#ذره‌بین_ویژه🔴روزی که دستور دادید همه صندوق ها را به نام علی خامنه ای باز کنند

#ذره‌بین_ویژه🔴روزی که دستور دادید همه صندوق ها را به نام علی خامنه ای باز کنند

پس از انقلاب 57 و مصادره انقلاب توسط آیت الله خمینی تقریبا تمام نزدیکان وی به او اعتراض کردند.

🔎 #ذره‌بین_ویژه

آیت الله خمینی به همراه برادرش آیت‌الله پسندیده


✉نامه تاریخی آیت الله پسندیده به آیت الله خمینی


آیت الله مرتضی پسندیده برادر بزرگ آیت الله خمینی، در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۲ نامهای تاریخی به او نوشت و نظر خود را در مورد عملکرد او و انقلابیون شاخص اطرافش بیان کرد. اینک که بیش از سه دهه از زمان نگارش این نامه می گذرد، نگاهی به این نامه، زنده کننده خاطرات تلخی است که سردمداران رژیم هنوز از آنها درس عبرت نگرفته و خطاهای بی شمار خود را اصلاح نکرده اند و به نظر می رسد که قصد انجام این کار را هم نداشته باشند. متن نامه آیت الله پسندیده به قرار زیر است:


ناله ها از هر سو به گوش می رسد و نفرینش به ارباب عمایم عالمی را گرفته است. بر اساس آنچه هر روز مشاهده می کنیم و آن چیزهایی که به گوش ما می رسد و خودمان احيانا در جریان آن قرار می گیریم، مردم هر ساعت دست به آسمان دارند و آرزوی بازگشت اوضاع گذشته را می کنند. آیا این ناله ها را شما می شنوید؟ یا ماشاالله با حصاری که دور شما کشیده اند، شما هم حکایت آن چوپان را دارید که گرگ به گله اش زده بود ولی او بی خبر مشغول دوشیدن میش مورد علاقه اش بود و هیچ از جای نجنبید تا لحظه ای که گرگ سراغ خودش آمد. اول میش او را به پنجهای درید بعد هم خودش را. روزی که در خمین و به دستور حزب جمهوری و با تمهید و توطئهای که گمان ندارم به دور از اطلاع شما بوده، عمامه از سر من کشیدند و از هیچ اهانتی ابا نکردند، من درهای گلایه نکردم، که روزگار جدمان پیش چشمم بود. روزی که آن سید بیچاره" را که فقط قصد خدمت داشت و خود شما صد بار گفته بودید که از فرزند به من نزدیک تر است، با آن افتضاح از ریاست جمهوری خلع کردند و یک بدبخت بد عاقبت را که اداره یک کاروانسرا هم از عهده اش بر نمی آید به ریاست جمهوری این مملکت بزرگ و معتبر تعیین کردند، به شما گفتم این شیاطین قصد دیگری دارند و می خواهند از این عروسک برای اجرای مقاصد خود استفاده کنند. اما شما به جای گوش دادن به این حرف های مصلحانه رو در هم کردید و حتی حرمت برادر بزرگ را هم رعایت ننمودید. من که مثل عقیل ابن ابوطالب مال و جاه و مقام نخواسته بودم که شما حکم به داغ کردن دلم دادید و سر پیری اهانتی به من روا داشتید که در زمان شاه هم کسی جرئت اعمال آن را نداشت. روزی که دستور دادید همه صندوق ها را به نام علی آقا خامنه ای باز کنند، من و دو سه آدم دلسوز که حداقل یکی شان، یعنی شیخ علی آقا تهرانی بیست سال شاگرد خاص و مورد محبت شما بود، به شما نوشتیم که این انتخاب ایران را بر باد می دهد، گوش نکردید و حالا می بینید آنچه نباید می دیدید. این همه خونها ریخته شد، این همه جنایات وقوع پیدا کرد که از ذکر آن به خود می لرزم که مبادا قطره ای از این خون ها به سبب اخوت من و شما دامن مرا بگیرد، فقط برای اینکه شما به جای گوش سپردن به آنها که هم به اسلام و هم به ایران علاقه مند بودند، گوش به شیاطین دادید. شما چگونه بر مسند ولایت می نشینید؟

