My Love

My Love

Mahshad Z



Bts_Army


𝓕𝓸𝓻𝓰𝓲𝓿𝓮 𝓶𝓮



•••••••••••••••••••••••••••

پارت « 8 »


( ا/ت داشت قهوه داخله فنجون ها می ریخت که با صدایه سان از ریختن دست کشید ... 

& صبح بخیر 

+صبح بخیر عشقم .. 

{ با حرف جونگ کوک ا/ت بغض کرد ...و چشاش پر آب شد

+خوب خوابیدی

&اوم تو چی 

+کنار تو بهترین آرامش رو دارم ... 

( ا/ت فنجون سان رو پر کرد و نتونست اونجا بمونه فورن ) 

_نوش جونتون

&ممنون .....

•••••••••••••••••••••••••

ا.ت ...... 

داخل آشپز خونه رفت و شروع کرد به گریه کردن .... 

_خدایا .... 

نمی تونست درست نفس بکشه.. چشاش قرمز شده بود ... 

_کاشکی من جای اون بودم 

_من .. من.. چطوری تحمل کنم ... 

_ کاشکی....... 

[ با صدای جونگ کوک حرفش نصفه مونده ] 

+میز رو جم کن .... 

[. جونگ کوک هم با دیدن چشمای سرخ ا.ت حرفش نصفه موند .... 

+ببینم تو گریه کردی ...

_نه ( فورن اشک هاشو پاک کرد ) 

+پس چرا چشمات قرمز شدن 

_چیزی نیست .. 

{ جونگ کوک هم نخواست دیگه اسرار کنه و سر اصل مطلب رفت ... } 

+ما می ریم سرکار میز رو جم کن ... 

_چشم 

+,خدافظ

_خدافظ 

[ بعد رفتن جونگ کوک دوباره به حالت اول رفت....... 

•••••••••••••••••••

••••••••••••••••••••••••••

[ پرش زمانی ..... ] 

      [ 3 ساعت بعد .... ] 

« ا/ت » 

داشتی خونه رو گرد گیری میکردی که چشمات به قاب عکس رو میز خورد 

جونگ کوک و سان بودن 

یه چیز ساده کافی بود تا دوباره چشات در اشک بشن 

کنارش رفتی و برش داشتی ...... 

_خوش به حالت جئون سان .... 

_کاشکی من این اسم رو داشتم ... 

_کاشکی من تو این قاب عکس بودم... 

_اییی کاش اون روز به جونگ کوک می گفتم 

_تا حداقل اینطوری باهام رفتار نشه .... 

¥چی رو به جونگ کوک بگی ؟؟؟ 

(متوجه شدی که سرکارگر پشت سرته ) 

_عااااا چیزی نیست داشتم با خودم حرف میزدم 

¥خیله خوب زود اینجا رو تمیز کن باید شام درست کنیم

_باشه ..... 

[ با رفتنش عکس رو جای اولش گذاشتی و اشک هاتو پاک کردی به کار کردن ادامه دادی ... 

••••••••••••••••••••••

[ پرش زمانی.... شب .... ] 

جونگ کوک .....

با زنگ خوردن گوشیم از کار دست کشیدم و جواب دادم .... 

+الو سان .... 

&عاااا سلام حالت چطوره

+سلام خوبم تو چطوری

&ممنون کجایی

+شرکت و تو 

&من خونه یکی از دوست هام هستم ... 

+عاااا خوشبگذره

&ممنون 

+میخوای شب بمونی 

&اره مشکلی نیست

+نه مراقب خودتت باش

&ممنون توم همین طور 

+پس فعلا برو پیش دوست هات تا بد نشده

&باشه فعلا 

+فعلا

[ بعد از قطع کردن کوک ببند شد و به سمت خونه حرکت کرد....

•••••••••••••••••••••

••••••••••••••••••••••••••

ا.ت } 

داشتی میز شام رو می‌چیدی که صدای زنگ در اومد 

ازش دست کشیدی و سمت در رفتی .... 

بازش کردی و با قیافه کوک روبه رو شدی ... 

_خوش اومدید 

+ممنون .... 

_شام امادس بفرمایید سر میز

+میل ندارم جمع کنید 

_چشم 

+وقتی کارت رو تموم کردی برام یه قهوه بیار و بیا تو اتاق کارم 

_برایه چی 

+اینش به تو ربطی نداره ... 

_باشه ....

[ کتش رو بهت داد و بالا رفت ... ] 

••••••••••••••••••••

[ بعد از تموم کردن کار هات یه قهوه تو یه فنجون ریختی و دم اتاق کارش رفتی ...

{ چند بار آروم در زدی ... 

« تق تق تق تق تق » 

+بیا تو..... 

« رفتی تو اتاق .... اتاق خیلی شلوغ بود همه جا پر از برگ بود ... 

+قهوه بزار رو میز و اون برگه هارو جم کن 

_......؟


•••••••••••••••••••••••••

امیدوارم خوشتون بیاد 🤍

پارت بعدی پنجشنبه ساعت 6 تو چنل آپ میشه

آدمین : 𝓂𝒶𝒽𝓈𝒽𝒶𝒹...♡︎

Report Page