Mercury

Mercury

کینه توزی خمینی و سو استفاده از قدرت برای تصفیه حساب های شخصی

برشی از کتاب خمینی در فرانسه


حشمت الدوله حتی مراجعه به یک آخوند محلی ضرورتی نداشت و منشی او، آقامصطفی، این کار را انجام میداد. در گیر و دار این معاملات خود او نیز ثروتی اندوخت و از زورگویی به زارعین و خورده مالکان خودداری نمی کرد. در نتیجه دشمنان بسیار پیدا کرد که چون دستشان به حشمت الدوله نمی رسید وی را آماج كينه و نفرت خود قرار دادند. در آخر قرن نوزدهم بود که بر اثر یکی از این نقارها فاجعه ای برای

خانواده ی خمینی روی داد. یکی از همان خورده مالکانی که خود را متضرر می دانستند، بنام بهرام خان، درصدد انتقام از مصطفی برآمد و با همدستی تنی چند از دوستانش در راه خمین به اراک، به او، که خود را سید نیز مینامید حمله برد و به قتلش رساند. بهرام خان، که متهم به این قتل بود، توقیف و به تهران انتقال داده شد. در پایتخت وی را محاکمه و محکوم به اعدام کردند و در ملاءعام - چنانکه رسم آن زمان بود- به چوبه دار آویخته شد. خانواده ی مقتول نیز در این اعدام حضور داشتند، که این نیز از عادات آن روزگار بود. هشتاد سال بعد روح الله خمینی که مردی کینه توز بود، دستور داد حسین بهرامی رئیس انجمن شهر خمین را که نوه ی بهرام خان بود توقیف کردند و به عنوان «محارب با خدا و مفسد فی الارض» در زندان وی را سخت شکنجه دادند که حتی امکان وصف آن میسر نیست. سپس در میدان شهر و در برابر جمعی از اهالی خمین وی را شلاق زدند و سرانجام جسد نیمه جانش را به دار آویختند و به رسم جمهوری اسلامی کلیه ی اموال خود او و حتی خانواده اش مصادره شد و یا به غارت رفت. جراید آن روزها این ماجرا و اعمال «عدالت اسلامی» را درباره ی حسین بهرامی «با عکس و تفصیلات» بازگو کردند.

دکتر هشنگ نهاوندی

خمینی در فرانسه

صفحه 15



Report Page