به آدم های بدنامی مثل اکبر هاشمی رفسنجانی، (على) مشکینی، | يوسف صانعی و جلادانی مثل آن شیخ بدکاره ( محمدا گیلانی، سید حسین موسوی تبریزی و ده ها و دهها آدم خبيث و بدعهد را قدرت و مقام می دهید، آن وقت سادات عالی قدری را مثل حاج آقا حسن قمی، سبط آن افتخار ازلی تشیع، حاج آقا حسین قمی طاب ثراه و آقای حاج سید کاظم شریعتمداری، مرجع بر حق شیعه مولا علی را به آن خفت خانه نشین می کنید و مرجعیت را از آنها سلب می کنید، از آنها که خود با اشک و ناله های من بیست سال پیش حکم مرجعیت شما را امضا کردند و به شاه دادند تا از آزار و توهین به شما ممانعت شود. شما خود بهتر از هر کسی می دانید که من از ابتدا با مداخله روحانیون در امور کشوری و لشکری مخالف بودم و به شما گفتم وقتی ما مصدر کار شویم اگر کارها مطابق خواست مردم نباشد همه نفرت متوجه ما خواهد شد و در نهایت اسلام ضرر خواهد دید. آیا امروز نتیجه ای بجز این حاصل شده است؟ این مردمی که در راه اسلام از جان می گذشتند و در زمان شاه از فکلی و بازاری و دانشجو و زن و مرد، شعائر دینی را محترم می داشتند، امروز نه به دین توجهی دارند و نه برای شعائر دینی ارزشی قائل اند. آنها می گویند اگر دین این است که اولیای جمهوری اسلامی اعمال می کنند بهتر است ما کافر باشیم و اصلا اسم مسلمان روی ما نباشد. با سیاست های غلط جمعی منبری و مدرس که از اداره خانه خودشان هم عاجزند، امروز ایران به نهایت ذلت و خواری در دنیا افتاده است. حتی یک دوست برای ما باقی نمانده است. من با چند روحانی شیعه پاکستانی اخیرأ حرف می زدم آنها از وضع ایران گریه می کردند و می گفتند در کشور ما سابق شیعه مقام و ارزشی داشت ولی حالا ما تا اسم تشییع را می آوریم، می گویند لابد مثل ایران . آقای حاج آقا صدر به من می گفت مردم لبنان، که در غیبت آقا موسی صدر چشم به ایران داشتند امروز خیلی از ایران زده شده اند. این چه معنا دارد که ما اسلحه از اسراییل بخریم و بعد از جنگ با اسراییل سخن بگوییم بنده در مورد جنگ و مسائل آن حرف نمی زنم که خود مثنوی هفتاد من کاغذ است، فقط می گویم آیا به گوش شما نمی رسد که بعضی از نور چشمی ها چه دست اندازی ها به بیت المال مسلمین به اسم جنگ و کمک به جنگ زدگان کرده اند؟ بیش از 3 ماه است بنده برای دیدن شما وقت خواسته ام ولی دفتر شما مرتب می گویند وقت ندارید. آن وقت هر روز ملای فلان ده و دادستان بهمان قصبه را به حضور می پذیرید. چون لابد به جز مدح و ثنا نمی گویند و بدبختانه شاید چون خداوند تبارک به من لسان مداحی نداده حتی باید از برادر خود محروم بمانم.

بنده گمان دارم که با ارسال این نامه لابد تضییقات و گرفتاری ها برای ما بیشتر خواهد شد ولی چون چند روزی است که حس می کنم هر لحظه ممكن است که حق تعالی آرزویم را اجابت کند و اجازه ترک این جهنم فانی را عنایت فرماید، لذا به عنوان وصیت یا توصیه یا خداحافظی برادری با برادرش این جملات را نوشتم. شما وصیت نامه می نویسید و برای خود جانشین تعیین می کنید، پس چرا یکباره اسمش را نمی گذارید سلطنت اسلامی به جای جمهوری، مگر رسول اکرم جانشین توی وصیت نامه تعیین کرد؟ بجز اینکه مولا علی را که معصوم و منتخب الهی بود به مردم عرضه داشت. شما کدام معصوم را در اطرافتان می بینید؟ شیخ علی منتظری را که به اندازه یک مدرس ساده هم قدرت درک و فهم ندارد؟ شیخ علی مشکینی را که کراهت نفس او کاملا از منظرش هویداست ؟ بله کدام معصوم را دیده اید؟ | چهارده قرن مردم تشخیص می دادند که کدام مرجع اعظم است و کدام یک از علما قابل احترام و اعتماد. حال روزنامه ها یک روزه یک شیخ را آیت الله العظمی می کنند و دیگری را افقه الفقها. آن شیخ گیلانی جلاد آیت الله می شود و دسته دسته ثقه الاسلام و حجت الاسلام از کارخانه حکومتی بیرون می آید. اسمش را هم گذاشته اند حکومت جمهوری اسلامی و مسرورید که حکم خدا را در زمین اجرا کرده اید؟ خوشا به سعادت آنها که همان روزهای نخست رفتند و این روزها را ندیدند. من نیز دیر یا زود می روم تنها وحشتم برای شماست. خداوند همه را به راه راست هدایت کند.


 ۲۵ شوال ۱۴۰۳ قمری 

قم - مرتضی پسندیده

Report Page