه بصیرالملک و وارد قرن چهاردهم که می شویم ترجمههای فراوان که با ترجمه مرحوم الهی قمشه ای و ابوالقاسم پاینده و زینالعابدین رهنما و فیض الاسلام شروع شد پس از انقلاب نزدیک صد و پنجاه ترجمه را من دیدم، بررسی کردم و حدود هفتاد ترجمه هنوز مجوز چاپ نگرفتهاند ترجمهها بسیار زیادهستند بنده تحقیقی که در همه ترجمههای کهن و جدید و مخصوصا ترجمههای پس از انقلاب که بیشتر آنها از نوع تطبیقی است داشتهام مقالات متعددی دارم اما در خصوص این ترجمه تحتاللفظی جناب آقای دکتر غروی عزیز من از سوره حمد چند نکته را توضیحا عرض می کنم ترجمه "مالک یوم الدین" ایشان ترجمه کردهاند " فرمانروای روز سزا دادن به دینداری" اگر این ترجمه از نوع تحتاللفظی است عرض میشود با این همه طول و دراز نمیشود.
و ثانیا مالک غیر از ملک است فرمانروا معادل ملک است نه مالک و قرآن را ما باید طبق قرائت جمهور معنا و ترجمه کنید و اگر یک وقتی به نظرمان قابل توجه بود در پایین بگوییم این قرائت هم است طبق این قرائت معنا این طوری می شود لذا "مالک" به معنی خداوند و خداوندگار یا دارنده معنا می شود. آن وقت "یومالدین" روز جزا به جای جزا هم میتوانیم بگوییم روز پاداش و کیفر.
نکته دوم در " اهدنا الصراط المستقیم " ترجمه فرمودهاند "هدایت کن ما را به راه استوار" بحث من سر این کلمهی هدایت کن است. اینجا به طور کلی هدایت کن" اهدنا" اما روشن نفرمودند که این هدایت کن به کدام معناست آیا به معنی راهنمایی است یا به معنی راهبری است چون هدایت دو نوع است یک هدایت به معنی ارائه طریق که نامش رهنمایی و راهنمایی است و یک هدایت به معنی ایصال الی المطلوب که نامش راهبری است آنچه که مسلم است اینجا به معنی راهنمایی نیست آنهایی که گفتهاند ما را به راه راست راهنمایی کن توجه به مفهوم هدایت در این جا ننمودهاند قرآن که نازل شد خیلیها رهنمون شدند و راه را پیدا کردند از جمله خود پیامبر و اصحاب و دیگران پس اینکه همه میگویند "اهدنا" بعد از آن راهنمایی ارائه طریق تمام شده نوبت ایصال الی المطلوب رسیده یعنی ما را به راه راست راهبری کن.
قرآن یک هدایت دارد "هُدًى لِلنَّاسِ" به معنی رهنمایی یعنی راهنمای همه انسان ها یک " «هدی للمتقین»" دارد اینجا هدایت به معنی راهبری یعنی قرآن دست اینها را میگیرد و به مقصد میرساند این یک نکته هم لازم بود که عرض کنم اگر به جای هدایت کن میفرمود راهبری کن آن معنی ایصال الی المطلوب را منتقل می کرد سوم "صِرَٰطَ ٱلَّذِينَ أَنۡعَمۡتَ عَلَيۡهِمۡ غَيۡرِٱلۡمَغۡضُوبِ عَلَيۡهِمۡ وَلَاٱلضَّآلِّينَ
" ترجمه فرمودند راه آنان که نعمت دادید بر ایشان نه آنان که خشم گرفته بر ایشان و نه گمراهان.
اینجا به وضوح روشن نیست که این غیره که مکسوره و صفت برای "الذین" است یا بدل برای "الذین" است اعمال معنا نشده است اگر بخواهیم دقیق بشویم من در پانوشت ترجمهام این را توضیح دادم به سه نفر از مراجع تقلید هم عرض کردم که شما در رسالههای عملیتان وقتی که سوره حمد را آوردید برای نماز که خوانده شود انجا ترجمهاش هم کردید و ترجمه آیه هفتم سوره حمد هم در رسالهها غلط است بدون تعارف عرض کردم آن بزرگان هم پذیرفتند با سه نفرشان حرف زدم این" صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ " راه آنان که نعمت دادی بر ایشان یا راه آنان که نعمت ارزانی داشتی بر ایشان آن وقت "غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلَا الضَّالِّينَ" باید بگویم که نه بر آنها خشم گرفته شده و نه گمراهاند.
ببینید اینکه که اول آمد یعنی اینجا صفت گرفتیم یعنی این غیرمکسور است چون صفت برای "الذین" هست این خیلی روشن است یا بدل برای "الذین" باشد این طوری باید ترجمه کنیم راه آنان که بر آنان نعمت ارزانی داشتی همآنان که نه بر آنها خشم گرفته شده و نه گمراهاند این نکته بسیار لازم بود .
یک نکته هم "یخادِعونَ اللَّهَ وَالَّذينَ آمَنوا" اینجا فرمودهاند افسون کنند خدای را و نیز آنان که ایمان آوردهاند و "وَما يَخدَعونَ إِلّا أَنفُسَهُم وَما يَشعُرونَ " افسون نکنند جز خودشان را و درنمی یابند. کلمه افسون کردن بیشتر برای سحر و طلسمات و غیره به کار می رود اما "یخادعون" در اینجا باب مفاعله است به معنی در پی خدعه و مکرر بودن و قصد و تصمیم بر انجام کاری گرفتن است یعنی منافقان در صدد خدعه و نیرنگ با خدا و مومنان برمیآیند این کلمه درصدد باید بیاید یا میخواهند به جای درصدد باید بیاید، میخواهند نیرنگ بزنند به خدا میخواهند چنین...
به هر حال این کلمه نیرنگ از هر جهت مناسبتر از افسون است در نکته دیگری که "إِنَّهُ یَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لَا ذَلُولٌ تُثِیرُ الْأَرْضَ وَلَا تَسْقِی...." سوره بقره آیه هفتاد و یک به درستی که آن گاوی است که زبون آن گاوی است نه زبون که زیر و زبر کند زمین را.
"ذلول" در این جا معادل زبون نیست بلکه معادلش رام است. بنابراین ترجمه دقیق آیه باید گفت که به درستی که آن گاویست نه رام که زمین را شخم زند به جای زیر و زبر هم "تُثِیرُ الْأَرْضَ" اینجا به معنی شخم زدن میآید حالا چون فرمودی که وقت تمام شده وگرنه من موارد متعددی یادداشت کردم و هر یک از اینها و انشاءالله امیدوارم که این دو ترجمهای که از بنده چاپ شده که یکی نشر نی چاپ کرده یکی هم نشر احسان نشر احسان ِ ترجمهام تحتاللفظی است که چاپ کرده و خیلی استقبال شده بارها و بارها چاپ شده و ترجمه نشر نی هم در مدت کوتاهی به چاپ سوم رسیده. الان انشاءالله امیدواریم و اگر یک وقتی حضوری هم جلساتی باشد من در خدمتتان حاضرم توضیحات بیشتری عرض کنم والسَّلامُ عَلَيْكُم ورَحْمَةُ اللهِ وَبَرَكاتُه