Monsieur_7♡
悪の`ˢ⃫ᵃˢʰᵃ
نام =اوینا ادموند
نوع سلاخی = سوزن سمی
سن =26
تعدا قربانی ها تا به حال =19
هدف = نابودی همه کسانی که درمقابلش می ایستند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.
.
هتل بزرگی بود سر و صدای ازار دهنده مردم که حتی به دیواره های اتاق هم نفوذ کرده بود
باز هم باید با یه احمق دیگه رو به رو بشم
واقعا انقد براشون سخته که قبول نکنن در مقابلم نا ایستند
خب اینجوری زیاد به نفع خودشون نیست
تقه ای به در اتاقم خورد
_ بیا داخل
مردی قد بلند با کت و شلواری مشکی از ظاهرش به نظر میاد که فر خاصیه
عصبانیت در چشم هایش موج میزد
اینکه مردم به خاطر من عصبانی میشوند برام جالبه
مرد با عصبانیت بهم نزدیک شد
+توحتـ..
_لطفا به افرادت بگو در اتاق رو ببندن و بیرون برن یا نکنه میترسی بکشمت؟
نقطه ضعف تمام افراد قدرتمند
خیلی احمقن
مرد به افرادش دستور داد و اونا از اتاق بیرون رفتن
سکوت ازار دهنده ای بر اتاق حاکم بود
مرد بالاخره شروع به حرف زدن کرد
+اوینا تو واقعا منو خر فرض کردی فکر کردی چقد برای این دم و دستگاهی که ساختم زحمت کشیدم
میون حرفش پریدم
_ زحمت نکشیدید از همون اول این ها مطعلق به شما نبود و من چیزی که ماله خودم است رو ازتون در خاست کردم و به نفعتونه همچیو بهم پس بدید
مرد از شدت عصبانیت از جا برخاست و سمتم حمله ور شد
بدون ذره ای حرکت گذاشتم به سمتم بیاد
چون خودش پا تو تله مرگ گذاشت..
مرد بازومو گرفت و بلندم کرد
+با خودت چی فکـ..
سوزن رو وارد گردنش کردم
مرد دستش را روی سوزن گذاشت و تعادل خودش رو از دست داد
به عقب هولش دادم
خون از گلوی مرد بیرون ریخت
و اخرین نفسش رو هم کشید و تا ابد به جهنم وارد شد
کنار جسدش رفتم و لب زدم
_شما احمقا حق ندارید به من دست بزنید