Mahnush-Negin
Aydaبا به صدا درومدن در اتاقت سرتو از توی برگه های شرکت بیرون میاری. با دیدن بیبی سکسیت لبخند عمیقی روی لبت میشینه. صندلیتو میچرخونی و با دست اشاره میکنی سمتت بیاد.
-چی شده پرنسس من اومده اینجا و بهم سر بزنه
میاد و روی پات میشنه و دستشو توی موهات میبره
+صد دفعه بهت گفتم با من اینجوری و انقدر لوس صحبت نکن دختر خانوم
میخندی و سرتو توی گردنش میبری و مشغول بوسیدن و مارک کردنش میشی
-اینکه دوست دارم قربون صدقه دوست دخترم برم کاملا هم حقمه هم مربوط به خودمه
خم میشه و گاز محکمی از بازوت میگیره
+خیلی روداری
اخ ارومی میگی و میخندی
-نگفتی برای چی اومدی عزیزم
شونشو بالا میندازه
+اومدم رئیس شرکت و برای یه ناهار کوچولو با دوس دخترش قرض بگیرم، نظرت چیه؟
چشمکی میزنی و گونشو میبوسم
_تو چیزی بخای و من نظرم منفی باشه؟
بریم عزیزم